خبرآنلاین - در صفحه شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه، نگاهها معمولاً به بازیگران بزرگ و پرنفوذی چون ایران، عربستان، مصر، اسرائیل، ترکیه و قدرتهای فرامنطقهای دوخته میشود. اما در سایه این غولهای سیاسی، دو دولت کوچک خلیج فارس یعنی قطر و امارات متحده عربی با جمعیتی اندک و جغرافیایی محدود، ظاهراً نقشی فراتر از اندازه خود ایفا میکنند. این بازیگران کوچک نه تماشاگران خاموش تحولات منطقه، بلکه بازیگرانی فعال و گاه جنجالیاند؛ با بهرهگیری از ثروت سرشار نفت و گاز، شبکههای رسانهای قدرتمند، سرمایهگذاریهای کلان و دیپلماسی پرتحرک، توانستهاند مهرههای خود را در صفحه شطرنج خاورمیانه به حرکت درآورند. قطر و امارات، هر یک با استراتژی متفاوت، رد پای خود را از میدانهای سوریه و عراق تا سواحل سومالی، سودان و لیبی برجای گذاشتهاند. حضور پررنگ و سیاستهای متضادشان، نه تنها معادلات منطقهای را پیچیدهتر کرده، بلکه "بازی بزرگ" خاورمیانه را به صحنهای چندلایه و پیشبینیناپذیر بدل ساخته است.
قطر: دیپلماسی نرم، رسانه و میانجیگری
قطر، شبهجزیرهای کوچک با جمعیتی محدود، به لطف ذخایر عظیم گاز طبیعی و درآمدهای سرشار حاصل از صادرات انرژی، توانسته است فراتر از محدودیتهای جغرافیایی خود عمل کند. این کشور با اتکا به ثروت اقتصادی، شبکه رسانهای الجزیره و دیپلماسی فعال، استراتژیای مبتنی بر قدرت نرم و میانجیگری را در پیش گرفته است. الجزیره طی دههها به صدایی تأثیرگذار در جهان عرب و فراتر از آن بدل شده و عملاً بازوی رسانهای سیاست خارجی قطر محسوب میشود. اما نقش دوحه تنها به رسانه محدود نمیشود؛ این کشور با میزبانی گروههای سیاسی متعارض، از طالبان افغانستان تا جنبشهای فلسطینی، خود را به یک «هاب دیپلماتیک» تبدیل کرده است. در بحران سوریه، قطر حمایت مالی و سیاسی گستردهای از مخالفان مسلح دولت بشار اسد به عمل آورد. برآوردها نشان میدهد دوحه میلیاردها دلار صرف تجهیز و پشتیبانی گروههای مخالف کرد؛ حمایتی که موجب شد برخی تحلیلگران آن را «بانک مرکزی انقلاب سوریه» بنامند.
در عراق پساصدام، قطر تلاش کرد با حفظ روابط متوازن با شیعه، سنی و کرد، نقش میانجی ایفا کند. دوحه میزبان کنفرانسهای آشتی ملی بوده و در بحرانهای سیاسی متعدد داوطلب میانجیگری شده است. در لبنان نیز، قطر در بحران ۲۰۰۸ با میزبانی مذاکرات دوحه توانست به بنبست سیاسی پایان دهد و جایگاه خود را به عنوان ثباتساز تثبیت کند. یکی از برجستهترین نمونههای دیپلماسی قطر در افغانستان رقم خورده است. دوحه از سال ۲۰۱۳ میزبان دفتر سیاسی طالبان بود و به کانال اصلی ارتباطی میان این گروه، آمریکا و جامعه جهانی تبدیل شد. مذاکرات تاریخی آمریکا و طالبان که به خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ انجامید، در دوحه برگزار شد و جایگاه قطر را به عنوان بازیگری ضروری در مدیریت بحران افغانستان تثبیت کرد.
در پرونده فلسطین، قطر با ارائه کمکهای مستقیم نقدی و سوختی به نوار غزه، عملاً به ضامن بقای اقتصادی این منطقه تحت محاصره بدل شد. این کمکها شامل پرداخت حقوق کارمندان دولت حماس و تأمین انرژی بود؛ اقدامی که حتی اسرائیل نیز آن را به رسمیت شناخت. این سیاست، قطر را به بازیگری کلیدی در معادلات فلسطین تبدیل کرده است. فراتر از این عرصهها، قطر در سومالی با کمکهای بشردوستانه و سرمایهگذاری اقتصادی نفوذ خود را گسترش داده و در سودان نقشی کلیدی در ترتیبات انتقال قدرت پس از عمر البشیر ایفا کرده است. در بحران یمن، پس از اخراج از ائتلاف عربی، دوحه موضعی انتقادی علیه جنگ گرفت و رسانههایش به شدت بحران انسانی را پوشش دادند. در مجموع، قطر با بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی، رسانهای و دیپلماتیک، توانسته است فراتر از اندازه جغرافیایی خود عمل کند. این کشور با استراتژی قدرت نرم، میانجیگری و حمایت مالی، به بازیگری تأثیرگذار در بحرانهای سوریه، افغانستان، فلسطین و فراتر از آن تبدیل شده است. حضور فعال قطر نشان میدهد که در شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه، حتی مهرههای کوچک میتوانند نقشی بزرگ ایفا کنند.
امارات: قدرت سخت و جاهطلبی منطقهای
امارات متحده عربی در دهههای اخیر به یکی از بازیگران پرنفوذ و جنجالی خاورمیانه بدل شده است؛ کشوری کوچک در جغرافیا اما بزرگ در جاهطلبیهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی. نقطه عطف این رویکرد را میتوان در امضای پیمان تاریخی «ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ دانست؛ توافقی که به عادیسازی روابط با اسرائیل انجامید و پارادایم جدیدی را در جهان عرب رقم زد. ابوظبی این اقدام را «گامی برای توقف اشغالگری بیشتر و ایجاد فرصتی برای صلح» معرفی کرد. این توافق، امارات را در موقعیتی قرار داد که بتواند خود را به عنوان یک قدرت نوظهور در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه معرفی کند.
فراتر از پرونده فلسطین، امارات حضور خود را در عرصههای مختلف گسترش داده است. در عراق، این کشور روابط استراتژیکتری با دولت مرکزی بغداد و همچنین منطقه کردستان برقرار کرده و سرمایهگذاریهای انرژی قابل توجهی انجام داده است. در اردن و مراکش نیز، کمکهای مالی کلان ابوظبی نفوذ اقتصادی و سیاسی آن را افزایش داده است. با این حال، جوهره سیاست خارجی امارات بیش از هر چیز بر «قدرت سخت» و گسترش نفوذ امنیتی- اقتصادی استوار است. تحت رهبری شیخ محمد بن زاید آل نهیان، ابوظبی کمتر به تعامل با گروههای غیردولتی پرداخته و بیشتر بر اتحاد با دولتهای مقتدر و ایجاد پایگاههای نظامی در نقاط حساس تمرکز کرده است. مخالفت شدید با اخوانالمسلمین و جریانهای اسلام سیاسی، بخش مهمی از این رویکرد را تشکیل میدهد. نمونه بارز این سیاست را میتوان در جنگ یمن مشاهده کرد؛ جایی که امارات در کنار عربستان وارد ائتلاف شد، اما به سرعت اهداف مستقل خود را دنبال کرد. استقرار نیروهای زمینی و شبهنظامیان محلی مانند تیپهای «عمالیق» در سواحل غربی یمن و تمرکز بر کنترل تنگه بابالمندب و جزیره سقطری، نشاندهنده جاهطلبی ژئوپلیتیک امارات برای تسلط بر مسیرهای دریایی حیاتی بود. این مداخله اما به شکاف عمیق با عربستان انجامیده است. امارات با حمایت همهجانبه از «شورای انتقالی جنوب» (STC) با گرایشهای جداییطلبانه، عملاً به رقیب ریاض در یمن تبدیل شده است. گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که نیروهای تحت حمایت عربستان اخیراً مواضع وابسته به شورای انتقالی جنوب در المکلا را بمباران کردهاند؛ اقدامی که نشان میدهد اتحاد دیرین ریاض و ابوظبی در یمن به عرصه رقابت و درگیری مستقیم بدل شده است. این تحول، یمن را از میدان همکاری به صحنه رقابت دو متحد دیرین تبدیل کرده و معادلات منطقهای را پیچیدهتر ساخته است.
در سودان نیز، امارات نقشی پررنگ و تعیینکننده ایفا کرده است. پس از سقوط عمر البشیر، ابوظبی در کنار عربستان کمک مالی کلانی برای هدایت روند انتقال قدرت ارائه داد. اما گزارشهای متعدد نشان میدهد امارات به طور خاص از ژنرال محمد حمدان دقلو (حمدتی)، فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، حمایت گسترده مالی و لجستیکی کرده است. این حمایت به حمدتی اجازه داده تا در رقابت با ژنرال البرهان، رئیس شورای حاکمیت، موضعی قویتر اتخاذ کند. چنین مداخلهای نه تنها به تعمیق بحران داخلی سودان انجامیده، بلکه گذار به حکومت غیرنظامی را به تأخیر انداخته است.
در سومالیلند، ابوظبی با ساخت بندر استراتژیک «بربره» و ایجاد یک پایگاه نظامی حضور خود را تثبیت کرده است. در اریتره نیز پایگاهی در بندر «عصب» ایجاد کرده تا کنترل بیشتری بر کریدورهای دریایی حیاتی داشته باشد. این اقدامات نشان میدهد امارات در پی ایجاد یک امپراتوری اقتصادی- امنیتی است که از خلیج فارس تا دریای سرخ و شاخ آفریقا امتداد یابد. در مجموع، امارات متحده عربی با ترکیب قدرت سخت و سرمایهگذاری اقتصادی، توانسته است فراتر از اندازه جغرافیایی خود عمل کند. اما این جاهطلبیها، بهویژه در یمن و سودان، نه تنها به افزایش نفوذ ابوظبی انجامیده، بلکه به تشدید بحرانها و بیثباتیهای منطقهای نیز دامن زده است. حضور فعال و گاه جنجالی امارات نشان میدهد که در شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه، امارات در تلاش است تا از کشوری کوچک در خلیج فارس به مهرهای بزرگ و تعیینکننده تبدیل شود؛ مهرهای که هر حرکتش میتواند معادلات منطقه را بهطور جدی تغییر دهد.
نتیجهگیری
امارات و قطر نشان دادهاند که با وجود جغرافیای کوچک و جمعیت محدود، توانستهاند در شطرنج ژئوپلیتیک خاورمیانه نقشی فراتر از اندازه واقعی خود ایفا کنند. آنها ثابت کردهاند که میتوانند تحولات را تسریع یا کند کنند، از گروههایی حمایت کنند یا علیه آنها بجنگند، و در معادلات پیچیده منطقهای وزنهای قابل توجهی باشند. با این حال، این نقشآفرینی گسترده ریسکهای جدی نیز به همراه دارد. مواجهه مستقیم با بازیگران بزرگتر، درگیری در منازعات بیپایان، و تبدیل شدن به هدف گروههای معترض از جمله این تهدیدات است. نمونههای اخیر نشان میدهد که این خطرات تنها فرضیه نیستند؛ حمله اسرائیل به خاک قطر و بمباران نیروهای وابسته به امارات توسط عربستان در یمن، بهروشنی نشان میدهد که حتی این بازیگران کوچک نیز میتوانند به هدف مستقیم قدرتهای بزرگتر یا متحدان سابق خود تبدیل شوند.
گسترش بیش از حد دامنه منافع میتواند منابع آنها را تحلیل ببرد و در عین حال آنها را در معرض انتقاد بینالمللی قرار دهد. آینده نشان خواهد داد که آیا قطر و امارات قادر خواهند بود این نقش بزرگ را در درازمدت مدیریت کنند و تعادلی میان جاهطلبیهای منطقهای و ثبات داخلی بیابند، یا نهایتاً مجبور خواهند شد دامنه طمع ژئوپلیتیک خود را با واقعیتهای سخت منطقهای تطبیق دهند. آنچه واضح است، این است که خاورمیانه امروز را بدون در نظر گرفتن تأثیر، رقابت و گاه همکاری این «بازیگران کوچک در بازی بزرگ» نمیتوان فهمید. مهرههایی که هر حرکتشان میتواند هم فرصتهای تازه بیافریند و هم تهدیدهای جدی برای ثبات منطقه ایجاد کند.
۳۱۲/۴۲





نظر شما