کنایه کرباسچی به شعار «کاخ سفید را حسینه می‌کنیم»/ در انتخاب نخبگان برای اداره کشور فلج شده‌ایم چون توهم «نفوذی» بودن افراد را داریم

کرباسچی گفت: آقای پزشکیان با این همه نهج‌البلاغه و قرآن خواندن و تزریق امید به مردم وارد صحنه شد و حالا می‌گوید هر کسی که می‌تواند بیاید کار کند، خب آقا شما قرار بود بیایید کار کنید. فکر می‌کنم در تمام این مدت ما در شرایط «حساس» کنونی هستیم و تقصیر خودمان هم است. کشور را نخبگان باید اداره کنند اما آیا در حال حاضر کشور بدست نخبگان اداره می‌شود؟ آیا از پخمگان استفاده می‌کنیم یا نخبگان؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاح طلب، در بخشی از گفت و گوی خود با خبرگزاری ایرنا، به بیان نکاتی درباره بحران های اخیر کشور، وعده های رئیس جمهوری و عملکرد دولت و ... پرداخته است. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛

ارزیابی خود را از لزوم تقویت «اتحاد و انسجام ملی» در شرایط حساس کنونی و ضرورت کمک به دولت و حاکمیت برای برون رفت از این وضعیت و حل بحران‌ها را بفرمایید:

عبارت شرایط حساس کشور دیگر برای مردم حساسیت برانگیز شده است. ما نسبت به ظالمانه بودن روابط خارجی و به خصوص آمریکا، روسیه و سایرین تشکیکی نداریم و همه دنیا سابقه آن‌ها را می‌دانند و به نظر من بین آمریکا، روسیه و چین تفاوتی وجود ندارد. در فضای مجازی ویدئوی از یک شهروند ونزوئلایی وایرال شده است که در واکنش به این مسئله که آمریکا به خاطر نفت به کشورش حمله کرده است، به خبرنگار خارجی گفت: «شما فکر می‌کنید روسیه و چین به این جا آمده‌اند تا دستور غذای محلی را از مقامات ونزوئلایی یاد بگیرند؟» بنابراین این آگاهی عمومی در سطح جهان بوجود آمده است که ابرقدرت‎ها در غرب یا شرق به علت منافع خودشان رابطه دوستی با جایی برقرار می‌کنند.

مسئولین باید این شرایط دشوار را پیش‌بینی کرده و اصلا اجازه ندهند که بوجود آید

البته شاید این رفتار ابرقدرت‌ها چندان قابل مذمت نباشد زیرا مسئولان هر کشوری باید به دنبال «منافع ملی» خودشان باشند و اگر کسی «منافع ملی» خود را در نظر نگیرد و به دنبال اوهام برود، قابل نقد است. مسئولین باید این شرایط دشوار را پیش‌بینی کرده و اصلا اجازه ندهند که بوجود آید. به هر حال اگر کسی واقعیت‌ها را نبیند و به تعبیر مذهبی، اراده خدا یا نظم آفرینش و قوانین این جهان را که در زندگی بشری و همه کائنات جریان دارد، نادیده بگیرد بروز برخی مسائل اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

بر اساس آمار سازمان برنامه و بودجه از دو الی سه دهه گذشته استان ایلام رکورد بالاترین سطح بیکاری کشور را دارد و به تبع آن آمار خودکشی نیز در آنجا بسیار بالا است. نسلی که سال‌های سال منتظر پایان جنگ و آغاز سازندگی بود اما وقتی شاهد این حد از بیکاری و تبعات مادی و روانی آن در کشور است، بلاخره مشکلاتش جایی سر باز می‌کنند.

زمانی که در اصفهان استاندار بودم یکی از زمندگان بسیار فعال و خوشفکر لشکر امام حسین (ع) در عملیات کربلای چهار یا پنج دچار سوختگی هشتاد درصد شد، بسیاری از پزشکان از نجات وی قطع امید کردند و شهید خرازی یا فرد دیگری با من تماس گرفتند تا به وضعیت آن رزمنده رسیدگی شود، ماجرا را به مهندس موسوی اطلاع دادم و این رزمنده را به آلمان فرستادیم و خوشبختانه معالجه شد و به کشور بازگشت. حالا نیز گاهی صرفا به علت تعلقات همان دوران نه اینکه رابطه فکری بینمان باشد با وی در ارتباط هستم و با خودم فکر می‌کنم این فرد که تا سطح شهادت پیش رفته بود، چرا اینقدر زاویه پیدا کرده است؟ بعضی از این افراد حتی دیگر از مرحله بیکاری فرزندانشان گذشته‌اند و از بیکاری نوه‎های خود شکایت دارند!

مردم بعد از این همه بحران‌ها و محرومیت‌ها چند سال باید منتظر باشند تا اوضاع درست شود؟ البته نمی‌خواهم بگویم مسئولین به مشکلات مردم فکر نمی‌کنند اما این فکرها به نتیجه نرسیده است. وقتی جمعیت قریب به سی میلیونی اوایل انقلاب به نود میلیون رسیده است یعنی مسئولین باید برای چهل الی پنجاه میلیون نفر اشتغال‌زایی کنند اما مدام به مردم گفته می‌شود صبر کنید، آن‌ها می‌خواهند بدانند این مولفه «امید» که اینقدر درباره آن صحبت می‌شود کی محقق می‌شود؟ بدترین عذاب انسان که در قرآن کریم نیز به صراحت به آن اشاره شده است «ناامیدی» است. دانته در کتاب معروفش کمدی الهی به این مسئله اشاره کرده و نوشته است: «بر سر دوزخ نوشته شده هرکسی به این جا وارد شد دیگر از آن خارج نمی‌شود.»

اگر از جو شعار و هیجان بیرون نیاییم، اتفاقی در کشور نمی‌افتد

همه کارشناسان بر این باور هستند که برای دستیابی به رشد و پویایی اقتصادی باید روابط کشور با دنیا تنظیم شود و سرمایه‌گذاری انجام شود. بدون سرمایه‌گذاری و ارتباط با سایر کشورها، مسئولین نمی‌توانند اشتغال ایجاد کرده و به وعده‌های خود عمل کنند. اما تا زمانی که از جو شعار و هیجان بیرون نیاییم اتفاقی در کشور نمی‌افتد و شاهد حوادثی مانند وقایع ملکشاهی خواهیم بود. حتما آقای پزشکیان و مسئولین از آن‌ها دلجویی خواهند کرد اما این کافی نیست و باید فکری شود تا مثلا پنج سال دیگر در گوشه دیگری از کشور اتفاقی مشابه نیفتد.

بلاخره وقتی آن منطقه با نرخ بیکاری بالایی مواجه است و غفلت اتفاق می‌افتد به ناچار این حوادث رخ می‌دهند. بر اساس آموزه‌های دینی و قوانین آفرینش، در پی غفلت و عدم توجه همه جانبه به مسائل مردم، در نهایت جایی شاهد ضربه پروردگار خواهیم بود و این ضربه الهی در قالب اعتراضات مردم، حوادث طبیعی و ... در عالم جلوه می‌کند.

چقدر باید از مردم خواست که صبر کنند تا این رئیس‌جمهور و آن رئیس‌جمهور بیاد و اوضاع درست شود؟

همه ما می‌دانیم که بیکاری، عدم توانایی اقتصادی برای اداره زندگی شخصی انسان‌ها را عاصی می‌کند، چقدر باید از مردم خواست که صبر کنند تا این رئیس‌جمهور و آن رئیس‌جمهور بیاد و اوضاع درست شود؟ آقای پزشکیان با این همه نهج‌البلاغه و قرآن خواندن و تزریق امید به مردم وارد صحنه شد و حالا می‌گوید هر کسی که می‌تواند بیاید کار کند، خب آقا شما قرار بود بیایید کار کنید. فکر می‌کنم در تمام این مدت ما در شرایط «حساس» کنونی هستیم و تقصیر خودمان هم است. کشور را نخبگان باید اداره کنند اما آیا در حال حاضر کشور بدست نخبگان اداره می‌شود؟ آیا از پخمگان استفاده می‌کنیم یا نخبگان؟

در انتخاب نخبگان برای اداره کشور فلج شده‌ایم چون توهم «نفوذی» بودن افراد را داریم

به عنوان مثال در وزارت خارجه نیروهای زبده و کارکشته بسیاری داریم که در همین چهل سال کارکشته شدند اما یک روز آقای ظریف به علت تابعیت فرزندش از میدان به در می‌شود، روز دیگر برای آقای محسن امین‌زاده در سال ۸۸ فلان اتفاق می‌افتد. گویی در گزینش و انتخاب نخبگان برای اداره کشور فلج شده‌ایم چون توهم نفوذی بودن افراد را داریم اما نفوذی از کجا سر در می‌آورد؟ از درون همان جایی که قرار بوده با نفوذی‌ها برخورد شود! و این اتفاق طبیعی است زیرا نفوذی با شعارهای به قول برخی افراد غربگرایی وارد صحنه نمی‌شود بلکه با خالص‌ترین شعارهای حزب اللهی جلو می‌آید.

از اول انقلاب هم از همین ناحیه ضرب خوردیم، چه کسی دفتر حزب جمهوری اسلامی و نخست‌وزیری را منفجر کرد؟ همه ما این وقایع را از حفظ هستیم اما باز هم در حال تکرار همان روش هستیم. بنابراین اداره کشور باید از سوی افراد کارشناس و نخبه انجام شود. اما وقتی از افراد دیگری استفاده می‌شود و از طرف دیگری دچار اوهام هستیم در نهایت شاهد عصیان‌ در جامعه خواهیم بود. زمانی در زمینه درآمد سرانه و تولید ناخالص ملی از همه کشورهای همسایه جلوتر بودیم اما حالا به وضعیتی دچار شدیم که معذرت می‌خواهم کشور پوک شده است و فقط رویه‌ای از افراد به خیال خودشان مهم در سطح بالا قرار می‌گیرند و نخبگان مهاجرت می‌کنند.

دیپلماسی یعنی سیاست و با با رجزخوانی درست نمی‌شود

* پیشنهاد مشخص شما برای برون رفت از این وضعیت چیست؟ رئیس‌جمهور معتقد است باید برای اداره کشور از متخصصان و نیروهای توانمند استفاده شود البته موانعی بر سر راه است اما آقای پزشکیان نگاه خود را به گزینش افراد در این دولت اعمال کرده‌اند و تحولاتی نیز در نظام گزینش کشور اتفاق افتاده است تا از ظرفیت همه کارشناسان در اداره کشور استفاده شود.

 آقای رئیس‌جمهور فرد خالصی است و بسیار به ایشان علاقمند هستم، ایشان فرد نجیبی است و از وفاق سخن می‌گوید اما باید مسائل را مدیریت کند، دیپلماسی با رجزخوانی درست نمی‌شود؟ «دیپلماسی یعنی سیاست» اما رجزخوانی مربوط به عرصه «میدان» و برادران نظامی است. سعدی در گلستان می‌گوید: «دانی که چه گفت زال با رستمِ گرد؟/ دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد». آمریکا با همه جنایتکاری و ظلمی که دارد به هرحال از لحاظ اقتصادی، تکنولوژی، نفوذ و آتوریته‌ای که در جهان پیدا کرده، «ابر قدرت» است اما در مقام مقابله با آمریکا باید بگوییم «پدرش را در می‌آوریم»، «کاخ سفید را حسینه می‌کنیم» یا «اصلا نابود شده است»؟

در داستان معروف «فیل و گنجشک» فیل برای خاراندن بدنش به درخت تنه می‌زد و در اثر این تنه زدن خانه گنجشکی که بالای درخت بود در حال خراب شدن بود اما چون توان زورآزمایی با فیل را نداشت به نزد پشه رفت و گفت درست است زمانی با تو جنگ داشتم اما الان به تو احتیاج دارم، بیا و فیل را نیش بزن و پشه هم چشم فیل را نیش زد . به تدریج جشم فیل خارش گرفت. سپس گنجشگ به مگس گفت روی زخم چشم فیل بنشیند و این زخم عفونی شد و چشم فیل کور شد. سپس به قورباغه گفت در قسمت گود برکه غور غور کند تا هنگامی که فیل می خواهد آب بخورد به آن قسمت برود و در گودی بیفتد و از بین برود. به این ترتیب یک گنجشک با سیاست توانست فیل را شکست دهد. البته اینها ضرب‌المثل است اما باید در عرصه دیپلماسی مغز ما به اندازه یک گنجشک کار کند.

ما باید راه‌های ارتباط و غلبه بر دنیا را بیابیم و دشمنان را از راه دیپلماسی نه شعار و سخنرانی شکست دهیم، خب با این وضعیت صدای مردم در می‌آید. نظامیان ما باید در عرصه میدان و هر جای دیگری که هستند رجز بخوانند اما دیپلماسی به معنی این حرف‌ها نیست بلکه باید راه نفوذ و تسلط بر طرف مقابل پیدا شود. در زمان امام (ره) خبر آمد که برخی نیروها می‌خواهند، بروند با اسرائیل بجنگند و امام خطاب به آنها گفت جنگ با اسرائیل یعنی جنگ با همه دنیا و شما نمی‌توانید از پس این کار برآیید بلکه همین جنگ - دفاع مقدس – را پیش ببرید.

آقای پزشکیان مسئول اداره کشور است و باید راه‌حل مشکلات کشور را با همراهی کارشناسان پیدا کند. بر این مبنا چند بار به ایشان گفتم شما قول‌هایی به مردم داده‌اید و تا کی آن‌ها باید صبر کنند؟ یک سال و نیم گذشت. آقای پزشکیان به وزیرت بگو کلید فیلترینگ را بالا بزن، چکار می‌کنند؟ مدیریت نیاز به ریسک دارد. بخشی زیادی از وضعیت فعلی ما ناشی از محافظه‌کاری است که مسئولین را از اداره درست کشور باز می‌دارد. وقتی به چهره‌هایی که آقای پزشکیان انتخاب کرده است، نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر نیروهای لایق‌تری وجود داشتند. در اینجا ایراد به مجلس نیز وارد است زیرا می‌خواهند هر روز پرونده به میان بیاورند و بترسانند.

رئیس‌جمهور در دو سال نیم باقی مانده باید به قول‌هایی که به مردم داده‌ عمل کنند

چرا باید در زمینه اقتصاد اینقدر فلج باشیم؟ این همه اقتصاددان در سطح بین‌المللی داریم، چرا از نخبه‌ها استفاده نمی‌کنیم؟ می‌گویند از هشتاد کارشناس در عرصه آب استفاده می‌کنیم خب دست شما درد نکند. ما افراد کارکشته‌ای در کشور داریم و بارها مثلا در عرصه دیپلماسی با آمریکای جهانخوار درگیر شده‌اند اما همه آن‌ها را کنار گذاشته‌ایم! حتی تحمل انتقاد را هم نداریم و اگر کسی حرفی بزند باید محاکمه شود و به زندان برود. وقتی از بیست سال گذشته هم گفته شده که در فلان منطقه آمار بیکاری زیاد است و از آن غفلت کرده‌ایم نتیجه آن کشته شدن افراد بیگناه در بحران است. آقای رئیس‎جمهور در شرایط کنونی و در دو سال نیم باقی مانده باید به قول‌هایی که به مردم داده‌اند، عمل کنند.

* در راستای رفع همه مشکلاتی که شما به درستی به آن‌ها اشاره کردید، آقای پزشکیان تاکید بر اجرای عدالت در حوزه‌های آموزش، سلامت و اقتصاد دارند و اکنون نیز در راستای تحقق «عدالت اقتصادی» تصمیم به حذف ارز ترجیحی و انتقال سود حاصل از آن به انتهای زنجیره گرفتند، آیا این اقدامات می‌تواند راه رانت و فساد را ببندد و مشکلات اقتصادی را حل کند یا حداقل تا حدی مردم را راضی نگه دارد؟

قطعا بستن راه رانت و فساد مربوط به ارز نمی‌شود و حوزه فروش نفت را نیز در برمی‌گیرد اما بر اساس آمار چهل درصد مردم زیر خط فقر هستند، وقتی قرار است ماهی یک میلیون تومان به افرادی که زیر خط فقر هستند بدهیم و از آن طرف این افراد مجبور شودن که معاش خود را با قیمت ارز آزاد تامین کنند، این مبلغ یک میلیون تومان چه کمکی به آن‌ها می‌کند؟ دولت باید راه «فعالیت اقتصادی» را برای مردم باز کند.

قرار نیست همه مردم جیره‌خوار دولت شوند، پرداخت ماهانه یک میلیون تومان به هشتاد میلیون نفر، برای شرایط بحرانی و جنگی است، مثلا در جنگ تحمیلی ما کوپن توزیع می‌کردیم اما این روش‌ها تا کی باید ادامه یابد؟ مردم ایران توانمندی بالایی دارند و می‌توانند کارآفرینی کنند و با دنیا ارتباط داشته باشند. دولت و حاکمیت باید زمینه کار و فعالیت را برای آنها فراهم کند. البته حتما مسئولین برای این تصمیم مطالعه کرده‌اند و اقدام مفیدی نسبت به قبل است.

گاهی برخی دستگاه‌ها می‌گویند مثلا درجه وسایل گرمایشی را دو درجه کم کنند یا برخی چراغ‌های خیابان‌ها باید خاموش شودند اما آیا در سیستم اداری کشور این صرفه جویی‌ها انجام می‌شود؟ در ریاست‌جمهوری به چند نفر حقوق پرداخت می‌شود؟ آقای رئیس‌جمهور بررسی کنید از زمان آقای هاشمی تا کنون تعداد نفرات دستگاه‌های دولتی چقدر بود و اکنون چقدر است؟ آن زمان وضعیت آنها بهتر بود یا الان؟ اگر می‌خواهید صرفه‌جویی کنید از ریاست‌جمهوری شروع کنید که هشت تا ده هزار نیرو دارد و زمانی تعداد آنها پانصد نفر بود! هر وزارتخانه‌ای که بروید با همین مشکل مواجه است.

29214

کد مطلب 2168438

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =