پیام آیت الله جوادی آملی به همایش نهج البلاغه در هندوستان / حضرت علی(ع)؛ تربیت شده در مکتب وحی / امیرالمؤمنین(ع) بهترین سخنگوی قرآن‌کریم

نهج‌البلاغه تالی تلو قرآن کریم است، زیرا وجود مبارک امیرالمؤمنین تالی تلو رسول اکرم است؛ یعنی اولین شاگرد پیغمبر، علی‌بن ابی‌طالب است. راز اینکه علی‌بن ابی‌طالب بهترین سخنگوی قرآن کریم است آن است که در مکتب وحی بار آمده است و غیر از انسان‌های کامل معصوم، کسی از کنه قرآن باخبر نیست و وجود مبارک امیرمؤمنان اینچنین است.

گروه اندیشه: آیت‌الله جوادی آملی به مناسبت برگزاری همایش نهج‌البلاغه در هندوستان، به این همایش پیامی صادر کردند. این پیام که در صفحه اندیشه روزنامه ایران منتشر شده به شرح زیر است: 

****

نهج‌البلاغه تالی تلو قرآن کریم است، زیرا وجود مبارک امیرالمؤمنین تالی تلو رسول اکرم است؛ یعنی اولین شاگرد پیغمبر، علی‌بن ابی‌طالب است. راز اینکه علی‌بن ابی‌طالب بهترین سخنگوی قرآن کریم است آن است که در مکتب وحی بار آمده است و غیر از انسان‌های کامل معصوم، کسی از کنه قرآن باخبر نیست و وجود مبارک امیرمؤمنان اینچنین است.

 امیرالمؤمنین معجزه پیغمبر است

امیر مؤمنان خودش را خوب معرفی کرد، در سایه معرفی پیغمبر شناخته شد و قرآن را به وسیله پیغمبر معرفی کرد؛ این سه در کنار هم بسیار پر معناست. خودش را معرفی کرد و گفت: «من معجزه پیغمبرم، زیرا معجزه آن است که اگر همه بشر جمع بشوند، نمی‌توانند مثل آن بیاورند. علی‌بن ابی‌طالب معجزه پیغمبر است یعنی هیچ‌کس همانند امیر مؤمنان(ع) نیست که بگوید: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی». آن‌چنان نام‌آوری است که به جهانیان خطاب کرده و اعلام می‌کند که هر چه می‌خواهید از من بپرسید، من از غیب و شهود باخبرم من از ظاهر و باطن مستحضرم. تاکنون کسی به این شجاعت و شهامت نیامده است.»

فرمود همان‌طوری که اگر همه شما جمع بشوید نمی‌توانید مثل قرآن بیاورید، اگر همه مردم جهان جمع بشوند نمی‌توانند مثل علی‌بن ابی‌طالب تربیت کنند. من معجزه‌ام (یک) و معجزه پیغمبرم(دو)؛ او قرآن آورد او ادعای نبوت کرد او به عنوان پیامبری داعیه داشت و من معجزه او هستم و شاهد صدق اویم.

 این را در نهج‌البلاغه به مقدار جزئی می‌توان کشف کرد و کتاب شریف نهج‌البلاغه را باید بزرگان علم و ادب بررسی کنند تا خطبه‌ها، نامه‌ها و ادعیه‌ها و توصیه‌های نورانی آن حضرت کاملاً روشن شود. خود نهج‌البلاغه مقدار کوتاهی از جلال و شکوه امیرمؤمنان را بیان کرده است.

وجود مبارک امیرالمؤمنین خود را معرفی کرد، فرمود: «ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیل وَ لَا یرْقَی إِلَی الطَّیر». فرمود من آن قله رفیع و بلندی هستم که هر وقت باران بیاید از آنجا سیل سرازیر می‌شود (یک) و هیچ پرنده‌ای قدرت رسیدن به آنجا را ندارد (دو)؛ «ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیل وَ لَا یرْقَی إِلَی الطَّیر». اینها را تا حدودی می‌توان در کتاب شریف تمام نهج‌البلاغه یافت. بنابراین معرفی اصلی حضرت این است که او خود را به عنوان معجزه پیامبر معرفی کرد.

کارآمدترین رهبر جهان

مطلب دوم آن است که یک بیان ابتکاری در سخنان نورانی امیرالمؤمنین هست که فرمود پیامبر، خود، مفسر خودش است و کلمات الهی، خود، مفسر خودشان هستند. این تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر کلمات نورانی پیامبر با همان کلمات، تفسیر کلام خدا با خدا، به صورت شفاف در بیان نورانی امیرالمؤمنین(ع) آمده که حضرت علی در وصف پیامبر(ص) فرمود پیامبر کسی است که «الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ»؛ یعنی او حق را با حق تفسیر کرد. هر مطالب دقیقی را با همسان آن ها از مطالب دقیق تفسیر کرد. آیات قرآن را به کمک آیات دیگر تفسیر کرد.

بنابراین مثل علی‌بن ابی طالب کسی نیست چون او معجزه پیامبر است. بعد خودش هم کاملاً بیان کرد؛ فرمود آن قدرت را که من دارم در دیگری مشاهده نمی‌شود؛ من کل جهان را بررسی کردم هم آیات آسمانی را هم آیات زمینی را. و دوران حکومت را هم پشت سر گذاشت؛ دوران تحقیقات علمی را هم پشت سر گذاشت؛ دوران مبارزات سیاسی را هم پشت سر گذاشت و اکنون به عنوان کارآمدترین رهبران جهان خودش را معرفی می‌کند.

تفسیر امیرالمؤمنین از اصل توحید

وقتی خواست مسأله توحید را تشریح کند، ذات اقدس اله را به‌عنوان ازلیت و به عنوان ابدیت معرفی کرده است. بیانی را مرحوم کلینی در جلد اول اصول کافی دارد، می‌گوید علی‌بن ابی طالب خطبه‌ای دارد که اگر همه جمع بشوند و در بین آن ها پیامبری نباشد احدی نمی‌تواند مثل این سخن بگوید. علی‌بن ابی طالب جهان را اینچنین معرفی و شبهه‌زدایی کرد.

برخی‌ها درباره اصل خلقت عالم شبهه دارند می‌گویند خدا اگر عالم را خلق کرد یا «من شیء» خلق کرد یا «من لا شیء». اگر خدا جهان را «من شیء» خلق کرده باشد، پس معلوم می‌شود که قبلاً اشیایی بودند و خداوند این ها را جمع کرده به صورت آسمان و زمین درآورده است و اگر بگوییم «من لا شیء» خلق کرد، «لا شیء» که عدم است، از عدم که نمی‌شود عالم ساخت، پس اصل خلقت الهی-معاذ الله- زیر سؤال است و خارج از دو نقیض هم که ممکن نیست.

این شبهه را پیشینیان بازگو می‌کردند و فکر می‌کردند که این شبهه جواب ندارد؛ اما وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) در یک جمله کوتاه عمیق و عریق علمی به این شبهه پاسخ داده است و مرحوم کلینی این را در کتاب شریف «اصول کافی» آورده است و آن این است که فرمود نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است نه «من لا شیء».

 چند نکته در اینجا وجود دارد: یکی اینکه اصل تناقض، اصلی حق و تخلق‌ناپذیر است؛ مطلب دوم آن است که نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است نه «من لا شیء»، چون «من لا شیء» مثل «من شیء» یک امر وجودی است و دو امر وجودی که نقیض هم نیستند، پس نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است یعنی جهان را یا از چیزی خلق کرد یا ابداعی است و از چیزی خلق نکرده است.

بیان نورانی حضرت امیر در آن خطبه، آن است که خدای سبحان جهان را «لا من شیء» خلق کرد یعنی از چیزی نیافرید؛ جزء ابداعیات است: خود خدا ابداع کرده است و آسمان‌ها و زمین‌ها را عرضه کرده است. البته مشابه این سخن در خطبه نورانی فاطمه(س) هم آمده است. این دقت را هم فاطمه زهرا(س) دارد هم وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع).

امیرالمؤمنین صراط مستقیم است

 اگر این راه پیدا شد که حق را با حق باید تشخیص داد، خودش می‌شود محقق و متحقق. لذا هم در وصف علی بن ابی طالب آمده است که او میزان اعمال است و صراط مستقیم است و هم راه علی بن ابی طالب جداگانه نیست؛ او هم طریق اسلام است هم میزان اسلام است؛ میزان الاسلام والمسلمین است.

وقتی مسأله دستگاه فکری اسلام یکی پس از دیگری راه افتاد، آن‌وقت مشخص شد که چه مطابق حقانیت است و چه زمینه‌ساز اسلام است و چه کتاب اسلامی است. بنابراین وجود مبارک امیرالمؤمنین این قسم حقیقت را داشت که بفرماید از من حقیقت می‌آید، لذا هیچ‌کس نمی‌تواند مرا به خوبی درک کند و من آن اسوه‌ای هستم که در بالاترین نقطه قرار دارم و هیچ ممکن نیست موجودی همانند من باشد که من عین‌الله هستم، من وجه‌الله هستم و مشابه این تعبیرات بلند که همه اینها ناظر به مقام امکان است؛ ناظر به مقام فعل ذات اقدس اله است. وجود مبارک حضرت امیر همه این مراحل را در عمل پشت سر گذاشته است. 

 گواهی عدل علی(ع)

 خدای سبحان آیاتی در قرآن دارد که مصداق این سخنان هستند. قرآن کریم هم مسأله عدالت و عادل را معرفی کرده است که ﴿إِنَّ‌الله یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ﴾ هم مسأله اینکه خودتان قائم به قسط باشید را معرفی کرد و سرانجام اینکه قوّام بالقسط باشید را هم معرفی کرد. بین قوام بالقسط با قائم بالقسط با میزان الأعمال بودن خیلی فرق است. حضرت فرمود من جزء کسانی هستم که ﴿قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ﴾ هستند؛ یعنی یک عدل مجسم یعنی یک عدل ممثل. هم در مسأله امامت جمعه و جماعت قوام بالقسط بود هم در مسائل حکومتی قوام بالقسط بود. بنابراین درباره حضرت امیرالمؤمنین(ع) لازم است و باید خوب و عمیق و همه‌جانبه اندیشید.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2168985

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 8 =