قتلی که بعد از متلک گفتن به یک دختر انجام شد/ متهم اصلی بر اثر مصرف مواد مخدر مرد/ متهم ردیف۲: من سلاخ هستم و از تراس خانه شاهد قتل بودم

اوایل سال ۱۴۰۳ گزارش یک درگیری منجر به قتل در یکی از بوستان‌های شهرری به پلیس اعلام شد.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه  «ایران»، با حضور مأموران در محل و بررسی‌های اولیه مشخص شد که درگیری میان ۸ پسر و دختر جوان رخ داده و در جریان آن پسری به نام مهیار با ضربه چاقو از پا درآمده است.

تحقیقات و اظهارات شاهدان نشان می‌داد که ۴ پسر جوان به نام‌های مسعود، فرید، بابک و شاهرخ عامل درگیری بوده‌اند.
به این ترتیب ۴ متهم دستگیر شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند و در جریان بازجویی و تحقیقات، بابک به عنوان عامل قتل معرفی شد. اظهارات شاهدان درگیری هم همین موضوع را تأیید می‌کرد.

در بررسی‌های بعد برادر مقتول به پلیس گفت: «من و برادرانم با پسرعمه‌ام و دوست دختر مهیار در پارک بودیم که ۴ پسر جوان به سمت‌مان آمدند. یکی از آنها از مهیار سیگار خواست که برادرم گفت ندارم اما آنها وقتی دیدند یک دختر کنار ما نشسته، شروع به متلک‌پرانی کردند و درگیری شروع شد. بعد هم یکی از آنها با چاقو به سینه برادرم زد و او را کشت.»

در ادامه ۳ متهم پرونده یعنی مسعود، فرید و شاهرخ تا زمان برگزاری جلسه رسیدگی با قید وثیقه آزاد شدند اما چند هفته بعد مسعود به خاطر مصرف زیاد مواد مخدر فوت کرد.

با تکمیل تحقیقات برای بابک به اتهام قتل و برای فرید و شاهرخ به اتهام مشارکت در نزاع جمعی کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس بابک به جایگاه رفت و با رد اتهام قتل به قضات گفت: «من نقشی در ماجرای قتل نداشتم اما از تراس خانه‌مان دیدم که مسعود، مهیار را کشت.» 
او در توضیح ماجرا گفت: «من سلاخ هستم. روز حادثه از سر کار آمدم و متوجه شدم در پارک کنار خانه‌مان درگیری رخ داده است می‌خواستم به آنجا بروم که مادرم التماس کرد دخالت نکنم. من هم برگشتم و از تراس خانه دیدم که مسعود با چاقو به سینه مهیار زد.»

قاضی از او پرسید: «پس چرا در ابتدا به قتل اعتراف کردی؟»
متهم جواب داد: «تحت فشار بودم به همین خاطر گفتم من زدم در حالی که مسعود عامل قتل بود. من از چند ماه قبل از ماجرا هم به خاطر موضوعی با مسعود حرف نمی‌زدم.»
قاضی سؤال کرد: «پس چرا آلت قتاله از خانه شما کشف شده؟»
بابک گفت: «گفتم که من سلاخ هستم و طبیعی است که چاقوهای زیادی در خانه داشته باشم. چاقویی که کشف شده، یکی از چاقوهای کارم بود.»
پس از آن فرید و شاهرخ هم یک به یک به جایگاه رفتند و با تأیید اظهارات بابک گفتند: «ما شاهدیم که بابک نقشی در قتل نداشته و مسعود قاتل مهیار بود اما با قید وثیقه آزاد شد و بعد هم فوت کرد.»
با پایان اظهارات متهمان، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

۱۷۳۰۲

کد مطلب 2170135

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =