به گزارش خبرآنلاین به نقل از روزنامه ایران ، با مرگ پسر جوان تحقیقات برای ردیابی داماد فراری آغاز شد.
همسر جمعه در تشریح ماجرا به مأموران گفت: «دو سال قبل با پسرخالهام ازدواج کردم و 6 ماه قبل هم خدا به ما یک دختر داد، اما همسرم پسر میخواست و از آن روز اختلافهای ما بیشتر شد. جمعه به هر بهانهای دخترمان را کتک میزد و او را دوست نداشت تا اینکه روز حادثه دخترم را واکسن زدم و به خانه رفتم از آنجا که بیقراری میکرد همسرم او را کتک زد، من هم به پدرم زنگ زدم و خواستم ما را نجات بدهد، بعد از آن ما به خانه پدرم رفتیم اما جمعه به آنجا آمد و با برادرم درگیر شد و او را با قمه زد و فرار کرد.»
با تکمیل تحقیقات و در حالی که مأموران موفق به دستگیری متهم فراری نشده بودند به صورت غیابی برای متهم کیفرخواست اتهام قتل عمدی صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. قضات کیفری پس از بررسی پرونده به سرنخهایی رسیدند که نشان میداد با پیگیری سرنخها میتوان متهم را ردیابی و دستگیر کرد، از این رو پرونده را به دادسرا برگرداندند تا پس از دستگیری متهم مورد رسیدگی قرار گیرد.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه 4 سال بعد متهم در حالی که در یک ساختمان نیمهساز مخفی شده بود، ردیابی و دستگیر شد. او با پذیرش اتهام قتل مدعی شد که برای دفاع از خودش مرتکب جنایت شده است. به این ترتیب با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه پدر مقتول برای دامادش درخواست قصاص کرد و گفت: «روز حادثه وقتی دخترم تماس گرفت و گفت که دامادم نوهام را کتک زده بهسرعت خودم را به آنجا رساندم و نوهام را به درمانگاه بردیم. دکتر هم پس از معاینه دارو داد و گفت اگر حالش بد شد باید سریع به بیمارستان بروید. بعد هم آنها را به خانهام بردم تا وقتی دامادم آمد با او صحبت کنم و اختلافشان را حل کنم. وقتی به خانه رفتم در حمام بودم که صدای فریادهای دامادم را شنیدم و سریع خودم را به او رساندم تا ببینم ماجرا چیست که به یکباره او قمهای بیرون کشید و به پهلوی پسرم زد و فرار کرد. پسرم 22 سال داشت و دانشجو بود.»
پس از آن متهم به جایگاه رفت و با رد اتهام قتل عمد گفت: «آن روز به خانه پدرزنم رفتم تا زن و دخترم را به خانه برگردانم، اما پسرخالهام با من درگیر شد و بعد با چاقو به من حمله کرد وقتی چاقوی او روی زمین افتاد آن را برداشتم و ضربهای به او زدم. میدانستم که اگر من نزنم او میزند، من برای دفاع از جانم او را زدم.»
قاضی پرسید: «در اعترافاتت گفته بودی که آلت قتاله متعلق به خودت بوده.»
متهم گفت: «تحت فشار ناچار به این اعتراف شدم، در حالی که من چاقو یا قمهای نداشتم.»
پدر زن مقتول در واکنش به اظهارات متهم گفت: «من خودم دیدم که قمه را در داخل آستینش پنهان کرده بود و وقتی با پسرم درگیر شدند آن را بیرون کشید و زد.»
با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
17302




نظر شما