مذاكرات اسلام آباد

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته

دو روانپزشک در گفت‌وگو با خبرآنلاین می‌گویند جامعه ایران در سال ۱۴۰۴ زیر فشار همزمان استرس‌های حاد و مزمن قرار گرفته؛ از جنگ و سوگ جمعی تا نااطمینانی اقتصادی و فرسایش اعتماد اجتماعی. به گفته آن‌ها، تداوم بحران‌ها باعث شده بسیاری از مردم بدون فرصت ترمیم روانی، وارد چرخه‌ای از اضطراب، خشم پنهان و خستگی جمعی شوند. این وضعیت نه‌تنها بر سلامت فردی بلکه بر روابط خانوادگی و اجتماعی نیز اثر گذاشته و حتی حلقه‌های نزدیک مانند خانواده و دوستان را دچار شکاف و تنش کرده است.

مظاهر گودرزی: مردم ایران سال ۱۴۰۴ را عجیب سپری کردند، همان اوایل سال با یک جنگ مواجه شدند که ۱۲ روز طول کشید و روزهای آخر سال هم به یک جنگ ختم شد، جنگی که در روز چهلم به آتش‌بس رسید، حالا سایه‌ی بازگشت جنگ هنوز هم بر سر مردم است؛ اما این همه چیز نیست، این مردم تجربه‌ی سوگ دی ماه را هم داشتند، روزهای سختی که به‌واسطه شروع جنگ و سایر محدودیت‌ها چندان به آن پرداخته نشد اما آثارش باقی ماند. مگر می‌شود تکرار حوادثی این چنینی آثار سو بر روان جامعه نداشته باشد؟ به‌تعبیر سید وحید شریعت، «استرس حاد» از نوع حوادث سال قبل در کنار «استرس‌های مزمنِ» باقی مانده از سال‌های گذشته سبب شد افراد بیشتری گرفتار مسائل روحی روانی شوند، این روانپزشک معتقد است اگر در زمان درست به‌افرادی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از حوادث اخیر آسیب دیده‌اند رسیدگی نشود باید منتظر آینده‌ای تلخ برای این گروه بود.

همچنین امیرحسین جلالی ندوشن، به محدودیت‌های درمان بیماری‌های روحی و روانی در ایران اشاره می‌کند، این محدودیت‌ علاوه بر هزینه‌های درمان در ایران و کمبود برخی داروها به رویکرد سیاست‌گذاران هم برمی‌گردد، رویکردهایی که انگار نمی‌توانند زمینه‌های بهبود سلامت روان جامعه را تامین کنند. این روانپزشک معتقد است بخشی زیادی از اقدامات درمانی و پیشگیرانه که می‌تواند سبب‌ساز به‌زیستی یا درمان بیماری‌های روحی شود در سمت سیاست‌گذاری‌های کلان قرار دارد.

متن زیر شرح کامل گفت‌وگو با دو عضو انجمن علمی روانپزشکان ایران در کافه خبر خبرآنلاین است.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته

*مردم ایران تجربه‌های سختی در سال ۱۴۰۴ داشتند، دو جنگ را سپری کردند که یکی از آن‌ها همچنان ادامه دارد و البته حوادث تلخ ماه دی را پشت سر گذاشتند، مواجهه شما به عنوان یک روانپزشک با این جامعه چه بود؟

شریعت: یکی از مهم‌ترین متغیزهایی‌که بر سلامت روان افراد تاثیر می‌گذارد استرس‌های حاد و مزمن است، مردم ایران در سال‌های گذشته استرس‌های مزمن زیادی داشتند اما در سال ۱۴۰۴ سه استرس حاد مانند جنگ‌ها و ماجرای دی‌ماه را تجربه کردند، استرس‌های حاد چیزهای پنهان یا درحال شکل‌گیری را آشکار می‌کند، بنابراین ما در سال گذشته با افزایش تعداد افرادی که استرس را تجربه کردند مواجه شدیم.

*اگر تقسیم کنیم استرس ناشی از جنگ و حوادث دی چه تفاوتی دارد؟

شریعت: استرس ناشی از جنگ همراه با اضطراب، ترس و نگرانی برای از دست دادن کسی است. درحالی‌که استرس دی ماه بیشتر از نوع سوگ است، تعداد قابل توجهی از افراد که در آن حوادث از بین ما رفتند سبب شد یک سوگ شدید و گسترده در کشور ایجاد شود.

*آقای دکتر جلالی تجربه شما از سال ۱۴۰۴ با توجه به حوادثی که داشتیم چه بود؟

جلالی: گمان می‌کنم سال ۱۴۰۴ اهمیت توجه به سلامت روان را به ما یادآوری کرد، وقایعی که در سال گذشته بر ما گذشت نشان داد سلامت روان فراتر از وجود بیماری‌ها است. مزمن شدنِ مجموعه‌ای از استرس‌ها باعث شده جامعه در یک تهدید مزمنِ سلامت روان و کاهش کارآمدی قرار بگیرد، یکی از چیزهایی که باعث می‌شود یک جامعه بتواند کارآمد باشد اعتماد است و استرس‌های حاد که مردم تجربه کردند بر وضعیت اعتماد تاثیر می‌گذارد، متاسفانه ما مجموعه‌ای از شرایط‌ داریم که اعتماد زدا هستند.

*منظورتان از شرایط اعتماد زدا چیست؟

جلالی: مثلاً مجموعه سیاست‌های رسانه‌ای باید اخبار درست و دقیق در اختیار مردم قرار بدهند، اما وقتی رسانه تصویری متفاوت با تجربه زیسته مردم به آن‌ها می‌دهد سبب کاهش اعتماد خواهد شد درحالی‌که در بحران‌ها نیاز به انتقال اطلاعات درست و بدون تردید داریم، درست مانند تجربه شیوع کرونا؛ مثلاً در خصوص آمار کشته شده‌های ماه دی جدا از صحت آن‌ها امکان بازی کردن با اعداد وجود دارد یعنی یک فضایی ایجاد شده که در آن هم می‌شود عدد را کوچک گفت و هم می‌شود بزرگ، بنابراین هر عددی می‌تواند باور شود، این یعنی اعتماد از بین رفته است. یا مثلاً درخصوص جنگ اخیر گاهی آدم احساس می‌کند که عده‌ای تصور می‌کنند باید همان نگاهی که در اتاق فرماندهی وجود دارد در خانه مردم هم وجود داشته باشد، مثلاً الان جنگِ روایت‌ها اهمیت پیدا کرده است اما این جنگ در سطح سیاستگذاران است نه این‌که مردم گرفتار جنگ روایت‌ها باشند، مردم خودشان به اندازه کافی در زندگی، بدن و سفره‌های‌شان روایت‌های ترس را زندگی می‌کنند.

شریعت: یک بخش مهم اعتماد مربوط به سازمان‌ها و نهادهای رسمی و غیررسمی است، موقعی که یک استرس وجود دارد ما برای بازیابی آرامش به منابع حمایتی نیاز داریم اما موقعی که اعتماد وجود نداشته باشد امکان استفاده از این منابع را نداریم یا حتی اگر این سازمان‌ها بخواهند به ما کمک کنند آن را قبول نمی‌کنیم، متاسفانه در سال‌های اخیر اعتماد به دستگاه‌های رسمی کاهش پیدا کرده و نهادهای خصوصی هم چون رشد نکردند ناتوان هستند، شاید در چنین وضعیتی تنها خانواده، نزدیکان و دوستان هستند که برای افراد باقی می‌مانند، اما همین گروه هم این روزها شرایط سختی پیدا کرده‌اند.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته
وحید شریعت

*یعنی حتی گروه خانواده و دوستان هم نمی‌توانند در موقعیت‌های حساس مثل وضعیتی که در آن هستیم به افراد کمک کنند؟

شریعت: روزهای عجیبی است، در خانواده‌ها، حلقه‌های دوستان و همکاران تنش ایجاد شده. یک عده‌ای موافق جنگ بودند و عده‌ای دیگر مخالف، یک گروه به دیگری گفت شما وطن فروش و بی‌وطن هستید و گروه مقابل به دیگری گفت شما خودفروخته هستید که حوادث را فراموش کردید، بنابراین شرایط بد شد؛ افراد باید به‌جای برچسب زدن به یکدیگر یک مقدار به طرف مقابل بیشتر حق بدهند و نظرات یکدیگر را بشنوند، حتی اگر قبول نداشته باشند، اگر با این اختلاف نظر کنار نیاییم در آینده خیلی اتفاقات خوبی نخواهد افتاد، من گمان می‌کنم در هر آینده‌ای که تصور کنیم باید اختلاف نظرها را بپذیریم اما به افراد برچسب نزنیم تا شرایط برای کاهش تنش در حلقه‌های دوستانه و خانوادگی فراهم شود.

جلالی: ما الان در وضعیتی هستیم که کل جامعه درباره یک ماجرا یک نظر واحد ندارد، ما با چیزی مثل سیل مواجه نیستیم که همگی در مقابل آن همدلی کنیم، امروز با مسائلی مواجه هستیم که بخش‌های مختلف جامعه درباره آن نظر متفاوت دارند، حتی باهم جدل می‌کنند، حتی آن خانواده‌ای که هنوز در ایران به عنوان یک پایگاهی شناخته می‌شود که دارای سطح بالایی از اعتماد است در ماجرای دی ماه و جنگ اخیر دچار تکه پارگی شده، آدم‌های داخل خانواده نظرهای متفاوتی دارند و کار به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه یکدیگر را طوری قضاوت می‌کنند که پیوندها از هم گسسته شود.

*در واقع آدم‌ها انگ‌های اخلاقی به یکدیگر می‌زنند، اینطور است؟

جلالی: وقتی به دلایلی بخش‌های منطقی مغز کنار گذاشته می‌شود سنگ محک در مواجهه با مسائل اخلاقیات خواهد شد، بنابراین در این بازی یکی مزدور می‌شود و دیگری وطن‌فروش، این نمودی از یک نوع نگاه اخلاقی به ماجرا است، البته اجازه بدهید به جای اخلاق واژه‌ی بهتری پیدا کنیم، شاید شر پنداری بهتر باشد، وقتی کسی طرف مقابل را مزدور یا بی‌وطن می‌داند در برابر آن هیچ مماشاتی نمی‌تواند داشته باشد، انگار فرد مقابل را نماینده یک شر مطلق می‌بیند و نسبت به او خشونت ورزی می‌کند، هیجان در وضع موجود سبب شده که ما از یک دستگاه داوری دیگر که قضاوت کردن است استفاده کنیم، یک حالتی از ذهن که کاملا بدوی است، بر پایه هیجانات است و شبیه یک حالت تهدید بقا می‌ماند.

شریعت: خشم را نمی‌شود انکار کرد اما مدیریت خشم مهم است، خشم سرکوب شده تخریب کننده می‌شود، بنابراین این‌که افراد تا قبل از تبدیل خشم به پرخاشگری چقدر فرصت می‌کنند آن را بروز دهند اهمیت دارد، حتی این بروز به‌موقع خشم می‌تواند سازنده باشد، اما وقتی خشم را نفی کنیم و فرصتی ندهیم که کسی نظرش را بیان کند انباشته می‌شود وحتی ممکن است در جایی بروز کند که اصلا هیچ ربطی به آن‌جا ندارد، اصطلاحاً جابه‌جا شود و روابط دیگری را تخریب کند، بنابراین خشم را باید پذیرفت و اجازه داد غیر مخرب رها شود.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته
امیرحسین جلالی ندوشن

*به روزهای جنگ برگردیم، افرادی که در شرایط جنگ شاهد مستقیم حوادث بودند، از تخریب ساختمان توسط بمباران گرفته تا دیدن پیکرهای زیر آوار و از دست دادن عضوی از خانواده یا دوستان‌شان، در واقع آسیب مستقیم دیدند، این‌ها چه وضعیتی دارند؟

شریعت: درصد آسیب در این افراد بسیار بالا است، این‌ها به کمک تخصصی نیاز دارند، ممکن است در روزهای اول اضطراب و بی‌خوابی داشته باشد و از هر صدایی بترسد، این وضعیت در روزهای ابتدایی طبیعی است اما اگر این علائم ادامه پیدا کند حتما نیاز به کمک دارند، حدس ما این است که حدود ۵۰ درصد از افرادی که مواجه نزدیک با این حوادث داشتند احتمالا نیازمند ارزیابی هستند و خیلی‌های‌شان نیازمند مداخله درمانی هستند، این موارد اگر درمان نشود ممکن است به افت عملکرد فرد و در شرایط نامناسب خیلی مواقع به خودکشی منجر شود.

جلالی: مددکار، امدادگر، کارمند اورژانس، مردم محلی و افرادی که بدن‌های تکه تکه شده دیدند، کسانی که در شهرهایی مثل تهران و اصفهان بودند و هر شب صدای بمباران و جنگنده شنیدند و این احساس بی‌پناهی به آن‌ها دست داد، تجربه بدی داشتند و برای درمان این مسئله بخش‌های عمومی و دولتی باید فکری کنند. بخش خصوصی هم وظیفه دارد اما به هر صورت بنگاه خصوصی هم شرایط خاص خودش را دارد و برای بقا نیاز به درآمد دارد.

شریعت: ما باید برای مداخله در بحران‌ها یکسری آمادگی‌ها برای هماهنگی در اقدام داشته باشیم، اما چنین هماهنگی‌ای وجود ندارد و هر دستگاهی برای خودش اقدام می‌کند، این مسئله در جنگ اخیر در کمک کردن به کسانی‌که آسیب دیده بودند بارز بود، مسائلی بوجود آمده که شاید کسی باور نکند، مثل اینکه نمایندگان وزارت بهداشت را از مجموعه‌ای که در آن در حال خدمت بودند بیرون کنند، درحالی‌که ما خیال می‌کنیم درجایی‌که دولت وجود دارد متولی سلامت وزارت بهداشت است.

اما فراد آموزش دیده نداریم که بتوانند در زمان بحران خدمت کنند، گاهی هم داریم و استفاده نمی‌کنیم، اسم یکی از دستگاه‌ها را نمی‌برم اما در فاصله جنگ اول و دوم تعداد زیادی از روانشناس‌های خودش را برای شرایط بحران آموزش داد، اما وقتی بحران مجدد اتفاق افتاد حتی از یکی از این افراد آموزش دیده استفاده نکردند.

*چه دلیلی داشت؟

شریعت: دلیلش این بود که یک گروه دیگر گفتند ما تخصص داریم پس ما باید انجام بدهیم.

*ولی آن گروه اول، گروه متخصصی بودند؟

شریعت: بله، آن‌ها زیر نظر وزارت بهداشت آموزش دیده بودند و قرار بود در موقعیت مشابه جنگ ۱۲ روزه فعالیت کنند، اما اینگونه هیئتی کار کردن با تصمیمات لحظه‌ای چندان قابل درک نیست، یعنی ما سازوکار لازم برای مدیریت بحران در زمینه سلامت روان و حتی سایر زمینه‌ها را نداریم.

جلالی: مدتی قبل در رادیو خبری شنیدم درباره برخی تلاش‌ها برای تشکیل یک وزارتخانه جدید که مسئولیت آن برخی پیشگیری‌ها و مدیریت بحران باشد، انگار که هر وقت ما نمی‌توانیم کاری را درست انجام دهیم، یک سامانه یا وزارتخانه یا سازمان جدید تشکیل می‌دهیم، درحالی‌که اسناد بالا دستی دلالت براین دارد که وزارت بهداشت متولی سلامت است و نیازی به سازمان دیگری نیست، اما اقتدار وزارت بهداشت پرتکرار توسط دستگاه‌ها، سازمان‌ها و اخیراً چهره‌ها و افراد دارای نفوذ تهدید می‌شود.

وقتی‌ دولت آنقدر اقتدار ندارد که نمایندگانش را در مرکزی که برای ارائه دادن خدمات روانی به مردم آسیب دیده از جنگ تشکیل شده حفظ کند و نهاد دیگری که هیچگونه مسئولیت رسمی ندارد جای آن را می‌گیرد، شما گمان می‌کنید درمان و سلامت روان درست پیش می‌رود؟

*بالاتر اشاره شد که اگر در وضعیت کنونی به سلامت روان مردم و درصورت نیاز به درمان آن‌ها توجه نشود ممکن است در مواردی شاهد رشد خودکشی باشیم، زنگ خطر این وضعیت کجاست؟

جلالی: معمولا در فاز حاد بحران‌ها خودکشی رشد نمی‌کند، حتی ما شاهد افزایش حمایت‌های مدنی هستیم. اما در فاز مزمن شدن بحران خودکشی می‌تواند زیاد شود و خیلی دور از انتظار نیست. الگوی رشد خودکشی در ایران نشان می‌دهد که ما شاهد افزایش نگران کننده‌ای هستیم، در کشورهای اسکاندیناوی شاهد کاهش خودکشی هستیم، یعنی از اعداد ۱۷ الی ۱۸ مورد در ۱۰۰ هزار نفر به زیر ۱۰ نفر رسیده‌اند درحالی که ما از ۳.۵ الی ۴ مرگ در ۱۰۰ هزار نفر داریم به عدد ۱۰ مرگ نزدیک می‌شویم البته اگر عبور نکرده باشیم، برای این‌که در سال‌های قبل وزارت بهداشت و پزشکی قانونی آمار خودکشی را اعلام می‌کردند، اما چندین سال هست که هیچکدام از این دو نهاد آمارهای مربوط به خودکشی را ارائه نمی‌کنند.

شریعت: همان‌طورکه گفته شد آماری در این باره وجود ندارد، اما سال ۱۴۰۲ ما یک افزایش قابل توجه در خودکشی و اقدام به خودکشی داشتیم. احتمالاً سال ۱۴۰۵ هم شبیه وضعیت آن سال شود.

جلالی: از آن‌جایی که مشغول تنظیم یک سند برای یکی از نهادهای رسمی هستم و کمی آمارهای جسته و گریخته را مطالعه کردم، آمار بعضی نهادهای انتظامی درباره خودکشی یک سال بعد از سال ۱۴۰۱ یک افزایش معنی داری درباره خودکشی در جمعیت‌های دانش‌آموزی و دانشجویی نشان می‌داد.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته

*به‌دلیل وجود همین استرس‌های مزمن که شما گفتید، درمان‌های شروع نشده یا در نیمه راه رها شده، همین جنگ و حوادث ماه دی و مواردی از این دست، خیلی‌ها ایده فرسودگی یا خستگی جمعی را برای جامعه ایرانی انتخاب می‌کنند، آیا این درست است و اگر هست چه نشانه‌هایی دارد؟

جلالی: واقعیت این است که برای پاسخ به این پرسش به یک رصد دقیق نیاز داریم که در دستور کار نیست، البته پیمایش‌های دوره‌ای سلامت روان را داریم اما متاسفانه روند انجام و انتشار این گزارش‌ها با سلیقه‌های سیاسی امنیتی متوقف شد. اما از سال ۱۳۹۷ با خروج آمریکا از برجام روندی درباره تغییر هزینه‌های زندگی و اقتصادی مردم ایجاد شد، همزمان رشد اقتصادی مناسبی هم وجود نداشت بنابراین یک فضای نااطمینان در کشور ایجاد شد و ما وارد وضعیت اضطراری غیررسمی شدیم، اما از جنگ دوازده روزه وضعیت اضطرار غیررسمی شکل و شمایل رسمی به خودش گرفت، با این تحولات فرسایش یا هر نام علمی که بشود انتخاب کرد حداقل انتظاری هست که از این جامعه وجود دارد، بنابراین در این موقعیت پرسش اصلی این است که آیا همزمان با فرسایش جامعه ما شاهد اقدام‌های مناسب در سطح سیاستگذاری بودیم، سیاست‌هایی که اعتماد و امید را به جامعه برگرداند؟

گمان می‌کنم تجربه قابل بررسی جنگ ۱۲ روزه انتظاری بود که در جامعه ایجاد شد. یعنی یک امکانی برای تغییرات در شیوه حکمرانی، آن هم مثلاً در سطح فیلترینگ و جامعه یک فرصت خوبی به سیاستگذاران داد که با چند اقدام بتوانند نمره اعتماد و سرمایه اجتماعی را افزایش دهند، اما از این فرصت طلایی استفاده نکردند، یک بخشی از از این فرصت سوزی به سلیقه حکمرانی برمی‌گردد اما من بخشی از آن را ناشی از بی‌عملی، ناتوانی و ترس از تصمیم‌گیری می‌دانم، بنابراین جدا از بحث فرسایش جمعی بدون دراماتیزه (احساسی کردن) کردن وضعیت ما الان در شرایطی هستیم که به روزمرگی و هرروزه زندگی کردن رسیدیم.

*اگر موقعیت کنونی جامعه، یعنی رسیدن به زندگی روزمره را یک مسئله در نظر بگیریم گمان می‌کنید بازیگران حل این مسئله چه کسانی هستند؟

شریعت: سعدی جواب این وضعیت را داده است، «ای سلیم آب ز سرچشمه ببند/ که چو پر شد نتوان بستن جوی» واقعیت این است که راهکار اصلی تامین سلامت به‌ویژه سلامت روان در دست سیاستمداران و تصمیم‌گیران است، بیشتر مولفه‌های تاثیرگذار در سلامت روان در اختیار ما نیست بلکه در دست سیاستمداران و مسائل اقتصادی و امنیتی است، بنابراین اگر بشود کاری کرد باید تصمیمات کلان و اساسی اتخاذ شود اما متاسفانه سابقه نشان داده که در این مورد خیلی توانا نیستیم و مرتب فرصت‌ها را از دست دادیم، حتی از تصمیمات کوچک مانند سطح دسترسی به اینترنت هم دریغ شد.

*این‌طور مواقع که یک جامعه‌ای گرفتار استرس مزمن یا علل استرس‌های حاد مانند جنگ می‌شود، همواره یک مفهوم پرتکرار می‌شود، یعنی تاب‌آوری، گفته می‌شود با تاب‌آوری ضریب ابتلا به بیماری‌های روحی و روانی پایین می‌آید و جامعه دیرتر گرفتار آسیب می‌شود، من نمی‌دانم تاب‌آوری چه‌طور قابل اندازه‌گیری است اما شما بگویید ایده طرح تاب‌آوری در برابر واقعیت‌های موجود درست است؟

شریعت: بله اتفاقاً جنبه جذابی است برای این‌که بار تحمل شرایط را روی دوش افراد قرار می‌دهد، همچنین مسئولیت اجرا و موفقیت روش به عهده فرد است، ولی باید به بزرگی اثرگذاری این روش توجه کرد، اینکه بزرگی اثری که می‌گذارد در مقابل اثرات تصمیماتی که در سطح کلان گرفته می‌شود و زندگی همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد چقدر است؟ البته در جای خودش اهمیت دارد.

جلالی: در کشور ما استفاده از مفهوم تاب‌آوری انگار برابر شده با نادیده گرفتن رنج جمعی، حتما آن وزیر محترمی که به آن بیمار برای گرفتن خدمات فیزیوتراپی گفت خودت بمال را خاطرتان هست، حالا انگار خودت بمال فقط در فیزیوتراپی نیست در سلامت روان هم هست. طوری القا می‌کنند که شما باید تاب‌آور باشی، یعنی اگر جنگ شد، خانه و کشورت ویران شد، اقتصاد ویران شد اگر شما تاب‌آور بودی شهروند خوبی هستی ولی اگر تاب آور نبودی و نشانه‌ای از بیماری و ضعف نشان دادی یعنی ضعیف هستی و مشکل از خودت است.

شریعت: توقع و انتظار نادرست از افراد سبب می‌شود فرد بیشتر فرسوده شود و همه چیز را رها کند، انتظارات باید با امکان‌ها هم‌خوان باشد و در غیر این صورت حتما فرسوده کننده است.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته

*شما قبل‌تر درباره انتظار رفع فیلترینگ بعد از جنگ ۱۲ روزه را مطرح کردید، اما حالا دسترسی به اینترنت جهانی قطع شده ست، به نظرتان خود قطع اینترنت چه اثری بر سلامت روان جامعه دارد؟

جلالی: اینترنت ابزار زندگی امروز است، یکی از نزدیکان به من گفت بعد از دو ماه که توانستم چهره مادرم را ببینم احساس کردم چقدر ارتباط تصویری زندگی ما را متفاوت کرده بود و من اصلاً غربت را احساس نمی‌کردم، اولین بار بود که مادرم با دیدن نوه‌هایش گریه کرد. جنگ به خودی خود باعث این دوری‌ها می‌شود اما الان با قطع اینترنت ما خودمان به دست خودمان فاصله ایجاد می‌کنیم و هیچ چشم‌اندازی برای آینده آن وجود ندارد و حتی الان مشخص نیست که نهاد تصمیم‌گیرنده دراین‌باره کدام است، جدا از این‌که اینترنت چه تاثیری بر سلامت روان ما دارد الان شکل مدیریت اینترنت هست که تبدیل به تهدید جدی شده است، اگر جنگ نبود همین مسئله سبب اشکالی از اعتراض‌ها می‌شد. درباره اینترنت یک کلمه حرف دقیق گفته نمی‌شود، هیچکس به صورت روشن پاسخگو نیست و حالتی از بی اعتنایی نسبت به رنج عمومی در آن دیده می‌شود.

*اگر موافق باشیم کمی به حوزه خودتان بپردازیم، هزینه‌های درمان در حوزه روان بالا هست، آیا این مسئله سبب می‌شود کسی درمان را شروع نکند یا ادامه ندهند؟

جلالی: بله، در مقایسه با درآمد افراد در ایران و با توجه به اولویت‌هایی که افراد در زندگی دارند مانند مسکن و  تغذیهف هزینه‌های روان درمانی بالا است، یعنی مسئله اصلی ما رشد پایین درآمد است و در برخی موارد مانند ورزش و تفریح از سبد هزینه‌های افراد حذف می‌شوند. یکی از همکاران من تعریف می‌کرد که در یک کیلینیک که بیماران مبتلا به سرطان برای درمان به آن مراجعه می‌کنند با کاهش معنی‌دار مراجعه مواجه شده است، یعنی درمانی که حیاتی است برخی افراد آن را دنبال نمی‌کنند. اینها روایت‌هایی هست که نشان می‌دهد ما در یک شرایط خاص هستیم.

*وضعیت دارو در حوزه کاری شما چه طور است؟

شریعت: در سال‌های اخیر همیشه لیستی از کمبودهای دارویی داشتیم و متاسفانه این لیست دارد بیشتر می‌شود و مواردی که هیچ وقت کمبود نداشتند در حال اضافه شدن هستند، امیدواریم این دور اندیشی وجود داشته باشد که به کمبود گسترده نخوریم.

*در حوزه تخصصی شما پزشکان مهاجرت می‌کنند؟

جلالی: بله متاسفانه نیروهای بسیار خوب در سال‌های گذشته مهاجرت کردند، به خصوص پزشکان جوان‌تر. در رشته ما روند مهاجرت یک روند نگران کننده است. ضمن اینکه شرایط طوری شده پزشکانی که مهاجرت نمی‌کنند همان آدم قبلی نیستند، خاطرم هست قبل‌تر وقتی پزشکان کنار هم بودیم تلاش می‌کردیم کاری کنار هم انجام دهیم، چراکه امید وجود داشت اما این مسئله هم سخت شده است و مسائل معیشتی پزشکان با تجربه و جوان را گرفتار کرده است.

*گفته می‌شود صندلی دستیاری در برخی رشته‌های پزشکی خالی می‌ماند، در حوزه شما چه‌طور؟

شریعت: در دانشگاه‌های بزرگ اینطور نیست اما در دانشگاه‌های شهرهای کوچک اینطور است. در رشته ما هنوز وضعیت شبیه برخی رشته‌ها مانند بیهوشی، اطفال، اورژانس، عفونی نشده و ممکن است در سال‌های آینده گریبان رشته ما را هم بگیرد. از طرفی دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود و واقعا هیات علمی برای برخی از گروه‌ها کم است، ما امروز برای تامین هیات علمی مشکل داریم.

چرا؟

شریعت: برای اینکه حضور در دانشگاه محدودیت دارد و پزشکان نمی‌توانند بیرون از ادنشگاه فعالیت کنند و هیچ جذابتی هم ندارد، بنابراین افراد میل به خروج از دانشگاه دارند.

باقی ماندن استرسِ حاد از جنگ و دی ماه/ رواج شر پنداری، گروهی یکدیگر را مزدور یا بی‌وطن می‌دانند/ افزایش معنی‌دار خودکشی طی سه سال گذشته

*افزایش ظرفیت برای پذیرش پزشکی می‌تواند مشکل جذب هیات علمی در سال‌های آینده را رفع کند؟

شریعت: این تصمیم بیشتر آسیب دارد و کیفیت آموزش به شدت افت کرده است. برای پذیرش سهمیه‌های زیادی وجود دارد و شما نمی‌دانید که اصلا از کجا می‌آیند، یا کنکور داده‌اند یا نداده‌اند، یک رسم از گذشته وجود داشته که مثلاً ظرفیت یک دانشگاه برای پذیرش پزشکی ۱۰۰ نفر اعلام می‌شود اما به آن دانشگاه ۱۲۰ نفر معرفی می‌شود یک سری سهمیه‌های عجیب و معرفی نشده وجود دارند که حجم بسیار زیادی از تخصص‌های شیک و صندلی‌های پزشکی را به خود اختصاص می‌دهد و مطمئنا این‌ها کیفیت آموزش را پایین می‌آورند، بنابراین ایده افزایش ظرفیت پزشکی در دراز مدت سبب می‌شود ما با یک گروه از پزشکانی که فقط به کار زیبایی خواهند پرداخت روبه رو خواهیم شد، الان تنها رشته‌ای که جذابیت کار دارد به نوعی کارهای زیبایی است، بنابراین عملا در مسیر نابود کردن پزشکی قرار داریم و آگاهانه یا ناآگاهانه پزشکی دارد تخریب می‌شود، در صورتی‌که پزشکی ما در سال‌های قبل قابل افتخار بود، اما با اقدامات صورت گرفته پزشکِ بیشتر کشورهای همسایه را ما تامین می‌کنیم، یعنی نه تنها توریست درمانی در ایران اتفاق نیفتاد بلکه پزشکان ما هم مهاجرت کردند.

*پرسش آخرم است؛ در طول گفت‌وگو متوجه شدم شرایط برای آسیب دیدن به سلامت روان جامعه فراهم است و در مقابل شرایط برای بهبود این وضعیت فراهم نیست، اگر این دو مورد را کنار هم بگذاریم آینده را چه‌طور تصور می‌کنید؟

جلالی: اینکه شرایط برای کمک کردن فراهم نیست به چند دلیل برمی‌گردد، به نظرم ساخت اجتماعی، قدرت و حکمرانی تغییر نکرده و تحت تاثیر محدودیت‌ها ناکارامدی‌ها افزایش پیدا کرده است. ما در تعریف مسئله و حل مسئله میان بخش موثر حکمرانی و جامعه علمی یک شکاف بزرگی داریم، یعنی احتمالا نکاتی که در این گفت‌وگو مطرح شد شنیده نمی‌شود،تا این رویکرد دچار تحول نشود باید بگوییم که گذشته را تکرار خواهیم کرد، ما گاهی فکر می‌کنیم در چنین شرایطی فکر و برنامه‌ریزی وجود ندارد اما گاهی افرادی که چنین تصمیماتی می‌گیرند گمان می‌کنند نسخه آن‌ها به جامعه کمک می‌کند و من نمی‌دانم کجا می‌توانیم با آنها وارد گفتوگو شویم تا در روش‌های موجود بازنگیری کنند، به نظرم چاره‌ای نداریم جز این‌که به دانش تکیه کنیم.

شریعت: ما جاهایی که به تخصص اعتماد کردیم پیشرفت کردیم، اما جاهایی که تصور کردیم ما همه چیز را می‌دانیم و خودمان تبحر داریم خراب کردیم، ما خیال کردیم کشورداری، مدیریت و اقتصاد را بلد هستیم و لازم نیست به علم آن تکیه کنیم، جایی هم که از متخصص استفاده کردیم نتایجش مشخص است. رویکردِ ما بلدیم سم مهلک است، باید همیشه تشنه دانش باشیم و در برابر علم تواضع داشته باشیم اما متاسفانه این رویکرد غالب نیست.

۲۳۳۲۳۳

کد مطلب 2212077

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین