به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، قادر باستانی تبریزی با اشاره به خبر توقیف روزنامه هممیهن گفت: خبر بسته شدن این روزنامه، طبیعی بود که موجی از نگرانی و اندوه را در میان روزنامهنگاران ایجاد کند، آن هم در شرایطی که جامعه بیش از سه هفته است درگیر ناآرامیها بوده و حدود یک هفته میشود که اینترنت، بهعنوان مهمترین کانال ارتباطی مردم، قطع یا بهشدت محدود شده است. در حالی که در چنین موقعیتهایی، رسانههای مستقل و حرفهای میتوانند نقش ضربهگیر اجتماعی را ایفا کنند، صدای جامعه را منتقل کنند و مانع از رادیکالشدن فضا شوند.
وی افزود: هنوز دقیقاً روشن نیست پیوست رسانهای کنترل ناآرامیها در کجا تدوین میشود؟ اما در عمل تفاوتی ندارد. خروجی کار، یک سیاست عجیب و پُرهزینه بوده است. سیاستی که آثار منفی آن فقط به امروز محدود نمیشود و میتواند در آینده هم جامعه را با هزینههای سنگینتری مواجه کند. بهنظر میرسد طراحان این تصمیمها، پیامدهای روانی و اجتماعی بستن مسیرهای ارتباطی مردم را یا جدی نگرفتهاند یا اساساً آن را بهدرستی درک نکردهاند.
این مدرس ارتباطات ادامه داد: بستن راههای ارتباطی مردم با این تصور که جامعه ناچار میشود به انحصار اطلاعرسانی رسانه ملی تن بدهد، نهتنها به هدف خود نرسیده، بلکه دقیقاً نتیجه معکوس داشته است. چنین سیاستی عملاً برای رسانههای ماهوارهای فارسیزبان، مخاطب میلیونی ساخته و در داخل هم باعث شده مخاطب بیتفاوت، خشمگین شود و مخاطب خشمگین، به سمت رفتارهای دیگری سوق پیدا کند و این مسیر دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای تکمیل پروژههایش به آن نیاز دارد.
باستانی تبریزی با انتقاد از توقیف روزنامه هممیهن گفت: بستن یک روزنامه حرفهای و منصف در چنین شرایطی، عملاً ادامه و تکمیل همان سیاستهای غلط قبلی است که ناخواسته به تخریب تصویر ایران در افکار عمومی جهانی دامن میزند. اینها تصمیمهای ساده و کماهمیت نیستند، تصمیمهاییاند که بهطور مستقیم با امنیت ملی و منافع بلندمدت کشور گره خوردهاند.
وی با تأکید بر ماهیت تخصصی مدیریت افکار عمومی تصریح کرد: مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران، یک موضوع کاملاً تخصصی در علم رسانه است و نمیشود با آزمون و خطا با آن برخورد کرد. با صراحت میگویم اقداماتی که این روزها شاهدش هستیم، دقیقاً خلاف بدیهیات این دانش است. واقعاً مگر در دنیای امروز میشود چشم و گوش مردم را بست و از آنها انتظار داشت فقط به یک رسانه خاص توجه کنند؟ یا با عصبانی کردن جامعه، میتوان از یک بحران ملی عبور کرد؟
این روزنامهنگار افزود: کافی است کسی محتوای برنامههای صداوسیما را در این مدت تحلیل کند تا به عمق فاجعه پی ببرد. ادعای بازگشت مرجعیت خبری به رسانه ملی، زمانی معنا دارد که با دادههای واقعی سنجیده شود. کافی است میزان چسبندگی مخاطب به شبکههای خبری فارسیزبان بیرونی در همین دوره کوتاه بررسی شود تا روشن شود که این ادعا تا چه حد با واقعیت فاصله دارد.
باستانی تبریزی با اشاره به مسئله «تضاد روایت» گفت: وقتی رسانه رسمی روایتی از واقعیت ارائه میدهد که با مشاهدات عینی مخاطب در تضاد است، نتیجهای جز بیاعتمادی ندارد. در اغلب گزارشهای خبری حوادث اخیر در رسانه ملی، مردم غایباند و تصاویر اموال سوخته و تخریبشده مدام تکرار میشود. مخاطبی که خود در صحنه حضور دارد، دچار تناقض شناختی میشود و واکنش منفی نشان میدهد. نتیجه این است که حتی اخبار درست رسانه ملی هم دیگر باور نمیشود و سرمایه اعتماد، که مهمترین دارایی رسانه است، بهسرعت فرسوده میشود.
این استاد دانشگاه با انتقاد از نقص طراحی پیام در رسانه ملی و غلبه نگاه جناحی گفت: روایت صداوسیما از حوادث اخیر بیشتر شبیه اجرای بخشنامههای اداری است تا نتیجه کار یک اتاق فکر رسانهای حرفهای. در حالی که در شرایط بحران، پیام باید طراحی شود، مخاطبشناسی دقیق انجام گیرد و چارچوبهای روانشناسی اجتماعی جامعه ایرانی بهطور کامل در نظر گرفته شود تا اثرگذاری و باورپذیری آن حفظ شود.
وی افزود: برای مثال، وقتی گفته میشود که عوامل دشمن در میان معترضان دست به کشتهسازی زدهاند، دهها سؤال در ذهن مخاطب شکل میگیرد. این سؤالات باید توسط کارشناسان مورد اعتماد مردم، در برنامههای خبری پاسخ داده شود. مخاطب میپرسد، این عوامل از کجا آمدهاند؟ چطور مسلح شدهاند؟ چرا نهادهای مسئول حضورشان را متوجه نشدهاند؟ سکوت یا پاسخهای کلی تنها به بیاعتمادی دامن میزند و اثر معکوس دارد.
باستانی تبریزی درباره اعلامنشدن آمار رسمی تلفات انسانی گفت: وقتی نهادهای رسمی بهموقع آمار ارائه نمیدهند، رسانههای خارجی هر روز یک عدد اعلام میکنند. شاید این اعداد دروغ باشند، اما چون مکرراً تکرار میشوند، در ذهن مخاطب جای میگیرند. بعداً هم اگر آمار رسمی اعلام شود، دیگر تأثیری در اصلاح ذهنیت مردم ندارد، چرا که مرجعیت خبری قبلاً از دست رفته است.
عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران با دفاع از رسانههای مستقل گفت: تجربه ناآرامیهای گذشته نشان داده که تنها راه واقعی برای مقابله با رسانههای معاند، تقویت رسانههای مستقل و حرفهای داخلی است. پس با این حساب، بستن روزنامه هممیهن چه توجیهی دارد؟ روزنامهنگارانی که با حداقل دستمزد و در دشوارترین شرایط معیشتی، سنگر رسانه را حفظ کردهاند، نه تنها قهرمانان ملیاند، بلکه نقش حیاتی در اعتمادسازی میان مردم و جریان اطلاعرسانی سالم دارند. آنها همان پل ارتباطی هستند که جامعه را از هرگونه تحلیل یکسویه و نگاه صرفاً امنیتی دور میکند و فضایی فراهم میکنند که گفتوگو و فهم متقابل رشد کند. حفاظت از چنین رسانههایی، سرمایهای برای ثبات اجتماعی و اعتماد عمومی است و بدون آن، نهتنها مرجعیت خبری داخلی تضعیف میشود، بلکه افکار عمومی به سرعت به سمت روایتهای خارجی سوق داده میشود. روزنامهنگاران مستقل، فقط گزارشگر رویدادها نیستند بلکه نگهبانان شفافیت و پایداری اجتماعیاند و کسانی هستند که با تداوم کار حرفهای خود، مسیر امید و اصلاح را برای جامعه باز نگه میدارند.
باستانی تبریزی تأکید کرد: این روزنامهها ثابت کردهاند که دلشان برای ایران و منافع ملی میتپد و در سختترین شرایط، از صداقت و حرفهایگری کوتاه نیامدهاند. در حالی که خود حاکمیت دهها رسانه رسمی و شبهرسمی در اختیار دارد، سؤال این است که این همه رسانه چه دستاورد ملموسی داشتهاند که تحمل و حمایت از چند روزنامه مستقل تا این حد دشوار شده است؟ به باور من، حفاظت و تقویت این روزنامهها نه تهدید، که سرمایهای بزرگ برای اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی است و نشاندهنده ظرفیت واقعی رسانه مستقل در پیشبرد منافع ملی و ارتقای گفتوگوی اجتماعی است.
او در پایان گفت: واقعاً دردناک است که قلمهای آزادهای را که هر کشوری بهعنوان سرمایه فرهنگی و اجتماعی خود حفظ میکند، ما تاب تحملشان را نداریم. هممیهن جز خدمت به فرهنگ این سرزمین چه کرده است؟ حفظ و سرپا نگه داشتن یک رسانه مستقل در این شرایط اقتصادی، نه فقط کار بزرگی است، بلکه در حافظه تاریخی ایران برای همیشه خواهد ماند. تاریخ ما پر از روایتهای روشنایی و تاریکی است و تجربه نشان داده هر زمان منافع کوتاهمدت بر ارزشهای پایدار غلبه کرده، جامعه هزینههای سنگینی پرداخته است. امیدوارم این بار، از این فرصت برای تقویت اعتماد عمومی، گفتوگو و رسانههای مستقل استفاده کنیم.





نظر شما