به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیت الله العظمی آخوند خراسانی یکی از برجستهترین مراجع شیعه و یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در تحولات فقه سیاسی و اجتماعی ایران و عراق در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است.
بنابر روایت حوزه، بررسی زندگی، آثار و دیدگاههای او، به ویژه نسبت به ولایت فقیه، مشروطه، و عدالت اجتماعی، نشان میدهد که وی نه تنها یک فقیه برجسته بود، بلکه نقشی حیاتی در تربیت شاگردان و هدایت حوزه های علمیه ایفا کرد.
بخش اول — زندگی، هویت و جایگاه علمی آخوند خراسانی
۱. هویت، نام کامل و جایگاه تاریخی
«آخوند خراسانی» عنوان مشهور آیتالله العظمی ملا محمدکاظم خراسانی است؛ فقیه، اصولی، اندیشمند و مرجع بزرگ شیعه که در اواخر سده سیزدهم و اوایل سده چهاردهم هجری قمری زندگی میکرد. او از بزرگترین متفکران دانش اصول فقه شیعه و از رهبران برجسته نهضت مشروطه ایران به شمار میرود. نام او همواره در کنار تحولهای فکری، سیاسی و فقهی معاصر در جهان تشیع مطرح بوده است و بسیاری از مجتهدان دورههای بعد از او شاگرد مستقیم یا غیرمستقیم مکتب فقهی او به شمار میآیند.
۲. تاریخ تولد و پیشینه خانوادگی
آخوند خراسانی در سال ۱۲۵۵ هجری قمری برابر با سال ۱۸۳۹ میلادی در شهر مقدس مشهد متولد شد. پدر او ملا حسین هراتی (معروف به ملا حسین مشهدی) از روحانیان خوشنام و در عین حال از تاجران ابریشم بود. این پیشینه خانوادگی باعث شد آخوند از کودکی در محیطی مذهبی، اخلاق محور و علمی رشد کند و زمینه مناسب برای ورود او به علوم حوزوی فراهم باشد.
۳. آغاز تحصیلات حوزوی در مشهد
تحصیلات دینی آخوند خراسانی از سنین کودکی در حوزه علمیه مشهد آغاز شد. او در سالهای نخستین، مقدمات ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد استادان شناختهشده مشهد فرا گرفت. نشانههای استعداد علمی او در همین دوره آشکار شد؛ بهگونهای که برخی استادانش از همان دوران نوجوانی استعداد او را «استعداد استدلالی» توصیف میکردند.
۴. مهاجرت علمی به نجف
پس از گذراندن دورههای مقدماتی، آخوند برای تکمیل تحصیلات عالی دینی به نجف اشرف مهاجرت کرد. نجف در آن دوران مرکز اصلی حوزههای شیعه و مقر بزرگترین استادان علوم دینی بود. در این شهر، آخوند در جلسات درس استادان برجستهای مانند:
* میرزا حسین شیرازی (میرزای بزرگ)
* شیخ محمدحسن مامقانی
* میرزا حبیبالله رشتی
حضور یافت و از آنان بهره علمی فراوان برد. او با پشتکار فراوان و استعداد چشمگیرش، در مدت کوتاهی در شمار بهترین طلاب فقه و اصول قرار گرفت.
۵. رسیدن به درجه اجتهاد
پیشرفت علمی آخوند خراسانی در نجف چنان سریع بود که استادانش به اجتهاد او شهادت دادند و او را بهعنوان یکی از چهرههای برجسته نسل جدید فقهای شیعه معرفی کردند. بهتدریج، حلقه درس مستقلی تشکیل داد و شمار طلاب و فضلایی که در درس او حضور پیدا میکردند، بسیار افزایش یافت. بعدها تعداد شاگردان او را در برخی منابع تا دو هزار نفر نیز ثبت کردهاند.
۶. آثار علمی و نقش او در علم اصول
مهمترین اثر آخوند خراسانی، کتاب «کفایة الأصول» است؛ اثری که یکی از ستونهای اصلی علم اصول فقه در حوزههای علمیه به شمار میرود. ویژگیهای برجسته این کتاب عبارتاند از:
* تنظیم دقیق مباحث اصولی
* نوآوریهای علمی در برخی مباحث بنیادین
* استدلالهای قوی و نظاممند
* اختصار همراه با عمق علمی
«کفایة الأصول» بهسرعت به کتاب رسمی درس خارج اصول در حوزههای علمیه تبدیل شد و تاکنون دهها شرح، حاشیه و تقریر بر آن نوشته شده است.
۷. مرجعیت و نفوذ اجتماعی
در سالهای پایانی عمر، آخوند خراسانی یکی از چند مرجع اصلی شیعیان در جهان اسلام بود و بسیاری از مردم ایران، عراق، افغانستان، هند و قفقاز از او تقلید میکردند. او به خاطر شخصیت معنوی، خوشرفتاری، تواضع، دوری از تجمل و فروتنیاش در میان مردم بسیار محبوب بود.
در کنار جایگاه علمی، شخصیت اجتماعی او نیز پررنگ شد و به ویژه در جریان نهضت مشروطه ایران به یکی از مهمترین رهبران فکری و دینی عصر خود تبدیل شد.
بخش دوم — نقش آخوند خراسانی در نهضت مشروطه ایران
۱. زمینههای تاریخی نقشآفرینی آخوند خراسانی
برای تحلیل نقش آخوند خراسانی در نهضت مشروطه، باید شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایرانِ دوره قاجار را در نظر گرفت. ایران در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه و آغاز سلطنت محمدعلی شاه با مشکلات گستردهای روبهرو بود:
* فساد دربار و دستگاه حکومتی
* فشارهای اقتصادی و مالیاتهای سنگین
* نفوذ قدرتهای خارجی مانند روسیه و بریتانیا
* ضعف ساختار اداری و سیاسی
* نارضایتی عمومی از بیعدالتی و استبداد
این شرایط باعث شد روحانیان و مراجع بزرگ نجف، از جمله آخوند خراسانی، وارد میدان شوند و از جنبش عدالتخواهی مردم حمایت کنند.
۲. جایگاه آخوند خراسانی در میان رهبران مذهبی مشروطه
در میان سه مرجع بزرگ نجف در آن زمان — آیتالله آخوند خراسانی، آیتالله عبدالله مازندرانی و آیتالله میرزا حسین خلیلی تهرانی — آخوند خراسانی برجستهترین نقش را در هدایت و مشروعیتبخشی به نهضت مشروطه داشت.
از نظر تاریخی:
* او با فتوای صریح خود «مشروطه» را تنها راه مقابله با استبداد شاهان قاجار معرفی کرد.
* در نوشتهها و تلگرافهایش مشروطه را نظامی مبتنی بر عدالت و جلوگیری از ظلم میدانست.
* در برابر نظریه استبداد به شدت استدلال کرد و مخالفت علمی و فقهی نمود.
۳. چرایی ورود آخوند خراسانی به سیاست
در متون تاریخی آمده است که آخوند خراسانی بهصورت ذاتی اهل سیاست نبود و بیشتر عمر خود را به تدریس و تألیف اختصاص داده بود.
اما ورود او به سیاست چند علت مهم داشت:
فساد گسترده دربار و ظلم سیستماتیک
غارت منابع کشور توسط روس و انگلیس
فشار و درخواست مردم، علما و روشنفکران برای حمایت از اصلاحات
وظیفه شرعی در برابر ظلم، که او آن را «نهی از منکر سیاسی» میدانست
بنابراین، برخلاف برخی تصورها، دخالت او یک رفتار حزبی یا قدرتطلبانه نبود، بلکه از نگاه او «دفاع از مردم» و «جلوگیری از ظلم» وظیفه شرعی مرجع تقلید بود
۴. مواضع اصلی آخوند خراسانی درباره مشروطه
دیدگاههای او درباره مشروطه در چند محور خلاصه میشود
الف) مشروطه یعنی محدود کردن قدرت سلطان
او اعتقاد داشت که شاه در اسلام «ولایت مطلقه بر مردم» ندارد و باید قدرت او محدود شود تا نتواند به مردم ظلم کند
ب) تشکیل مجلس شورای ملی
از نظر آخوند، مجلس نمایندگی مردم نه تنها مخالف دین نیست، بلکه وسیلهای برای اجرای عدالت و جلوگیری از استبداد است
ج) قانوننویسی بر اساس شرع
او تأکید میکرد که قوانین باید با اصول اسلام مغایر نباشند، و این نظارت باید توسط هیئت علمای طراز اول انجام شود
د) مخالفت با «استبداد »
آخوند خراسانی در پاسخ: دینی بودن حکومت را قبول داشت. اما استبداد را «مغایر با اسلام» میدانست و معتقد بود که اجرای عدالت هدف اصلی دین است.
۵. نامهها و تلگرافهای سیاسی آخوند خراسانی
آخوند خراسانی از نجف دهها نامه و تلگراف به ایران ارسال کرد. مشهورترین آنها عبارتاند از:
* تلگراف حمایت از مشروطهخواهان تهران
* نامه به محمدعلیشاه برای خودداری از سرکوب مجلس
* نامههایی خطاب به علمای ایران برای ایستادگی در برابر ظلم
* نامههایی خطاب به سفارتخانهها و قدرتهای خارجی جهت هشدار دادن نسبت به دخالت در امور ایران در بسیاری از این نامهها، این عبارت مشترک است: «دفاع از حقوق ملت واجب شرعی است.»
این جمله یکی از کلیدهای فهم اندیشه سیاسی اوست
۶. نقش آخوند خراسانی در پیروزی نهایی مشروطه
پس از به توپ بسته شدن مجلس توسط محمدعلیشاه، آخوند خراسانی نقشی اساسی در تداوم مبارزه داشت:
* او مشروعیت محمدعلیشاه را لغو کرد.
* از مشروطهخواهان تبریز و گیلان و بختیاری حمایت کرد.
* فتوای جهاد علیه حکومت مستبد را صادر نمود.
این اقدامات باعث شد نیروهای مردمی در نهایت تهران را فتح کنند و محمدعلی شاه را از سلطنت برکنار سازند.
بخش سوم — بررسی و تحلیل عبارتهای مورد درخواست
بیانیه ۲۱ آخوند خراسانی
بررسی تاریخی و منبعیابی
در منابع معتبر تاریخی، مجموعهای رسمی به نام «بیانیه شماره ۲۱ آخوند خراسانی» وجود ندارد. تلگرافها، نامهها و اعلامیههای آخوند خراسانی شمارهگذاری رسمی نداشتهاند.
مرجعهای معتبر زندگی و اسناد آخوند، مانند
* اسناد مشروطه
* نامههای مراجع نجف
* کتاب حیات آخوند خراسانی
* مجلدات تاریخ مشروطه ناظمالاسلام کرمانی
* اسناد وزارت خارجه و اسناد مجلس شورای ملی
هیچکدام چنین عنوانی را برای نوشتههای آخوند ذکر نکردهاند
منشأ پیدایش این عبارت چیست؟
در برخی سایتها یا نوشتههای اینترنتی، گاهی شمارهگذاری غیرعلمی صورت گرفته؛ یعنی نویسنده، برای ارجاع دادن به ۲۱مین سندی که خودش *مرتب کرده*، نام «بیانیه ۲۱» گذاشته است.
این شمارهگذاری:
* غیراستاندارد
* غیرعلمی
* غیرتاریخی است و هیچ ارزش سندی ندارد.
تحلیل و علت نادرستی
چرا این عبارت از نظر تاریخپژوهی درست نیست؟
آخوند خراسانی بیانیهها را شمارهگذاری نمیکرد
در دوره قاجار، «بیانیه» به این مفهوم مدرن وجود نداشت؛ معمولاً تلگراف و نامه صادر میشد
هیچ یک از مجموعههای معتبر اسناد مشروطه چنین شمارهای ذکر نکردهاند
نتیجهگیری
عبارت « بیانیه ۲۱ آخوند خراسانی » غیرمعتبر است و در پژوهش علمی باید از آن پرهیز کرد.
هر سندی که چنین شمارهای را استفاده میکند، باید غیرمعتبر، بازنویسیشده یا اینترنتیِ بدون ارزش تاریخی دانسته شود.
کرامات آخوند خراسانی
بررسی تاریخی
در منابع اصلی که درباره آخوند خراسانی نوشته شده — چه مذهبی و چه تاریخی — تمرکز اصلی بر شخصیت علمی، فقهی، اصولی، اخلاقی و سیاسی اوست.
نکته اول
آخوند خراسانی شخصیتی عقلگرا بود او از چهرههای شاخص « اصولی» است؛ مکتبی که بر:
* استدلال عقلی
* مبانی منطقی
* قواعد استنباط
تأکید دارد. این رویکرد معمولاً با نقل کرامات آنچنانی همراه نیست
نکته دوم
برخی شاگردان به اخلاق و معنویت او اشاره کردهاند برخی گزارشها از:
* سادهزیستی
* تواضع
* عبادت
* زهد
او روایتهایی دارند. اما اینها کرامت به معنای معجزه یا امور خارقالعاده نیست؛ بلکه بیشتر اخلاقی است.
نکته سوم
گزارشهای پراکنده و غیرمستند در برخی کتابهای متأخر یا سایتهای غیردقیق، داستانهایی به او نسبت داده شده، مانند:
* شفا دادن بیمار
* پیشبینی آینده
* دخالت غیبی در مشروطه که هیچکدام سند معتبر تاریخی ندارند
تحلیل منابع غیرمعتبر
منابعی که کرامات را ذکر کردهاند، معمولاً
* بدون ارجاع
* بدون ذکر نویسنده
* یا نوشتههای اینترنتی بازنویسیشده هستند.
در تاریخنگاری حرفهای، هر ادعای خارقالعاده باید
* سند کتبی اولیه
* شاهد همدوره
* یا ثبت در آثار معتبر داشته باشد؛ و درباره آخوند چنین اسنادی وجود ندارد.
نتیجهگیری
« کرامات آخوند خراسانی» بیشتر روایتهای شفاهی یا متأخر است و برخلاف شخصیت علمیِ عقلگرای او، سند تاریخی معتبر ندارد.
نامه آخوند خراسانی به امام خمینی
بررسی تاریخی این ادعا از نظر تاریخی کاملاً نادرست است
چرا؟
آخوند خراسانی در سال ۱۳۲۹ هجری قمری (۱۹۱۱ میلادی) درگذشت.
امام خمینی در سال ۱۳۲۰ هجری قمری (۱۹۰۲ میلادی) متولد شده است.
یعنی هنگام وفات آخوند خراسانی، امام خمینی فقط ۹ ساله بود.
طبیعی است که : امام خمینی در آن سن مخاطب مراسلات سیاسی نبود. آخوند نیز هیچ نامهای به فردی با این سن نمینویسد .
هیچ کتاب، سند، آرشیو یا منبع معتبر چنین چیزی را گزارش نکرده است.
منشأ شایعه
بهنظر میرسد برخی افراد یا سایتها:
نامههای آخوند به «علما»، «مراجع»، «مشروطهخواهان»، «شاه» و «مردم» را با امام خمینی خَلط کردهاند یا شاید برخی برای بزرگ کردن جایگاه تاریخی رابطه این دو شخصیت، داستانهای غیرواقعی ساختهاند
نتیجهگیری
« نامه آخوند خراسانی به امام خمینی » از نظر تاریخی محال است و هیچ سند، مدرک یا روایت معتبر آن را تأیید نمیکند.
نقش و جایگاه قبر و یادبود آخوند خراسانی
آخوند خراسانی پس از درگذشت در نجف اشرف دفن شد و قبر او هنوز مورد احترام مراجع و علاقهمندان تاریخ و علوم دینی است. تصاویر موجود از قبر آخوند خراسانی بیشتر مربوط به دورههای بازسازی است و سندی از زمان حیات او ارائه نمیدهد، اما این مکان همچنان نماد احترام به جایگاه علمی و اخلاقی اوست
جایگاه علمی و عنوان آیتالله
آیت الله آخوند خراسانی به عنوان یک مرجع عالیرتبه و استاد برجسته اصول و فقه، در دوره خود بسیار مورد احترام بود. او نه تنها شاگردان زیادی تربیت کرد، بلکه نفوذ اجتماعی و علمی او باعث شد که بسیاری از پیروان علوم دینی، راه او را ادامه دهند. عنوان آیتالله برای او کاملاً مستند و پذیرفته شده است
نامهها و اسناد منتشرشده
PDF نامههای متعدد آخوند خراسانی موجود است که در منابع تاریخی ذکر شدهاند. نسخههای موجود، معمولاً نسخههای اسکنشده از کتابها یا مقالهها هستند و نسخه دیجیتال رسمی نامهها محسوب نمیشوند. بنابراین اگر به دنبال دسترسی به نامههای او هستید، بهتر است به کتابخانهها و آرشیوهای معتبر مراجعه شود تا از صحت اسناد اطمینان حاصل شود.
آخوند خراسانی در طول زندگی خود نامهها و مکاتباتی با علما و رهبران سیاسی داشت که برخی از آنها هنوز موجود است.
نامه به میرزای نائینی: در این نامه، او درباره اهمیت مشروطه، قانون و رعایت شریعت در حکومت سخن گفته است.[۱]
این مکاتبات به طلاب و شاگردان او امکان تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی را میداد.
بیانیهها، نامهها و مکاتبات، سندی از تعامل او با مسائل اجتماعی و سیاسی و تأکید بر مشروطه و قانونمداری همراه با نظارت فقها فراهم میآورند. او شخصیتی است که نه تنها در فقه و اصول، بلکه در فقه سیاسی و اجتماعی نیز اثرگذار و ماندگار بوده است.
خانواده و فرزندان آخوند خراسانی
اطلاعات درباره فرزندان آخوند خراسانی محدود است. برخی منابع تنها اشاره دارند که او چند فرزند داشتند، ولی جزئیات دقیق درباره نام و فعالیتهای آنها در منابع تاریخی معتبر ثبت نشده است. به نظر میرسد بیشتر فرزندان او در مسیر علمی یا مرجعیت، فعالیت برجستهای نداشتند و زندگیشان عمدتاً خصوصی بوده است.
آخوند خراسانی با رویکرد واقعگرایانه و فقهی، مشروطه را راه حل مناسب شرایط زمان خود میدانست.
مکتب فقهی او و حوزهاش تابع شرایط عصر و اقتضائات سیاسی زمان خودش بود؛ نباید آن را با مفاهیم امروزه «ولایت فقیه» یا «حکومت اسلامی» بدون تفاوت دانست.
بسیاری از روایتهای معاصر (فتوا، نامه، حکم) جنبه تبلیغی یا معرفتی دارند و لازم است با نگاه نقادانه و سندگرا بررسی شوند.
دیدگاه آخوند خراسانی درباره «ولایت فقیه» و حکومت اسلامی مشروطه
یکی از مسائل محوری در بحثهای دینی و سیاسی معاصر، این پرسش است که آیا آخوند خراسانی موافق تشکیل حکومت اسلامی با ولایت فقیه بود یا خیر؟
پاسخ پژوهش روشن اما پیچیده است. بر پایه مطالعات معاصر، آخوند خراسانی به شکل روشن از تشکیل «حکومت اسلامی معاصر» با ساختار ولایت فقیه (به شکل کنونی) بحث نکرد.
در یکی از تحلیلهای مهم گفته شده است: در زمان او «حکومت حاکم ایران در دوران کوتاهی مستقر و مقتدر بود» و فقها – حتی اگر اجتهاد و مرجعیت داشتند – امکان عزل یا اداره حکومت را نداشتند. بنابراین، او برای زمانهاش آنچه که در محافل سیاسی و اجتماعی به نام «مشروطه» بیان می شد را مخالف با دین و شرع نمی دید. یعنی محدود کردن قدرت شاه و قانونگذاری تحت نظارت عالمان دینی.
با این حال، او مخالف کامل «ولایت فقیه» به معنای قدرت سیاسی مطلق روحانی نبود. بلکه معتقد بود برای زمان و شرایط خاص آن دوره، تحقق حکومت دینی امکانپذیر نبود و مشروطه راهی عملیتر بود.
نویسندگان معاصر میگویند دیدگاه او تابع «شرایط زمانه» و وضعیت سیاسی – اجتماعی ایران آن دوران بود، نه صرف یک ایدئولوژی انتزاعی.
نتیجه پژوهشی
آخوند خراسانی نه مخالف حکومت دینی بود، نه حکومت مطلق فقهای دینی ؛ بلکه با نگاه واقعگرایانه به شرایط کشور و جامعه در آغاز مشروطه، شکل مشروطه با نظارت عالمان دین را مؤمنانه با اسلام میدانست. اما تأکید داشت که اجرای حکومت اسلامی کامل در آن زمان عملاً ممکن نیست.
جایگاه علمی – اجتماعی، حوزه علمیه و شاگردان
بخشی از اعتبار آخوند خراسانی ناشی از جایگاه او در حوزههای نجف و تربیت شاگردان و تألیف آثار است:
او مرجع تقلید بود و شاگردان زیادی داشت؛ این امر باعث انتقال مکتب فقهی و اصولی او به نسلهای بعدی شد.
اما نکته مهم این است که مکتب او را نمیتوان به سادگی با «ولایت فقیه مدرن» معادل دانست. بسیاری از مفسّرین معاصر، مکتب فقهی آخوند را «فقه مستقرّ» میدانند که در شرایط خاص سیاسی و تاریخی شکل گرفته است.
پژوهش جدیدی با عنوان «آخوند خراسانی و حکومت اسلامی» نوشته شده است که تلاش میکند دیدگاه او را در زمینه فقه سیاسی تحلیل کند؛ نتیجه آن این است که موضع او بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، تاکتیکی ـ تاریخی بود.
جایگاه علمی و حوزوی آخوند خراسانی-و مکتب فقهی او- مشروط به زمان، شرایط و نیاز جامعه آن دوره بود. میتوان او را صرفاً «پیشقراول ولایت فقیه مدرن» دانست؛ و باید گفت او تلاش کرد «فقه و دین» را با شرایط زمانه سازگار کند.
اعتبار منابع و واقعیبودن روایتها
بسیاری از آنچه امروز درباره «فتوا»، «حکم»، «نامه» یا «دیدگاههای خاص» به آخوند خراسانی نسبت داده میشود، بعدها در دوران معاصر و با هدف سیاسی یا تبلیغی مطرح شده است، نه بر پایه اسناد اولیه.
منابع معتبری مانند تحلیلهای آکادمیک، آثار پژوهشی، و مقالاتی که با ذکر منابع و سند کار کردهاند، نشان میدهند که تفاوت میان «فقه نظری»، «شرایط تاریخی» و «واقعیت سیاسی» باید در نظر گرفته شود
بنابراین در نگارش مقاله – بهویژه در چنین ابعاد تحقیقی – مهم است که میان «واقعیت تاریخی مسلم» و «روایتهای متأخر و بحثبرانگیز» تفاوت قائل شویم و همه را با ذکر وضعیت سند، نقد کنیم.
جمعبندی این بخش از تحلیل — با نگاه پژوهشی
نقد استدلالی درباره مواضع سیاسی آخوند خراسانی
برخی تلاش کردهاند نتیجه بگیرند که آخوند خراسانی با ولایت فقیه و حکومت دینی در زمان غیبت مخالف بوده است. آنها عمدتاً استدلال خود را بر این پایه میگذارند که: هیچ اثر مستقل و مشخصی از او در زمینه حکومت دینی یا ولایت فقیه موجود نیست. و بیان می کنند که، نامهها و مکاتبات تاریخی با علما یا دیگر مراجع، ناقص، با سند ضعیف یا منتشرنشدهاند. در نتیجه، نمیتوان باور کرد که آخوند خراسانی به نظریه حکومت فقیه باور داشته باشد.
اما این استدلالها چند مشکل اساسی دارد:
فقدان اثر مستقل دلیل بر نبود دیدگاه نیست در آن دوره، بسیاری از فقها و مراجع بزرگ، دیدگاههای سیاسی و فقهی خود را در قالب فتوا، تقریر درس یا نامههای محدود بیان میکردند، نه در قالب کتاب مستقل سیاسی.
بنابراین، عدم وجود اثر مستقل یا چاپشده، دلیل کافی برای نفی موضع او نیست.
شرایط تاریخی امکان درک مدرن ولایت فقیه را نمیداد.
آخوند خراسانی در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری در نجف و ایران فعالیت میکرد. در آن زمان ساختار سیاسی ایران سلطنت مطلقه و استبداد بود؛ هیچ نهاد مدرن و قانونمحور وجود نداشت که اجرای نظریه ولایت فقیه را ممکن سازد. ارتباط بین فقها و جامعه سیاسی محدود بود و امکان دخالت مستقیم در حکومت عملی نبود.حتی اگر او دیدگاههای فقهی یا نظری نسبت به حکومت داشت، شرایط زمانه اجازه تحقق آنها را نمیداد. از این منظر، میتوان گفت که برخی دیدگاه او را بر اساس معیارهای سیاسی امروز و فضای باز سیاسی ارزیابی کردهاند، در حالی که زمانه و شرایط، چنین درکی را اساساً امکانپذیر نمیکرد.
تفاوت میان «رد حکومت دینی» و «عدم امکان اجرا»
برخی نتیجه گرفتهاند که آخوند خراسانی با حکومت دینی مطلق مخالف بوده است.
اما تحلیل دقیق تاریخی نشان میدهد که: او نه حکومت دینی را نفی میکرد و نه اصول شریعت را رد. آنچه او انجام داد، سازگاری میان فقه و شرایط سیاسی واقعی بود. و راه حل عملی زمان خود را مشروطه با نظارت علما و قانون میدید، زیرا اجرای حکومت مطلق فقیه در شرایط آن روز عملاً غیرممکن بود.
بنابراین، نقد منطقی چنین است:
فقدان اثر مستقل، دلیل بر نبود باور یا موضع فقهی نیست.
شرایط زمانه، امکان درک و اجرای مدرن ولایت فقیه را نمیداد.
آنچه امروز به عنوان «موضع سیاسی قطعی» از او نقل میشود، ترکیبی از تحلیلهای بعدی و حدسهای تاریخی است، نه سند مستقیم.
جایگاه واقعی او در تاریخ فقه و مشروطه، فقه واقعگرا، عدالتمحور و محافظتکننده از شریعت در شرایط سیاسی نامساعد بوده است.
به بیان دیگر، میتوان استدلال کرد که آنچه برخی تعبیر میکنند به عنوان رد ولایت فقیه، در واقع عدم امکان اجرایی و شرایط تاریخی زمانه بوده، نه نفی اصول فقهی آن.
دیدگاهها و شاگردان آخوند خراسانی
آخوند خراسانی به دلیل جایگاه علمی و مرجعیت، شاگردان بسیاری پرورش داد که برخی از آنها بعداً خود به مراجع و رهبران برجسته دینی تبدیل شدند.[۲]
دیدگاه فقهی و سیاسی او عمدتاً حول محور عدالت، رعایت شریعت و مشروطهخواهی عقلانی بود.
شاگردان او نیز این اصول را در مباحث خود دنبال کردند و بعضاً در گسترش مشروطه و دفاع از استقلال فقهی حوزهها نقش داشتند.
تأکید بر ترکیب فقه، عدالت و مصالح عمومی، به یکی از ویژگیهای مکتب خراسانی تبدیل شد.
مثالهایی از شاگردان برجسته
محمد حسین نائینی: که بعدها در مسائل سیاسی عراق و ایران نقش کلیدی داشت
حاج آقا حسین طباطبائی بروجردی: یکی دیگر از مراجع مشهور که نظرات فقهی و سیاسی او متاثر از آموزههای آخوند خراسانی بود.
سید ابوالحسن اصفهانی
حاج آقا حسین قمی
شیخ محمدحسن نویسی
محمد حسین کاشف الغطا
محمدحسین غروی اصفهانی
آقا ضیاء عراقی
میرزا احمد عاملی آرانی (درگذشت:۱۳۲۸ش)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
سید احمد کربلایی
سید علی قاضی طباطبایی
محمدباقر قائنی بیرجندی
محمدعلی شاه آبادی
شیخ عبدالکریم حائری یزدی
محمدتقی بافقی[۲۵]
محمدصادق مدرس خاتون آبادی
مصطفی مجتهد تبریزی [۲۶]
سید محمدحسن قزوینی حائری
محمدتقی خوانساری
مهدی خالصی
سید مرتضی مجتهد اهرمی
سید صدرالدین صدر
حسنعلی نخودکی اصفهانی
سید عبدالله بهبهانی
شیخ عباس قمی
محمدجواد بلاغی
سید محسن امین
سید ابوالقاسم کاشانی
سید محمد حسینی لواسانی تهرانی
سید حسن مدرس
سید عبدالهادی شیرازی
سید محمود حسینی شاهرودی
سید محسن حکیم
سید احمد خوانساری
احمد کفایی فرزند آخوند خراسانی(درگذشت:۱۳۹۱ق)
نورالدین عراقی
سید جمال الدین گلپایگانی
علی زاهد قمی (درگذشت:۱۳۷۱ق)
آقا نجفی قوچانی
آقابزرگ تهرانی
شیخ غلامرضا یزدی
میرزا مهدی آشتیانی
شاگردان او به دلیل آموزش دقیق اصول فقه و دیدگاه واقعگرایانه سیاسی، توانستند نقش مؤثری در حوزههای علمیه و جامعه داشته باشند.
حوزه علمیه و نقش آموزشی
آخوند خراسانی در نجف حوزه علمیهای فعال داشت و به تربیت طلاب توجه ویژهای داشت.
تدریس کفایةالأصول و فقه و اصول به طلاب ، به گونهای که اصول فقه او تا امروز جزء منابع اصلی حوزهها است.
ایجاد محیط آموزشی با تمرکز بر استدلال فقهی و تحلیل سیاسی، به طلاب امکان میداد که مسائل دینی و اجتماعی را با رویکرد واقعگرایانه بررسی کنند. حوزه او، مرجعیتی معتبر بود که توانست شبکهای از شاگردان فعال در ایران و عراق ایجاد کند. منابع نشان میدهند که حوزه آخوند خراسانی، مرکز آموزش فقه و اصول، و انتقال دیدگاههای مشروطهخواهانه و عدالتمحور به نسل بعد بود.
[۱] - https://fa.imamali.net
[۲] - fa.imamali.net





نظر شما