به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ایران در گذرگاهی حساس و تاریخی قرار دارد. در شرایطی که فشارهای اقتصادی بر جان و روان مردم سنگینی میکند و فضای جامعه به دلیل حوادث و تنشهای اخیر ملتهب و متشنج است، «کلمات» گاهی سختتر از گلوله برنده میشوند. امروزه، شاید کمتر دوستی یا خانوادهای را بتوان یافت که در آن، دو قطبِ فکری متفاوت کنار هم قرار نگیرند. سوال اصلی اینجاست که آیا «اختلاف نظر» باید به «قطع رابطه» بینجامد؟ آیا رنگِ سیاسیِ تفکر، باید سفیدیِ قلبها را بپوشاند؟
بنابر روایت ایرنا، این گزارش با رویکردی دقیق و جامعهشناختی، به بررسی راهکارهایی میپردازد تا بتوانیم در این گردابِ حوادث، با وجود تفاوتها، بر سر یک میز دوستی بنشینیم و ثابت کنیم که «دشمن» نیستیم، بلکه هموطنانی هستیم که نگرانِ یک سرنوشت مشترکاند.
۱. تغییر پارادایم: از «من درست میگویم» به «من میشنوم»
اولین و مهمترین گام برای حفظ رابطه با دوستی که عقیده سیاسی مخالف دارد، تغییر نگاه به گفتوگو است. در فضای دوقطبیِ فعلی، ما اغلب در حال «مبارزه» هستیم تا حرف خود را به کرسی بنشانیم و طرف مقابل را شکست دهیم. روانشناسی اجتماعی میگوید وقتی کسی احساس کند عقیدهاش زیر سوال رفته، مکانیزم دفاعی او فعال شده و دیوارهایی بلند بین دو طرف کشیده میشود.
پس بهتر است به جای اینکه هدفتان «اقناع» طرف مقابل باشد، هدف را «فهمیدن» او قرار دهید. بپذیرید که شاید هر دو از دریچهای متفاوت به یک واقعیت نگاه میکنید. این پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای احترام به آزادی اندیشه انسان دیگر است.

۲. تفکیک «انسان» از «ایده»
یکی از بزرگترین اشتباهات در بحثهای سیاسی، «شخصیسازی» اختلافات است. وقتی دوستتان از یک رویداد حمایت میکند که شما با آن مخالفید، به جای اینکه او را «بیخبر»، «خائن» یا «سادهلوح» خطاب کنید، به یاد بیاورید که او مجموعهای از خاطرات، تجربیات و خانواده است که دقیقاً مثل شما، نگران آینده ایران است.
همه ما در این کشور، یکسان نفس میکشیم، با یک پول هزینه میکنیم و از زیر یک آسمان عبور میکنیم. اختلاف نظر در «روش» حل مشکلات، نباید باعث شود فراموش کنیم که «هدف» هر دو طرف، آبادانی و سربلندی ایران است. تاکید بر اشتراکات (مثل عشق به خانواده، نگرانی از تورم، و امید به آینده) پل ارتباطی است که میتواند روی شکافهای سیاسی پل بزند.
۳. چگونه حرف بزنیم؟ کلیدهای طلاییِ مکالمه بدون جنگ
دانستنِ «چرایی» حفظ رابطه کافی نیست؛ باید بدانیم «چگونه» صحبت کنیم تا کلماتمان آتش نیفروزد. برای اینکه یک گفتوگوی سیاسی به قطع رابطه منجر نشود، رعایت این اصول فنی و عملی ضروری است:
استفاده از جملات «من» به جای «تو» (تکنیک پیامرسانی من): در روانشناسی، یکی از سریعترین راههای ایجاد دفاعی در طرف مقابل، «شما خطاب کردن» و سرزنش کردن است.
غلط: «تو همیشه حرفهای تند میزنی و اصلاً گوش نمیدهی.» (این جمله طرف مقابل را به چالش میکشد).
درست: «من وقتی حرفهای تند میشنوم، احساس ناامنی میکنم و فکر میکنم حرفم شنیده نمیشود.» (این جمله احساسِ شما را بیان میکند و غیرقابل انکار است).
پرسیدن به جای انکار (کنجکاوی به جای قضاوت): وقتی دوستتان نظری میدهد که برای شما غیرقابل قبول است، به جای اینکه سریعاً بگویید «این اشتباه است»، بپرسید «چرا؟». این کار فضا را از حالت تدافعی به حالت توضیحی تغییر میدهد.
مثال: «جالبه. چه چیزی باعث شده به این نتیجه برسی؟ من از این زاویه اصلا به موضوع نگاه نکرده بودم.» این جمله به دوستتان نشان میدهد که شما برای فهمیدن او تلاش میکنید، نه برای نابودی او.
شنونده فعال باشید (سکوتِ طلا): بیشتر اختلافات زمانی پیش میآید که طرفین منتظرند نوبتِ صحبت کردنشان شود تا حرف طرف مقابل را رد کنند. قانون «شنونده فعال» میگوید: تا زمانی که مطمئن نشدهاید منظور طرف مقابل را دقیقاً فهمیدهاید، شروع به دفاع از خود نکنید. حتی میتوانید بگویید: «اگر درست متوجه شده باشم، تو میخواهی بگویی که...» و جمله او را تکرار کنید. این کار حسِ «دیده شدن» را به او میدهد و خشمش را فرو مینشاند.
پرهیز از کلیگوییهای مطلق: کلماتی مثل «همه»، «هیچکس»، «همیشه» و «هرگز» در بحثهای سیاسی سم هستند.
غلط: «همه تندروها همینطوریاند.»
درست: «برخی از رفتارها در این گروه قابل انتقاد است.» دقت در انتخاب واژهها، مسیر گفتوگو را نرم میکند.
ایجاد «پنجره خروج» برای طرف مقابل: گاهی اوقات طرف مقابل در بحث گیر میکند و حرفی میزند که شاید خودش هم بعداً پشیمان شود. به جای اینکه او را به گوشه رینگ ببرید و ثابت کنید اشتباه کرده، به او راه فرار بدهید.
مثال: «میدونم شرایط جامعه طوریه که همه ما تحت فشاریم و گاهی حرفهایی میزنیم که شاید منظورمون نباشه. بیا روی این نکته تمرکز کنیم که...» این بزرگمنشی، شما را در چشم دوستتان محترمتر میکند.

۴. قواعد میدان مین: مرزهای اخلاقی در گفتوگو
برای اینکه یک بحث سیاسی به دعوا و قطع رابطه منجر نشود، باید قواعد بازی را شفاف کنید:
احترام متقابل: حتی اگر نظری را کاملاً غلط و خطرناک میدانید، توهین به صاحب آن نظر ممنوع است. الفاظ رکیک و تحقیرآمیز، پلهای پشت سر را خراب میکنند.
پرهیز از برچسبزنی: استفاده از برچسبهای سیاسی رایج که این روزها در فضای مجازی دست به دست میشود، در گفتوگوی دوستانه ممنوع است. برچسب زدن، پایان گفتوگو و آغاز جنگ روانی است.
زمانبندی: اگر بحث داغ شد و احساسات جای عقل را گرفت، جرات توقف داشته باشید. بگویید: «رفیق، الان بحث داره داغ میشه، بهتره الان ادامه ندیم. دوستت دارم و نمیخوام حرفی بزنیم که پشیمون بشیم.»
۵. درونی کردن اختلافات؛ راهکار برونرفت از بحران
همانطور که در مقدمه اشاره شد، ایران در برهه حساسی است. دشمنان این مرز و بوم به دنبال این هستند که همین اختلافات سلیقهای را به شکافهای عمیق اجتماعی تبدیل کنند. ما به عنوان آگاهترین لایه جامعه، وظیفه داریم نشان دهیم که «تعدد» و «تضاد» در جامعه ایران، به معنای «تفرقه» نیست.
ما باید یاد بگیریم اختلافات را «درونی» حل کنیم. یعنی بپذیریم که پازلِ ایران، با تکههای رنگارنگ ساخته میشود. دوست شما با آن دیدگاه سیاسی، بخشی از پازل این کشور است و شما بخش دیگر. اگر یکی را حذف کنید، تصویر ایران ناقص میماند. حل درونی اختلافات به این معناست که به جای طرد کردن یکدیگر، سعی کنیم با گفتوگوی محترمانه، نقاط مشترک را پیدا کنیم و با همدلی، از این طوفان عبور کنیم.
دوستی، قربانیِ سیاست نشود
در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که ارزش هیچ اختلاف نظری به اندازه یک دوستی واقعی نیست. بحثهای سیاسی و اجتماعی رنگ میبازند، اما دوستیهای واقعی و روابط انسانی، سرمایههای ماندگار زندگی هستند.
ایران ما، ایرانِ تکرنگ و تکصدا نیست؛ ایرانِ ما، ایرانِ تنوع در عین وحدت است. بیاییم با زبانِ محبت و منطق، ثابت کنیم که با وجود همه اختلافها، ما دشمن هم نیستیم؛ ما فرزندان یک سرزمینیم که هر کدام به سهم خود، در پی سعادت آن هستیم. بیایید حرف بزنیم، اما نه برای شکست دادن؛ برای فهمیدن و ماندن.





نظر شما