به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد با علی شکوری راد در باره موضوعات روز گفت وگو کرذه است.
بخشهایی از اظهارات او را می خوانید:
*اعتراضات اخیر ناشی از انباشت نارضایتیهای عمومی و مطالبات فروخورده مردم است. این نارضایتیها طی سالها انباشته شده بود. هرچند طی سالهای اخیر بارها به شکل تجمعات اعتراضی بروز کرد اما سیستم صدای این نارضایتیها را نشنید تا به شکل بغضی فروخورده در ناخودآگاه جمعی جامعه باقی بماند و دوباره به سطح بیاید.
*آنچه حوادث اخیر را با نمونههای قبل متمایز میکند آن است که اعتراضات اخیر دیگر مطالبات اطلاحطلبانه صرف نبودند و شکل و شمایلی براندازانه و رادیکال به خود گرفتند. از سوی دیگر کسانی که عهدهدار صدور فراخوان (به خصوص طی روزهای 18 و19دی) شده بودند علاوه بر براندازی، خواستار دخالت قدرتهای خارجی در ایران بودند و صحنه اعتراضات را به صحنه جنگی تمامعیار بدل کردند. این موارد رخدادهای اعتراضی را از نظر شکل و نوع با نمونههای قبلی متفاوت ساخته بود.
*فضا برای کنشگریهای میانه تنگ شده است. میدانی برای اصلاحطلبی باقی نمانده است. حتی طیفهایی که معتقد به رویکردهای تحولخواهانه و گذارطلبانه با روشهای مسالمتجویانه بودند در شرایط فعلی محلی از اعراب ندارند. تکانهای که در دیماه 1404 ایجاد شد نشان داد که نیروهای میانه تحت فشار شدیدی قرار دارند. حتی نیروی میانهای چون دکتر پزشکیان که امید اصلی اصلاحطلبان برای میانهروی برای ایجاد گشایش و اصلاح است، ناگزیر است به سمت یکی از قطبهای موجود روی بیاورد. بنابراین فعلا میدانی برای کنشگریهای اصلاحطلبانه وجود ندارد.
*یک قطب رادیکال، براندازان خارجی هستند که طیف وسیعی از رسانهها را در اختیار دارند و مدام خشونت را ترویج میکنند. در نقطه مقابل در عرصه داخلی هم صدا و سیما و رسانههای فراگیر داخلی در اختیار تندروها و افراطیهاست. صدای اصلاحطلبی و تحول مسالمتجویانه بازتابی در این رسانههای رادیکال ندارد. بستن اینترنت باعث شد این دو قطب رادیکال بتوانند صدای خود را بازتاب دهند. اما نیروهای میانه و اصلاحطلبان صدای خود را از دست دهند.
*آخرین پیشنهادی که قبل از رخدادهای اخیر داشتیم، این بود که برای برون رفت از شرایط کنونی، اختیارات ویژهای در اختیار دکتر پزشکیان قرار بگیرد. فراموش نکنید که پزشکیان نیروی برکشیده توسط شخص رهبری است. در انتخابات مجلس قبلی، پزشکیان رد صلاحیت شده بود و با پیگیری رهبری بود که او وارد عرصه انتخابات ریاستجمهوری شد. اصلاحطلبان هم به پیروزی او کمک کردند چرا که امید داشتند حضور پزشکیان باعث ایجاد تحول و تغییرات اصلاحطلبانه شود. نمیتوان از رهبری انتظار داشت که سیاستها و دیدگاههای خود را تغییر دهند اما میشد اختیاراتی به رییسجمهور تفویض شود تا در عرصه سیاستهای خارجی و داخلی، وعدههایی را که به مردم داده است، اجرایی کرده و کشور را از شرایط بحرانی فعلی خارج کند. اما با رخدادهای اخیر و نگاهی که مردم نسبت به نیروهای میانجی پیدا کردند این روند هم دشوار شده است. نیروهایی مانند بنده این روزها ترجیح میدهند، کنار بایستند و بیبنند تعارض این دو قطب رادیکال به کجا ختم میشود.
*ترامپ چهره عریان امریکاست. امریکا همواره همین بوده اما ترامپ این چهره را عریان کرده است. این عریان شدن چهره امریکا، زمان فرآیندها را کوتاهتر کرده است. حتما ظهور ترامپ بحرانها را تسریع کرده است. زمانه ما، زمانه سرعت است. تکنولوژی ارتباطات باعث شده فرآیندهای مختلف سرعت بیشتری پیدا کنند. ترامپ هم در حقیقت آمده و به رخدادها سرعت بیشتری بخشیده است. امید ما هم به سرعت تحولات است. اگر در گذشته برای یک تحول سیاسی، دهها سال انتظار نیاز بود، این تحولات در عصر ما با سرعت بسیار بیشتری رخ میدهد. حتی رخدادهای اعتراضی فاصله زمانی کوتاهتری دارند. فاصله رخداد کوی دانشگاه تا جنبش سبز 10 سال بود. فاصله جنبش سبز تا رخدادهای سال 96به 8سال رسید. سپس رخدادها به 3سال و کمتر رسیده است. فاصله رخدادهای جنبش زن، زندگی، آزادی تا رخدادهای دی 1404 کمتر از 3سال است. ترامپ بر این سرعت افزوده است. تعارضاتی که بین جمهوری اسلامی و امریکا وجود داشته در حال گرهگشایی نهایی است. امیدوارم این گرهگشایی به نفع ایران و منافع ملی ایران بدل شود.
*ما که اصلاحطلب هستیم، همواره اصلاحطلب باقی میمانیم.اما میدان عملی نداریم. وقتی میدان عملی وجود ندارد، ناچار به نظارهگری هستیم. اصلاحطلبان همه راههای اصلاحطلبی را آزمودهاند، راه نرفته دیگری وجود ندارد که امروز دوباره آن را آغاز کنند. در شرایطی که فضا کاملا میان دو قطب رادیکال است، میدانی برای کنشگری اصلاحطلبانه باقی نمانده است.
*کنشگری ما ناگزیر صبر و انتظار است. فضایی که ما از طریق آن بتوانیم حرف خود را به گوش مخاطب برسانیم وجود ندارد. مشکل این نیست که ما امیدی نداریم ما سراپا امیدیم. اما حرف ما دیگر شنوندهای ندارد. در این دوقطبی صدای ما به گوش مخاطبان نمیرسد. آقای خاتمی در خصوص حوادث اخیر بهترین بیانیه را داد. آیا شنیده شد؟ کسی به آن توجه کرد؟ هر دو طرف رادیکال داخلی و خارجی یک جمله از بیانیه آقای خاتمی را انتخاب کردند به بهانه همان به آقای خاتمی و اصلاحات تاختند. تلاش این است که اصلاحطلبان را از کنشگری پشیمان کنند. وقتی با بیانیه شخصی مانند آقای خاتمی اینگونه برخورد میشود، طبیعی است که فشارها زیاد میشود.
17302





نظر شما