منتجب نیا: از دهه دوم پس از انقلاب، افراط‌گرایی مانند ویروسی بسیار خطرناک سر برآورد/ صداوسیما باید از دست این افراد خارج شود

منتجب نیا درباره برخورد با سوپرانقلابی‌ها گفت: «ما خودمان آن‌ها را پرورش دادیم، امکانات دادیم و حالا گلایه می‌کنیم. بهترین راه این است که شورای نگهبان به‌جای تأیید این افراد، شخصیت‌های معتدل، نخبه، عاقل و باصلاحیت را تأیید کند تا مجلس شورای اسلامی واقعاً خانه ملت باشد؛ همان‌طور که امام فرمودند در رأس امور قرار گیرد.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در حالی که کشور به لحاظ مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بحران قرار گرفته است، برخی از افراد و جناح های خاص در کشور که به تندروها شهرت دارند، این التهابات و شکاف میان دولت و ملت را بیشتر می کنند. تندروهایی که بخش زیادی از آنان در مجلس ساکن شدند و برخی دیگر هم با حضور در رسانه هایشان به آتش خشم مردم می دمند. 

در همین راستا، رسول منتجب‌نیا، فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گویی با خبرگزاری خبرآنلاین، با اشاره به نقش تندروها در نارضایت‌سازی مردم بیان کرد: «با اینکه انقلاب اسلامی ما بر پایه اعتدال بنا شد و عوارض و تبعات فاسد بسیاری از انقلاب‌ها را نداشت، اما متأسفانه از دهه دوم پس از انقلاب، افراط‌گرایی مانند ویروسی بسیار خطرناک و بیماری‌ای مزمن و مهلک اجتماعی سر برآورد و شوربختانه مورد حمایت و تقویت بخشی از حاکمیت قرار گرفت.»

وی درباره برخورد با سوپرانقلابی‌ها گفت: «ما خودمان آن‌ها را پرورش دادیم، امکانات دادیم و حالا گلایه می‌کنیم. بهترین راه این است که شورای نگهبان به‌جای تأیید این افراد، شخصیت‌های معتدل، نخبه، عاقل و باصلاحیت را تأیید کند تا مجلس شورای اسلامی واقعاً خانه ملت باشد؛ همان‌طور که امام فرمودند در رأس امور قرار گیرد.»

مشروح گفت و گوی رسول منتجب‌نیا، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه می خوانید؛

***********************

* آقای منتجب نیا، بعد از جنگ ۱۲روزه، بسیاری از سیاسیون تاکید داشتند که باید اصلاحاتی در کشور صورت بگیرد. نقش تندروها را در این مقابل این اصلاحات چطور می‌بینید که منجر به نارضایتی‌های مردم شد؟

بعد از جنگ ۱۲روزه که همه اذعان داشتند مردم با انسجام کامل از نیروهای مسلح حمایت کردند و این خطر بزرگ دفع شد، مسئولان محترم ما عملاً کار مثبتی برای مردم انجام ندادند و فقط به تشویق و تشکر اکتفا کردند که این دور از انصاف و عدالت بود؛ چرا که پاسخ مردم باید در عمل داده می‌شد، نه صرفاً در گفتار. بلکه روزبه‌روز معیشت مردم سخت‌تر و تنگ‌تر شد و سفره مردم کوچک‌تر گردید و فشارهای اقتصادی افزایش یافت که همین مسائل منجر به اعتراضات شد.

مسئله دیگری که من در چند بند عرض می‌کنم تا پاسخ سؤال شما به‌طور کامل داده شود، از این قرار است: اولاً جامعه بشری متشکل از انسان‌های مختلف از نظر نژاد، زبان، رنگ، مذهب و همچنین از نظر عقل، اندیشه و جهت‌گیری است. از نظر حق‌شناسی، رعایت حقوق دیگران و در نهایت از منظر اعتدال اخلاق و رفتار یا رفتارهای ضد اجتماعی نیز تفاوت‌های اساسی وجود دارد. به همین ترتیب، ریشه ضرورت حاکمیت مشخص می‌شود؛ اینکه چرا حاکمیت در جامعه لازم است. حکومت و حاکمیت برای ایجاد هماهنگی، ترسیم مهندسی اعتدال، حفظ و حراست از حقوق طبیعی افراد ناتوان و در نهایت تشکیل جامعه‌ای عقلانی، عادلانه، سالم، با کرامت و عزت شکل می‌گیرد.

تفویض قدرت و امکانات از سوی مردم به اولیای امور تنها برای رساندن جامعه به چنین ایده و هدفی است؛ وضعیتی که مطلوب همه عقلاست. قدرت و اختیار مطلق به مسئولان و حاکمیت داده می‌شود بدون توجه به پایگاه، مطالبات، مصادیق و منافع مردم. در حقیقت، حکومت و ارکان و اجزای آن عبارت‌اند از قوه عاقله و مفکره جامعه، مجری درخواست‌ها، تأمین‌کننده حقوق تک‌تک ملت و مدافع مردم در برابر هر ظلم، بی‌عدالتی، تجاوز و تهدید از داخل و خارج.

از دهه دوم پس از انقلاب، افراط‌گرایی مانند ویروسی بسیار خطرناک و بیماری‌ای مزمن و مهلک اجتماعی سر برآورد

تصمیم‌گیران کشور و مجریان حکومت باید از خردمندترین، اندیشمندترین، مجرب‌ترین، وابسته‌ترین و عادل‌ترین افراد جامعه باشند. حاکمیت در واقع مانند میزان، دماسنج، فشارسنج و ترازو است. هر سخنی باید در جای خود بیان شود و هر تصمیمی متناسب با شرایط موجود و مطابق با خواست مردم و موکلان اتخاذ گردد. هرگز حاکمیت نباید بر اساس خواست‌های شخصی، باندی، جناحی یا تحت تأثیر تعارض منافع تصمیم‌گیری کند. از قدیم گفته‌اند «الناس علی دین ملوکهم».

اعتدال، همانند عدالت، پایه و اساس آفرینش طبیعت و شریعت است؛ «استقامت السماوات و الارض». تمام پدیده‌ها بر اساس عدل و اعتدال شکل گرفته‌اند و باید در تمامی شؤون حکومت، عدالت و اعتدال مشاهده شود. چرا که علاوه بر باطل و مردود بودن هرگونه بی‌عدالتی، افراط و تفریط و تندروی و کندروی، مشاهده این پدیده‌ها می‌تواند جامعه را فاسد کرده و در نهایت به هلاکت و نابودی بکشاند.

از امروز لازم و ضروری است مسئولان از این دو خصلت نادرست کاملاً مبرا باشند و اجازه ندهند در زیرمجموعه خود نطفه افراط و تفریط منعقد شود و از وجود، رشد و گسترش آن به‌شدت جلوگیری کنند. با اینکه انقلاب اسلامی ما بر پایه اعتدال بنا شد و عوارض و تبعات فاسد بسیاری از انقلاب‌ها را نداشت، اما متأسفانه از دهه دوم پس از انقلاب، افراط‌گرایی مانند ویروسی بسیار خطرناک و بیماری‌ای مزمن و مهلک اجتماعی سر برآورد و شوربختانه مورد حمایت و تقویت بخشی از حاکمیت قرار گرفت.

در بسیاری از مراکز تصمیم‌گیری، نهادهای انقلابی و مراکز فرهنگی و فکری، این رفتارها جزو برنامه انقلابی قلمداد شد و این روش را به‌عنوان انقلابی‌گری، حزب‌اللهی بودن و دینداری تفسیر و تعبیر کردند. برخی از مسئولان کشور به‌جای مقابله با آن، به حمایت، تقویت، اعطای اختیارات ویژه، اعتبارات بانکی و امکانات خاص به صاحبان این تفکر پرداختند. این پدیده شوم موجب پیدایش و گسترش نارضایتی و بی‌اعتمادی مردم و فاصله گرفتن آن‌ها از نظام و مسئولان و نهادها شد.

نقش تندروها در ایجاد و گسترش نارضایتی عمومی بسیار گسترده است؛

نقش اظهارات و مصوبات این گروه افراطی که مردم را ندیدند و با توهمات و احساسات خود تصمیم گرفتند، در ایجاد و گسترش نارضایتی عمومی بسیار گسترده است؛ از فشار بر رئیس‌جمهور و دولت در انتخاب وزرا، استانداران و فرمانداران گرفته تا تحمیل تصمیم‌ها، تصویب قوانین خشم‌آفرین برای جامعه، برخوردهای قهرآمیز با جوانان و بانوان و دخالت و تصرف در بخش زیادی از وظایف دولت‌ها و ایجاد سنگ‌اندازی و کارشکنی در مسیر اقدامات مردمی و مفید دولت. گویی تمامی ۹۰ میلیون ملت ایران کلیه اختیارات و حقوق خود را به اقلیتی محدود از افراطیون و تندروها واگذار کرده‌اند؛ گویی سرزمین پهناور ایران از نخبگان، دانشمندان و صاحب‌نظران خالی شده و کلید کشور به دست عده‌ای خاص سپرده شده است، در حالی که اکثر عقلای کشور و اغلب نخبگان ملت در گوشه خانه نشسته‌اند و نسبت به آینده وخیم نظام و کشور غصه می‌خورند و فریاد می‌زنند و نقطه‌نظر و پیشنهاد ارائه می‌کنند، اما صدایشان شنیده نمی‌شود.

منتجب نیا: از دهه دوم پس از انقلاب، افراط‌گرایی مانند ویروسی بسیار خطرناک سر برآورد/ صداوسیما باید از دست این افراد خارج شود

پیشنهاد آن‌ها به جایی نمی‌رسد. تنها راه‌حل و راه نجات کشور، اول کوتاه کردن دست افراد نابخرد، افراطی، عقده‌ای و مال و منصب‌پرست از کلیه مسئولیت‌های کلیدی و امکانات و اعتبارات است. دوم، بها دادن هرچه بیشتر به مردم و روی کار آوردن انسان‌های شریف، با شخصیت، دانشمند، مجرب و نخبه و سپردن مسئولیت‌ها به آن‌ها. سوم، قطع واگذاری اعتبارات و امکانات به افراد نالایق و مراکز غیرمردمی و کانون‌های تولید و پرورش افراط‌گرایی. چهارم، توجه به آحاد ملت با هر مذهب، نژاد و رنگ، حل مشکلات معیشتی و اشتغالی، برخورد مهربانانه و عملی ـ نه صرفاً گفتاری ـ با مردم، شنیدن انتقادها و اعتراضات آن‌ها و ایجاد تریبون و محل مناسب برای بیان مطالبات. پنجم، بازخوانی و تجدیدنظر در ساختار نظام، قانون اساسی و قوانین عادی. و در نهایت، ایجاد تغییر و تحول در نظام آموزشی ابتدایی، متوسطه و عالی و تربیت جوانان برای آینده کشور. به نظر من این موارد می‌تواند راهگشا باشد و کشور را به سمت اعتدال و عقلانیت رهنمون کند.

تندروها، مارهایی را در آستین خود پرورش دادیم که تبدیل به افعی شدند

* اما با وجود تذکرات مکرر رهبر انقلاب، چرا تندروها همچنان مسیر خود را می‌روند و توجهی به بیانات ایشان ندارند؟ حاشیه امن افراطیون کجاست که چنین اقدامات و اظهارنظرهایی می‌کنند و چرا برخوردی با آن‌ها صورت نمی‌گیرد؟

ببینید، اولاً من قبلاً درباره انجمن حجتیه مطلبی گفته بودم که این تعبیر بر سر زبان‌ها افتاد که ما مارهایی را در آستین خود پرورش دادیم که تبدیل به افعی شدند. این‌ها بعد از رحلت حضرت امام، توسط برخی از مسئولان روی کار آمدند و تقویت شدند. ثانیاً امکانات وسیعی در اختیار آن‌ها قرار گرفت؛ مراکز فراوانی را تصاحب کردند و هزاران میلیارد از اعتبارات این ملت را به عناوین مختلف در اختیار گرفتند.

راه‌حل این است که دست آن‌ها را کوتاه کنند؛ همان قوانینی که این افراد را مسلط بر بیت‌المال کرد، اصلاح شود، امکانات از آن‌ها گرفته شود و قاطعانه با آن‌ها برخورد شود. این جریان در دهه‌های اخیر پرورش یافته و باید جلوی رشد آن با شدت و قاطعیت گرفته شود. لازم نیست برخورد خشونت‌آمیز صورت گیرد؛ همین که مراکزشان گرفته شود، اعتبارات مراکزی که به آن‌ها برای پرورش افراطی‌گری داده می‌شود قطع گردد، ساختمان‌ها، تأسیسات، امتیازات صادرات و واردات و سهم‌هایی که در اختیار دارند از آن‌ها پس گرفته شود، دستشان خالی می‌شود و ناچار می‌شوند راه مردم را در پیش بگیرند یا به دنبال کسب‌وکار خود بروند.

ما خودمان آن‌ها را پرورش دادیم، امکانات دادیم و حالا گلایه می‌کنیم. بهترین راه این است که شورای نگهبان به‌جای تأیید این افراد، شخصیت‌های معتدل، نخبه، عاقل و باصلاحیت را تأیید کند تا مجلس شورای اسلامی واقعاً خانه ملت باشد؛ همان‌طور که امام فرمودند در رأس امور قرار گیرد.

امام به بنی صدر هشدار دادند که اگر ادامه دهد، اختیارات و امکانات داده‌شده پس گرفته می‌شود

در انتخاب‌های پیش رو شوراهای شهر، باید افراد با شخصیت، معتدل، تحصیل‌کرده و خردمند تأیید شوند تا دوباره افراط‌گری در مجلس و شوراها فعال نشود. اختیارهایی که به افراد ناصالح داده شده باید بازپس گرفته شود. امام خمینی (رضوان‌الله‌علیه) در ماجرای بنی‌صدر صریحاً هشدار دادند که اگر ادامه دهد، اختیارات و امکانات داده‌شده پس گرفته می‌شود. امروز هم اگر پول، امکانات و حمایت‌ها از جریان افراطی گرفته شود، افراط‌گرایی در این کشور خشک خواهد شد و مسیر اعتدال طی می‌شود.

یکی دیگر از عوامل مؤثر در پیدایش و گسترش این جریان، نقش رسانه‌های حکومتی است. بارها عرض کرده‌ام که صداوسیما باید از دست این افراد خارج شود؛ اکنون عمدتاً در اختیار این افراد است و آن‌ها برنامه‌ریزی، اجرا و سیاست‌گذاری می‌کنند. صداوسیمای ملی باید واقعاً ملی باشد، نه صداوسیمای یک باند افراطی. اگر چنین تغییر و تحولی به‌سرعت انجام شود، مطمئن هستم که مسئله افراط‌گرایی در این کشور پایان می‌یابد و مسیر اعتدال و عقلانیت هموار خواهد شد.

29215

کد مطلب 2173644

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین