۰ نفر
۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۶
روایت صبحی که ایران تغییر کرد

صبح ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ خیابان‌های تهران مملو از جمعیت بود. میلیون‌ها نفر از شهرها و روستاها خود را به فرودگاه مهرآباد رسانده بودند تا بازگشت امام خمینی (ره) پس از ۱۴ سال تبعید را ببینند. لحظه‌ای تاریخی که سرنوشت ایران را برای همیشه تغییر داد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ،  ۴۷ سال قبل در چنین روزی ساعت هنوز به ۹ صبح نرسیده بود که تهران دیگر شبیه روزهای دیگر نبود. خیابان‌ها مملو از جمعیت شده بود و صدای همهمه برای استقبال از پروازی به یاد ماندنی در خیابان‌های اطراف فرودگاه مهرآباد جمع شده بود.

بنابر روایت فارس، مردم از شب قبل، بعضی با پای پیاده، بعضی با کامیون و اتوبوس، از شهرها و روستاهای دور و نزدیک خود را به پایتخت رسانده بودند. آنها در سرمای زمستان، چشم به راه لحظه‌ای ایستاده بودند که سرنوشت یک ملت را رقم می‌زد. ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ روز بازگشت «امید» به ملتی بود که ماه‌ها، سال‌ها، زیر گلوله، حکومت نظامی و سرکوب ایستاده بود و حالا می‌خواست نتیجه آن ایستادگی را با چشم ببیند.

روایت صبحی که ایران تغییر کرد

پیش‌درآمد یک بازگشت پرخطر

دو هفته پیش‌تر، با فرار محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷، نظام شاهنشاهی عملاً فرو ریخته بود اما بقایای قدرت هنوز تلاش می‌کردند آخرین سنگرها را حفظ کنند. شاپور بختیار، نخست‌وزیر منصوب شاه، با تکیه بر حمایت قدرت‌های غربی، امیدوار بود با مدیریت بحران، حرکت انقلاب را متوقف یا منحرف کند. بستن فرودگاه‌های کشور، مهم‌ترین اقدام او برای جلوگیری از بازگشت امام خمینی (ره) بود.

این تصمیم، نتیجه‌ای معکوس داشت. تحصن روحانیون و دانشگاهیان در دانشگاه تهران، راهپیمایی‌های میلیونی در تهران، قم، مشهد و دیگر شهرها، بسته‌شدن بازارها و درگیری‌های خونین، کشور را به صحنه یک تقابل نهایی بدل کرده بود. شعار واحد مردم در خیابان‌ها طنین می‌انداخت و همه می‌گفتند «خمینی باید بیاید».

در همین روزها، امام خمینی (ره) در نوفل‌لوشاتو، با صراحت اعلام کرد که «در اولین فرصت به ایران خواهم رفت». جمله‌ای کوتاه که خیابان‌های ایران را به حرکت درآورد و دولت بختیار را در دلهره و تنگنایی بی‌سابقه قرار داد.

روایت صبحی که ایران تغییر کرد

صبح ۱۲ بهمن؛ لحظه‌ای که نفس‌ها حبس شد

بامداد پنجشنبه ۱۲ بهمن، آسمان تهران نیمه‌ابری بود. هزاران نفر از ساعات اولیه صبح اطراف فرودگاه مهرآباد را محاصره کرده بودند. هیچ‌کس از جزئیات امنیتی خبر نداشت و هیچ‌کس مطمئن نبود این پرواز به سلامت به زمین خواهد نشست. خطر انهدام هواپیما، ربایش یا حادثه‌ای امنیتی، واقعی و جدی بود.

ساعت حدود ۹ صبح، ناگهان خبر دهان‌به‌دهان چرخید. «هواپیما در آسمان تهران است» همین یک جمله موجی از هیجان، اشک و صلوات در جمعیت به راه انداخت. چند دقیقه بعد، هواپیمای ایرفرانس، حامل امام خمینی و همراهانش بر باند فرودگاه مهرآباد نشست. لحظه‌ای تاریخی که سرنوشت ملت ایران را تغییر داد.

در حالی که اطرافیان و دوستداران امام خمینی (ره) از شدت نگرانی آرام و قرار نداشتند، او در طول پرواز پس از اقامه نماز روی دو پتو خوابیده بود. این آرامش، بیش از هر تحلیل سیاسی پیام داشت: اطمینان به راه، اعتماد به مردم و باور به وعده الهی.

روایت صبحی که ایران تغییر کرد

جمله تاریخی امام هنگام بازگشت به ایران

در جریان پرواز خبرنگاران داخلی و خارجی همراه امام خمینی (ره) بودند و در طول مسیر پرسش‌هایی را مطرح می‌کردند. در یکی از این گفت‌وگوها، خبرنگاری از امام پرسید که «پس از چهارده سال دوری از وطن، اکنون چه احساسی دارید؟»

امام خمینی (ره) در پاسخ، تنها یک کلمه گفتند: «هیچ». این پرسش و پاسخ در همان ساعات پرواز ثبت و بعدها در خاطرات همراهان و روایت‌های تاریخی بازگشت امام به ایران نقل و به‌عنوان نشانه‌ای از آرامش، خونسردی و نگاه فراتر از احساسات شخصی بنیانگذار انقلاب اسلامی به یکی از صحنه‌های ماندگار این روز تبدیل شد.

با باز شدن در هواپیما تصویری شکل گرفت که سال‌ها بعد هنوز در حافظه جمعی ایرانیان زنده است. روح‌الله خمینی با عبای ساده و چهره‌ای آرام پس از چهارده سال تبعید پا به خاک ایران گذاشت.

روایت صبحی که ایران تغییر کرد

استقبال میلیونی و نخستین تصمیم سرنوشت‌ساز امام (ره)

از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا (س) مسیری حدود ۳۳ کیلومتر مملو از جمعیت شد. آمارها تعداد جمعیت را بین ۴ تا ۸ میلیون نفر اعلام کردند. عددی که حتی خبرنگاران خارجی را شگفت‌زده کرد. مردم روی درخت‌ها، پشت‌بام‌ها، تابلوها، ساختمان‌های نیمه کاره و چراغ‌های خیابان ایستاده بودند. پس از ورود به تهران، برخلاف بسیاری از پیشنهادها امام خمینی (ره) مستقیماً راهی بهشت زهرا (س) شد. او می‌خواست پیش از هر تصمیم سیاسی، بر مزار کسانی برود که با خون خود راه را هموار کرده بودند.

در میان انبوه جمعیت کنار مزارها امام سخنرانی‌ کرد که از همان جا دیگر پایه‌های لرزان رژیم پهلوی فرو ریخت. امام (ره) صریح گفت سلطنت پهلوی و دولت بختیار غیرقانونی است و جمله‌ای به یاد ماندنی را بر زبان آورد: «من دولت تعیین می‌کنم… من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم.» این سخن اعلام رسمی پایان نظام شاهنشاهی بود.

روایت صبحی که ایران تغییر کرد

پس از ورود؛ ۱۰ روزی که ایران را دگرگون کرد

با بازگشت امام، تحولات به صورت زنجیره‌ای شروع شد. ارتش دچار ریزش شد، نیروها به مردم پیوستند، اعتصابات گسترده‌تر شد و دولت بختیار عملاً کنترل اوضاع را از دست داد. خیابان‌ها، پادگان‌ها و مراکز قدرت یکی‌یکی از اختیار رژیم خارج شد.

در فاصله ۱۲ تا ۲۲ بهمن، انقلاب از مرحله نهضت به مرحله حاکمیت رسید و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پرونده ۲۵۰۰ سال سلطنت در ایران برای همیشه بسته شد.

امروز ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ پس از گذشت بیش از چهار دهه همچنان این روز یادآور لحظه‌ای است که «حق آمد و باطل رفت» و به تعبیری «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید». همان لحظه‌ای که یک ملت پس از سال‌ها ایستادگی و پرداخت هزینه، سرنوشت خود را بازپس گرفت و مسیر تاریخ معاصر ایران برای همیشه تغییر کرد.

کد مطلب 2176251

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =

آخرین اخبار