بازسازی اجتماعی پس از دیماه ۱۴۰۴/دولت تعهد دهد که در ۱۲ ماه آینده هیچ شوک قیمتی جدیدی وارد نکند

پس از جنگ ۱۲ روزه،  دشمن بر توسعه  خشونت در ایران از طریق دستگاه پروپاگاندای خود متمرکز شد . از سوی دیگر جرقه اصلی اعتراضات، نه صرفاً نفس «اصلاحات»، بلکه نحوه پیاده‌سازی اصلاحات اقتصادی و نادیده گرفتن پیوست‌های اجتماعی در یک ساختار اقتصادی تحت فشار بود.

دولت پزشکیان با رویکردی که خود آن را «جراحی برای نجات» می‌نامید، وارد مسیری شد که شکاف میان سیاست‌گذار و سفره مردم را به اوج رساند. اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ حاصل تلاقی «فشار معیشتی» با «ناامیدی از اثربخشی سریع اصلاحات» بود. دولت زمانی دست به جراحی زد که بدن اقتصاد به دلیل تورم مزمن و تحریم‌ها، دیگر توان بیهوشی و تحمل درد جدید را نداشت. مشکل اصلی دولت پزشکیان در دی ۱۴۰۴ این بود که «عدالت توزیعی» را فدای «انضباط بودجه‌ای» کرد. اگرچه از نظر علم اقتصاد، حذف یارانه‌های پنهان و واقعی‌سازی قیمت‌ها یک ضرورت بود، اما اجرای آن در بستر جامعه‌ای که سال‌ها تحت فشار تورم دو رقمی کمر خم کرده بود، بدون ایجاد چتر حمایتی قدرتمند و اقناع عمومی، ریسک بزرگی بود که منجر به آن وقایع تلخ شد.

شوک‌درمانی قیمتی و حذف یارانه‌های پنهان اصلی‌ترین محرک اعتراضات بود.  تصمیم دولت برای آزادسازی ناگهانی قیمت حامل‌های انرژی و حذف بخش بزرگی از ارز ترجیحی کالاهای اساسی،  برخلاف وعده‌های انتخاباتی مبنی بر شیب ملایم، دولت تحت فشار کسری بودجه شدید، بلافاصله بر هزینه حمل‌ونقل و قیمت مواد غذایی اثر گذاشت و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه را به اعدادی رساند که برای طبقه متوسط و فرودست غیرقابل تحمل بود.

 دولت تلاش کرد تا ناترازی در سیستم جبرانی یارانه‌های نقدی را با واریز یارانه معیشتی، برای کاهش فشار جبران کند، اما این راهبرد به دو دلیل شکست خورد. یارانه نقدی معمولاً پس از موج تورمی و با فاصله زمانی واریز می‌شود، که باعث شد قدرت خرید مردم در لحظه وقوع شوک، به‌شدت سقوط کند. حذف اشتباهی برخی گروه‌ها از لیست یارانه‌بگیران، خشم لایه‌هایی از طبقه متوسط شهری را که خود را زیر خط فقر می‌دیدند، برانگیخت .

سرمایه اجتماعی و اقناع عمومی مشکل اصلی دولت پزشکیان بود. در دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از آنکه فنی باشد، ارتباطی بود.گفتمان دولت با زبان آمار و ارقام تخصصی است در حالی که مردم با واقعیت تلخ قیمت‌ها روبرو بودند و هستند.عدم شفافیت در هزینه‌کرددولت نتوانست به مردم اطمینان دهد که درآمدهای حاصل از گران‌سازی، صرف تولید یا زیرساخت می‌شود نه جبران سوءمدیریت‌ها. زمان‌بندی بد اجرای طرح‌های ریاضتی در اوج ناترازی گاز و سرمای زمستان، فشار روانی بر جامعه را دوچندان کرد.

دولت پزشکیان تصور می‌کرد با کنترل نرخ ارز می‌تواند تورم را مهار کند، اما اصلاحات اقتصادی -مانند افزایش نرخ حامل‌های انرژی- باعث شد «تورم انتظاری» در جامعه به شدت بالا برود. مردم با پیش‌بینی گران‌تر شدن کالاها در آینده، به سمت بازارهای موازی -طلا و دلار - هجوم بردند که این خود باعث سقوط ارزش پول ملی در میانه جراحی اقتصادی شد.

یکی از بزرگترین انتقادات به تیم اقتصادی دولت، ضعف در اطلاع‌رسانی بود. دستگاههای رسانه ای رسمی ایران مرجعیت رسانه ای را برای گروه های وسیعی از جمعیت کنونی ایران از دست داده اند.  در حالی که صدا و سیما و رسانه‌های رسمی نتوانستند ضرورت این اصلاحات را برای توده‌های مردم تبیین کنند، شبکه‌های اجتماعی مملو از شبه خبر هایی مبنی بر چندبرابر شدن قیمت نان و کالاهای اساسی شد. این خلأ خبری، فضای روانی جامعه را پیش از اجرای طرح، آماده انفجار کرد.

در پاسخ به اعتراضات برخی جناح‌های رقیب با نقد تند سیاست‌های دولت، ناخواسته به معترضان چراغ سبز نشان دادند. تجمعات صنف‌های مختلف (مانند بازنشستگان و کارگران) که در ابتدا ماهیت کاملاً صنفی و معیشتی داشت، البته از سوی دولت شنیده شد . ولی به دلیل عدم پاسخگویی سریع مسئولان، و از سوی یگر فراخوانهایی که از رسانه های هوادار اسراییل برای ۱۸ و ۱۹ دیماه داده شد،  به سرعت تغییر ماهیت داد و به شعارهای ساختاری تبدیل شد. ایجاد یک کمیسیون حقیقت یاب با  ماموریت روشن، مستقل و قربانی‌محور به قربانیان -همه قربانیان حتی کسانی که در اعتراضات مشارکت داشته اند و نزدیکان خود را از دست داده اند-اجازه می‌دهد تا داستان‌های خود را بگویند، تا یک سابقه تاریخی ایجاد شود، و بر آن اساس کمیسیون حقیقت یاب بتواند غرامت و نحوه جبران آسیب ها را توصیه کند.

فرآیندهای  جامعه محور که بر ترمیم آسیب‌ها تمرکز دارند و مقصران را ملزم به پذیرش خطا و جبران خسارت می‌کنند، برکناری افراد مسئول سوءاستفاده‌های شدید از مناصب قدرت  و  تعیین  روزهای ملی یادبود، بناهای تاریخی، موزه‌ها و فضاهای عمومی تغییر نام یافته می‌توانند به ایجاد یک خاطره مشترک از گذشته کمک کنند و قربانیان را گرامی بدارند.

ولی کار بنیادی در  اصلاحات سیاسی و نهادی  باید انجام شود. گفتگوی سیاسی فراگیر و بر مبنای قانون اساسی با تسهیل گفتگوی ملی که شامل همه جناح‌ها، گروه‌ها، زنان، جوانان و جامعه مدنی باشد به افزایش سرمایه احتماعی کمک میکند.

حمایت از رسانه‌های مستقل، به عنوان  «چسب» انسجام اجتماعی هستند و بهبود اجتماعی و اقتصادی همزمان با برنامه‌های اقتصادی یکپارچه الزامی است. جنگجویان و قربانیان سابق باید در کنار هم در پروژه‌های اجتماعی کار کنند. بازنگری اساسی در برنامه‌های درسی برای حذف نفرت‌پراکنی و  آموزش مدنی و تاریخ ملی مشترک لازم است. ایجاد فضاهای امن برای گفتگو، ورزش، هنر و تبادلات فرهنگی به  همکاری ساختاریافته برای اهداف مشترک، کمک میکند و خشونت را کاهش می‌دهد.

ترویج میهن‌پرستی با  پرورش هویت ملی مبتنی بر ارزش‌های مدنی مشترک به جای قومیت، مذهب یا گذشته‌ای باشکوه با گو قرار دادن زبان فراگیر ملی بخشی از این فرآیند اجتماعی بازسازی است. هنرمندان، موسیقیدانان، فیلمسازان و روزنامه‌نگارانی که آثاری تولید می‌کنند که شکاف‌ها را از بین ببرند به ترویج دیدگاه صبورانه و بلندمدت کمک میکند. التیام زخم‌های عمیق نسل‌ها طول می‌کشد و این یک عمل مداوم است.

 بهبودی به معنای بازگشت به "وضعیت عادی" قبل از جنگ نیست، زیرا آن وضعیت عادی قبل از فاجعه ممکن است علت درگیری بوده باشد. بهبودی به معنای دگرگونی است - ایجاد نهادهای جدید، روایت مشترک جدید و حس جدیدی از هویت ملی مبتنی بر احترام متقابل و تعهد جمعی به آینده‌ای صلح‌آمیز سخت‌ترین کاری است که یک جامعه می‌تواند انجام دهد، اما با شجاعت و صبر امکان‌پذیر است. پس از وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، دولت و حاکمیت برای عبور از بحران و ترمیم رابطه با جامعه، با یک چالش دوگانه روبرو هستند: بقا در مسیر اصلاحات ضروری اقتصادی و بازگرداندن اعتماد آسیب‌دیده عمومی.در بازه زمانی ۱۲ ماهه پیش رو تا پایان سال ۱۴۰۵، چاره کار فراتر از وعده‌های شفاهی است و نیازمند گام‌های عملی در سه سطح «سیاسی»، «اقتصادی» و «ارتباطی» است: اصلاحات اقتصادی با رویکرد «سوزن به خود»مردم زمانی با سختیِ اصلاحات همراهی می‌کنند که احساس کنند دولت هم در این ریاضت شریک است. دولت باید بودجه سال آینده را کاملاً شفاف عرضه کند. حذف بودجه‌های «نهادهای موازی»، «موسسات فرهنگی بی‌اثر» و «هزینه‌های زائد تشریفاتی» اولین قدم برای نشان دادن صداقت است.

 پیش از گران کردن کالاهای عمومی، باید اصلاح ساختاری در شرکت‌های دولتی زیان‌ده و حذف حقوق‌های نجومی در هیئت‌مدیره‌ها به صورت علنی گزارش شود. بازسازی پیوند اجتماعی با پیوست اجتماعی امکان پذیر است. سرمایه اجتماعی با دستورالعمل ساخته نمی‌شود، بلکه محصول «شنیده شدن» است.پذیرش حق اعتراض قانونی با  ایجاد مکان‌های مشخص و سازوکارهای قانونی برای تجمعات صنفی و مدنی، از تبدیل شدن مطالبات معیشتی به اغتشاشات امنیتی جلوگیری می‌کند.

رئیس‌جمهور و مقامات دیگر باید به جای سخنرانی‌های یک‌طرفه، در جلسات پرسش و پاسخ بدون سانسور با اقشار مختلف کارگران، دانشجویان و بازنشستگان شرکت کنند.  در شرایط بحران اقتصادی، پافشاری بر مسائل حاشیه‌ای یا سیاست‌های اجتماعی محدودکننده مثل سخت‌گیری‌های اینترنتی یا طرح‌های نظارتی خاص تنها بنزین بر آتش نارضایتی‌هاست.

دولت باید تعهد دهد که در ۱۲ ماه آینده هیچ شوک قیمتی جدیدی وارد نکند. ثبات، مهم‌تر از اصلاح است.تسهیل واردات برای رقابت: کاهش تعرفه واردات در بخش‌هایی که تولید داخلی پاسخگو نیست مثل خودرو یا تکنولوژی، می‌تواند حس بسته بودن فضا را در طبقه متوسط کاهش دهد.  

سرمایه اجتماعی در ایران امروز، نه با «وعده تغییر» بلکه با «تغییر در نحوه توزیع رنج و ثروت» بازسازی می‌شود. مردم باید احساس کنند که اگر قرار است سختی بکشند، این سختی برای همه از جمله طبقه حاکم یکسان است و خروجی آن به سمت توسعه زیرساخت‌های ملی و بهبود وضع رفاهی شان می‌رود.

*استاد دانشگاه

کد مطلب 2177594

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین