به گزارش خبرگزایر خبرآنلاین، قدس آنلاین نوشت: سینمای «کاظم دانشی» را میتوان لابهلای پروندههای قضایی یافت. این فیلمساز در سومین اثرش هم به سراغ ماجراهایی واقعی رفته، چون خوب میداند هیچ قصهای، جذابتر و اثرگذارتر از واقعیت نیست. این کارگردان جوان که چهار سال پیش با «علفزار» در جشنواره فیلم فجر خوش درخشید، به سراغ ماجرای تجاوز گروهی در خمینیشهرِ اصفهان رفته بود و چنان در پرداخت و نمایش جزئیات موفق بود که توانست در ۱۳ رشته نامزد دریافت سیمرغ شود. پس از آن، فیلمنامه «بیبدن» را نوشت که وام گرفته از پرونده جنجالی آرمان و غزاله بود و ترجیح داد کارگردانی کار را به یک فیلماولی بسپرد و خودش تهیهکنندگی اثر را برعهده گیرد. او امسال با «زندهشور» به جشنواره فیلم فجر آمد که قصه فیلمش وام گرفته از چند پرونده واقعی است. دانشی همچنین فیلمنامه «گیس» و «اردوبهشت» را هم نوشته که قصه آنها را از لابهلای پروندههای قضایی بیرون کشیده است. او در این سالها به خاطر ارتباط خوبی که با دستگاه قضا داشته، توانسته از دل انبوه پروندههای قضایی برای فیلمها و فیلمنامههایش خوراک خوبی پیدا کند و با وجود تکثر این پروندههای خاص، امسال با چند فیلمنامه و کارگردانی یک اثر حضور دارد. «زندهشور» ماجرای آخرین ساعات چند محکوم به «قصاص» و تلاش نماینده دادستان برای گرفتن رضایت و بخشش از اولیای دم پای چوبه دار است.
فیلم با دقایقی نفسگیر و قابهایی تماشایی از غسل توبه محکومان آغاز میشود. لحظات نزدیک به پایان عمر این پنج محکوم اعدامی، چنان تلخ و عذابآور است که اشک بیننده را درمیآورد و او را تحت تأثیر قرار میدهد به ویژه صحنه مواجهه خانواده نخستین محکومی که برای اجرای حکم پای چوبه دار میرود. یکی از امتیازات نیمه اول فیلم را میتوان بازی خوب امیر جعفری برشمرد که بخت او برای گرفتن سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد را محتمل میکند.
همان طور که کاظم دانشی با گرفتن یک بازی خوب از پژمان جمشیدی در «علفزار» مسیر بازیگری این کمدین را تغییر داد، همان الگو را روی «بهرام افشاری» پیاده کرده است. افشاری در نقش مرتضی زند به عنوان نماینده دادستان برای اجرای حکم قصاص محکومان به زندان میآید و یک بازی خوب و کمنقص در این فیلم دارد. دیالوگهای او با یک روحانی جوان و تازهکار، موقعیتهای تأملبرانگیزی را در اثر خلق میکند.
درام در نیمه اول؛ پرتنش، التهابآور و خوشریتم است. فیلمساز لحظاتی آزاردهنده و تلخ از قصاص را نشان میدهد که البته حق قانونی و شرعی اولیای دم است اما در آن سو، خانواده قاتل را هم نشان میدهد که لبه افتادن در قعر عذابی بیپایان هستند. فیلمساز با نمایش این سکانسهای تکاندهنده تلاش دارد مانند شخصیت اصلی قصه، هر آنچه در توان دارد را به کار گیرد تا اولیای دم را برای بخشش، راضی کند.
فیلم تا نیمه راه با قصهای پرکشش و بازیهای خوب بهرام افشاری، عرفان ناصری، امیر جعفری، حامد بهداد و به خصوص تورج الوند (در نقش روحانی) خوب پیش میرود، اما از جایی که روال اعدام و بخشش از قاعده خارج میشود و مرتضی زند که ناظر اجرای احکام است، پا را فراتر از اختیارات قانونیاش میگذارد، ریتم اثر به هم میخورد و فیلم در دام شعارزدگی و بیانیهخوانی میافتد. مرتضی زند از نیمه دوم فیلم در قامت یک سوپرمن ظاهر میشود که باورپذیری را برای مخاطب دشوار میکند.
نیمه دوم درام چنان به لحاظ محتوایی افت میکند و هندی میشود که مخاطب را از یک پایان تماشایی، دلسرد میکند. اگرچه روحیه دادخواهی و گفتمان ترویج بخشش از سوی نماینده دادستان، ستودنی است اما وقتی روی دور شعار دادن و بیانیهخوانی میافتد، نبض اثر از دست فیلمساز در میرود و جنبههای اعتراضی کار هم به محاق میرود.
نسخه اکران جشنواره فیلم، زیادهگو و شعارزده است و اگر فیلمساز در تدوین اکران سینمایی به نسخهای جمع و جور به ویژه با حذف بخشهای اضافی نیمه دوم برسد، «زندهشور» یکی از فیلمهای جنجالی در فصل جدید اکرانهای سینمایی خواهد بود و البته یکی از آثاری که در این دوره از جشنواره فیلم فجر، دست خالی از تالار وحدت بیرون نمیرود.
59243





نظر شما