حقوق‌های نجومی نفت و پتروشیمی؛ زنگ خطری برای حکمرانی اقتصادی و اعتماد عمومی

به‌تازگی خبر پرداخت حدود ۱۲ میلیارد تومان در شش ماه به مدیرعامل و پنج مدیر ارشد پالایشگاه بندرعباس، بدون لحاظ کارانه تولید، توجه افکار عمومی و رسانه‌ها را جلب کرده است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه شرق نوشت: در نگاه نخست ممکن است این موضوع صرفا فیش حقوقی نجومی به نظر برسد، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد این ماجرا نمادی روشن از ضعف ساختار مدیریتی، خلأ نظارت و چالش‌های عدالت اقتصادی در کشور است.

۱. ریشه‌های ساختاری و حکمرانی

ضعف نظارت و شفافیت: سقف‌های قانونی و نظام پرداخت مصوب، در عمل بی‌معنا شده و آیتم‌های حقوقی به شکل سلیقه‌ای و خارج از چارچوب قانونی درج می‌شوند.

خلأ فرهنگی و سازمانی: مدیرانی که منافع شخصی را بر حفاظت از بیت‌المال ترجیح می‌دهند، با نگاهی کوتاه‌مدت و طمع‌کارانه، مسیر سوءاستفاده را هموار می‌کنند.

نقش محدود سهامداران عمده: حتی بانک‌ها و هلدینگ‌های سهامدار عمده، با سهم درخورتوجه، نقش نظارتی فعال و پاسخ‌گو ندارند. این خلأ، امکان مدیریت مستقل منابع بدون پاسخ‌گویی را فراهم می‌کند.

پیامد اجتماعی و اقتصادی: این وضعیت نشان می‌دهد اعتماد عمومی به عدالت اقتصادی و توزیع عادلانه منابع به‌شدت آسیب دیده است، درحالی‌که بخش اعظم جامعه زیر فشار اقتصادی شدید قرار دارد و ارزش پول ملی کاهش یافته است.

۲. نقش راهبردی قوا در ریشه‌یابی و اصلاح

الف. قوه مجریه

 تعیین سیاست‌ها و ساختار نظارتی: دولت به‌ عنوان سهامدار یا ناظر اصلی، مسئول تدوین سیاست‌های شفافیت و حاکمیت شرکتی است.

 انتخاب و انتصاب مدیران: اعمال معیارهای شایستگی، پاسخ‌گویی و محدودیت در پرداخت‌ها برای مدیران ارشد.

 کنترل منابع و بودجه: نظارت بر مصوبات مالی، سقف حقوق و نحوه توزیع منابع با ابزارهای اجرائی.

راهکار عملیاتی: توقف پرداخت‌های غیرقانونی، سامانه شفافیت داخلی، بازنگری انتصابات و نهادینه‌سازی فرهنگ پاسخ‌گویی و حفاظت از بیت‌المال.

ب. قوه مقننه

 قانون‌گذاری و تنظیم مقررات: تصویب قوانین الزام‌آور شفافیت مالی و حاکمیت شرکتی، حتی برای بخش خصوصی و خصولتی؛ تعیین سقف‌های قانونی و انتشار عمومی فیش حقوقی.

 نظارت پارلمانی: احضار مدیران و سهامداران عمده، اعمال فشار ساختاری برای اصلاح فرایندهای پرداخت و مدیریت منابع.

ج. قوه قضائیه

 پیگرد قانونی تخلفات: رسیدگی به سوءاستفاده از منابع، پرداخت‌های خارج از قانون و نقض حقوق سهامداران؛ صدور احکام بازدارنده و نمونه.

 حمایت از حقوق عمومی و سهامداران خرد: امکان شکایت و پیگیری، تضمین بازگشت منابع تصرف‌شده به شرکت یا بیت‌المال.

ابزارهای سه قوه به صورت مکمل می‌تواند مسیر فساد را محدود، فرهنگ پاسخ‌گویی را نهادینه و اعتماد عمومی را بازسازی کند.

۳. راهکارهای عملیاتی

کوتاه‌مدت (۳–۶ ماه) :  حسابرسی مستقل و فوری بر همه آیتم‌های حقوق و مزایا.

 توقف پرداخت‌های غیرقانونی و انتشار شفاف اقدامات اصلاحی.  احضار مدیران و سهامداران عمده برای پاسخ‌گویی به افکار عمومی.

میان‌مدت (۶–۱۲ ماه):  بازنگری نظام پرداخت و تدوین آیین‌نامه حقوق و مزایا با سقف قانونی شفاف.  راه‌اندازی کمیته‌های نظارت داخلی با گزارش مستقیم به سهامداران و مجلس.  الزام به انتشار عمومی گزارش عملکرد و شفافیت مالی.

بلندمدت (۱۲–۲۴ ماه):  فرهنگ‌سازی سازمانی مبتنی بر حفظ بیت‌المال و عدالت اقتصادی.  نهادینه‌کردن پاسخ‌گویی و سازوکارهای بازدارنده قضائی.  تضمین شفافیت دائمی و بازخورد مردمی به عملکرد مدیران و سهامداران.

۴. پیام راهبردی

این ماجرا فراتر از یک پرونده حقوقی یا مدیریتی فردی است؛ نمادی از ضعف ساختار، خلأ نظارت و تهدید اعتماد عمومی به حکمرانی اقتصادی. راه‌حل آن نه‌تنها در اصلاح ساختار شرکت‌ها، بلکه در ایجاد شفافیت، پاسخ‌گویی فعال و پیگرد قانونی از طریق هر سه قوه خلاصه می‌شود. مسئولان کشور، مدیران اقتصادی، سهامداران عمده و نهادهای نظارتی، هرکدام به سهم خود مسئول‌اند تا اعتماد عمومی بازسازی و مسیر توزیع عادلانه منابع ملی تقویت شود.

17302

کد مطلب 2184957

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین