امام علی(ع) عدالت را ترازوی خدا می‌داند که همه باید با آن سنجیده شوند

آیه ۱۱۱ سوره توبه صرفاً درباره جنگ و جهاد فیزیکی نیست، بلکه درباره یک «سبک زندگی» است؛ سبکی که در آن ثروت در خدمت محرومان، قدرت در خدمت عدالت، و جان در راه آرمان‌های انسانی هزینه می‌شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

بنابر روایت مهر، در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۱۱۱ سوره توبه است:

آیه ۱۱۱ سوره مبارکه توبه، یکی از شورانگیزترین و در عین حال راهبردی‌ترین آیات قرآن کریم در تبیین رابطه انسان و پروردگار است: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ...». در این تصویر قرآنی، خداوند خریدار، مؤمن فروشنده، جان و مال کالا، و بهشت بهای این معامله عظیم معرفی شده است.

این قرارداد الهی که در تورات، انجیل و قرآن بر آن تأکید شده، تنها یک وعده فردی برای رستگاری اخروی نیست، بلکه زیربنای یک تحول عمیق اجتماعی و فرهنگی است که در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه به زیباترین شکل تفسیر و عملیاتی شده است. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌القرآن»، روح جاری در این آیه را در رگ‌های جامعه اسلامی تزریق می‌کند و ابعاد پنهان این «بیع» الهی را در بستر حیات جمعی بشر می‌گشاید.

در نگاه نخست، آیه ۱۱۱ سوره توبه یک چهارچوب ارزشی برای «ایثار» ترسیم می‌کند. زمانی که انسان می‌پذیرد مالک حقیقی او و دارایی‌هایش خداوند است، نگاه او به «ثروت» و «قدرت» از یک نگاه تملک‌گرایانه به نگاهی امانت‌دارانه تغییر می‌یابد. علی (ع) در جای‌جای نهج‌البلاغه بر این نکته پای می‌فشارد که دنیا نه قرارگاه، بلکه گذرگاه است. ایشان در خطبه‌های متعددی، از جمله خطبه ۲۸، دنیا را پشت‌کننده و آخرت را روکننده توصیف می‌کنند. این جهان‌بینی دقیقاً همان مبنای فرهنگی است که معامله با خدا را ممکن می‌سازد.

از منظر اجتماعی، وقتی جامعه‌ای به این باور برسد که جان و مالش وجه‌المصالحه با حقیقت مطلق است، از بند خودخواهی و انحصارطلبی رها می‌شود. در چنین فرهنگی، «مال» وسیله‌ای برای پیوند اجتماعی و رفع فقر می‌گردد و «جان» ابزاری برای استقرار عدالت. امیرالمؤمنین (ع) در حکمت ۴۵۶ می‌فرمایند: «خداوند سبحان غذا و نیاز فقرا را در اموال ثروتمندان قرار داده است.» این نگاه، مستقیم با بخش «اموالهم» در آیه توبه پیوند می‌خورد؛ یعنی فروش مال به خدا، در حقیقت به معنای بازگرداندن حق محرومان و سرمایه‌گذاری در مسیر خیر عمومی است که پاداش آن بهشتی ابدی است.

بعد فرهنگی این معامله در نهج‌البلاغه، در مفهوم «حریت» و آزادگی تجلی می‌یابد. کسی که با خدا معامله کرده، دیگر بنده و برده ساختارهای قدرت، ثروت‌های بادآورده و شهوات نفسانی نیست. علی (ع) در وصیت به امام حسن (ع) می‌فرمایند: «بنده دیگری مباش در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.» آیه ۱۱۱ سوره توبه، مانیفست این آزادی است؛ چرا که قیمت انسان را تنها بهشت برین می‌داند. در حکمت ۴۵۶ نهج‌البلاغه آمده است: «آگاه باشید که برای جان‌های شما قیمتی جز بهشت نیست، پس آن را به کمتر از آن مفروشید.»

این هشدار امام، یک زیربنای فرهنگی برای عزت‌نفس اجتماعی فراهم می‌کند. جامعه‌ای که بداند بهای جانش بهشت است، زیر بار ذلت سیاسی و استعمار فرهنگی نمی‌رود. در واقع، این آیه و تفاسیر علوی آن، فرهنگ «شهادت‌طلبی» و «ایثار اجتماعی» را به عنوان عالی‌ترین سطح مشارکت مدنی معرفی می‌کنند. شهادت در نهج‌البلاغه، نه یک گریز از دنیا، بلکه انتخابی آگاهانه برای تغییر سرنوشت حق و باطل است.

از منظر جامعه‌شناختی، آیه ۱۱۱ سوره توبه و آموزه‌های نهج‌البلاغه به بازتعریف «سرمایه اجتماعی» می‌پردازند. در جوامع مادی، سرمایه بر پایه سود متقابل شخصی بنا می‌شود، اما در مدل علوی، سرمایه اجتماعی بر اساس «وفای به عهد» با پروردگار شکل می‌گیرد. آیه می‌فرماید: «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ» (پس بشارت باد بر شما به این معامله‌ای که انجام دادید). این بشارت، نوعی بهجت و نشاط جمعی ایجاد می‌کند که ناشی از هدفمندی حیات است.

علی (ع) در نهج‌البلاغه، جامعه‌ای را که از معامله با خدا رویگردان شده و به چرب و شیرین دنیا دلخوش کرده، جامعه‌ای مرده و بی‌تحرک توصیف می‌کند. ایشان در خطبه‌های جهاد (مانند خطبه ۲۷)، کوفیان را به دلیل سستی در این معامله توبیخ کرده و می‌فرمایند که آن‌ها با رها کردن جهاد (که همان فروش جان به خداست)، جامه ذلت بر تن کرده‌اند. از این رو، آیه ۱۱۱ سوره توبه در پیوند با نهج‌البلاغه، عامل پویایی، تحرک و نظارت اجتماعی است.

علاوه بر این، پیوند میان «انفسهم» و «اموالهم» در آیه، نشان‌دهنده جامعیت نگاه اسلام به اصلاحات اجتماعی است. نهج‌البلاغه بر این نکته تأکید دارد که اصلاح فرهنگی (جان‌ها) بدون اصلاح اقتصادی (مال‌ها) میسر نیست و بالعکس. نامه‌های امام به کارگزاران، از جمله نامه به مالک اشتر، ترجمان اجرایی همین معامله الهی در سطح حاکمیت است. حاکمی که با خدا معامله کرده، مال مردم را بیت‌المال (مال خدا) می‌بیند و در حفظ آن می‌کوشد و جان خود را در راه خدمت به خلق فدا می‌کند.

اینجاست که معنویت آیه توبه به یک ساختار سیاسی و مدیریتی تبدیل می‌شود. در فرهنگ علوی، «مدیریت» خود یک میدان برای این معامله است؛ جایی که مدیر از میل به تملک و ریاست می‌گذرد تا رضایت خریدار حقیقی (خدا) را جلب کند.

در نهایت، آیه ۱۱۱ سوره توبه با تأکید بر اینکه این پیمان در تمام کتب آسمانی آمده، یک وحدت رویه تاریخی و جهانی برای بشر ترسیم می‌کند. نهج‌البلاغه نیز بر این فطری بودن تأکید دارد. امام علی (ع) عدالت را ترازوی خدا می‌داند که همه باید خود را با آن بسنجند. معارف نهج‌البلاغه به ما می‌آموزد که اگر جامعه‌ای فرهنگ «معامله با خدا» را جایگزین «معامله با هوای نفس» کند، به شکوفایی درونی و اقتدار بیرونی دست می‌یابد.

آیه ۱۱۱ سوره توبه صرفاً درباره جنگ و جهاد فیزیکی نیست، بلکه درباره یک «سبک زندگی» است؛ سبکی که در آن ثروت در خدمت محرومان، قدرت در خدمت عدالت، و جان در راه آرمان‌های انسانی هزینه می‌شود. نهج‌البلاغه به عنوان نقشه راه این سبک زندگی، به ما می‌گوید که پیروزی نهایی (فوز عظیم) تنها زمانی حاصل می‌شود که پیوند میان انسان و خدا از سطح کلمات به سطح رفتارهای اجتماعی و ساختارهای فرهنگی ارتقا یابد. این همان مسیری است که انسان را از بن‌بست‌های مادی رهانیده و به افق روشن «بشارت الهی» هدایت می‌کند.

کد مطلب 2189148

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =