آگاهی،عدالت اقتصادی و مساوات؛ نسخه نهج‌البلاغه برای رهایی از فقر و ظلم

در نگاه اجتماعی نهج‌البلاغه،فقر، جهل و ظلم به عنوان بزرگترین سیئات اجتماعی تنها زمانی ریشه‌کن می‌شوند که حسناتی چون عدالت اقتصادی، آگاهی‌بخشی عمومی و مساوات در حقوق شهروندی جایگزین آن‌ شوند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

بنابر روایت مهر، در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه می‌خواند دریافت‌هایی از مضامین عالی نهج‌البلاغه پیرامون آیه ۱۱۴ سوره هود است:

آیه ۱۱۴ سوره مبارکه هود، یکی از کلیدی‌ترین گزاره‌های قرآنی در تبیین سازوکار تغییر رفتارهای فردی و به تبع آن، تحولات اجتماعی است: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ». این آیه نه تنها بر برپایی نماز در اوقات مختلف تأکید دارد، بلکه یک قانون کلی وجودشناختی و جامعه‌شناختی را ارائه می‌دهد: «نیکی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برند». در مکتب تربیتی نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین علی (ع) این قاعده قرآنی را از یک توصیه اخلاقی صرف به یک استراتژی جامع برای مدیریت فرهنگی و اصلاح ساختارهای اجتماعی تبدیل کرده‌اند. از منظر ایشان، محو سیئات تنها به معنای توبه فردی نیست، بلکه به معنای جایگزینی جریان‌های باطل با جریان‌های حق در بدنه جامعه است.

در ابتدای آیه ۱۱۴ سوره هود، فرمان به اقامه نماز در «طرفین نهار» و «زلفی از شب» داده شده است. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، به‌ویژه در عهدنامه مالک اشتر و نامه‌هایی که به کارگزاران خود نگاشته‌اند (مانند نامه ۵۲)، نماز را نه یک عمل فردی منقطع از جامعه، بلکه ستون خیمه دین و معیار اصلی سلامت یک نظام معرفی می‌کنند. از منظر نهج‌البلاغه، نمازی که در این آیه به آن امر شده، ابزاری برای تنظیم وقت، ایجاد انضباط روحی و پیوند مستمر با مبدأ قدرت است. وقتی امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند «وَ اعلَم أَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ» (بدان که تمام اعمالت تابع نماز توست)، در واقع همان منطق آیه ۱۱۴ را تبیین می‌کنند. اگر نماز به عنوان یک «حسنه» بنیادین در فرهنگ جامعه نهادینه شود، به طور طبیعی «سیئات» مدیریتی، فسادهای اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی را پس می‌زند. این نگاه، نماز را از یک پوسته ظاهری به یک موتور محرک برای اصلاح فرهنگی تبدیل می‌کند.

فلسفه «الحسنات یذهبن السیئات» در دیالکتیک حق و باطل

بخش دوم آیه که بر محو بدی‌ها توسط نیکی‌ها تأکید دارد، در نهج‌البلاغه با رویکردی عمیقاً واقع‌گرایانه تفسیر شده است. علی (ع) در خطبه‌های متعددی (مانند خطبه ۱۶) بر این نکته پای می‌فشارند که جامعه انسانی صحنه نبرد دائمی حق و باطل است. ایشان می‌فرمایند: «حق و باطلی وجود دارد و برای هر کدام پیروانی است». منطق «یذهبن السیئات» به ما می‌آموزد که برای مبارزه با ناهنجاری‌های فرهنگی، صرفاً نفی و طرد کافی نیست؛ بلکه باید «حسنات» را چنان با قدرت وارد میدان کرد که فضای تنفس برای «سیئات» باقی نماند. در نگاه اجتماعی نهج‌البلاغه، فقر، جهل و ظلم به عنوان بزرگترین سیئات اجتماعی، تنها زمانی ریشه‌کن می‌شوند که حسناتی چون عدالت اقتصادی، آگاهی‌بخشی عمومی و مساوات در حقوق شهروندی جایگزین آن‌ها شوند. این همان راهبرد «تخلیه» و «تحلیه» در سطح کلان است.

توبه اجتماعی و جبران لغزش‌ها در نظام سیاسی

آیه ۱۱۴ سوره هود در روایات به عنوان «امیدوارکننده‌ترین آیه قرآن» شناخته می‌شود، زیرا راه بازگشت را باز می‌گذارد. در سیره حکومتی نهج‌البلاغه، این امیدواری به معنای ولنگاری نیست، بلکه به معنای ایجاد فرصت برای اصلاح ساختاری است. امام علی (ع) در نامه‌ها به کارگزاران خود همواره تأکید می‌کنند که اگر خطایی رخ داد، باید با نیکی‌های بزرگتر جبران شود. برای مثال، اگر در نظام اداری ظلمی به مردم روا شده (سیئه)، تنها راه محو اثر آن، احقاق حق و دلجویی مضاعف (حسنه) است. این نگاه فرهنگی، از ایجاد بن‌بست در جامعه جلوگیری می‌کند و به کارگزاران و مردم می‌آموزد که همواره مسیر برای نوسازی فرهنگی و ترمیم پیوندهای اجتماعی از طریق کارهای نیک فراهم است.

پایان آیه ۱۱۴ با عبارت «ذلک ذکری للذاکرین» همراه است. در نهج‌البلاغه، «ذکر» صرفاً یک ورد زبانی نیست، بلکه یک «هوشیاری تاریخی و اجتماعی» است. خطبه ۲۲۲ نهج‌البلاغه در توصیف اهل ذکر، تصویری را ارائه می‌دهد که کاملاً با روح این آیه همسو است. ذکر باعث می‌شود که انسان و جامعه نسبت به پیامدهای اعمال خود آگاه باشند. جامعه‌ای که «ذاکر» باشد، می‌داند که انباشت سیئات (گناهان اجتماعی، بی‌عدالتی، دروغ) منجر به فروپاشی می‌شود و لذا با تمسک به حسنات، همواره در حال بازسازی خود است. علی (ع) معتقد است که یاد خدا دل‌ها را صیقل می‌دهد و گوشی را که کر شده، شنوا می‌کند؛ این همان سازوکاری است که اجازه می‌دهد نیکی‌ها در بافت جامعه نفوذ کرده و تاریکی‌های ناشی از سیئات را بزداید.

نمی‌توان آیه ۱۱۴ را بدون توجه به آیه ۱۱۲ همین سوره (فاستقم کما امرت) درک کرد. نهج‌البلاغه تبلور استقامت در مسیر حق است. امام علی (ع) در جای‌جای این کتاب، پایداری در عمل صالح را شرط اثرگذاری آن می‌دانند. اگر قرار است حسنات، سیئات اجتماعی را از بین ببرند، این عمل نباید مقطعی باشد. نمازهای طرفین نهار و زلفی از شب، نمادی از تکرار و مداومت بر نیکی است. در نگاه فرهنگی نهج‌البلاغه، اصلاح یک جامعه نه با یک موج گذرا، بلکه با جریان مستمر و پایداری بر ارزش‌های الهی ممکن می‌شود. این استقامت است که به «حسنه» قدرت نفوذ و غلبه بر «سیئه» را می‌بخشد.

نتیجه‌گیری: الگوی متعالی تغییر در جامعه علوی

تطبیق آیه ۱۱۴ سوره هود با معارف نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که قرآن و عترت، یک مدل عملیاتی برای تغییرات مثبت اجتماعی ارائه می‌دهند. این مدل بر سه پایه استوار است: اول، تقویت پیوند با مبدأ قدرت از طریق عبادات سازنده (نماز)؛ دوم، جایگزینی فعالانه نیکی‌ها به جای بدی‌ها در ساحت‌های مختلف زندگی؛ و سوم، تداوم هوشیاری و ذکر برای جلوگیری از بازگشت به تاریکی. از منظر اجتماعی و فرهنگی، این گزارش تبیین می‌کند که برای داشتن جامعه‌ای پاک، نباید تنها به فکر مبارزه با معلول‌ها (سیئات) بود، بلکه باید با ترویج علت‌ها (حسنات)، فضایی ایجاد کرد که در آن بدی‌ها به صورت خودکار منزوی و محو شوند. نهج‌البلاغه در حقیقت، راهنمای اجراییِ آیه ۱۱۴ برای خروج از بن‌بست‌های فرهنگی و رسیدن به حیات طیبه در ساحت اجتماع است. این رویکرد، نه تنها امیدبخش، بلکه مسئولیت‌آفرین است و هر فرد و مدیر جامعه را موظف می‌سازد تا با تولید «حسنه»، سهمی در زدودن غبار «سیئات» از چهره جامعه ایفا کند.

کد مطلب 2189672

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =