به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیشتر از نحوه تعامل با کودکان در شرایط ملتهب کنونی گفتیم، در بخش دوم «زهرا مجیدی» کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و مشاور کودک، از چگونگی مواجهه با ترس و پاسخ به پرسشهای فرزندانمان در این موقعیتها میگوید.
وقتی صدای انفجار شدید میآید و کودک جیغ میکشد و مضطرب میشود چه باید کرد؟
این موقعیتها نیازمند خودکنترلی بالا و واکنشی حسابشده از سوی والدین است. بیتردید مدیریت هیجان در آن لحظه بسیار دشوار است، اما باتوجهبه تداوم این شرایط، لازم است بر روی واکنشهای خود تمرین و تأمل کنیم.
بنابر روایت فارس، نخستین و مهمترین گام، مدیریت هیجان و کنترل چهره و کلام توسط والدین است. کودکان از رفتار ما الگو میگیرند و هرگونه واکنش هیجانی شدید، احساس ناامنی و درماندگی را به آنها منتقل میکند؛ بنابراین، از هرگونه واکنش نمایشی مانند گفتن «وای! کجا رو زدن؟»، «چند نفر شهیدشدن؟»، «بیا ببینیم چی شد!» یا شتابزدگی برای جمعآوری وسایل در حضور کودک، جداً پرهیز کنید. هرگونه گفتگو در مورد وقایع یا اقدامات لازم باید بهدور از دید و شنید کودکان انجام شود.
بهترین جملات برای لحظه وقوع صدا چیست ؟ اگر کودک هل کند به او چه بگوییم؟
یک راهکار بسیار مؤثر دیگر، استفاده از موسیقی و سرودهای بلند بهویژه همزمان با شنیدهشدن صدای پدافند است. میتوانید سرودهای کودکانه از همان شبکه پویا را با صدای بلند پخش کنید. این کار دو فایده دارد: نخست اینکه صدای محیط را تحتالشعاع قرار میدهد و کودک آن صداهای ترسناک را کمتر میشنود، و دوم اینکه حس قدرت و نشاط را به کودک منتقل میکند. بهطورکلی هرگاه صداهای مهیب محیط تکرار شد، میتوانید صدای تلویزیون را تا حد ممکن افزایش دهید تا توجه کودک از محیط پیرامون به برنامهای که میبیند جلب شود و کمتر درگیر این پرسش شود که «این صدا چیست؟»، «کجا خورد؟» و «چه اتفاقی افتاد؟»

واکنش لحظهای ما هنگامی که صدای مهیب میشنویم، باید به این ترتیب باشد:
۱. بررسی حال کودک: ابتدا با حفظ آرامش، به کودک نزدیک شوید (بدون عجله و شتاب) و با لحنی ملایم حال او را جویا شوید: «مامان جان، حالت خوبه؟»
۲. پاسخ به سؤال متناسب با سن و آگاهی کودک: اگر کودک خردسال است و ماهیت صدا را متوجه نشده، میتوانید با پاسخی ساده و انحرافی موضوع را فیصله دهید: «عزیزم، نمی دونم چی بود، فکر کنم یه چیزی توی خونه همسایه بالایی افتاد.» اگر کودک بزرگتر است و بهخوبی متوجه شده که صدای بمب یا انفجار بودهاست، واقعیت را تأیید اما از ارائه جزئیات اضطرابآور خودداری کنید: «مامان جان، آره صدای بمب بود، دشمن زد. ولی مطمئن باش سربازهای ما هم دارن به اونا میزنن و جوابشون رو میدن.» در این پاسخ، ضمن تأیید واقعیت، احساس قدرت و امنیت را به کودک منتقل میکنید.
۳. در آغوش گرفتن و تغییر فضا: پس از پاسخ به سؤال، کودک را با آرامش در آغوش بگیرید و سعی کنید با انجام یک فعالیت جذاب مانند خواندن شعر، پخش یک سرود یا شروع یک بازی، فضای ذهنی او را تغییر دهید.
۴. گوشدادن به سؤالات و بهادادن به احساسات: اجازه دهید کودک سؤالاتش را کامل بپرسد و از سرکوب کنجکاوی او با جملاتی مانند «هیچی نگو، هیچی نبود» خودداری کنید. این رفتار به معنای نادیدهگرفتن احساسات اوست. اگر پاسخ سؤالی را میدانید، بهسادگی و مختصر پاسخ دهید. اگر نمیدانید، صادقانه بگویید: «عزیزم، الان جواب این سؤال رو نمی دونم. میپرسم و بهت میگم.» و حتماً بعداً به قول خود وفا کنید. هرگونه ابهام در ذهن کودک، اضطراب او را افزایش میدهد.

۵. تأکید بر قدرت و امنیت:هرگز با نشاندادن تصاویر تخریبشده یا اشاره به صحنههای دلخراش در بیرون از خانه (مثلاً نشاندادن خانههای تخریبشده در کوچه)، ترس کودک را تشدید نکنید. در عوض، بر توانمندی نیروهای خودی تأکید کنید و پیام قدرت و دفاع را به کودک منتقل سازید.
در پایان یادآوری میکنم که کودکان خردسال، ماهیت ویرانگر بمب را درک نمیکنند و آن را صرفاً یک صدای مهیب تلقی میکنند. واکنش شتابزده و مضطربانه ماست که به آن معنا و وحشت میبخشد. پس حفظ خونسردی و انتقال آرامش، کلید مدیریت این موقعیتهاست.
با سؤالهای کودکان درباره مرگ و شهادت چطور برخورد کنیم؟
یک نکته بسیار مهم و حساس، نحوه مواجهه با موضوع مرگ و شهادت است. انشاءالله که هیچ کودکی با فقدان عزیزان خود در این واقعه مواجه نشود. در شرایط عادی و بهصورت پیشگیرانه، هرگز از جملاتی مانند «ممکنه بمیریم»، «اگه بمیریم چی میشه» یا «اگه خونهمون خراب بشه چه اتفاقی میفته» استفاده نکنید.طرح این مسائل بدون آنکه کودک پرسشی مطرح کرده باشد، او را با ترسهای وجودی مواجه میکند که آمادگی رویارویی با آن را ندارد اما اگر خود کودک به هر دلیلی درباره مرگ سؤال کرد، بدون طفرهرفتن و با آرامش به او گوش دهید. ابتدا دغدغه اصلی او را کشف کنید که از چه جنبهای نگران است. سپس باتکیهبر مفاهیمی همچون قدرت خداوند، وجود امامزمان (عج) و حمایت ایشان از مؤمنان، به او آرامش دهید. به عبارتی، تنها در صورت مطرحشدن پرسش از سوی کودک، وارد این بحث شوید و آن را متناسب با سن و سطح درک او مدیریت کنید.

برای کودکان خردسال، هیچگاه از واقعیت فیزیکی مرگ و تدفین صحبت نکنید. توضیح درباره اینکه «آدمها را زیر خاک میگذارند» برای ذهن کودک بسیار مبهم و اضطرابآور است و میتواند ترسهای عمیقی را در او ایجاد کند.
از بهکاربردن عبارات انتزاعی مانند «رفته پیش خدا» یا «رفته تو آسمون» نیز جداً پرهیز کنید. این نوع بیان برای کودک ایجاد شبهه میکند. برای مثال، اگر بگویید «رفته پیش خدا»، کودک ممکن است چنین برداشت کند که «پس خدا آدم بدی است که ایشان را از ما گرفته است.» یا اگر بگویید «رفته به آسمان»، هرگاه سوار هواپیما شوید یا به آسمان نگاه کند، دچار ابهام و اضطراب میشود که چرا نمیتواند ایشان را ببیند.
بهترین بیان برای کودکان خردسال درباره شهادت رهبرمان این است که بگویید: «آقای خامنهای پیش بقیه شهدا رفتن و دیگه پیش ما نیستن.» این جمله هم واقعیت جدایی را بیان میکند و هم با پیونددادن به مفهوم آشنا و مقدس شهدا، از انتزاعگرایی و ایجاد پرسشهای بیپاسخ جلوگیری میکند.

باتوجه به فضای غم آلود واخبار مداوم شهادت رهبرمان چگونه آن را برای کودکان تبیین کنیم؟
این موضوع نیازمند ظرافت و دقت فراوانی است تا ضمن حفظ حقیقت، احساس امنیت و باور به قدرت نظام در کودک خدشهدار نشود.در درجه نخست، هنگامی که با کودکان بهویژه خردسالان سخن میگویید، بر شجاعت، اقتدار و محبوبیت رهبر سعیدمان تأکید کنید. اما طبیعی است که کودک ممکن است با خود بیندیشد: «اگر ایشان اینقدر قوی و شجاع بودند، پس چرا به شهادت رسیدند؟ چرا دشمن توانست چنین کند؟» در پاسخ به این شبهه ذهنی، باید تبیین کنید که قدرت و شجاعت ایشان هرگز انکارناپذیر نبوده و نیست، اما دشمن از روی بزدلی و با استفاده از ابزار جنگ، یعنی بمباران، این حادثه را رقم زد. به عبارتی، شهادت ایشان به معنای شکست یا ضعف نیست، بلکه نتیجه جنایت دشمن است.
برای حفظ احساس امنیت و تداوم باور به حمایت الهی، وجود مقدس امامزمان (عج) را بهعنوان پشتیبان و حقیقت همیشه حاضر برای کودکان یادآوری کنید. بگویید: «ما امامزمان داریم، ایشان مواظب ما هستند و این مملکت تحتنظر ایشان اداره میشود.» این باور عمیق دینی، آرامشبخش و تسلیدهنده است.
برای کودکان بزرگتر که ظرفیت و درک بیشتری دارند، توضیح دهید که به فضل الهی و بر اساس قوانین کشور، رهبر جدیدی انتخاب شد و این مسیر باقدرت ادامه مییابد. این مملکت صاحب دارد و نگرانی برای آینده آن بیجاست. همچنین، مجدداً بر توانمندیهای دفاعی کشور تأکید کنید. همانطور که پیشتر اشاره شد، نشاندادن تصاویری از قدرت موشکی و عملیاتهای موفق نیروهای خودی، به تقویت احساس غرور و امنیت ملی در کودکان کمک میکند.
اگر کودک درباره مراسمهای بزرگداشت و تدفین سؤال کرد (مثلاً پرسید: «برای چی مراسم میگیرن؟» یا «چرا دارن مراسم ترحیم میگیرن؟»)، پاسخ را متناسب با تجربیات قبلی او بدهید:
· اگر کودک تجربه حضور در مزار شهدا یا گلزارها را دارد، میتوانید بگویید: «یادته ما رفتیم مزار شهدا، صلوات فرستادیم و دعا خوندیم؟ الان هم میخوان یه جای قشنگی رو برای آقای خامنهای مشخص کنن که ما هر وقت رفتیم اونجا، براشون صلوات بفرستیم و قرآن بخونیم.»
· اگر کودک حرم مطهر امام رضا (ع) را دیده است، میتوانید از این تشبیه استفاده کنید: «همونطور که ما میریم حرم امام رضا (ع) و دعا میخونیم، الان هم میخوان یه جای مقدسی رو برای آقای خامنهای مشخص کنن که ما بتونیم بریم اونجا و براشون دعا کنیم.»

اگر کودک درباره حضور در تجمعات اعتراضی یا مراسم پرسید، دلیل آن را چگونه توضیح دهیم؟
«ما بهخاطر ناراحتی و عصبانیت از این جنایت، به خیابانها میآییم و شعار میدهیم تا دشمن بداند چقدر ناراحت و مصمم هستیم.» همچنین توجه کودکان را به حضور پرتعداد نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها جلب کنید و به آنها بگویید: «ببین این همه سرباز قوی که مواظب ما هستند. اینها زیادند و از ما محافظت میکنند.» این تصویرسازی عینی، مستقیماً به ایجاد احساس امنیت در کودک یاری میرساند.
یک اصل کلیدی!
هیچگاه از سطح درک کودک فراتر نروید. به پرسش او بهاندازهایکه پرسیدهاست پاسخ دهید و وارد جزئیات نشوید. همین اندازه که کودک بداند قرار است محلی برای یادبود و دعا برای ایشان مشخص شود، کفایت میکند و نیاز به توضیح بیشتری نیست.




نظر شما