در وضعیت جنگی حتی به آلودگی هوا، این نخستین و حیاتیترین ماده هم توجهی نمیشود و این بیاعتنایی با پیش کشیدن بحثهای امنیتی توجیه میشود. در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند در بیشتر نقاط تهران، بخشهای بزرگی از آسمان تیرهگون بود و بر همهجا دودهی زهرآگین فرود آمد. اما هیچ مقامی نتوانست و نخواست که چارهاندیشی کند، و تقریباً هیچ کسی از مردم عادی یا کنشگران محیط زیست هم حوصلهی نقد این وضعیت را نداشت.
لستر براون، پژوهشگر آمریکایی، در سال ۲۰۰۹ در کتابی که با عنوان «نجات محیط زیست» به فارسی ترجمه شده (حمید طراوتی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ۱۳۹۱) نشان داده بود که با مبلغی نزدیک به یکصدونود میلیارد دلار در سال میتوان محیط زیست، درواقع تمدن بشری را با اقدامهایی مانند حفظ و احیای جنگلها، حفاظت از منابع آب و خاک، کمک آموزشی و بهداشتی به کشورهای فقیر، و کنترل زادآوری نجات داد و حتی اقتصاد بهتری را برای جهان رقم زد. در آن زمان بودجهی نظامی یک سال آمریکا تقریباً ششصد میلیارد دلار و مجموع بودجهی نظامی جهان حدود ۱۵۰۰ میلیارد دلار بود. یعنی با یکسوم بودجهی نظامی آمریکا یا فقط سیزده درصد بودجهی نظامی جهان میشد محیط زیست و تمدن را نجات داد.
شوربختانه، چنان بودجهای برای نجات زمین اختصاص نیافت و از آن تاریخ تا امروز دولتها هزینههای نظامی خود را کم نکرده و بلکه آن را افزایش دادهاند؛ بودجهی نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود نهصد میلیارد دلار و کل بودجهی نظامی جهان در حدود هزاروهفتصد میلیارد دلار بوده است. شگفتا که در دو دههی اخیر، موج جدیدی از جنگهای بزرگ مانند جنگهای مربوط به بهار(!)عربی، جنگ سودان، جنگ غزه، و جنگ با ایران را هم به راه انداختهاند که در هر یک از آنها حجم استفاده از مواد منفجره ابعادی قابل مقایسه با جنگهای بسیار بزرگ سدهی بیستم داشته و زیرساختهای اجتماعی و کشاورزی و طبیعی را بهشکل بیسابقهای تخریب کردهاند.
جای تأسف بسیار است که این روزها، در کشور خودمان که پیش از این هم از خرابی شدید جنگل و مرتع و منابع آب، و از آسیب جنگ در رنج بوده، بار دیگر شاهد جنگ هستیم. با انهدام هر ساختمان و تأسیسات، صدها یا هزاران تن دیاکسید کربن که عامل اصلی گرم شدن زمین است و مقادیر زیادی مواد خطرناک دیگر وارد محیط میشود، بهعلاوه برای بازسازی هر بنا فقط در روند تولید سیمان، صدها و هزاران تُن دیاکسید کربن وارد فضا میشود. کشورهایی مانند ایران که روی کمربند خشک جهان قرار دارند، در شرایط تغییر اقلیم بیشترین افزایش دما را دارند و بیش از کشورهای «شمال» از تغییرات اقلیمی آسیب میبینند. این، واقعیت مهیبی است که چند سالی است همگان به چشم خود در کم شدن روزهای سرد سال، کمدوام شدن برفهای کوهستان، گرماهای بیسابقه و طاقتفرسای تابستانی، و فصلی شدن بسیاری از رودخانههای پیشتر دائمی میبینند.
جنگ، بهجز آسیبرسانی مستقیم و فوری به زیستبومهای انسانی و طبیعی، در درازمدت هم با هزینههای مربوط به از دست رفتن نیروهای متخصص، چه بر اثر کشته و معلول شدن و چه بهخاطر مهاجرت، و نیز بهعلت هزینههای حمایت از خانوادههایی که کسی را از دست داده یا دچار آسیبهای روانی شدهاند، دولت و جامعه را گرفتار بار اقتصادی سنگین میکند که این خود، توجه از محیط زیست را کم میکند.
چه میتوان کرد؟
مدیران، استعداد زیادی دارند که در وضع کنونی وظایف درازمدت مانند حفظ محیط زیست و منابع طبیعی را کنار بگذارند. از این رو، ما مردم عادی نباید بگذاریم که وضعیت جنگی سبب شود امر محیط زیست را به کلی به فراموشی بسپارند. فعالان حوزههای سیاسی و فرهنگی نباید روشنگری درزمینهی محیط زیست و مطالبه از مسئولان برای عمل به وظیفهشان در حفاظت از داراییهای همگانی و بیننسلی را کنار بگذارند. انجمنها و شبکهها باید تا حد امکان همان فعالیتهایی را که پیش از جنگ داشتهاند، ادامه دهند.
مشارکت در کارهای حفاظتی، و مراقبت از جنگل و مرتع و درختزارهای منطقه یا بوستان و خیابانِ محل همچنان و حتی با دقتی بیشتر از پیش باید در دستور کار باشد. حفظ آمادگی برای مهار آتشسوزیِ عرصههای طبیعی، همکاری با محیطبانان و جنگلبانان و طبیعتیارانِ داوطلب یا کمک مادی به ایشان در شرایط اضطراری، برگزاری نشست حضوری یا مجازی و یا دستکم برقراری تماسهای تلفنی، گفتگوهای چهره بهچهره، مطالعهی هدفمند برای افزایش دانش و بینش محیط زیستی، و نوشتن و ترجمه و انتشار یادداشت و مقاله در این زمینه… از کارهایی است که هر کنشگر و کارشناس محیط زیست باید همچنان با جدیت، در همین شرایط انجام دهد.
*کنشگر محیطزیست
۴۷۴۷






نظر شما