مذاكرات اسلام آباد

تبیین استدلالی قرآن درباره معاد و اراده مطلق الهی

یک پژوهشگر قرآنی گفت: یادآوری آفرینش انسان از نطفه، پاسخ به شبهات معاد و تبیین اراده مطلق الهی در آیات پایانی سوره یاسین نشان می‌دهد که قرآن با طرح استدلال‌های روشن، هم غرور انسان را به چالش می‌کشد و هم راه بازگشت آگاهانه او به سوی خداوند را تبیین می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده می‌درخشد، فرصتی است تا از دریچه‌ای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیده‌اند، نه‌تنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیه‌اش پنجره‌ای به‌سوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی می‌گشاید.

بنابر روایت ایکنا در سلسله‌گفت‌وگوهایی به‌مناسبت این ماه با علی‌اکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره بیست‌ودوم به بررسی تبیین مبدأ و معاد انسان، اثبات توحید و قدرت مطلق الهی، نقد غرور انسانی و بیدارسازی فطرت ایمان براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی می‌پردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سوره‌های یس و قدر آشنا می‌کند.

 در شماره پیش به آیات ۷۷ تا ۸٠ سوره یاسین اشاره شد. این آیات چگونه با یادآوری منشأ آفرینش انسان، به نقد غرور بشری و تثبیت باور به معاد می‌پردازد؟
علاوه بر نکاتی که گفته شد، پیام‌هایی از این آیات استخراج می‌شود که قابل توجه است:

چنانچه انسان به یاد ضعف و حقارت خود باشد، هرگز گردنکشی نمی‌کند: «أَوَلَمْ یَرَ الْإِنسَانُ ... خَصِیمٌ مُبِینٌ.»

توجه به آفرینش انسان از نطفه، ایمان به معاد را در انسان تقویت می‌کند: «مِنْ نُطْفَةٍ.»

از اصل خصومت با حق، بدتر و ناپسندتر آن است که این خصومت آشکار و درواقع شدید باشد: «خَصِیمٌ مُبِینٌ.»

ستیزه‌جویی انسان با خدا دور از انتظار و شگفت‌آور است. کلمه «فَإِذَا» برای کارهای غیرمنتظره به‌کار می‌رود: «فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ.»

نقل قول و بیان افکار باطل به‌منظور پاسخ‌گویی به آن‌ها مانعی ندارد: «وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا.»

ریشه پاره‌ای از اشکالات درباره قدرت خداوند، توجه‌نکردن به نمونه‌های مشابه و فراموش‌کردن سوابق است: «وَنَسِیَ خَلْقَهُ.»

منکران معاد برهانی ندارند؛ هر چه هست، استبعاد و انکار است: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ؟»

آزادی در اسلام به قدری است که منکران خدا و قیامت هم با کمال شهامت در برابر بزرگترین رهبر مسلمانان با صراحت حرف خود را می‌زنند و باور پنهان خود را آشکار می‌کنند: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ؟»

سؤال‌کردن مانعی ندارد، اما انگیزه‌های لجوجانه و مغرورانه بد و ناپسند است: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ؟»

ریشه بعضی از اشکالات عقیدتی، مقایسه بی‌جا میان قدرت انسان با قدرت خداوند است: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ؟»

سؤالات و شبهات اعتقادی باید پاسخ داده شود، گرچه از طرف یک نفر باشد: «قَالَ ... قُلْ.»

معاد، جسمانی است: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ.»

زنده‌شدن مردگان به دو چیز نیاز دارد: اول، قدرت خداوند در آفریدن دوباره انسان‌ها: «أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ»؛ دوم، علم خداوند به آفرینش، از جمله علم به ذرات پخش‌شده در خاک: «وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ.» درباره زنده‌شدن دوباره مردگان، علاوه بر آیاتی که اشاره شد، آیات دیگری نیز در قرآن وجود دارد که به آن‌ها نیز اشاره می‌کنیم: ماجرای حضرت عُزَیر(ع) در آیه ۲۵۹ سوره مبارکه بقره: «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَةٍ ... أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» و ماجرای حضرت ابراهیم(ع) در آیه ۲۶۰ سوره مبارکه بقره: «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی ... إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.»

در خصوص اعاده حیات به مردگان که مهم‌ترین دلیل بر امکان معاد است، آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که فقط به ارائه نشانی بعصی از آن‌ها اکتفا می‌کنیم: سوره اسراء/ آیات ۴۹، ۵۱ و ۹۹، سوره روم/ آیه ۲۷، سوره اعراف/ آیه ۲۹، سوره واقعه/ آیه ۶۲، سوره طارق/ آیات ۵ تا ۸، سوره قیامت/ آیه ۴۰، سوره ق/ آیه ۱۵، سوره مریم/ آیه ۶۷ و آیات ۹ تا ۲۶ سوره مبارکه کهف مربوط به ماجرای اصحاب کهف.

سه آیه پایانی سوره یاسین چگونه با طرح همزمان خالقیت، حاکمیت و اراده مطلق الهی، بنیان‌های اندیشه توحیدی را تکمیل می‌کند؟
سه آیه پایانی این سوره با محوریت خالقیت، آمریت و مالکیت حضرت حق، مشتمل بر یک سیاق توحیدی هستند که به‌طور مختصر به آن‌ها می‌پردازیم و درواقع بحث را موقتاً در اینجا به اتمام می‌رسانیم و در تفسیر تکمیلی، ان‌شاءالله با استفاده از سایر تفاسیر به شرح بیشتری خواهیم پرداخت.

آیه ۸۱ می‌فرماید: «أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَی أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَی وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ؛ آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، توانا نیست که مانند آنان را بیافریند؟ آری، می‌تواند و او آفریدگاری بسیار داناست.»

آیه ۸۲: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ چون چیزی را اراده کند، فرمانش این است که بگوید: باش، پس بی‌درنگ موجود می‌شود.» 

آیه ۸۳: «فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ پس منزه است کسی که حاکمیت و مالکیت همه‌چیز به دست اوست و به‌سوی او بازگردانده می‌شوید.»

در خصوص آیات پایانی این سوره، این نکات قابل تأمل است:

انسان مرکب است از جسم و روح. جسم انسان با مرگ متلاشی می‌شود و حتی در طول حیات دائماً در حال تغییر است، ولی روح انسان ثابت است. در قیامت، روح انسان همان روح دنیوی است، ولی جسمش در قالبی مانند قالب جسم دنیوی‌اش می‌باشد: «یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ.»

از آنجا که ایمان به معاد و قیامت باید بسیار جدی و قوی باشد، هرگونه شبهه‌زدایی از آن باید به‌گونه‌ای انجام شود که ذره‌ای خلل در ذهن باقی نماند. خداوند در پاسخ کسی که استخوان پوسیده‌ای را خرد کرد و به زمین ریخت، چندین جواب در سطوح گوناگون داد که آخرین آن این آیه است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ.» (سوره یس/ آیه ۸۲)

تحقق فرمان و اراده الهی، زمان و مهلت نمی‌خواهد، بلکه مثل یک نگاه است: «وَمَا أَمَرْنَا إِلَّا وَاحِدَةً کَلَمْحِ الْبَصَرِ.» (سوره قمر/ آیه ۵۰)

خداوند حتی به گفتن کلمه‌ «کُن» نیاز ندارد، زیرا این خود اراده و حکم اوست و در شأن او نیست که به بیان لفظی آن بپردازد. بنابراین، مراد از کلمه‌ «کُن» همان اراده و حکم اوست و بین اراده، حکم و اجرای آن هیچ فاصله‌ای وجود ندارد. به فرموده‌ امام علی(ع) در خطبه‌ ۱۸۶ نهج‌البلاغه: «لَا بِصَوْتٍ یُقْرَعُ وَلَا بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ»، یعنی فرمان «کُن» نه با صوتی است که در گوش‌ها بنشیند و نه با فریادی است که شنیده شود.

پیام‌های سه آیه پایانی سوره یاسین چه الگویی برای مواجهه عقلانی و اقناعی با تردیدهای اعتقادی و شبهات مربوط به معاد ارائه می‌دهد؟

علاوه بر این نکات، چند پیام از این آیات دریافت می‌شود:

گاهی باید برای اقناع سؤال‌کننده، سؤال را با سؤال او یا با چند جواب پاسخ داد: «مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ ... أَوَلَیْسَ الَّذِی ...»، زیرا سؤال برای بیدار کردن وجدان‌هاست.

در گفت‌وگو با منکران، از مسائل کوچک آغاز کنیم تا به مسائل بزرگ برسیم. ابتدا نطفه، سپس درخت سبز و بعد آفرینش آسمان‌ها مطرح می‌شود.

چون که صد آمد، نود هم پیش ماست: کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، می‌تواند انسان‌ها را نیز بیافریند: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ ... بِقَادِرٍ.» کار او خلق‌کردن است، چه در دنیا و چه در قیامت: «هُوَ الْخَلَّاقُ.» 

دلیل معاد، علاوه بر حکمت و عدالت الهی، داشتن قدرت و علم الهی است: «هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ.»

چگونه خدا را در برپایی قیامت ناتوان می‌دانید، در حالی که او شایسته و بایسته‌ تسبیح و از هر عجز و ناتوانی منزه است: «فَسُبْحَانَ الَّذِی ... .»

هم مالکیت هستی به دست اوست و هم بازگشت همه‌چیز به سوی اوست: «بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ.»

مرگ، نیستی و فنا نیست، بلکه حرکت و بازگشت به سوی خداست: «وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ.»

خداوند منزه است از اینکه موجود بی‌فایده و بی‌هدفی بیافریند: «فَسُبْحَانَ الَّذِی ... وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» و آفرینش همه‌ اشیا برای او یکسان است: «إِذَا أَرَادَ شَیْئًا.»

بحمدالله و المنّه، تفسیر سوره‌ مبارکه‌ یس که «قلب قرآن» نامیده شده است، براساس تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، با پاره‌ای توضیحات در این شماره به پایان رسید. ان‌شاءالله همان‌طور که قول دادیم، به تکمیل این تفسیر با استفاده از سایر تفاسیر و همچنین بیان نکات و لطائف دیگر از قرآن کریم خواهیم پرداخت. در صورت وجود فرصت، به نکاتی درباره‌ سوره‌ مبارکه‌ قدر و مقایسه آن با سوره‌ مبارکه‌ یس نیز خواهیم پرداخت، به استناد آنکه سوره‌ مبارکه‌ یس «قلب قرآن»، «لیلةالقدر» «قلب ماه مبارک رمضان»، ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و «لیلةالقدر» زمان نزول قرآن است.

کد مطلب 2193611

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =