مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۰
تنظیم دمای عاطفی خانه در بحران

وقتی فرزند یا همسرتان می‌گوید: «من خیلی می‌ترسم»، پاسخ «نترس بابا، خبری نیست» به او کمکی نمی‌کند. بگویید: «حق داری بترسی، شرایط نگران‌کننده‌ایه، اما یادت باشه ما کنار هم هستیم و با هم از این روزها عبور می‌کنیم.»

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، صدای گوینده خبر از تلویزیون قطع نمی‌شود. زیرنویس‌های قرمز و «فوری» شبکه خبر دائم رژه می‌روند و گروه‌های خانوادگی پر از پیام‌های ضد و نقیض است. استکان چای در دستتان سرد شده و نگاهتان به نقطه نامعلومی روی فرش خیره مانده است. قلبتان تندتر می‌تپد و سناریوهای مختلف در ذهنتان می‌چرخد. ناگهان صدای زنگ تلفن، سکوت سنگین خانه را می‌شکند؛ نام «مادر»، «پدر» یا «همسر» روی صفحه می‌افتد. با شنیدن صدای آشناترین آدم زندگی‌تان که می‌پرسد: «کجایی؟ خوبی؟»، همان لحظه، انگار کوهی از اضطراب جای خود را به یک گرمای آشنا می‌دهد.

بنابر روایت فارس، این، همان نقطه طلایی است؛ نقطه‌ای که در روزهای پرالتهاب و سایه سنگین تنش‌ها، خانواده از یک نهاد اجتماعی ساده، به مستحکم‌ترین «سنگر روانی» تبدیل می‌شود. در روزهایی که اخبار جنگ و ناآرامی روان جامعه را هدف قرار داده، چگونه می‌توانیم با تکیه بر فرهنگ غنی و عاطفی ایرانی، مراقب روان یکدیگر باشیم؟

ریشه‌های ما در خاک عاطفه؛ میراثی برای روزهای سخت

جامعه ایران در طول تاریخ مدرن خود، بحران‌های متعددی از جمله هشت سال جنگ تحمیلی و جنگ ۱۲ روزه را از سر گذرانده است. آنچه در تمام آن سال‌های سخت شیرازه جامعه را حفظ کرد، پیوندهای عمیق خانوادگی بود. در فرهنگ ایرانی، خانواده صرفاً به معنای هم‌خونی نیست؛ خانواده یعنی همان سفره‌های پهن شده‌ای که در بدترین شرایط هم بهانه‌ای برای دور هم جمع شدن بود، یعنی شب‌نشینی‌ها و درددل کردن‌هایی که بار غم را نصف می‌کرد. بر اساس پژوهش‌های منتشر شده در نشریه روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، حمایت اجتماعی و خانوادگی (Social Support) یکی از قوی‌ترین سپرهای دفاعی در برابر اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اضطراب‌های فراگیر در جوامع درگیر تنش است.

فرهنگ جمع‌گرای ایرانی، پتانسیل عظیمی برای تولید این «پادتن روانی» دارد.

انتقال مسری اضطراب در برابر معجزه «تنظیم‌گری هیجانی»دکتر «جان گاتمن» (John Gottman)، روانشناس برجسته در حوزه روابط خانوادگی، معتقد است همان‌طور که اضطراب می‌تواند در یک خانه مسری باشد، آرامش نیز قابل سرایت است. وقتی اعضای خانواده در شرایط بحرانی قرار می‌گیرند، مفهومی به نام «تنظیم‌گری مشترک» (Co-regulation) شکل می‌گیرد. یعنی ضربان قلب، لحن صدا و زبان بدن یک عضو خانواده، می‌تواند سیستم عصبی عضو دیگر را آرام کند.

اما در عمل، در این روزهای پر از اخبار جنگ، چگونه این مفاهیم علمی را در خانه‌هایمان پیاده کنیم؟

راهنمای کاربردی همدلی خانوادگی در بحران

برای اینکه بتوانیم در این شرایط لنگرگاه آرامش یکدیگر باشیم، متخصصان علوم رفتاری راهکارهای زیر را پیشنهاد می‌دهند:

رژیم اخبار بگیرید؛ اما با هم

تلویزیون نباید ۲۴ ساعته روی شبکه‌های خبری روشن باشد. بمباران اطلاعاتی، آمیگدال (مرکز ترس در مغز) را دائماً فعال نگه می‌دارد. به جای چک کردن مداوم اخبار، با خانواده توافق کنید که فقط در ساعات مشخصی (مثلاً یک بار صبح و یک بار عصر) اخبار را از منابع معتبر چک کنید. بقیه زمان‌ها را به گفت‌وگوهای عادی اختصاص دهید.

اعتباربخشی به احساسات؛ نگویید "چیزی نیست!"

یکی از اشتباهات رایج ما ایرانی‌ها در زمان دلداری دادن، کوچک‌نمایی مشکل است. وقتی فرزند یا همسرتان می‌گوید: «من خیلی می‌ترسم»، پاسخ «نترس بابا، خبری نیست» به او کمکی نمی‌کند. تکنیک درست، «اعتباربخشی» (Validation) است.

بگویید: «حق داری بترسی، شرایط نگران‌کننده‌ایه، اما یادت باشه ما کنار هم هستیم و با هم از این روزها عبور می‌کنیم.»

حفظ روزمرگی‌ها؛ لنگرگاه‌های اطمینان‌بخش

در زمان بحران، مغز به دنبال پیش‌بینی‌پذیری است. کارهای روتین خانوادگی را به هیچ وجه لغو نکنید. درست کردن شام با مشارکت هم، آب دادن به گلدان‌ها، بازی کردن با بچه‌ها، تماشای یک فیلم کمدی یا حتی دم کردن یک چای تازه‌دم با هل و دارچین، به مغز پیام می‌دهد که «هنوز زندگی جریان دارد و ما در امان هستیم.»

مراقبت ویژه از سالمندان و کودکان

کودکان، اخبار را از طریق چهره شما تفسیر می‌کنند. اگر شما وحشت‌زده باشید، آن‌ها بدون آنکه اخبار را بفهمند، دچار وحشت می‌شوند. برای سالمندان نیز که ممکن است تروماهای گذشته (مانند دوران جنگ هشت ساله) در آن‌ها بیدار شود، نیازمند تماس‌های تلفنی بیشتر و اطمینان خاطر دادن هستند. به آن‌ها سر بزنید و اجازه دهید از خاطراتشان و نحوه عبورشان از بحران‌های گذشته صحبت کنند؛ این کار به آن‌ها احساس ارزشمندی و به شما احساس قدرت می‌دهد.

لمس فیزیکی و قدرت آغوش

از نظر فیزیولوژیک، در آغوش گرفتن عزیزان (به مدت حداقل ۲۰ ثانیه) باعث ترشح هورمون «اکسی‌توسین» (هورمون عشق و آرامش) و کاهش سطح «کورتیزول» (هورمون استرس) می‌شود. در روزهای سخت، محبت فیزیکی، گرفتن دست یکدیگر و در آغوش کشیدن، نیازی ضروری است، نه یک رفتار تجملاتی.

کلام آخر: ما به هم مبتلاییم

هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم معادلات پیچیده جهانی، تصمیمات کلان و تیترهای خبری فردا را کنترل کنیم.

جهان بیرون ممکن است طوفانی و غیرقابل پیش‌بینی باشد، اما ما هنوز کنترل یک چیز را در دست داریم: «دمای عاطفی خانه‌مان».

فرهنگ ایرانی به ما آموخته است که در زمستان‌های سخت، دور یک کرسی جمع شویم تا گرمای وجود یکدیگر، سرمای بیرون را خنثی کند. امروز، کرسی ما همان تماس‌های صوتی کوتاه، نگاه‌های پرمهر، کلمات اطمینان‌بخش و شانه‌هایی است که برای تکیه دادن به یکدیگر تعارف می‌کنیم. در این روزهای ملتهب، قهرمانان واقعی کسانی هستند که در میان هیاهوی جهان، صدای قلبشان بلندتر از صدای اخبار است و با دست‌هایشان، سقف امنی از جنس همدلی برای خانواده خود می‌سازند.

کد مطلب 2194178

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =