خبرآنلاین – رسول سلیمی: دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا که پیامدهای اقتصادی تجاوز به ایران را به خصوص در مورد تنگه هرمز دست کم گرفته بود، در پانزدهمین روز از این حمله با وجود همه ادعاها و تناقضگوییهایش، برای باز کردن این آبراه مهم دست به دامن چین و سایر کشورهای جهان شد.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار اظهارات ضد و نقیضش ادعا کرد: بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهایی که تحت تاثیر تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز قرار گرفتهاند، به همراه ایالات متحده آمریکا، کشتیهای جنگی خود را برای باز و امن نگه داشتن تنگه اعزام خواهند کرد. ورود چین به تنگه هرمز با سیاست های ایران نیز هم سو است چرا که یک مقام ارشد ایرانی به سیانان گفته که ایران در حال بررسی اجازه عبور به تعداد محدودی نفتکش از تنگه هرمز است، مشروط بر اینکه محموله نفتی با یوان چین معامله شود.
بررسی ها نشان می دهد وقتی حدود یکپنجم نفت جهان و بخش مهمی از تجارت LNG از این گلوگاه عبور میکند، ناامن شدن هرمز یعنی جهش قیمت، رشد هزینه بیمه، اختلال در زنجیره تأمین و فشار تورمی بر اقتصادهای غربی، ابعاد میدانی این فشار هم روشن است. گزارشها نشان میدهد از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، صادرات نفت ایران نهتنها قطع نشده، بلکه بهطور متوسط به حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز رسیده و بخش عمده آن راهی چین شده است. این یعنی تهران همزمان که عبور انرژی رقبای منطقهای و فشار بر بازار جهانی را مدیریت میکند، جریان درآمدی خودش را حفظ کرده است. دقیقاً از همینجا هرمز از یک تنگه جغرافیایی به ابزار تأمین مالی جنگ تبدیل میشود.
همچنین گزارشهای معتبر میگویند جهش قیمت نفت و گاز ناشی از بحران هرمز مستقیماً به نفع روسیه تمام میشود، چون هم درآمد صادراتی مسکو بالا میرود و هم وزن ژئوپلیتیکیاش در بازار انرژی بیشتر میشود. شواهد علنیِ محکمی برای یک «شراکت رسمیِ اعلامشده» میان ایران و روسیه در تأمین نفت و گاز اروپا ندیدهایم؛ اما بهعنوان یک جمعبندی تحلیلی میشود گفت دستکم «همپوشانی منافع» و احتمال نوعی تقسیم کارِ پشتپرده میان تهران و مسکو کاملاً قابل طرح است: ایران با بیثبات کردن هرمز، بازار را دچار کمبود و التهاب میکند و روسیه از همین التهاب، در قیمت و نفوذ بازار انرژی سود میبرد.
این در حالی است که گزارشها حاکی است که احتمال افزایش قیمت بنزین در چین باعث ایجاد صفهای طولانی در جایگاه های سوخت این کشور شده و انگیزه ها برای کمک رسانی چین به ایران را فراهم آورده است. تسنیم نوشت: این در حالی است که دولت این کشور به بزرگ ترین پالایشگاه های خود دستور داد که صادرات بنزین و گازوئیل را متوقف کنند.
اما برای حل مسئله هرمز، ایران نیز شروطی برای عبور کشتی ها از تنگه هرمز قرار داده است. وزیر امور خارجه کشورمان بیان کرد: ایران از همسایگان برادر خود میخواهد که متجاوزان خارجی را اخراج کنند، به ویژه اینکه تنها نگرانی آنها اسرائیل است. سیدعباس عراقچی در ایکس نوشت: چتر امنیتیِ به ظاهر مستحکم آمریکا ثابت کرده است که پر از حفره است و به جای بازدارندگی، مشکلساز شده. آمریکا اکنون از دیگران، حتی چین، خواهش میکند که به آن در تأمین امنیت هرمز کمک کنند. وزیر امور خارجه بیان کرد: ایران از همسایگان برادر خود میخواهد که متجاوزان خارجی را اخراج کنند، به ویژه اینکه تنها نگرانی آنها اسرائیل است.
اما این سوال همواره مطرح است که چرا چین همچنان بهرغم اینکه بیشترین خطر متوجه آینده تامین امنیت انرژی چین هست همچنان در برابر اقدامات امریکا و اسراییل علیه ایران سکوت اختیار کرده است؟
در همین راستا روزنامه شرق نوشت: برخی از کارشناسان اقتصاد انرژی میگویند که چین از سالها پیش به دلیل اطلاعاتی که به دست آورد، منتظر این جنگ در منطقه خلیجفارس بود. به همین دلیل در ایران سرمایهگذاری کلانی به عمل نیاورد و برای آن آمادگی لازم را داشت. چین با سرمایهگذاری در واردات نفت خام و گاز طبیعی روسیه از طریق خطوط لوله و نیز در قزاقستان و ترکمنستان از طریق خطوط لوله و افزایش ذخایر راهبردی نفت خام با نفت خام تحت تحریم و ارزان ایران تا حد قابل توجهی نیازهای وارداتی انرژی خودش را تامین کرد و میکند. صنعت انرژیهای جایگزین نظیر خورشیدی و بادی و هستهای هم در چین پیشرفت زیادی کرده است.
از سوی دیگر کارشناسان به خبرآنلاین گفتند «روابط چین و روسیه با کشورهای منطقه بهمراتب گستردهتر از روابط آنان با ایران است. برای مثال، حجم مبادلات اقتصادی چین با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال است، در حالی که مبادلات اقتصادی چین با ایران کمتر از ۱۴ میلیارد دلار است. علاوه بر این، باید روابط چین با آمریکا و اسرائیل را نیز در نظر گرفت. چین روابط گستردهای با اسرائیل دارد و حجم مبادلات اقتصادی چین با آمریکا نیز حدود هزار میلیارد دلار است. طبیعی است که در چنین وضعیتی نمیتوان انتظار داشت که چین موضعی اتخاذ کند که بهطور جدی در تقابل با این روابط قرار گیرد.»
چین نیز برای حل مسئله هرمز گام های دیپلماتیکی را برای همکاری با اعراب آغاز کرده است. وزیر امور خارجه چین در گفتوگوی تلفنی با همتای مصری خود به پیامدهای جنگ علیه ایران اشاره و تصریح کرد که کشورهای موثر باید از طرفهای درگیر بخواهند که ترمز جنگ را بکشند. وانگیی در پایان خاطرنشان کرد که چین مایل است ارتباط و هماهنگی با کشورهای منطقه، از جمله مصر، را حفظ کند و همچنان نقش سازندهای در تلاش برای صلح ایفا کند.
مسئله کمبود عرضه نفت در بازارهای نفتی به حدی جدی است که آمریکا با صدور مجوزی ۳۰ روزه به کشورها اجازه داد نفت و فرآوردههای نفتی روسیه را که هم اکنون روی دریا سرگردان است، خریداری کنند. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا بامداد جمعه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: ایالات متحده با صدور یک مجوز ۳۰ روزه به تمام کشورها اجازه داد که نفت خام و فرآوردههای نفتی روسیه را که در حال حاضر در دریا معطل ماندهاند، خریداری کنند.
در مجموع می توان در شرایط فعلی این احتمال وجود دارد که چین با همکاری مصر، طرحی مشترک برای حضور در خلیج فارس و تامین امنیت کشورهایی را فراهم آورند که به دنبال فروش نفت به این کشور هستند تا از این رهگذر سیاست ایران نیز برای فروش نفت به ارز چینی، رقم بخورد. در صورت اجرای چنین سیاستی، با گشایش تنگه هرمز و عدم توقف جنگ، فروش نفت کشتی های متوقف شده به دو کشور چین و روسیه تضمین خواهد شد اما در صورت عدم ورود روسیه و چین به زمین سیاستی هرمز، این احتمال وجود دارد که ارزیابی چین و روسیه آن است که امریکا به دنبال ایجاد اختلاف در جبهه ایران علیه امریکا است و چینی ها تمایل ندارد وارد چنین بازی شوند. اما آیا این مطلوب امریکا است؟
در پاسخ باید گفت امریکا از این راهکار به عنوان یک تاکتیک برای یافتن راه حل نهایی درباره هرمز استفاده می کند تا در بازه زمانی محدود بتواند راهکاری را آماده اجرا کند که جریان عرضه و تقاضا را به بازارهای انرژی با تمرکز بر منافع غرب و اعراب، تامین نمایند. چرا که در صورت تضعیف موضع امریکا در جنگ متاثر از بسته ماندن تنگه هرمز یا بازگشایی آن بواسطه حضور چین و روسیه در این آبراه، منافع استراتژیک امریکا با اعراب آسیب جدی خواهد دید و صحنه دیپلماسی در فردای جنگ، تغییر خواهد کرد.
۲۱۳




نظر شما