دو شهیدی که پیشتر از شهادتشان، به تیغ تهمت و تکفیرِ جماعتِ تندرویِ انقلابینما نواخته شدند. از این دوتن شاید علی لاریجانی سهمش از دشنه و دشنام بیشتر بود. سرلشگر باقری تا این اواخر توانسته بود از تیرهای زهرآگین نابرادران در امان بماند اما لاریجانی به دلیل حضور پُررنگترش در سمتهای سیاسی و اجرایی، سالها بود که زخم میخورد و دم برنمیآورد. از اتهامِ «ساکتِ فتنه» تا سیبل شدن در مقابل بارانِ مُهرِ برادرانِ غیور در نمازجمعه، همه را به جان خرید اما در دفاع از خود چیزی نگفت تا مبادا در گسترشِ دوقطبیهای تهیمغزان سهمی داشته باشد.
همین چندشب پیش در گروهی مجازی، یکی از خودارزشیپنداران صراحتا نوشت علی لاریجانی در امن و امان است چرا که اگر به او تعرضی صورت گیرد قطعا انگلستان خاموش نخواهد نشست. شاید تندترین واکنشی که در این سالها از خود نشان داد همان سخنانِ معروفش در یکشنبه سیاهِ مجلس بود. آنجایی که حس کرد حیثیت مجلس به بازی گرفته شده و رویه «بِگَم بِگَم» دارد مملکتی را به باد میدهد.
علی لاریجانی تا رسیدن به جایگاه ممتازی که درآن قرار داشت راه درازی را پیمود. راهی سخت و دشوار. راهی که درآن خبط و خطا هم اندک نبود اما چیزی که او را از دیگران متمایز میکرد جرأت پذیرفتن اشتباه بود. او شجاعانه بابت ساختن برنامههایی همچون «هویت» و «چراغ» در زمان ریاستش بر سازمان صدا و سیما از مردم عذرخواهی کرد.
او از معدود سیاستمدارانی بود که درباره «حکمرانی» فکر میکرد و بخشی از تأملاتش را منتشر کرد. تأملاتی که نشان میداد «وضع موجود» را مطلوب نمیداند و به فکر بهبود اوضاع کنونی است. او حتی توانست حسابش را از برادران نامدار و متنفذش جدا و هویتی مستقل و فراجناحی برای خودش دست و پا کند. کسی که میتوانست هم مورد اعتماد نظام باشد و هم مردم روی او حساب کنند. هم بلد بود در زمان جنگ خوب رجز بخواند و دشمن را تحقیر کند و هم میتوانست به وقتش از موضعی مقتدرانه برای صلح و آشتی پا پیش بگذارد.
فلسفه خوانده بود. با ادبیات بیگانه نبود و مهمتر از همه اینکه زبان دیپلماسی و سیاست را خوب میدانست. این روزها خیلیها از ایران و میهندوستی سخن میگویند. دروغ هم نمیگویند اما ایران امروز بیش از هروقت دیگری به مردمانی نیاز دارد که آمیزهای از خرد و شجاعت باشند. مردمانی که حق عقل و عشق را توأمان ادا کنند. سیاستمدارانی که به تعبیر سید محمد خاتمی علاوه بر دفاع جانانه از کیان ملت و کشور اگر راهی برای صلح شرافتمندانه باشد در به ثمر رساندن آن توانا و مشتاق هستند.
نمیخواهم شعار بدهم و حالا که آن مردِ ممتاز به شهادت رسیدهاست در حق او غلو و اغراق کنم. بیشک از یک تن آنهم در ساختار پیچیده قدرت و سیاست در کشور ما کار محیرالعقول برنمیآید اما شاید اگر زندهیاد علی لاریجانی به دلایلی که برما پوشیده است در این سالها گرفتار ردصلاحیت و مسخرهبازیهایی از این دست نمیشد و زودتر از اینها در مقام و موقعیتی که مستحق او بود قرار میگرفت تقدیرمان به گونه دیگری رقم میخورد. شاید. خداوند از سر تقصیرات همه کسانی که اهل تدبیر و خرد را دست بسته و منزوی میخواهند نگذرد. بلند بگو: آمین!




نظر شما