مذاكرات اسلام آباد

زمان ایستادگی ملت،خدا از منابعی که در حساب نمی آید،آنان را یاری می کند

هنگامی که یک ملت در مسیر حق ایستادگی می‌کند، خداوند از منابعی که در محاسبات سیاسی و نظامی نمی‌گنجد، آن‌ها را یاری می‌دهد؛ همان‌گونه که در تاریخ معاصر، بارها شاهد گشایش‌های غیرمنتظره بودیم.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

بنابر روایت مهر، در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

ارتباط میان آیات قرآن کریم و سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، ارتباطی از نوع «ثقلین» است؛ یکی کتاب صامت و دیگری کتاب ناطق. آیات دوم و سوم سوره مبارکه طلاق («وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ...») از درخشان‌ترین وعده‌های الهی برای عبور از بن‌بست‌های فردی و اجتماعی است. این آیات که در بستر احکام خانواده و چالش‌های جدایی نازل شده‌اند، در حقیقت یک مانیفست جامع برای مدیریت بحران‌های اجتماعی با محوریت دو رکن «تقوا» و «توکل» ارائه می‌دهند. نهج‌البلاغه به عنوان شرح عملی قرآن، ابعاد عمیق فرهنگی و اجتماعی این آیات را در قالب خطبه‌ها و حکمت‌ها تبیین کرده و نشان می‌دهد که چگونه تقوا می‌تواند یک جامعه را از تنگناهای اقتصادی و اخلاقی خارج کند.

در آیه دوم سوره طلاق، خداوند تقوا را شرط اساسی برای خروج از بن‌بست («مَخرَجاً») معرفی می‌کند. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، تقوا را نه یک انزوای فردی، بلکه یک «دژ مستحکم» (دارُ حِصنٍ عَزیز) توصیف می‌کنند که جامعه را در برابر تلاطم‌های اخلاقی و سیاسی بیمه می‌کند. از منظر اجتماعی، وقتی افراد یک جامعه تقوا را سرلوحه قرار می‌دهند، روابط انسانی از خودخواهی به سمت حق‌مداری سوق پیدا می‌کند. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۹۸ به زیبایی این پیوند را شرح می‌دهند: «آن که دست به دامن تقوا بزند، سختی‌ها پس از نزدیک شدن از او دور می‌گردند، امور تلخ برای او شیرین شده و امواج فتنه‌ها از اطراف او پراکنده می‌شوند.» این دقیقاً همان «مخرج» یا راه نجاتی است که قرآن وعده داده است؛ راهی که در آن بن‌بست‌های مدیریتی و تضادهای فرهنگی با بازگشت به اصول الهی گشوده می‌شوند.

رزق «لایحتسب»؛ فراتر از محاسبات مادی و چرتکه‌اندازی‌های دنیوی

آیه سوم سوره طلاق از رزقی سخن می‌گوید که «از جایی که گمان نمی‌رود» به انسان می‌رسد. در فرهنگ مادی‌گرا، رزق تنها حاصل محاسبات عددی و ابزارهای فیزیکی است، اما نهج‌البلاغه نگاهی وسیع‌تر به این مقوله دارد. امام علی (ع) در حکمت ۳۹۳ تأکید می‌کنند که «از دنیا همان را برگیر که در دسترس توست و از آنچه به تو پشت کرده، روی بگردان.» ایشان با نفی حرص، راه را برای دریافت برکات الهی باز می‌کنند. رزق لایحتسب در نگاه اجتماعی نهج‌البلاغه، تنها پول و مادیات نیست؛ بلکه شامل امنیت، اعتبار اجتماعی و نفوذ کلامی است که خداوند به فرد باتقوا عطا می‌کند. هنگامی که یک ملت در مسیر حق ایستادگی می‌کند، خداوند از منابعی که در محاسبات سیاسی و نظامی نمی‌گنجد، آن‌ها را یاری می‌دهد؛ همان‌گونه که در تاریخ معاصر، بارها شاهد گشایش‌های غیرمنتظره در برابر تهدیدات جهانی بوده‌ایم.

عبارت «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» در سوره طلاق، اوج اعتماد به قدرت لایزال الهی است. در نهج‌البلاغه، توکل به معنای تنبلی و رها کردن اسباب نیست، بلکه به معنای «اعتماد به مسبب‌الاسباب» در کنار تلاش است. امیرالمؤمنین در حکمت ۳۱۶ می‌فرمایند: «هر کس به خدا توکل کند، سختی‌ها برایش هموار و اسباب برایش فراهم می‌شود.» از بعد فرهنگی، جامعه‌ای که توکل را به عنوان یک ارزش پذیرفته است، در برابر تکانه‌های اقتصادی و بحران‌های سیاسی دچار فروپاشی روانی نمی‌شود. چنین جامعه‌ای می‌داند که «انَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ»؛ یعنی اراده خدا بر تمامی تدبیرهای بشری حاکم است. این نگاه، فرهنگِ اضطراب و ناامیدی را به فرهنگِ امید و مقاومت تبدیل می‌کند.

سوره طلاق در اصل درباره تنظیم روابط زن و مرد در سخت‌ترین لحظات زندگی (جدایی) است. آیه تأکید می‌کند که حتی در طلاق هم باید تقوا داشت. نهج‌البلاغه این مفهوم را به کل جامعه تسری می‌دهد. اگر در معاهدات اجتماعی، قراردادهای تجاری و رقابت‌های سیاسی، «تقوا» حاکم باشد، حقوق ضعیفان پایمال نمی‌شود. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر، تقوا را زیربنای عدالت اجتماعی معرفی می‌کنند. ایشان معتقدند تقوا نیش گناهان و خطایای اجتماعی را می‌چیند (تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَایَا). در واقع، تقوا یک «واکسن اجتماعی» است که مانع از سرایت فساد از فرد به بدنه جامعه می‌شود و از این طریق، راه خروج از بحران‌های اخلاقی فراهم می‌گردد.

تقدیر الهی و تدبیر انسانی؛ تعادل در نگاه علوی

پایان آیه سوم می‌فرماید: «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»؛ خدا برای هر چیز اندازه‌ای قرار داده است. این یعنی نظام عالم حساب‌وکتاب دارد. نهج‌البلاغه در حکمت‌های متعددی به این تقابل «تقدیر و تدبیر» اشاره دارد. امام علی (ع) می‌فرمایند گاهی تقدیر چنان غالب می‌شود که تدبیر انسان را بی‌اثر می‌کند (حکمت ۴۵۲). این آموزه به لحاظ فرهنگی، تکبرِ ناشی از موفقیت و یأسِ ناشی از شکست را در جامعه درمان می‌کند. فرد باتقوا می‌داند که او موظف به انجام تکلیف است و نتیجه (قدر) در دست خداست. این بینش، اخلاقِ مسئولیت‌پذیری را در جامعه نهادینه می‌کند، بدون آنکه فرد در صورت عدم دستیابی به نتیجه مادی، دچار پوچی شود.

تجمیع آیات ۲ و ۳ سوره طلاق با معارف نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که تقوا و توکل، صرفاً توصیه‌هایی اخلاقی برای خلوتِ فرد نیستند، بلکه ستون‌های محکم یک تمدن پایدارند. نگاه اجتماعی و فرهنگی امیرالمؤمنین به ما می‌آموزد که بن‌بست‌های جامعه نه در کمبود منابع، بلکه در کمبود «تقوا» و «ایمان به رزق لایحتسب» نهفته است. اگر جامعه‌ای به این بلوغ برسد که خدا برای فرد باتقوا «کافی» است (فهو حسبه)، از وابستگی‌های ذلت‌بار فرهنگی و اقتصادی رها خواهد شد. در حقیقت، نهج‌البلاغه نقشه راهی است که وعده‌های نظری قرآن در سوره طلاق را به الگوهای عملی برای زندگی عزت‌مندانه تبدیل می‌کند.

کد مطلب 2196293

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =