مذاكرات اسلام آباد

تجارت جنگ و انرژی؛ قمار ۷۵۰ میلیارد دلاری ترامپ با اهرم بحران خاورمیانه و بازارسازی در وال‌استریت

گزارش‌ها نشان می‌دهد دونالد ترامپ با استفاده از تهدید حمله به تاسیسات ایران و ایجاد نوسانات مصنوعی در بازار انرژی، اروپا را برای امضای قرارداد گازی ۷۵۰ میلیارد دلاری تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار داده است.

تنها پنج دقیقه پیش از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه حیاتی خود را در خصوص ایران منتشر کند، اتفاقی حیرت‌انگیز و بی‌سابقه در بازارهای مالی رخ داد. شخصی یا جریانی با دسترسی به اطلاعات رانتی، به معنای واقعی کلمه یک بمب مالی در بازار منفجر کرد. در یک چشم‌برهم‌زدن، سفارش خرید عظیمی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار در شاخص «اس‌اندپی ۵۰۰» (S&P 500) ثبت شد و هم‌زمان ۱۹۲ میلیون دلار در بازار نفت به فروش رسید. این تراکنش‌ها بدون کوچکترین تردیدی و با اجرایی بی‌نقص انجام شد؛ سفارش‌هایی که حجم آن‌ها ۴ تا ۶ برابر بزرگتر از هر تحرک دیگری در تابلوی معاملات بود. لحظاتی بعد، تیتر اخبار منتشر شد و قیمت‌ها دقیقاً در همان مسیری حرکت کردند که انتظار می‌رفت. این اتفاق نه مهارت است و نه شانس؛ این صرفاً حاصل دسترسی پیشاپیش به «اطلاعات» در یک بازار کاملاً دستکاری‌شده است.

با این حال، این نوسان‌گیری در وال‌استریت، تنها لایه روییِ یک بازی شطرنج ژئوپلیتیک بسیار پیچیده‌تر است. ترامپ به تازگی ۴۵۰ میلیون شهروند اروپایی را در برابر یک اولتیماتوم بی‌رحمانه قرار داده است: «یا تا روز پنجشنبه قرارداد مرا امضا کنید، یا جریان گاز شما قطع خواهد شد.» اگر تصور می‌شود این اقدام یک تصمیم لحظه‌ای و هیجانی است، نشان‌دهنده عدم درک درست از دقیق‌ترین و محاسبه‌شده‌ترین بازی انرژی در تاریخ آمریکاست.

برای درک این فشار، باید به نقشه جهانی انرژی نگاه کرد. در حال حاضر، گاز طبیعی مایع (LNG) قطر به دلیل فورس‌ماژور از مدار خارج شده است؛ چرا که تاسیسات «راس لفان» پس از حمله پهپادهای ایرانی در روز سوم درگیری‌ها تعطیل شد و در نتیجه آن، ۱۷ درصد از ظرفیت جهانی LNG برای ۳ تا ۵ سال آینده نابود شده است. از سوی دیگر، خطوط لوله گاز روسیه به اروپا پس از جنگ اوکراین قطع شده و ظرفیت تولید نروژ نیز به بالاترین حد خود رسیده و امکان افزایش ندارد. از زمان بسته شدن تنگه هرمز، قیمت LNG در اروپا بین ۳۵ تا ۵۰ درصد جهش داشته است. در این میان، تنها یک تامین‌کننده بزرگ در مقیاس جهانی باقی مانده است: ایالات متحده آمریکا. به همین دلیل، سفیر ترامپ در اتحادیه اروپا به پارلمان این اتحادیه پیام داده است که باید قرارداد تجاری ۷۵۰ میلیارد دلاری را بدون هیچ‌گونه اصلاحیه‌ای تا روز پنجشنبه ۲۶ مارس تصویب کنند، در غیر این صورت «دسترسی مطلوب» به گاز آمریکا را از دست خواهند داد.

رمزگشایی از این استراتژی در زمان‌بندی اتفاقات نهفته است. شنبه‌شب، ترامپ در یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته، تهدید کرد که نیروگاه‌های برق ایران را نابود خواهد کرد. این تهدید در واقع ربطی به ایران نداشت، بلکه هدف اصلی آن دستکاری قیمت نفت بود. او به قیمت‌های بالایی نیاز داشت تا اروپا را برای تصویب قرارداد گازی به وحشت بیندازد، اما نه آن‌قدر بالا که مصرف‌کنندگان آمریکایی را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای عصبانی کند. این اولتیماتوم باعث شد روز یکشنبه نفت برنت از ۱۱۳ دلار و نفت خام تگزاس (WTI) از ۱۰۰ دلار عبور کند. اما صبح دوشنبه، ترامپ با انتشار پیامی درباره «گفتگوهای سازنده»، حملات به نیروگاه‌ها را برای پنج روز متوقف کرد. نتیجه؟ قیمت نفت در عرض چند ساعت بیش از ۱۰ درصد سقوط کرد، WTI به ۸۹ دلار رسید و شاخص S&P حدود ۲ تریلیون دلار رشد کرد.

او نفت را گران کرد تا «وحشت» بیافریند و سپس آن را ارزان کرد تا «تسکین» ایجاد کند. ترس، اروپا را مجبور به امضای قرارداد می‌کند و تسکین، باعث می‌شود رای‌دهندگان آمریکایی از تبعات جنگ چشم‌پوشی کنند. هر دو حرکت در خدمت یک هدف بود، در کمتر از ۳۶ ساعت رخ داد و ابزار اجرای آن نه موشک، بلکه پست‌های شبکه‌های اجتماعی بود.

این قرارداد ۷۵۰ میلیارد دلاری که شامل گاز، نفت و انرژی هسته‌ای غیرنظامی است، آسیب‌پذیری انرژی اروپا را تا سال ۲۰۲۸ به پول نقد برای آمریکا تبدیل می‌کند. اتحادیه اروپا ماه‌ها این تصویب را به تعویق انداخته بود، اما سه جنگ تمام جایگزین‌ها را حذف کرد: تقابل با ایران ظرفیت قطر را حذف کرد، جنگ اوکراین روسیه را کنار زد و محدودیت‌های زمین‌شناسی، نروژ را. آنچه باقی مانده، گاز آمریکاست. ترامپ در اینجا گاز نمی‌فروشد؛ او در حال فروختن «فقدان گزینه‌های جایگزین» است.

نکته طلایی اینجاست: توقف ۵ روزه حملات در روز شنبه ۲۸ مارس به پایان می‌رسد، اما رای‌گیری پارلمان اروپا روز پنجشنبه ۲۶ مارس انجام می‌شود. این یعنی اروپا باید وابستگی انرژی خود به آمریکا را درست دو روز پیش از احتمال تشدید دوباره جنگ تصویب کند. اگر توقف حملات در روز شنبه بشکند و ایران به تهدید قالیباف مبنی بر «نابودی غیرقابل بازگشت» زیرساخت‌های انرژی منطقه عمل کند، قیمت گاز در اروپا به شدت بالا می‌رود؛ اما این اتفاق «پس» از امضای قرارداد رخ خواهد داد. به این ترتیب، ترامپ قرارداد را با قیمت‌های بحرانی قفل می‌کند و ۴۸ ساعت بعد ممکن است ماشه بحران بعدی را بکشد.

این خالص‌ترین شکل «دکترین ترامپ» است. او تجارت، امنیت، انرژی و بازار را از هم جدا نمی‌کند، بلکه همه را به عنوان یک سازوکار واحد به کار می‌گیرد. استفاده او از عبارت قدیمی «وزارت جنگ» (نام پیش از سال ۱۹۴۷) به جای «وزارت دفاع» در پیام توقف حملات، حاوی یک پیام صریح برای اروپا بود: مردی که امروز به شما گاز پیشنهاد می‌دهد، می‌تواند روز شنبه بمباران نیروگاه‌ها را از سر بگیرد.

دقیقاً در همین زمان، روسیه نیز قراردادی برای ساخت اولین نیروگاه هسته‌ای ویتنام امضا کرده است. دو ابرقدرت، در میانه یک جنگ واحد، در حال فروش امنیت انرژی به دو قاره مستاصل هستند. هر دو از بحران سود می‌برند، هر دو وابستگی‌های چند دهه‌ای ایجاد می‌کنند و هر دو پیشنهادهایشان را دقیقاً در لحظه‌ای ارائه داده‌اند که مشتری چاره‌ای جز پذیرش ندارد. روز پنجشنبه، روز تسویه‌حساب این قمار بزرگ است.

48

کد مطلب 2197387

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار