مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۵
شاخه زیتون ترامپ یا خرید زمان برای تجدید قوا و ضربه ای مهلک تر

دونالد ترامپ، فرماندهی که با سودای فروپاشی ماشه جنگ را کشید، ناگهان در شبکه‌های اجتماعی از «مذاکرات سازنده» سخن می‌گوید. اما در منطق بی‌رحم جنگ، پیشنهاد صلحِ متجاوز، شاخه زیتون نیست؛ بلکه یک زمان‌خریدن تاکتیکی برای تجدید قوا و ضربه‌ای مهلک‌تر است.

پالس‌های متناقضی که این روزها از واشنگتن مخابره می‌شود، تحلیلگران کلاسیک را دچار سرگیجه کرده است. رئیس‌جمهوری که عملیات نظامی ترکیبی را با هدف اعلامیِ «برچیدن ساختار قدرت در ایران» آغاز کرد، حالا در پلتفرم «تروث سوشال» با لحنی ملایم و دیپلماتیک از جریان داشتنِ گفتگوهای پنهان و امید به توافق می‌نویسد؛ ادعایی که تهران آن را رد کرده و یک تله نظامی می‌داند. اما در اتاق‌های فکر و دالان‌های تاریکِ تحلیل استراتژیک آنها، این تغییر لحن نه نشانه‌ای از بیداری وجدان است و نه عقب‌نشینی سیاسی؛ این دقیقاً صدای بارگیری مجدد اسلحه‌ای است که خشابش در میانه میدان خالی شده است.

این نشانه ها پرده از یک «عملیات فریبِ» چندلایه برمی‌دارد. در شرایطی که متجاوز خود آغازگر جنگ بوده، پیشنهادِ توقف درگیری بدون عقب‌نشینیِ میدانی، از منظر دکترین نظامی یک نامِ مشخص دارد: «توقف عملیاتی برای تجدید آرایش تهاجمی» .

سندرم خشاب‌های خالی و نیاز به تنفس لجستیک
لحن ملایم ترامپ در توییتر یا تروث سوشال، مستقیماً به داشبوردهای قرمز در پنتاگون و تل‌آویو متصل است. جنگ‌های ترکیبیِ مدرن، ماشین‌های سیری‌ناپذیرِ مصرف مهمات هستند. پس از هفته‌ها تبادل آتش پرفشار، سیستم‌های پدافندی چندلایه اسرائیل (پیکان، فلاخن داوود و گنبد آهنین) و ناوگان دریایی آمریکا مستقر در منطقه، با افت شدید ذخایرِ رهگیرهای گران‌قیمت مواجه شده‌اند.کما اینکه پنتاگون ارسال 20 هزار موشک رهگیر دیگر را برای اسرائیل تایید و ارسال کرده است.
آمریکا برای انتقال لانچرها و موشک‌های جدید از زرادخانه‌های استراتژیک خود در اروپا یا خاک اصلی ایالات متحده به خاورمیانه و اسرائیل، به یک بازه زمانی امن نیاز دارد. پهپادها و ماهواره‌های اطلاعاتی  که برای رصد پایگاه‌های موشکی زیرزمینی ایران فعالیت می‌کنند، نیازمند زمان برای بازتولید بانک اهداف  هستند. ترامپ نام این نیاز مبرم به زمان را، در توییتر و تروث سوشال «فرصت دیپلماسی» گذاشته است تا ناوگان لجستیک نظامی او در امنیتِ ناشی از یک توقفِ موقت، جابجا شود.

کالبدشکافی یک تله شناختی؛ گروگان‌گیری افکار عمومی
از زاویه دید دیگری نیز میتوان به این تله نگریست . دونالد ترامپ یک «کاسبِ روایت‌ها» است. او می‌داند که ایران، پس از تجربه دو بدعهدی و فریبِ بزرگ تاریخی، هرگز زیر آتش و در میانه جنگ تن به مذاکره نخواهد داد. پس چرا این پیشنهاد را به شکل علنی مطرح می‌کند؟
پاسخ در «مهندسی معکوسِ ادراک جهانی» نهفته است. ترامپ با انتشار پست‌های متوالی درباره تمایلش به صلح، در حال ساختن یک تله شناختی برای تهران است. او توپ را در زمین حریفی می‌اندازد که می‌داند آن را پس خواهد فرستاد. هدف این است که در افکار عمومی جهان و حتی داخل ایران، تصویر آمریکا را از یک «متجاوزِ جنگ‌طلب» به یک «قدرتِ صلح‌جو» تغییر دهد.

وقتی ایران این مذاکراتِ مسموم را رد کند (که از نظر منطقِ نظامی ناچار به رد آن است)، ماشین پروپاگاندای واشنگتن با قدرت روشن می‌شود تا ایران را مقصر ادامه جنگ و تشدید تلفات جلوه دهد. این تغییرِ جایگاهِ جلاد و قربانی، به ترامپ مشروعیت می‌بخشد تا موج بعدی حملات را با شدت ویرانگرتری توجیه کند.

بازی با زمان؛ تله‌ای در فرمول‌های اقتصاد جنگ
از منظر اقتصاد ژئوپلیتیک، ترامپ به شدت تحت فشارِ دماسنجِ بازارهای مالی است. آغاز درگیری‌ها، قیمت نفت را به محدوده خطرناکی پرتاب کرده و وال‌استریت را در آستانه یک شوک تورمی قرار داده است. روان‌شناس سیاسیِ اتاق فکرِ ما تاکید می‌کند که بزرگترین هراس ترامپ، سقوط شاخص‌های بورس است؛ چیزی که او آن را کارنامه موفقیت فردی خود می‌داند.
در اینجا، صحبت از گفتگوهای سازنده با ایران، یک سیگنالِ فیک اما قدرتمند برای آرام کردنِ موقت بازارهاست. او تلاش می‌کند با تزریق اخبار امیدوار کننده، التهاب بازار انرژی را مهار کند، قیمت نفت را پایین بکشد و درست زمانی که بازار به یک ثباتِ کاذب رسید، ضربه نظامی بعدی را وارد کند. این یک «آربیتراژِ خونین» در اقتصاد جنگ است.

نظریه بازی‌ها و معمای حرکت پنهان
تطبیق رفتار ترامپ با الگوهای تاریخی رهبران جنگ‌طلب نشان می‌دهد که هرگاه یک ارتش متجاوز در آستانه یک پیروزی قطعی نباشد اما ناگهان درخواست توقف دهد، در حال آماده‌سازی برای یک تغییرِ فاز استراتژیک است و برای کشور مورد تجاوز وضعیت فریب عقب نشینی ارزیابی میشود.

ایران به درستی این حرکت را یک دام می‌داند. اگر تهران فریب این آرامشِ توییتری را بخورد و سطح آماده‌باشِ پدافندی، سیلوهای موشکی یا پراکندگیِ ناوگان خود را کاهش دهد، در همان لحظه با یک عملیاتِ غیرمنتظره روبه‌رو خواهد شد.

این زمانِ تلف‌شده، احتمالاً برای تکمیل یک قطعه گمشده در پازل آمریکا در حال خریداری است. این قطعه گمشده می‌تواند تکمیلِ استقرار یک سلاح سایبریِ مخرب (برای فلج کردن زیرساخت‌های فرماندهی ایران)، خریدن متحدان منطقه‌ایِ مردد، یا حتی نفوذ اطلاعاتی برای یک ترور هدفمند و استراتژیک باشد.

سخن ناگفته در میدان نبرد
در فضای پرتنش جنگ، کلمات، باروتِ نامرئی‌اند. دونالد ترامپی که تا دیروز از محو کردن پایگاه‌های نظامی سخن می‌گفت، امروز نقاب دیپلمات به چهره زده است. اما مانیتورهای رصدِ تحرکات دریایی آمریکا و پل‌هوایی ارسال سلاح به خاورمیانه، برخلاف توییت‌های او، هیچ نشانه‌ای از توقف ندارند.
در اتمسفر بی‌رحم ژئوپلیتیک، وقتی دشمنی که شمشیر را از رو بسته، ناگهان دست نوازش دراز می‌کند، به دنبال صلح نیست؛ او تنها در حال اندازه‌گیری دقیق‌ترِ فاصله، برای فرود آوردنِ ضربه نهایی است. در اتاق‌های فرماندهی، توییت‌های صلح‌آمیز ترامپ با الفبای دیپلماسی ترجمه نمی‌شوند؛ آن‌ها صدای تیک‌تاکِ کرونومترهایی هستند که برای آغازِ یک موج ویرانگرِ جدید کوک شده‌اند. جنگِ واقعی، درست پشت همین کلماتِ زیبای تایپ‌شده پنهان است.

کد مطلب 2197834

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =