فاخره بهبهانی: عفت حیدری، روانشناس، مترجم کتب تابآوری و فرهنگیار تابآوری ایران در گفتوگو باخبرآنلاین میگوید: ترومای جنگ به مجموعهای از آسیبهای روانی، عاطفی و گاهی جسمیگفته میشود که در نتیجه تجربه مستقیم یا غیرمستقیم رویدادهای مرتبط با جنگ ایجاد میشود؛ رویدادهایی که برای فرد به شدت تهدید کننده، خشونت آمیز یا مرگبارهستند و توانایی عادی فرد برای کنار آمدن با استرس را مختل میکنند. ترومای جنگ تنها یک احساس ناراحتی یا استرس شدید نیست؛ بلکه یک تغییر بنیادین در نحوه عملکرد ذهن، بدن و سیستم عصبی انسان است که پس از تجربه بحرانهای جنگی رخ میدهد و اغلب اثرات آن سالها و حتی دههها پایدار میماند.
غیرنظامیها بیشتر در خطرند
تروما یا آسیب جنگ زمانی رخ میدهد که فرد با رویدادی مرتبط با جنگ مواجه میشود که ظرفیت روانی او برای پذیرش آن بسیار محدود و رویداد، فراتر از حد معمول، او را تحت فشار قرار میدهد. چنین رویدادهایی شامل مشاهده مرگ، زخمیشدن خود یا دیگران، مواجهه با بمباران، آواره شدن، از دست دادن عزیزان، شکست اجتماعی، فروپاشی ساختارهای حمایتی، گرسنگی، محاصره یا حضور طولانیمدت در محیطهای ناامن است.
تجربه جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد. غیرنظامیانی که هرگز اسلحه به دست نگرفتهاند نیز همانقدر در معرض آسیبهای جنگ قرار دارند. در حقیقت پژوهشهای جدیدنشان میدهد که میزان ترومای جنگ در کودکان، زنان و خانوادههایی که در مناطق جنگی زندگی میکنند گاه حتی شدیدتر از سربازانی است که به شکل سازمانیافته آموزش دیدهاند.

علائم کوتاه و بلند مدت ترومای جنگ
از منظر روانپزشکی، ترومای جنگ ترکیبی از واکنشهای کوتاهمدت و بلندمدت است. واکنشهای کوتاهمدت شامل شوک، بیحسی هیجانی، ترس شدید، آشفتگی ذهنی و سردرگمی است؛ اما اگر این نشانهها درمان نشوند یا اگر شدت تجربه بسیار بالا باشد، این واکنشهای موقت به اختلالات پایدار تبدیل میشوند. متداولترین پیامد ترومای جنگ، اختلال اسبترس پس از سانحه (PTSD) است. همچنین افراد ممکن است دچار افسردگی مزمن، اضطراب، وسواس، اختلالات خواب، کابوسهای مکرر، مشکلات تمرکز، انزوا، احساس بیمعنایی، خشم انفجاری، رفتارهای پرخطر، مصرف مواد یا اختلالات روانتن یشوند. در بسیاری از افراد سیستم عصبی در حالت «هشدار دائمی» باقی میماند، حالتی که در علوم اعصاب از آن با عنوان Hyperarousal یاد میشود.
پدیده ترومای بین نسلی
ترومای جنگ نهتنها بر فرد، بلکه بر جامعه تأثیر میگذارد. جامعهای که با جنگ مواجه میشود، بهتدریج ساختارهای حمایتی خود را از دست میدهد. شبکههای خانوادگی فرو میپاشند، اعتماد اجتماعی کاهش مییابد، خشونت عادی میشود و نهادهای اجتماعی مثل مدرسه و بیمارستان و مراکز فرهنگی عملکرد عادی خود را از دست میدهند. در چنین شرایطی، افراد نمیتوانند برای پردازش تجارب دردناک خود از منابع حمایتی لازم استفاده کنند. نتیجه این است که اثرات ترومای جنگ به نسلهای بعدی منتقل میشود. پژوهشها نشان دادهاند که کودکان والدینی که دچار ترومای جنگ شدهاند، حتی اگر خودشان جنگ را تجربه نکرده باشند، در معرض آسیبهای روانی نظیر اضطراب، مشکلات عاطفی یا اختلالات دلبستگی قرار میگیرند. این پدیده به نام «ترومای بیننسلی» شناخته میشود و یکی ازمهمترین حوزههای پژوهشی در مطالعات تروما است.

درمان ترومای جنگ
برخلاف بسیاری از انواع تروما یا آسیبها که در یک لحظه یا یک واقعه خاص رخ میدهند، ترومای جنگ غالباً «چندلایه» و «تکرار شونده» است. فرد ممکن است برای مدت طولانی در معرض خشونت، ترس یا بیثباتی باشد. این تکرار، شدت آسیب را افزایش میدهد و مسیر بهبودی را پیچیدهتر میکند.
علاوه بر این، جنگ تصویری عمیق در حافظه جمعی ایجادمیکند. حتی پس از پایان جنگ، داستانها، تصاویر، خاطرات و روایتها همچنان در ذهن مردم زنده میمانند و گاهی بازنمایی رسانهای یا فرهنگی میتواند نشانههای تروما را دوباره فعال کند. افراد ممکن است سالها پس از پایان جنگ همچنان نشانههایی داشته باشند. بسیاری از آنان حتی نمیدانند مشکلات کنونیشان ناشی از تجربه جنگ است.

درمانگران نیاز دارند که علاوه بر مهارتهای رواندرمانی، شناخت دقیق از شرایط جنگ، فرهنگ جامعه درگیر و تاریخچه فرد را داشته باشند. درمانهای مبتنی بر مواجهه کنترل شده، درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما و درمانهای مبتنی بر بدن از جمله روشهای رایج و مؤثر هستند.
به طور خلاصه ترومای جنگ مجموعهای از واکنشهای روانی و اجتماعی ناشی از تجربه خشونت جنگ است که نهتنها فرد، بلکه جامعه، خانواده و نسلهای بعدی را تحت تأثیر قرارمیدهد. این آسیب یک تجربه پیچیده، چندلایه و گاه مزمن است که نیازمند توجه علمی، درمانی و اجتماعی گسترده است تا بتوان اثرات آن را کاهش داد و مسیر بازسازی روانی واجتماعی را هموار کرد.
۴۷۲۳۲




نظر شما