خبرآنلاین - رسول سلیمی - حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، اروپا را در موقعیت دشواری قرار داد. اروپا که از سال ۲۰۲۲ در اوکراین درگیر جنگ با روسیه است، از مداخله مستقیم در خاورمیانه برای باز کردن هرمز امتناع ورزید. در همین راستا اروپا در سال ۲۰۲۵ کمک نظامی به اوکراین را افزایش داده، در حالی که کمک آمریکا کاهش محسوسی یافته است. اما پرسش کلیدی این است که چگونه حمله آمریکا-اسرائیل به ایران تغییرات امنیتی اروپا را در برابر تهدید روسیه و ایران شکل داد و عدم مداخله در هرمز در مقایسه با درگیری در اوکراین چه معنایی دارد؟
تغییرات امنیتی اروپا در برابر تهدید روسیه و ایران پس از حمله
حمله آمریکا-اسرائیل به ایران، اروپا را وادار به بازنگری در تهدیدهای دوجانبه کرد. گزارش «NATO» (مارس ۲۰۲۶) نشان میدهد هزینه دفاع اروپا و کانادا در ۲۰۲۵ به ۵۷۴ میلیارد دلار رسید و ۲۰ درصد افزایش یافت. این افزایش عمدتاً برای مقابله با روسیه در اوکراین بود، نه ایران و گزارش «بروکینگز» (مارس ۲۰۲۶) تأکید دارد که اروپا پس از حمله به ایران، بر «اولویت شرقی» (روسیه) تمرکز کرد و از گسترش درگیری به خاورمیانه اجتناب ورزید. به همین دلیل، تهدید هرمز قیمت انرژی را افزایش داد، اما اروپا با ذخیرهسازی و تنوع منابع (LNG آمریکا) پاسخ داد.
تنگه هرمز به عنوان گذرگاه ۲۰ درصد نفت جهان، نقشی حیاتی در امنیت انرژی نه فقط اروپا، بلکه کل اقتصاد غرب دارد. عدم مداخله اروپا در عمل به این معنا بود که:
امنیت دریانوردی به طور کامل به نیروی دریایی آمریکا واگذار شد. اقدامی که در تناقض با شعار «خوداتکایی امنیتی اروپا» پس از خروج آمریکا از افغانستان (۲۰۲۱) قرار دارد. پیامدهای بلندمدت اعتباری، هنگامی که در آینده بحرانی مشابه در منطقه دیگری (مثل دریای جنوبی چین یا خلیج گینه) رخ دهد، شرکای اروپا این سؤال را خواهند پرسید: «اگر اروپا حتی برای هرمز وارد عمل نشد، چرا باید انتظار حضور او را در بحرانهای دیگر داشته باشیم؟» بنابراین، «واقعبینی» اروپا در کوتاهمدت، در بلندمدت به هزینه اعتباری تبدیل میشود – هزینهای که در ترازنامههای مالی دیده نمیشود اما در موازنه قدرت ژئوپلیتیک تأثیر عمیقی دارد.
عدم مداخله اروپا در خاورمیانه برای باز کردن تنگه هرمز
از سوی دیگر عدم مداخله اروپا در هرمز، سیاست «یک جبهه» را نشان داد. رهبران اروپا (آلمان، فرانسه، اسپانیا) «مشارکت نظامی» در عملیات هرمز را رد کردند. در همین راستا وزیر دفاع آلمان گفت: «هیچ مشارکت نظامی وجود ندارد.» گزارش «آتلانتیک کانسیل» (۱۸ مارس ۲۰۲۶) تأکید دارد اروپا عملیات دریایی محدود (EUNAVFOR) را تقویت کرد اما از درگیری مستقیم با ایران اجتناب ورزید. به همین دلیل، اروپا نگران افزایش قیمت نفت بود اما با واردات LNG از آمریکا و قطر جبران کرد. این در حالی است که اروپا ۲۰۱٫۷ میلیارد دلار به اوکراین کمک کرد (در مقابل ۱۳۰٫۶ میلیارد دلار آمریکا) و اوکراین «تهدید وجودی» تلقی شده است. اروپا نیز منابع را برای یک جبهه متمرکز کرده چرا که دو جبهه منابع اروپا را فرسوده میکند.
به عبارت دیگر، سیاست «یک جبهه» اروپا نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه نتیجه ضعف ساختاری است. اروپا به جای آنکه به دنبال افزایش توانایی خود برای مدیریت دو جبهه باشد، صرفاً یکی را رها کرده است – اقدامی که در نظریه بازیها «راهبرد بازنده-بازنده» نامیده میشود، زیرا:
اگر اوکراین سقوط کند، تهدید روسیه مستقیماً به مرزهای شرقی ناتو میرسد و اگر ایران تنگه هرمز را مسدود کند، قیمت انرژی در اروپا به سطح بحران ۲۰۲۲ بازمیگردد. این در حالی است که اروپا با اجتناب از مداخله در هرمز، عملاً نفوذ خود را در قفقاز نیز کاهش داده است، زیرا ترکیه و روسیه، که هر دو در قفقاز فعالتر شدهاند، اما حالا این پیام را دریافت کردهاند که اروپا حاضر نیست برای حفظ منافع راهبردی خود هزینه نظامی بپردازد. این یک سیگنال ضعف است که در مذاکرات آینده بر سر انرژی، مهاجرت و امنیت منطقهای علیه اروپا هم استفاده خواهد شد.
در مجموع، تمایل اروپا به اجتناب از دو جبهه، سیاست واقعبینانه است. اروپا «دو جنگ همزمان» را نمیپذیرد و منابع را برای اوکراین حفظ کرد اگرچه اروپا عملیات دریایی محدود انجام داد اما از مداخله مستقیم اجتناب ورزید. در چنین فضایی، دو جبهه تورم و بحران انرژی ایجاد میکرد و نظر عمومی مخالف بود. اما حمله آمریکا-اسرائیل به ایران، اروپا را به سمت تغییرات امنیتی با اولویت روسیه سوق داد در نتیجه اهمیت موضوع در حفظ امنیت اروپا و هشدار نسبت به شکاف ناتو است.
۲۱۳




نظر شما