این مسابقه البته ریشه در تمایلات کنترل نشدهی بشری دارد که برخیها را وا میدارد تا در عرصههای مختلف، دائم خود را برتر یا جزو برترینها معرفی کنند و جا بزنند.
نمونههای بسیار فراوانی در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی وجود دارد که افراد و چهرههای مختلفی وارد کورس رقابت برای اثبات انقلابیتر بودن خود شدهاند.
علاقمندان به شرکت در این مسابقه باید آدمهای فرصتشناسی هم باشند و بزنگاهها را درست تشخیص بدهند تا زودتر از دیگران وارد مسابقه بشوند.
ماجرای مقالهی آقای ظریف در نشریه فارن افرز هم گویا یکی از همین بزنگاهها است برای انقلابیهایی که تلاش میکنند انقلابیتر بودن خود را اثبات کنند...
قطعا دیدگاه و مواضع آقای ظریف در آن مقاله قابل نقد و رد و انکار است... حتی میتوان پا را فراتر گذاشت و فهم و درک آقای ظریف را از شرایط میدان جنگ زیر سوال برد و دلایلی بر نادرست بودن فهمش بر شمرد، چنانچه عدهای اهل نظر چنین کردند و بلافاصله پس از انتشار ترجمهی آن به فارسی دست به قلم بردند و در چند و چون آنچه ظریف در مقاله بیان کرده است، نوشتند و مستدل و محکم پاسخ او را دادند.
اما متاسفانه صدای آنهایی که کورس من انقلابیترم راه انداختهاند بلندتر است و طبیعتا بیشتر هم به گوش میرسد.
یکی از این صداهای گوشخراش و بلند هم تهدید به لشگرکشی به خانهی آقای ظریف توسط یک مداح در تجمع مردمی بود که خب بیشتر و بلندتر از هر حرف و سخن منطقی و مستدلی جلب توجه کرد.
این قبیل اظهارنظرها آفات و آسیبهای بسیاری دارد از جمله اینکه برخی از صاحبنظران برای دوری از اتهام مشارکت در مسابقهی من انقلابیترم، سکوت میکنند و دیگر اینکه تهدید و ارعاب ظریف او را تبدیل به مظلوم ماجرا میکند و برخی از منتقدانش هم برای اینکه مظلومکشی نکنند، دم فرو میبندند... و نتیجه اینکه حرف حساب و نقد راهگشا و اصولی به حاشیه رانده میشود و کمتر شنیده میشود و چیزهای دیگری چشم و گوش مردم را پر میکند که نسبت زیادی با خیر و صلاح و نفع عمومی جامعه ندارد، مثل همین ضربالعجل برای لشگرکشی به خانهی ظریف.
بههر روی مسابقهی من انقلابیترم پایانی ندارد ولی کاش بزرگانی که کلام و حکمشان نافذ است، نهیبی به برگزارکنندگان بزنند تا در شرایط جنگی فعلا مسابقات خود را به حالت تعلیق در آورند و اثبات خود را به زمان دیگری موکول کنند تا سخن اهل نظرِ دلسوز و مشفق به گوش جامعه برسد.




نظر شما