عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس توصیه می کند دستگاه سیاست خارجی از طریق ارتباط با کشورهای دیگر کمک کار تیم مذاکره کننده هسته ای باشد.

محمود عزیزی:مهدی سنایی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نهم در گفت وگو با خبرآنلاین از چشم انداز مذاکرات مسکو سخن گفت. رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و روسیه و مدیر عامل موسسه مطالعات ایراس (روسیه،آسیای مرکزی و قفقار) اگر چه معتقد است نشست مسکو بدون توافق هم نخواهد بود اما خودش هم مطمن نیست این توافق چه خواهد بود.

مشروح این گفت وگو همزمان با پایان دور اول مذاکرات ایران و 5+1 در مسکو پیش روی شما است.

***

 

 برخلاف مذاکرات بغداد خیلی به مذاکرات مسکو امیدوارانه نگاه نمی شود. چشم انداز این مذاکرات را چطور می بینید؟ آیا مسکو تنها «ایستگاه موقت» مذاکرات دو طرف خواهد بود؟
هر مذاکره ای دو بخش دارد. یکی فضای حاکم بر مذاکرات و یکی هم پروسه و مکانیزمی که بر روی آن توافق می شود. درباره فضای مذاکرات عوامل زیادی تاثیر گذار هستند. قاعدتا لابی رژیم صهیونیستی تاثیر منفی در این مذاکرات دارد و گفت وگوهای دو جانبه ای که آنها برگزار می کنند -مثل دیدار فرستاده ویژه صهیونیست ها با رئیس جمهور جدید فرانسه- بر این مذاکرات تاثیر می گذارد. موضوع دیگر هم تاثیر رسانه های غربی از لابی صهونیست ها است. ولی حرف اصلی این است که همه عوامل تاثیر گذار در فضای بین الملل منفی نیستند و عوامل مثبتی هم وجود دارد. اجلاس اخیر شانگهای و اعلامیه ای که روسای جمهور و چین روسیه درباره برنامه هسته ای ایران و تحولات سوریه صادر کردند یا بیانیه پایانی این اجلاس نشان داد که رویکردی از بلوک شرق بروز کرده که مخالف یک جانبه گرایی است.
البته از جهت پروسه مذاکرات، کار کمی دشوارتر شده است؛ برخی از مواضع غرب پیش از مذاکرات بغداد، تغییر کرده است ولی من امیدوارم از آنجا که محل مذاکرات در مسکو است و فضای بین‌الملی هم نسبت به گذشته تفاوت پیدا کرده، مذاکرات مسکو بدون دستاورد نباشد. اما اینکه فکر کنیم که این مذاکرات پایانی بر مساله هسته ای ایران است، تصوری خوشبیانه است.
منظورتان از اینکه می گوید توافقی حاصل می شود، چیست؟
به نظرم طرف های غربی به این نتیجه رسیدند این انتظار که ایران به صورت یک طرفه ایجاد اعتماد کند، اشتباه است و آنها هم باید اعتماد متقابل ایجاد کنند. 

شیوه دولت اوباما در مسئله هسته ای هدایت کنترل شده این موضوع بوده است. بر این اساس تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نظر می رسد غرب به دنبال «مذاکره برای مذاکره» است و خیلی به دنبال این نیست که در این نشست ها به توافقی برسد. این تحلیل را قبول دارید؟
در شرایط حاضر غرب بیش از ایران نیاز به توافق و ارایه یک دستاورد دارد. ولی این منافات ندارد که این درخواست در قالب یک بازی برد- برد تعریف شود. حتی تیم اوباما مایل به این هستند که یک بازی برد – برد تعریف شود، ولی عواملی خارج از این فضا سعی می کنند مذاکرات را با اخلال مواجه کنند و معمولا اخبار ساختگی هم پیش از مذاکرات مخابره می شود.
با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در راه است، انتظار اینکه حل و فصل پایدار موضوع هسته ای ایران، آرزوی واقعی نیست. اما این بدین معنا نیست که در مذاکرات مسکو هیچ توافقی حاصل نمی شود. 

در نشست دور روزه مسکو ممکن است در خصوص چه اموری توافق حاصل شود؟
به هر حال مواضع ایران شفاف است و امکان توافق وجود دارد. آنها از ایران می خواهند که غنی سازی 20 درصدی را متوقف کنند و ایران حاضر است در این زمینه، مذاکره کند. ایران غنی سازی 20 درصد را برای مصارف پزشکی نیاز داشت و این غرب بود که از تامین سوخت، عدول کرد.

ایران توقع دارد غنی سازی اوارنیوم، رسما از طرف غرب به رسمیت شناخته شود. این امر مورد اذعان چین و روسیه است. کشور های غربی هم کم و بیش این حق را برای ایران قائل هستند. ایران هم حاضر است گامهای در این زمینه بردارد. درباره بازرسی ها هم بعید می دانم مانعی برای همکاری باشد. ولی سوال این است که مابه التفاوتی که غرب درباره آن حاضر است ارائه کند، چیست؟ بالاخره وقتی ایران همکاری می کند، پیشنهادات طرف مقابل هم باید قابل توجه باشد.  

وقتی ایران سوخت 20 درصد را خودش تولید می کند چه اصراری وجود دارد که بخواهد در این زمینه مذاکره کند؟
ایران حاضر است در زمینه غنی سازی 20 درصد مذاکره کند.
این موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران است؟
به هر حال موضوعی است که در گذشته هم اعلام کرده حاضر به مذاکره درباره آن است.
یعنی شما می گوید ایران درباره غنی سازی 20 درصد حاضر به مذاکره است؟
ایران حاضر است در این زمینه مذاکره کند. خود آقای رئیس جمهور هم اعلام کردند ما نیازی به غنی سازی 20 درصد ندارم.
متوجه نمی شوم وقتی ایران در حال حاضر خود به فناوری تولید این سوخت رسیده، چرا باید در این زمینه مذاکره کند؟
غرب به تعهد خود عمل نکرد و فکر می کرد اگر این سوخت را به ایران ندهد، ایران نمی تواند آن را تولید کند ولی ایران تولید کرد. اشتباه بزرگ غرب نوع نگاهش به ایران و جایگاهش است. ایران کشوری است که سالها در مقابل تحریم ها مقاومت کرده و از این تحریم ها هم عبور کرده است. امروز هم قطعا یک قدرت منطقه ای است. اشکال غرب این است که یک فضای رسانه ای ایجاد کرده است که خودش هم تحت تاثیر همان فضای رسانه ای قرار می گیرد که این امر بیشتر به دلیل لابی های صهوینیستی است.

اخیرا مقاله ای از یک نویسنده کانادایی در خصوص برنامه هسته ای ایران مطالعه کردم که اتفاقا همین حرف ها را می زد و می گفت: «ایران با همه فشارها و تحریم ها، پروسه علمی و فناوری را آغاز کرده است. غرب می گوید برنامه هسته ای ایران نظامی است اما هیچ قرینه ای و شاهدی هم ارائه نمی کند. حتی سالها است خود آژانس هم نمی تواند ثابت کند که برنامه ایران نظامی است. اگر بود که لابد تا کنون دلایلی ارائه می کردند.»
امروز بحث هسته ای یکی از مولفه های هویتی ایران نوین است و قاعدتا ملت ایران که حاضر نمی شود به راحتی از حق خود بگذرد. چون غرب نگران است ایران بمب هسته ای بسازد؟ خود اگر چیزی در این خصوص وجود داشت در گزارش های آژانس ارائه می شد.
فکر می کنید استراتژی ایران در این مقطع باید حذف تحریم ها باشد یا اینکه پرونده هسته ای ایران از نیویورک -شورای امنیت سازمان ملل- به ژنو  و آژانس بین المللی انرژی اتمی باز گردد؟
اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم ابتدا باید تحریم های یک جانبه برداشته شود. برداشتن تحریم ها می تواند نقطه شروع توافق ایران و 1+5 باشد. نقطه پایان آن هم در یک پروسه دوساله باید این باشد که کل تحریم ها برداشته شود و در نهایت پرونده ایران به آژانس بازگردد.
فکر می کنید چقدر شخصیت خود اشتون در مذاکرات می تواند تاثیر گذار باشد. سابقه او نشان می دهد هر مسئولیتی داشته است تلاش کرده موضوع را به نتیجه برساند.
پرونده هسته ای را که در خلاء نمی توان پیش برد. این پرونده در چارچوب سیاست خارجی کشور و تعاملات ما با دنیا باید پیش برود. بنابراین باید از همه عوامل فردی، فضای بین الملی و جمعی برای پیشبرد آن استفاده کرد.
درباره پرونده هسته ای ایران الان بار سنگینی بر دوش تیم مذاکره کننده هسته ای است. اولا آمریکا و اروپا در خیلی از موارد، مواضع متفاوتی در مسائل بین الملی دارند. شما ببینید رئیس جمهور  روسیه در عین اینکه دعوت آمریکا را برای کمپ دیوید نمی پذیرد و به شیکاگو هم نمی رود، ولی جزو اولین سفرهای رسمی اش را تعامل با فرانسه و آلمان قرار می دهد.

امروز باید از این اختلاف مواضع بهره گرفت. متاسفانه یکی از اقداماتی که در سیاست خارجی ما افتاده این است که در سالهای اخیر به مواضع آمریکا نزدیک شده است. علاوه بر این برخی از کشور های منطقه هم در این موضوع وارد می شوند و نوعی همنوایی با آمریکا دارند.
بنابراین نه تنها افراد بلکه باید تلاش کرد کشورها را هم به سمت سیاست های خود نزدیک کنیم. چرا که سیاست های آمریکا در قبال ایران مشخص است و به تعبیر رهبر معظم انقلاب آنها نه تنها با ایران هسته ای که با ایران اسلامی هم مخالف هستند. و الان 30سال است که با ایران در چالش است و هر روز یک مقدار سیاست خارجی ما باید به کمک پرونده هسته ای ما هم بیاید.
یعنی مشخصا چه کند؟
وزارت خارجه نباید کمک کند که مواضع کشورهای دیگر چه اروپایی و چه کشورهای خاورمیانه مثل عربستان، قطر یا ترکیه به مواضع آمریکا نزدیک شود. هنر سیاست خارجی این است که از تنوع بهره بگیرد و بتواند با کشورهای مختلف رفتارهای متفاوتی بکند.
دلیل این حرف این است که سیاست خارجی باید کمک کننده باشد. وقتی در تعامل با دنیا باشد، در حل و فصل موضوع هسته ای ایران اثرگذار است. ولی وقتی روابط دچار تنش باشد، طبیعی است کشورهای مختلف به طبع، به آمریکایی ها نزدیک می شود.
غرب با سر و صدای رسانه ای که ایجاد می کند به دنبال توافق در این زمینه است ولی مکانیسمی که تعرف می کنند، برای ما قالب قبول نیست. فکر می کنم از آنجا که موضع رسیه یک رویکرد میانه است، نقش مسکو در گفت وگو های آینده می تواند مهم باشد. 

با توجه به اینکه جمهوری اسلامی علاقه ای به انجام مذاکرات در ژنو یا وین ندارد، احتمال می دهید که دور بعد مذاکرات در پکن برگزار شود؟
سیاست پکن تاکنون اجتناب از ورود مستقیم به مسائل داغ بین الملی بوده است. ولی دیر یا زود چین مجبور است به صورت جدی تر وارد مسائل بین الملی شود. با توجه به اینکه این کشور عضو گروه 1+5 است و تاکنون هم این مذاکرات در این کشور برگزار نشده است، پکن می تواند محل مناسبی برای مذاکره بعدی باشد.

 /27212
 

کد خبر 220191

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =