مذاكرات اسلام آباد

آمریکا قاره آسیا را به چین می‌بازد / بلومبرگ: ترامپ رئیس جمهور بود که آسیا را به پکن واگذار کرد / عقب‌گرد بزرگ ژئوپولیتیک آمریکا پس از جنگ با ایران

ستون نویس پایگاه خبری بلومبرگ می‌نویسد: «کشورهایی که معتقد بودند نظم تجاری باز، تحت حمایت هژمونی آمریکا، از آن‌ها در برابر شوک‌ها محافظت می‌کند، در حال تقلا هستند؛ اما کسانی که خطر وابستگی به واردات و زیرساخت‌های چینی را پذیرفتند، انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای از خود نشان می‌دهند.»

به گزارش خبرآنلاین، میهیر شارما، ستون‌نویس پایگاه خبری بلومبرگ و تحلیل‌گر اقتصاد جهانی در یادداشتی می‌نویسد که جنگ ایران ثابت کرد که کشورهای آسیایی که به چین اعتماد کرده‌بودند، از تاب‌آوری بیشتری در برابر شوک ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و بحران جهانی انرژی برخوردار بودند.

این تحلیل‌گر اقتصاد جهانی معتقد است که جنگ ایران ممکن است باعث شود ترامپ به عنوان رئیس جمهوری در تاریخ ثبت شود که قاره آسیا را به چین واگذار کرد.

در ادامه متن کامل این یادداشت تحلیلی را مطالعه می‌کنید:

برای حداقل یک دهه، کشورهای در حال توسعه در سراسر آسیا و آفریقا نگران وابستگی روزافزون به چین بوده‌اند. آن‌ها نگران تله‌های بدهی، سیاست‌های قهری و هزینه‌های پنهانی بودند که ممکن بود اقتصادشان را به سمت بحران سوق دهد. اما اکنون بحران از راه رسیده و آن منطق قدیمی کاملاً واژگون شده است. پس از شش هفته از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و حملات متقابل متعاقب آن، کشورهایی که روی زنجیره‌های تأمین چینی شرط‌بندی کرده بودند، وضعیت بهتری نسبت به کسانی دارند که به «صلح آمریکایی» (Pax Americana) اعتماد کرده بودند.

پاکستان را در نظر بگیرید. تا به حال این کشور باید در میانه یک فروپاشی اقتصادی و اجتماعی دیگر می‌بود. پاکستان همواره در برابر شوک‌های قیمت انرژی آسیب‌پذیر بوده است، چرا که تقریباً تمام انرژی خود را وارد می‌کند و بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز تأمین می‌شود. این کشور ۱۳۰ میلیارد دلار بدهی خارجی و کسری حساب جاری همیشگی دارد، بنابراین کوچک‌ترین تلنگری باید آن را به مارپیچ آشنای همیشگی می‌انداخت: درخواست‌های اضطراری از صندوق بین‌المللی پول، خاموشی‌های ۱۸ ساعته و ناآرامی‌های خیابانی.

اما هیچ‌کدام از این‌ها دیده نمی‌شود. مسلماً نشانه‌هایی از فشار وجود دارد: اسلام‌آباد قیمت سوخت را افزایش داده و قصد دارد روزانه دو تا سه ساعت برق را قطع کند. کمبود مداوم گاز طبیعی مایع (LNG) نیز کارکرد نیروگاه‌ها را دشوار خواهد کرد. اما در مقایسه با وضعیت همین چند سال پیش — زمانی که پس از تهاجم روسیه به اوکراین، اقتصاد این کشور دچار فروپاشی تمام‌عیار شد — اکنون انعطاف‌پذیری قابل‌توجهی از خود نشان می‌دهد.

تفاوت در چیست؟ پنل‌های خورشیدی ساخت چین. پاکستانی‌ها با اشتیاق به سمت انرژی خورشیدی کوچ کرده‌اند و از سال ۲۰۲۴ سالانه حدود ۱۷ گیگاوات سیستم‌های فتوولتائیک وارد می‌کنند. یک‌چهارم خانوارها برای مصارف شخصی خود پنل خورشیدی نصب کرده‌اند.

اسلام‌آباد حتی مجبور نشد هزینه زیادی صرف یارانه برای گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر کند. آن‌ها فقط به‌جای مبارزه با «مازاد تولید» چین، بر موج آن سوار شدند و با پایین نگه داشتن تعرفه‌ها، آن را برای شهروندان خود کارآمد کردند. قیمت پنل‌های خورشیدی وارداتی در سال ۲۵-۲۰۲۴ تقریباً ۶۰ درصد کاهش یافت؛ یارانه‌های پکن کارخانه‌های چینی را فعال نگه داشت، اما در عین حال هزینه برقی‌سازی میلیون‌ها خانوار در سراسر پاکستان را نیز تأمین کرد.

بسیاری از کشورهای دیگر برای محافظت از تولید داخلی یا به حداقل رساندن ریسک سیاسی، گزینه‌ی معکوس را انتخاب کردند. کشورهایی که سعی کردند سلول‌های فتوولتائیک ارزان را دور نگه دارند، شاهد نرخ پذیرش بسیار کُندتری بوده‌اند و در نتیجه، بسیار بیشتر در معرض هرج‌ومرج خلیج [فارس] قرار گرفته‌اند.

پنل‌های خورشیدی تنها راهی نیستند که کالاهای ارزان چینی در آن به‌جای ایجاد اختلال، به منبع ثبات تبدیل شده‌اند. نپال به‌جز نروژ، بالاترین نسبت خودروهای برقی را نسبت به هر کشور دیگری در جهان دارد. ناوگان عظیم خودروهای برقی ارزان وارداتی به این معناست که نپال بسیار کمتر از همسایگان آسیایی خود نگران قیمت بنزین است. این خودروها با برق پاکی کار می‌کنند که از زیرساخت‌های برق‌آبی (هیدرولیک) تولید می‌شود؛ زیرساخت‌هایی که بخشی از سرمایه‌گذاری آن توسط پکن تأمین شده است.

تصور اینکه سیاست‌گذاران در سراسر کشورهای در حال توسعه به این نمونه‌ها نگاه کنند و به این نتیجه برسند که شرط‌بندی روی پکن در واقع گزینه پرخطری نیست، دشوار نیست. برخی ممکن است پیش از این چنین ریسکی را پذیرفته باشند؛ واردات پنل‌های خورشیدی چینی در دو سال گذشته به‌ویژه در سراسر کشورهای جنوب صحرای آفریقا به شدت افزایش یافته است. اگر تنها گزینه‌های موجود، وابستگی به پکنِ «مرکانتیلیستِ قابل‌پیش‌بینی» و ایالات متحده‌ی «غیرقابل‌پیش‌بینی، خودمحور و آشوب‌طلب» باشد، انتخاب بدیهی به نظر می‌رسد.

ممکن است این تصمیمی اشتباه از آب درآید. تصور اینکه تکیه بر حسن نیت پکن ایمن‌تر است، عاقلانه نیست. تنها در سال گذشته، چین تمایل خود را برای استفاده ابزاری (سلاح‌سازی) از کنترل بر زنجیره‌های تأمین، مانند تولید آهن‌ربا و عناصر نادر خاکی، نشان داده است.

اما در حال حاضر، تضاد آشکاری وجود دارد. کشورهایی که معتقد بودند نظم تجاری باز، تحت حمایت هژمونی آمریکا، از آن‌ها در برابر شوک‌ها محافظت می‌کند، در حال تقلا هستند؛ اما کسانی که خطر وابستگی به واردات و زیرساخت‌های چینی را پذیرفتند، انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای از خود نشان می‌دهند.

اگر ترامپ بدون تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از خلیج فارس عقب‌نشینی کند، وضعیت بدتر خواهد شد. آنگاه درسی که جهان می‌آموزد حتی سخت‌تر خواهد بود: آمریکا درباره تأمین انرژی شما تصمیم می‌گیرد، هیچ مسئولیتی در قبال عواقب آن نمی‌پذیرد و سپس صحنه را ترک می‌کند؛ اما چین تکنولوژی‌ای را به شما می‌فروشد که به شما اجازه می‌دهد دیگر نگران اقدامات آمریکا نباشید.

این یک عقب‌گرد ژئوپلیتیک بسیار بزرگ‌تر برای ایالات متحده است، فراتر از هرگونه بی‌آبرویی که ممکن است در جنگ ایران متحمل شود. ترامپ شاید فکر می‌کرد که به عنوان رئیسی به یاد آورده می‌شود که با حل مشکلات دیرینه، ونزوئلا، ایران و شاید کوبا، عظمت آمریکا را بازگردانده است. در عوض، به نظر می‌رسد او به عنوان رئیس‌جمهوری در یادها خواهد ماند که آسیا را به چین واگذار کرد.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2202412

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین