نگرانتر از همیشه؛ تهدیدهای آمریکا به مرز نابودی تمدن ایران و حمله هسته ای رسیده بود و بمباران تهران و دیگر شهرها هم ادامه داشت. «موشک؛ جواب موشک» هم همچنان با قوت و پرصلابت در دستور کار نیروهای مسلح ایران بود و موج نود و نهم وعده صادق به اجرا درآمد.
اما صبح چهارشنبه؛ به گونه ای دیگر رقم خورد. برخلاف آخرین اخبار سه شنبه شب (تا ساعت 1-2 بامداد) که دوطرف شروط یکدیگر و آتش بس را نپذیرفته بودند؛ آتش بس دو هفته ای اعلام شده بود. اینکه با تصور هیروشیما و چرنویل شدن بخوابی اما در هوای خوب و آفتابی چشم باز کنی؛ فراتر از معجزه می نمود. اما نه برای همه! برخی از آنها که شب های جنگ زده را در میادین مانده و با حضورشان، حمایت خیابان از میدان را به منصه ظهور درآورده بودند؛ مخالف این تصمیم بودند. نمونه اش جمعی در میدان انقلاب تهران که اشکبار شعار می دادند «دیپلمات بی ریشه؛ ایران دمشق نمیشه»؛ «مذاکره حرام است؛ خیانت به نظام است»!
اگر چه در آخرین بند از بیانیه شورای عالی امنیت ملی به صراحت آمده بود که «ضرورت دارد همه مردم، نخبگان و گروههای سیاسی به فرایند مذاکرات و آتش بس که زیر نظر رهبر انقلاب و عالی ترین سطوح نظام است اعتماد داشته و از آن حمایت به عمل بیاورند و به شدت از هرگونه اظهارنظر تفرقه افکنانه اجتناب کنند»؛ خشم تجمع کنندگان به وضوح مشهود بود. می گفتند «40 شب در خیابان نیامدیم که با خفت کوتاه بیاییم!» خشمی که در شعارها و سخنرانی های تجمع چهلمین شب هم بروز و ظهور یافت. برخلاف شب های گذشته پرچم حزب الله لبنان؛ در کنار پرچم ایران در دست تجمع کنندگان بود؛ نمادی از محکوم کردن حمله اسراییل به جنوب لبنان، پس از اعلام آتش بس ایران و آمریکا. به برخی سخنرانان شب های گذشته دیگر تریبون داده نمی شد؛ حتی برخی که موضع نرم تری در قبال آتش بس داشتند نیز سخنانشان با شعارهای پیاپی نصفه کاره می ماند. معترضان بیانیه شورای امنیت را برنتافته و صراحتا می گفتند «تنها در صورتیکه رهبر انقلاب بی واسطه آتش بس را ابلاغ کنند؛ آنها خواهند پذیرفت؛ وگرنه این آتش بس، خیانت است؛ و السلام!»
مراسم اربعین شهادت رهبر فقید انقلاب؛ فرصت دیگری برای رویارویی دو جریان مخالف و موافق آتش بس بود. اگرچه تریبون داران پشت بلند گو؛ فقط در رسای شهید آیت الله سیدعلی خامنه ای و حمایت از رهبری آیت الله سیدمجتبی خامنه ای خطابه می گفتند؛ اما شعارهای جمعیت گاه رنگ و بوی دیگری می گرفت. دست نوشته ها و پلاکاردها هم تقابل با آتش بس را نشان می داد. «آتش بس بی لبنان؛ خیانت است به اسلام»؛ «دیپلماسی ذلت، خیانت است به ملت» و ...
آغاز دو جنگ تحمیلی 12 روزه و جنگ رمضان در میانه مذاکرات بعلاوه تمامی مداخلات ضد مردمی آمریکا در ایران از سال 32 تا کنون؛ عامل بی اعتمادی به طرف آمریکایی است که در بیانیه شورای امنیت نیز به آن اشاره شده است. اما این بی اعتمادی، چنان در جان برخی ایرانیان ریشه دوانده که فقط مخالفت رهبر فقید انقلاب با مذاکره را به یاد دارند و مذاکره آتش بس را نیز در مقابل آن می دانند. در حالیکه رهبر شهید از «نرمش قهرمانانه » و «مصلحت؛ به مفهوم انعطاف لازم برای دور زدن موانع سخت و صخره ای» نیز گفته بودند.
مضاف بر اینکه مذاکرات آتش بس در شرایطی که ایران حاکمیتش در تنگه هرمز را تثبیت کرده؛ از موضع عزت است نه خفت. پذیرفتن آتش بس برای حفظ و بقای کشور نه فقط برای ایرانیان امروز بلکه برای نسل های بعدی نیز؛ نشانه ای از حکمت است. پذیرفتن آتش بس و مذاکره؛ متکی به سه اصل دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران از منظر رهبر شهید است؛ «عزت؛ حکمت و مصلحت». امید آنکه «کاتولیک تر از پاپ های آتش به اختیار»؛ و «تندروهای جلوتر از رهبر» میدان دار نشوند و همچنان که با حضور در خیابانها؛ حمایتشان از میدان نبرد در جنگ رمضان را نشان دادند؛ با مخالفت خوانی هایشان پشت دیپلمات ها در مذاکرات اسلام آباد را خالی نکنند.
تکمله: پذیرفتن این موضوع از سوی طرف آمریکایی نیز نمایشی از عقلانیت است؛ عقلانیت دشمن دیوانه ای که یک روز ایران را به «عصر حجری» شدن تهدید می کرد و روز دیگر از «پایان تمدن ایران» می گفت! تعقل چنین دشمن نیز دراز باد!




نظر شما