به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از اعتماد، نه زمانی برای گریستن داریم و نه زمانی برای غم از دست دادن، وقتی آگاه باشیم؛ پدران و مادران جوان ایرانی برای تولد نوزادهای خود، به واکسنهای حیاتی نیاز دارند تا نسل پیش روی ایران بار دیگر دچار بیماریهای بهشدت مسری و کشنده طاعون، آبلهمرغان، وبا یا به طور کلیتر انواع و اقسام بیماریهای مسری و واگیردار عفونی و میکروبی و ویروسی نشوند و البته برخی نوزدان و نوپایگان ایران امروز که نهایت ۲ سال دارند، با همه کوچکی خود که تجربه دو جنگ اخیر را در ذهن و حافظه تاریخی خود ثبت کردهاند، به جای سوال «چرا؟» که احتمالا نخستین سوال هر کودک نوپایی در جهان است، چرخه زیست طبیعی سوال چرایی؟ خود را تغییر داده و میپرسند: «چی بود؟ - چی شد؟»، چراکه براساس برخی شنیدهها و مشاهدات میدانی روزنامهنگاری، برخی نوپایگان ۲ ساله که آغاز به سخن کردهاند، هنگام تجربه شنیدن صداهای جتهای مخوف جنگندههای آمریکایی - اسراییلی که نگران میشدند و تصور میکردند جیمبو (کارتون) آمده و باید قایم شوند، اما به دنبال شنیدن صدای انفجارهای مهیب موشکهای مافوقصوت و حتی بمبهای سنگرشکن که هر خانهای را به لرزه میاندازد، از والدین خود پرسیدهاند: «چی بود؟ - چی شد؟».
متاسفانه حتی امروز و در زمان آتشبس مشاهده میشود که برخی از آنان هنگام بازیهای کودکانه، از سوال «چرا؟» استفاده نمیکنند و فقط میپرسند: «مامان چی شد؟». ما هنوز نمیدانیم تاثیر دهشتناک جنگ غیرقانونی آمریکا و اسراییل بر ذهن و روان کودکان ایرانی چی بوده و هست و خواهد شد؟ اما به این نکته کاملا آگهی داریم که با سه بار تهاجم و تجاوز آمریکا و رژیم اسراییل به انستیتو پاستور ایران در تهران، برای انهدام کامل آن که مرکز تولید و ساختن واکسن و سرمسازی ایران حتی در ابعاد منطقهای و بینالمللی است، اکنون زیست، سلامت و رشد طبیعی کودکان ایرانی با چه خطرها و پیامدهای غیراخلاقی و غیرانسانی کاملا شناختهشده جهانی روبهرو شده است. هرچند، نخستینبار دمیتری مدودف، رئیسجمهور پیشین و معاون فعلی شورای امنیت ملی روسیه ،گفت: «مشخص نیست که آتشبس بین واشنگتن و تهران چگونه پیش خواهد رفت. اما یک چیز مسلم است، ایران سلاح هستهای خود را آزمایش کرده است. نام آن تنگه هرمز است. تواناییهای آن پایانناپذیر است.» اما تاریخ سیاه این دوران ۴۰ روزه و پیشتر از آن جنگ ۱۲ روزه آمریکا و رژیم اسراییل علیه ایران و ایرانیان، هرگز از ذهن و حافظه دستهجمعی آحاد مردم ایران پاک نشده، نمیشود و نخواهد شد، چراکه حقیقت تاریخی این دوران سیاه، اکنون بهدرستی روشن شده که در پس تمامی ابهامها و تناقضهای رسانهای و سیاسی پیش از حمله نظامی به ایران؛ فقط دروغ بوده و فریب و نیرنگ و توحش تمدن غرب تا با عملیات «نقطهزنی به امنیت سلامت ایرانیان» مانع از «خودشکوفایی فرهنگ باستانی ایران» شوند. به ویژه اینکه امدادگران هلالاحمر، ماموران آتشنشانی، کارکنان اورژانس و... بارها و بارها هنگام انجام عملیات نجات جان انسانها و مجروحان و یافتن اجساد قربانیان در مناطق بمبارانشده توسط دشمن، مورد حملات نظامی مکرر قرار گرفتند که جا دارد کارشناسان حقوقبشردوستانه، حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوقبینالملل در ایران، به فوریت مبادرت به تحقیقات میدانی برای نگارش مستندات و مشاهدات واقعی کنند و آنها را در ارکانهای مربوط در سازمان بینالملل و غیره ارائه دهند، چراکه با از دست دادن زمان و ایجاد وقفه در مستندنگاری و نشستن گردوغبار تاریخ بر حقیقت جنگ ۴۰ روزه رمضان، هرگز نمیتوان تاثیرگذاری مثبتی در جهت تامین منافع امنیت سلامت و منافع ملی ایران انجام داد؛ این را اندک مشاهدات میدانی ما روزنامهنگاران میگوید.
طب در ایران باستان
در کتاب «ایرانشهر»، نشریه شماره ۲۲ کمیسیون ملی یونسکو در ایران، چاپ ۱۳۴۳ش. و در بخش «طب و بهداشت» نوشته شده است: «در داستانهای کهن ایرانی آغاز فن طب را به جمشید پادشاه اساطیری نسبت دادهاند... اما قبل از آنکه اقوام آریایی سرزمین ایران را متصرف شوند مردم مصر و بابل در فنون طبی پیشرفت شایان کرده بودند. از آثار طبی این دو کشور که به دست آمده آشکار است که کاهنان مصری و بابلی از عزائم و اوراد، از گیاهان درمانبخش و همچنین از جراحی در مداوای امراض استفاده میکردند. میراث طبی بابل به آشور رسید و از طریق آشور به سرزمین ایران نیز سرایت کرد... ایرانیان پس از زمانی با استفاده از تجارب ملل سابقه، خود صاحب مکتب خاصی در امور صحی و طبی شدند که به شیوه مغان معروف شد و بعضی اشارات در آنباره از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان و در آثار مهم دیگر زرتشتی مانند دینکرت و بندهشن میتوان دریافت. در اوستا سه نوع طبیب تشخیص داده شده: یکی آن که با کارد بهبودی میبخشد (جراح)، دیگر آن که با گیاهان درمانبخش مداوا میکند (طبیب) و سوم آن که با کلام الهی شفا میبخشد (کاهن) ... اما آنچه در طب ایرانیان باستان بخصوص درخور توجه است، اهتمامی است که در امور بهداشتی و لوازم جلوگیری از بروز بیماری داشتهاند. طبعا دستورات بهداشتی همانطور که در آیین اسلام نیز دیده میشود در جامه دستورات دینی ظاهر میشده. مثلا در پرهیز از آلوده شدن آنچه ناپاک شمرده میشود یا آلودن عناصر اربعه مخصوصا آب و خاک دستورات اکید وجود دارد که قسمت عمده آن از تمایلات و غریزه بهداشتی آن مردم ناشی شده است. در دوره هخامنشیان (۳۳۱- ۵۵۹ ق.م) که کشورهای مختلف آسیای غربی و قسمتی از آفریقا تحت تسلط آنان درآمد و درنتیجه نظم و سکون خاصی که شاهنشاهان هخامنشی در محروسه ملک خود به وجود آوردند ارتباط اقوام و مناسبات علمی و فنی آنان را تسهیل کرد. طب ایرانی از طب سایر کشورها بخصوص هند و یونان و مصر نیز بنوبت [به نوبت] خود بهرهور گردید.»
تاسیس «انستیتو پاستور ایران»
اکنون در ادامه، بدون پرداختن به چگونگی سیر و تداوم تاریخ پزشکی در ایران از باستان تا به امروز، به چرایی و چگونگی تاسیس انستیتو پاستور تهران میپردازیم که در سالهای آخر حکومت احمدشاه قاجار آغاز به کار کرد و متاسفانه در فروردین ۱۴۰۵ خورشیدی با تهاجم و تجاوز دوجانبه آمریکا و اسراییل، ساختمان تاریخی آن و نه هویت فرهنگی و ملی آن از بین رفت. با چه مقدار خسارات و آسیبهای آزمایشگاهی، درمانی و پزشکی، هنوز از عمق فاجعه آن اطلاعات چندانی منتشر نشده است. در همین راستا، در حالی که در پانویس کتاب «ایرانشهر»، نشریه شماره ۲۲ کمیسیون ملی یونسکو در ایران، چاپ ۱۳۴۳ش. نوشته شده که انستیتو پاستور بنگاهی است علمی، مخصوص مطالعات میکروبشناسی و باکتریولوژیک که در غالب بلاد عالم دایر شده و به نام دانشمند عالم شیمی و باکتریولوژی «لوی پاستور» فرانسوی نامبردار شده است؛ در بخشی از موضوع موسسات بهداشتی - انستیتو پاستور نوشته شده است:
«بیشتر از چهل سال است (از سال ۱۲۹۹ش.) در ایران بنگاهی بنام انستیتو پاستور تاسیس شده که به پیروی از برنامههای علمی و بهداشتی انستیتو پاستور پاریس و سایر موسسات مشابه خود استمرارا بیک [به یک] رشته تحقیقات و مطالعات علمی و بهداشتی میپردازد. ضمنا برای مبارزه با بسیاری از بیماریهای میکروبی و ویروسی محصولات و فرآوردههای بیولوژیکی از قبیل واکسنها و سرمها و غیره فراهم میسازد. فکر تاسیس این موسسه را که مرکز اصلی آن همیشه در شهر تهران بوده است در حدود ۱۲۹۸ش. پزشکان دربار سلطنتی ایران به میان آورده و دولتهای وقت را به لزوم ایجاد چنین موسسهیی متوجه ساختهاند. این موسسه در ابتدای تاسیس خود در یک خانه اجاری دایر گردیده و بعدا متجاوز از سیسال در بناهای اهدایی و موقوفه مرحوم شاهزاده عبدالحسین فرمانفرما که از رجال معروف و نیکوکار کشور بود انجام وظیفه نموده و در حال حاضر دارای بناهای عظیم و مدرنی است که با اعتبارات دولتی روی همان زمینهای اهدایی و موقوفه تدریجا ساخته شده و در آغاز سال ۱۳۳۷ش... با حضور جماعتی از دانشمندان جهان و بزرگان ایران افتتاح یافته است. ساختمانهای جدید انستیتو پاستور ایران که امروز یکی از مراکز بزرگ تحقیقات بهداشتی بینالمللی است مجهز به آب و برق و گاز و هوای تصفیه شده و معتدل و اسبابها و ماشینها و لوازم فنی جدید و یک کتابخانه بزرگ اختصاصی است و روز و شب گروهی از کارشناسان ایرانی باتفاق شخصیتهای علمی بینالمللی در لابراتوارهای آن سرگرم مطالعه و تحقیقات بهداشتی هستند و باستعانت پرورشگاههای وسیعی که روی دامهای آزمایشگاهی باختیار ایشان میکذارد به تجربه و تحقیق میپردازند و حاصل تحقیقات خود را بوسیله نشریات علمی بینالمللی به خصوص بوسیله انتشارات مخصوص سازمان جهانی بهداشت باستحضار محافل علمی جهان میرسانند. انستیتو پاستور ایران برای رفع حوایج و نیازمندیهای کشور و در بعضی موارد برای کمک به مبارزات بینالمللی علیه امراض وبایی در تمام سال به تدارک اقسام مختلف واکسنها از قبیل واکسن ضدهاری، واکسن ضدآبله، واکسن ضدسل، واکسن ضدحصبه، واکسن ضدوبا و غیره میپردازد. کلیه امور علمی و فنی لابراتوارهای آن تحت نظارت متخصصین و دانشمندان ایرانی است که عدهیی از آنها خبرگان بینالمللی میباشند و بواسطه مطالعات و تفحصات علمی و بهداشتی خود شهرت جهانی کسب کردهاند. این اشتهار جهانی موجب شده است که کارشناسان علمی انستیتو پاستور ایران اعتماد محافل علمی دنیا را جلب کرده و در بعضی از مباحث مجری تحقیقات بهداشتی بینالمللی گردیدهاند؛ چنانکه در مبحث بیماری هاری مطالعات راجع به سرم ضدهاری بعهده انستیتو پاستور ایران گذارده شده و در مبحث بیماری طاعون تحقیقات این انستیتو بجایی رسیده است که محققین ایرانی دامنه مطالعات خود را طبق برنامه سازمان جهانی بهداشت از یک سو در کشورهای عراق و سوریه و ترکیه و از سوی دیگر تا قلب کشور پهناور هندوستان و جزایر دوردست اندونزی بسط دادهاند. انستیتو پاستور ایران از آغاز تاسیس خود تاکنون پیوسته روابط فنی و علمی خود را با انستیتو پاستور پاریس حفظ کرده و دایما چند تن از دانشمندان آن انستیتو در ایران و متقابلا چند نفر از محققین ایرانی در پاریس مشغول تجسسات و تحقیقات علمی بهداشتی میباشند... .»
اسناد دیپلماسی «انستیتو پاستور»
پیشتر در سلسله گزارشهای اسنادی - پژوهشی - روزنامهنگاری در روزنامه اعتماد به بررسی بیماریهای غیربومی واگیردار و بهشدت کشنده آبلهمرغان، طاعون و وبا در ایران دوره قاجاریه و پهلوی پرداختیم و از اراتباط شیوع بیماری طاعون برای از بین بردن تولید ابریشم و تجارت راههای آبی و خاکی ابریشم با ارزش پول جهانی ایران، از بین بردن سپاه عباس میرزا از طریق شیوع بیماری وبا و البته پیشتر از آن، از چگونگی خلق نظریهپردازی جغرافیای سیاسی در دانشگاههای اروپای غربی نوظهور که باعث تجزیه سرزمینی امپراتوری ایران باستان شدند، نوشتیم. اکنون باتوجه به این سابقه اسناد تاریخی و باتوجه به اینکه در گزارش هفته گذشته به مساله تثبیت قدرت ایران در تنگه هرمز پس از پایان ۵۱۹سال حضور استعماری تمدن نوظهور غرب پرداختیم، در اینجا فقط به دوبرگ اسناد دیپلماسی در آرشیو وزارت امورخارجه پهلوی دوم اشاره میکنیم که به چرایی و چگونگی فعالیتهای موسسه انستیتو پاستور با ابعاد وطنی، منطقهای و بینالمللی پرداخته است. چنانچه در متن یک برگ سند دیپلماسی در حوزه بینالمللی نوشته شده است: «وزارت بهداری - اداره روابط بهداشت بینالمللی - تاریخ ۱۴/۱/۱۳۳۷ - وزارت امورخارجه - عطف بنامه شماره ۲۰۳۸ - س - ۵۸۴۸۶ مورخ ۱۰/۱۲/۳۷ در مورد مشاهدات کشیش هولشف پل چون بنگاه پاستور ایران در همان مکانیکه کشیش نامبرده مطالعه نموده مشغول مطالعه میباشد و اصولا بنگاه پاستور ایران یکی از مراکز مطالعات طاعون شناخته شده لذا خواهشمند است نشانی کامل آقای هولشف پل را باین [به این] وزارت ارسال فرمایند تا مشارالیه با بنگاه مزبور در تماس گذارده شود. از طرف وزیر بهداری... .»
و در برگی دیگر از سند دیپلماسی در آرشیو وزارت امورخارجه پهلوی دوم که مربوط به حوزه منطقهای یا بهتر بگوییم همسایگی ایران است، موسسه انستیتو پاستور خطاب به وزیر بهداری نوشته است: «وزارت بهداری - دفتر وزیر - در جریان همهگیری اخیر آبله در پاکستان دو نوبت مایه آبله و هر نوبت معادل ۵۰.۰۰۰ دز به دستور وزارت بهداری بسفارت پاکستان در طهران تسلیم نموده است که فورا با هواپیما به کراچی ارسال داشتهاند و این مساعدت در هر دو نوبت طبق تقاضا و استعداد نمایندگی کشور پاکستان در طهران بعمل آمده است. اهدای مایه آبله یا وبا به هند و پاکستان در صورتیکه تقاضای مساعدت ننموده باشند مقبول بنظر نمیرسد زیرا کشورهای مذکور به خصوص هندوستان که موسسات بیولوژیکی بزرگ دارد ممکن است از واکسن اهدایی بینیاز بوده یا آنکه مایل باشند واکسن مورد نیاز خود را از کشور خاصی به دست آرند. انستیتو پاستور»
محتوای این اسناد تاریخی در حالی از بار ارزش دیپلماسی فرهنگی - پزشکی برخوردارند که حسین کرمانپور، رییس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، روز شنبه ۱۶اسفند ۱۴۰۵ و پس از چندین مرحله تجاوز امریکا و اسراییل به موسسه انستیتو پاستور تهران، در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «در حملات اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی، بخشهایی از انستیتو پاستور ایران دچار تخریب و آسیبهای جدی شد؛ مجموعهای ۲۴هزار مترمربعی شامل ۱۳آزمایشگاه مرجع کشوری، آزمایشگاههای بهداشتی، مراکز تحقیقاتی، بانکهای زیستی و مراکز همکار سازمان جهانی بهداشت. این موسسه که در سال ۱۲۹۹ش. [آخرین سالهای حکومت احمدشاه قاجار] تاسیس شده، بیش از یک قرن در خط مقدم مبارزه با بیماریهای عفونی مانند وبا، هاری، سل، هپاتیت، تبهای خونریزیدهنده و کووید۱۹ بوده است. آسیب به زیرساختهای علمی و بهداشتی، تنها یک خسارت ملی نیست؛ تهدیدی برای امنیت سلامت جهانی است.»
همچنین در حالی که پیشتر از آن و در روز چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ در گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی معاونت آموزشی وزارت بهداشت نوشته شده که در پی چند مرحله حمله که آخرین مورد آن روز دوشنبه ۳فروردین۱۴۰۵رخ داد، موج انفجار و اصابت ترکش باعث وارد آمدن خسارتهای قابل توجه به بخشهایی از ساختمان مرکزی این موسسه [انستیتو پاستور] شد، برخی ساختمانهای این مجموعه دچار تخریب کامل شده و ریزش تجهیزات و وسایل در دیگر ساختمانها و آزمایشگاهها ادامه فعالیت این مرکز علمی و بهداشتی را با مشکلات جدی مواجه کرده و این موسسه عضو شبکه جهانی پاستور است؛ شبکهای متشکل از ۳۳ موسسه در سراسر جهان که بیش از یک قرن در خط مقدم مبارزه با بیماریهای عفونی فعالیت داشتهاند و در حوزههای تحقیقات کاربردی، بهداشت عمومی و پاسخگویی اجتماعی همکاری میکنند؛ احسان مصطفوی، رییس انستیتو پاستور ایران نیز در آخرین گفتوگو با ایسنا، در روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ گفته است: «ارایه خدمات در انستیتو پاستور ادامه دارد. ارایه خدمات تشخیصی، تولیدی و آموزشی مانند روزهای گذشته ارایه میشود و در حال انجام است. این در حالی است که بخش مهمی از خدمات تشخیصی و آموزشی در ساختمان تخریب شده ارایه میشد. هنگامی شرایط برای بازسازی مهیا باشد، روند بازسازی آغاز میشود. به منظور بازسازی اولویتبندی کردهایم، آزمایشگاههایی که اولویت بیشتری برای مجموعه دارند زودتر راهاندازی خواهند شد. فعالیتهای تحقیقاتی تحقیق و توسعه، بسیار تحت تاثیر حادثه ساختمان اصلی قرار گرفته است. بخشی از فعالیتهای تحقیقاتی و توسعه طی ماههای آینده در مکانهای اشتراکی با سایر بخشها انجام میشود. تلاش میکنیم که در کوتاهمدت بتوانیم فعالیتهای خود را در ساختمان اصلی انستیتو پاستور ایران راهاندازی کنیم... .»
پیشدرآمدی اسنادی بر تاسیس صلیب احمر ایران
در حالی که روز سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ دونالدترامپ، رئیسجمهوری آمریکا تهدید کرده بود که تمدن ایران را طوری نابود میکند که تا صد سال آینده هم قابل بازسازی نباشد و برخی مقامات سیاسی جهان و حتی در داخل آمریکا از احتمال استفاده بمب هستهای علیه ایران خبر دادند، به گزارش ایسنا و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر، جاگان چاپاگان، دبیرکل فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلالاحمر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عمیقا نگران گزارشهایی هستم که حاکی از آن است که یک دستگاه آمبولانس دیگر جمعیت هلالاحمر ایران در تاریخ ۵ آوریل، در حالی که در حال پاسخگویی به یک وضعیت اضطراری بوده، هدف قرار گرفته است. خوشبختانه هیچکس در این حادثه مجروح نشده، اما این خودرو به طور کامل تخریب شده است. از زمان تشدید مخاصمات، چندین دستگاه آمبولانس هلالاحمر آسیب دیدهاند و چهار داوطلب نیز در حالی که در حال نجات جان دیگران بودند، تنها در مدت پنجهفته جان خود را از دست دادهاند. هرگونه حمله به کارکنان حوزه سلامت، آمبولانسها یا مراکز درمانی غیرقابل قبول است. نشان هلالاحمر یک نماد شناخته شده بینالمللی و تحت حمایت است که بیانگر کمکهای بشردوستانه بیطرفانه، مستقل و بدون تبعیض است. ما پیشتر نیز خواستار حفاظت از کارکنان و تاسیسات بشردوستانه شدهایم. اکنون بار دیگر این درخواست را تکرار میکنیم. تاسیسات بشردوستانه باید مورد حفاظت قرار گیرند.»
شاید این آخرین پیام دبیرکل فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلالاحمر از این جهت اهمیت داشته باشد که وقتی یک برگ سند دیپلماسی در آرشیو وزارت امور خارجه حکومت احمد شاه قاجار در سال ۱۳۳۹ق. (۱۹۲۱م.) را مورد مطالعه قرار میدهیم، مشاهده میکنیم که چرا ایران پس از جنگ جهانی اول میخواهد برای نخستینبار به عضویت صلیب احمر دربیاید. در همین راستا، متن این سند دیپلماسی بدین شرح است: «اول شعبان ۱۳۳۹ - ۱۹آوریل ۱۹۲۱ - مقام منیع وزارت جلیله امورخارجه - پس از ختم دهمین کنفرانس صلیب احمر [سرخ] امروز از ژنو به برن مراجعت و البته تابحال [تا به حال] راپورتهاییکه [گزارشهایی که] از ژنو نوشته بودم بانوزارت [به آن وزارت] جلیله واصل گردیده و از مندرجات آنها استحضار حاصل شده است اینک نتیجه مذاکرات خود را با آقای دکتر [ناخوانا - لاتین] رییس صلیب احمر امریک [امریکا] و مسیو (آدور) رییس کل اداره صلیب احمر بینالمللی لزوما بعرض میرساند در ملاقات خود با آقایان فوقالذکر مفصلا از بدبختیهای ایران در موقع جنگ و عدم توجه کرواروژهای دنیا نسبت به درماندگان ایران بیان نمودم تقاضا کردم که قدری بیشتر به ایران توجه نمایند همینطوریکه در موقع جنگ به لهستان و ارمنستان و غیره همهقسم مساعدت مادی و معنوی مبذول داشته بودند نتیجه مذاکرات این شد که هرگاه در ایران نیز صلیب احمری (خورشید سرخ ایران) موافق قوانین و اساسنامهای [اساسنامههای] سایر کرواروژها تاسیس گردد از طرف کمیته مرکزی ژنو شناخته شود در موارد بدبختی یا جنگ یا امراض مسریه ممکن است که کمکهای مادی و معنوی از هر حیث نسبت به ایرانهم [ایران هم] بشود و ادویه لازمه مجانا فرستاده خواهد شد این است که مجددا خاطر اولیای محترم آنوزارت [آن وزارت] جلیله را به راپورتهای سابقه خود جلب نموده متمنی است کمیسیون مخصوص تشکیل داده که هرچه زودتر بنای خورشید سرخ ایران را مطابق با تاسیسات سایر دول گذارده و ما نیز از دول دیگر حتی از مملکت سیام و فنلاند و استونی و ارمنستان در اینمساله [این مساله] عقب نمانده باشیم و آنها نیز هر یک از چندسال باینطرف [به این طرف] صلیب احمر مملکت خود را تاسیس نمودهاند و نمایندگان صلیب احمرشان در این دهمین کنفرانس حضور بهم رسانیده [به هم رسانیده] و راپورتهای عملیات خود را تقدیم کنفرانس نمودند بیش از این تاکید را زائد دانسته زیراکه خود اولیای امور امروزه باهمیت [به اهمیت] اینمساله [این مساله] بهتر از هرکسی آگاه و مستحضرند متمنی است هرموقع که اساس ایمنسئله در ایران گذارده شد سفارت را مخبر سازند که رسما به اداره کل مرکزی در ژنو مراتب را اطلاع دهم تا خورشید سرخ ما را نیز برسمیت بشناسند و امیدوارم این دوسه روزه نظامنامهای [نظامنامههای] صلیب احمر سویس را که از اداره آن خواستهام برای مزید اطلاع کمیسیون خودمان تقدیم دارم [ناخوانا] وزیرمختار و نماینده [ناخوانا] در کنفرانس صلیب احمر».
نتیجهگیری
و در پایان این گزارش میتوان گفت که متاسفانه در این جنگ غیرقانونی و دوجانبه رژیم اسراییل و آمریکا علیه ایران که دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا از آن با نام «خشم حماسی» یاد میکند؛ موارد بسیار زیادی از نقض آشکار در کتاب «قواعد کاربردی حقوق مخاصمات مسلحانه» که از سوی کمیته بینالمللی صلیب سرخ نوشته شده و کمیته ملی حقوق بشردوستانه ایران نیز در سال ۱۳۸۲خورشیدی آن را ترجمه کرده، مشاهده میشود که نیاز فوری و ضروری به پژوهش میدانی روزنامهنگاری برای ثبت و مستندسازی در زمان حال دارد.




نظر شما