به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اروپا در سدههای آغازین قرون وسطی سرزمینی پر از دگرگونی و بیثباتی بود. نظمی که امپراتوری روم فراهم میکرد از میان رفته بود و دولتهای کوچک بسیاری برای کسب قدرت در تکاپو بودند و از فرصتهای تازه بهرهبرداری میکردند؛ و این تلاشها آشفتگیهایی بزرگ به دنبال داشت.
در دل این هرجومرج، مردی پا به جهان گذاشت که قرار بود آینده اروپا را برای قرنها شکل دهد؛ مردی که فضیلتهای ریاضتکشانه مبتنی بر زندگی جمعی را ترویج کرد و بنیان رهبانیت را گذاشت؛ بنیانی که تا امروز نیز پابرجاست. سن بندیکت نه فرماندهای نظامی بود و نه پادشاهی قدرتمند، او یک گوشهنشین و راهب بود. و با این حال، آینده کل یک قاره را دگرگون کرد.
دنیایی بدون روم
افول و سقوط روم در قرن پنجم میلادی نشانه تغییری بنیادی در ساختار سیاسی و اجتماعی اروپا بود. حکومت و اقتدار متمرکز از میان رفت و به جای آن، جوامع کوچکِ شبهفئودالی بسیاری پدید آمدند که در نزدیکی یکدیگر زندگی میکردند. با زوال روم در قرن پنجم و فروپاشی نهایی آن، یک دگرگونی عظیم از زندگی شهری به زندگی کشاورزی رخ داد. این تغییر دلایل متعددی داشت، ازجمله ازهمگسیختگی شبکههای تجاری و ناتوانی شهرها در تأمین نیازهای جمعیتهای بزرگ.
درنتیجه، اروپا با افولی بزرگ در فعالیتهای ادبی روبهرو شد. کتابها و کتابخانهها مورد غفلت قرار گرفتند و گاهی به عمد نابود شدند - چه به دست کسانی که ارزشی برای سواد قائل نبودند، چه به دست کسانی که از جنبههای مذهبی برخی متون هراس داشتند. مشرکان آثار مسیحی را نابود میکردند و مسیحیان آثار مشرکان را؛ اما دلیل اصلی این نابسامانی، فروپاشی نهادهایی بود که از سواد و فعالیتهای ادبی پشتیبانی میکردند. این وضعیت نیازمند یک درمان بود، و یک گوشهنشین از نورسیا آن را فراهم کرد.
برگرفته از کتاب ایتالیا از آلپ تا کوه اتنا اثر کارل اشتیلر و دیگران. منبع: دانشگاه ایلینوی / ویکیمدیا کامنز
بندیکتِ گوشهنشین و مرد مقدس
براساس «دیالوگها»، روایت پاپ گریگوریِ یکم که حدود سال ۵۹۳ میلادی نوشته شد، بندیکت حدود سال ۴۸۰ میلادی در خانوادهای اشرافی به دنیا آمد و برای تحصیل به رم فرستاده شد. او که از زندگی دانشگاهی و آنچه برایش فراهم میکرد ناراضی بود، رم را ترک کرد و به سمت شرق رفت؛ جایی که در آن با راهبی به نام رومانوسِ سوبیاکو آشنا شد. رومانوس تأثیر عمیقی بر بندیکت گذاشت؛ آنقدر که در سوبیاکو جامه رهبانیاش را به او داد و بندیکت سه سال بعدی را در غاری مشرف به دریاچهای گذراند.
با اینکه زندگی یک گوشهنشین را داشت، رومانوس مرتباً به او سر میزد و خبر شیوه زندگی بندیکت در میان جوامع محلی پیچید. زمانی که رئیس یک صومعه محلی درگذشت، جامعه از بندیکت خواست که جای او را بگیرد، و او با اکراه پذیرفت. براساس روایت «دیالوگها»، راهبان از سختگیری قوانین بندیکت ناراضی بودند و سم در جامِ شیشهای او ریختند. اما هنگامی که بندیکت علامت صلیب کشید، جام شکست و خیانت راهبان آشکار شد. بندیکت آرامش خود را حفظ کرد، از مقامش استعفا داد و به زندگی گوشهنشینی بازگشت. اگرچه این داستان احتمالاً ساختگی یا اغراقشده است، اما تصویری را که از بندیکت ساخته شده بود نشان میدهد.
در همین دوران بود که شاگردانی به او روی آوردند و گفته میشود چند صومعه کوچک را در سوبیاکو یا اطراف آن بنیان گذاشت. آوازهاش بالا گرفت و خاندانهای اشرافزادگان پسران خود را نزد او میفرستادند تا زیر نظرش راهب شوند. بندیکت، به همراه چند شاگرد، سپس به جنوب رفت و صومعه مونتهکاسینو را بنیان نهاد؛ جایی که کتاب راهنمای زندگی رهبانی، معروف به «قانون»، را تدوین کرد.
«قانون» بندیکت
زندگی سن بندیکت عمدتاً با قوانینی که برای راهبانِ تحت نظارت خود وضع کرد تعریف میشود. از خلال این نظام، او به عنوان چهرهای خردمند و نیکخواه شناخته شد؛ سختگیر، اما پدرانه، مهربان و آرام. مهمترین اصل در Regula Benedicti یا «قانون بندیکت» حسِ زندگیِ جمعی است. این «زندگی مشترک» یا شیوه «اجتماعیِ رهبانی» قابل اعتمادترین مسیر به سوی خدا دانسته میشد؛ در مقابلِ زندگی گوشهنشینی که بندیکت آن را تنها برای کسانی مناسب میدانست که ابتدا در زندگی جمعی مهارت یافته باشند، هرچند گوشهنشینی را نتیجه ضروری مسیر خداجویی نمیدانست.
بندیکت روندی مشخص برای زندگی رهبانی تعیین کرد. این روند با دوره آزمایشی یکساله آغاز میشد که طی آن تازهوارد در جامعه صومعه شرکت میکرد تا کاملاً درک کند زندگی رهبانی چه الزامات و معنایی دارد و نیز آیا واقعاً برای او مناسب است یا نه. این کار تضمین میکرد که راهبان از سرِ تعهد وارد این شیوه زندگی میشوند و نه براساس یک هیجان گذرا یا تصمیمی ناگهانی.
«قانون» را میتوان دارای سه ستون دانست که شالوده ارزشهای آن را تشکیل میدهند. این سه اصل در سه نذری که راهبان هنگام پیوستن به نظام رهبانی بر زبان میآوردند، تجسم مییافت: نذر پایداری، نذر وفاداری به شیوه رهبانی، و نذر فرمانبرداری.
پایداری به معنای تعهد مادامالعمر به جامعه رهبانی و وقف کامل به صومعه بود. این اصل یعنی راهب برای یافتن تغییر، لذت یا روشنشدگی به جای دیگری چشم ندوزد. این مفهوم بیانگر ریشه داشتن، استقامت و وفاداریای بود که از ایمان به یک جامعه واحد زاده میشد.
وفاداری به شیوه زندگی رهبانی و فرمانبرداری نیز به معنای پیوستن کامل به جامعه صومعه و پیروی از قوانینی بود که آن را اداره میکرد. این یک زندگی ساختارمند بود که برنامهای منظم از دعا و کار (معروف به Ora et Labora، یعنی «دعا کن و کار کن») و همچنین زندگی جمعی را میطلبید. پایبندی به این برنامه با نیروی نذرهای رهبانی حفظ میشد.
البته اینها تنها فضیلتهایی نبودند که «قانون» بر آنها تأکید داشت. جنبههای دیگری نیز مطرح بودند، ازجمله میانهروی، فروتنی، امانتداری، یادگیری، انضباط، مهماننوازی و محبت. از خلال همه این اصول، راهبان تشویق میشدند مسیرهای مشابهی را دنبال کنند؛ مسیرهایی که همگی وقف خدا بودند و در تضادی آشکار با دنیای آشفته و خشونتآمیزی قرار داشتند که بیرون از دیوارهای صومعه وجود داشت. از این نظر، صومعه در روزگاری نامطمئن، ثبات و پایداری فراهم میکرد.
صومعهها و نقش آنها در بازسازی جامعه
سقوط و فروپاشی روم تأثیر عظیمی بر ساختار اجتماعیـسیاسی اروپا گذاشت. زندگی شهری کاهش یافت، همانطور که اقتدار مرکزی و علوم دانشگاهی نیز رو به افول گذاشت. صومعهها، مانند صومعه مونته کاسینو که به دست بندیکت مقدس بنیانگذاری شد، بر «قانون» پایبند بودند و به حفظ بخش زیادی از آنچه از دست رفته بود کمک کردند. آنها نقشی اساسی در هدایت اروپا از دل آشفتگیِ دورانی پرتلاطم به سوی دورهای با ثبات و قطعیت بیشتر ایفا کردند.
در دورهای که بهشدت به کشاورزی وابسته بود، صومعهها سهمی چشمگیر در جامعه داشتند. این مؤسسات صاحب زمینهای پهناور شدند و خودشان به مزارع بسیار پربازدهی تبدیل گشتند. راهبان بخش عمدهای از زندگی خود را وقف جوامعشان میکردند و از این رو، صومعهها به جنبهای ارزشمند و جداییناپذیر از زندگی قرون وسطی بدل شدند.
راهبان در مزارع کار میکردند و در زمینه کشاورزی تکنیکهای تازهای مانند تناوب کشت را پیشگام شدند. آنها باتلاقها را خشک کردند، جنگلها را پاکسازی نمودند، برای داشتن گلههای سالمتر، اصلاح نژاد انتخابی را آغاز کردند و با بهکارگیری روشهای بهتر آبیاری، خاک را بهبود بخشیدند. از طریق این اقدامات، راهبان نقش مهمی در تأمین غذای جوامع و ایجاد منبعی برای آرامش و اطمینان در دورانهای ناپایدار ایفا کردند.
حفظ دانش یکی دیگر از ویژگیهای برجسته زندگی رهبانی بود. صومعهها مرکز یادگیری به شمار میرفتند، و از آنجا که «قانون» بر یادگیری از طریق مطالعه و سواد تأکید داشت، راهبان بخش بزرگی از عمر خود را خم شده بر روی میزها، در حال رونویسی از کتابها و نسخههای خطی مهم، سپری میکردند. پیش از اختراع دستگاه چاپ، این تنها روش برای تکثیر نوشتهها بود. تلاش راهبان در این زمینه برای حفظ دانش باستانی که در غیر این صورت از میان میرفت، بینهایت ارزشمند بود.
این تلاش تنها محدود به متونی سازگار با آموزههای مسیحی نبود، بلکه بسیاری از نوشتههای کهن غیرمسیحی - ازجمله شعرهای باستانی، نمایشنامهها و حماسهها - نیز دربر میگرفت. آثار افلاطون، ویرژیل، ارسطو و اووید همگی توسط راهبان نگهداری و برای نسلهای آینده حفظ شدند.
این تعهد به فعالیتهای علمی به آموزش دیگران نیز گسترش یافت و صومعهها وظیفه اداره مدارس را برعهده گرفتند و محیطی برای یادگیری، هم برای کودکان اشراف و هم برای فرودستان، فراهم کردند. افزون بر آموزش روحانیون آینده، صومعهها مراکزی برای دیگر شاخههای دانش نیز بودند. دستور زبان و حساب، همراه با موسیقی و نجوم آموزش داده میشد. در دورانی که آموزش برای مردم عادی یک امتیاز بود نه یک نیاز، صومعهها به مراکز علمی تبدیل شدند. به عنوان نهادهای آموزشی، آنها تأثیر عظیمی بر تحصیل در دوران قرون وسطی داشتند و سرانجام باعث شکلگیری دانشگاههای بزرگی همچون آکسفورد و بولونیا شدند.
صومعهها همچنین نقش مهمی به عنوان مهمانسرا داشتند؛ و در زمانی که امکانات اندکی برای مسافران و زائران وجود داشت، این کارکرد اهمیت زیادی پیدا میکرد. راهبان و راهبهها به مهماننوازی و فراهم کردن آسایش برای مسافران خسته افتخار میکردند. این مهماننوازی شامل نیازمندان نیز میشد و صومعهها به پناهگاههایی سرشار از مهربانی و انسانیت تبدیل شده بودند.
همماهیت با صومعهها، دیرهای زنان نیز کارکرد مشابهی داشتند و به عنوان مراکزی برای دعا، نیکوکاری و یادگیری فعالیت میکردند. براساس روایتهای سنتی، شاخه زنان این نظام رهبانی توسط خواهر بندیکت مقدس، یعنی شولاستیکا مقدس، بنیان گذاشته شد.
تعجبآور نیست که صومعهها و دیرها در میان مردم از طبقات مختلف محبوب بودند. با گسترش ایمان مسیحی در سراسر اروپا، هزاران مرکز از این نوع ساخته شد و «قانون بندیکتی» در سراسر قاره جایگاهی مشترک و پذیرفته یافت.
بندیکت مقدس از طریق آثارش، پایهای برای بازسازی اروپا در دورانی آشفته فراهم کرد. «قانون» او باعث حفظ دانش، پیشرفت تکنیکهای کشاورزی، بازسازی نظم اجتماعی و تقویت ایمان به خدا شد؛ میراثی که اثر آن برای همیشه بر قاره باقی ماند. میتوان بهدرستی فرض کرد که بدون این مرد فروتن که زندگی عارفانهای را در غاری بر فراز سوبیاکو میگذراند، سرنوشت اروپا بسیار متفاوت میبود و از بسیاری جهات فقیرتر از آنچه امروز هست، باقی میماند.
نویسنده: گرگ بایر؛ کارشناسی تاریخ و زبانشناسی، دیپلم روزنامهنگاری
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹




نظر شما