به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ماشالله شمس الواعظین، روزنامهنگار برجسته و پژوهشگر مطالعات راهبردی در حوزه امنیت ملی، در پاسخ به سوالی درباره عوامل ایستادگی ملت ایران در مقابل جنگ تمام عیار آمریکایی-اسرائیلی، گفت: جامعه ایران یک جامعه موزائیکی از نظر رنگآمیزی بومی، زبانی و سیاسی است اما این موزائیک رنگارنگ در برابر مسئله مهمی مانند وطن و تمامیت ارضی اشتراک نظر دارد. تاریخ ایران در جنگهای گذشته نیز همین موضوع را نشان داده است. البته جنگهای دفاعی مدنظر است زیرا ایران طی ۲۰۰ سال گذشته به کشوری تجاوز نظامی و حمله نکرده است. بنابراین این تنوع قومی و زبانی در یک مسئله اشتراک نظر دارد و آن دفاع از میهن در برابر تجاوز بیگانگان است.
بنا بر روایت تسنیم، عضو شورای اطلاع رسانی دولت عامل دوم ایستادگی مردم و کشور ایران در جنگ اخیر را ظهور غیرت ایرانیان دانست و گفت: این جنگ به نوعی برای جامعه ایران، جنبه غیرتی پیدا کرد. جامعه ایران، اینکه دو کشور هستهای که یکی از آنها ابرقدرت اول جهان است و خواهان نابودی تمدن و نسلکشی مردم کشورشان است را از منظر غیرت وطنی میبیند. البته اظهارات آنها درباره نابودی یک تمدن را نباید صرفاً یک ادبیات توئیتری دید.این به اصطلاح اظهارات توئیتری از نوعی باور درونی ترامپ و جماعتش که انجیلیهای نوین شناخته میشوند پرده برمی دارد و حکایت میکند. لذا جامعه ایران برای مقابله با این تجاوز همه جانبه منطقهای و جهانی متحد شد.
شمسالواعظین عامل سوم ایستادگی نظامی، سیاسی و اجتماعی کشور در جنگ اخیر را سلسله توانمندیهایی دفاعی کشور برشمرد و گفت: یکی دیگر از این عوامل مجموعه توانمندیهایی است که به دور از غوغاها و به اصطلاح ماجراهای سیاسی داخلی و خارجی طی چند دهه اخیر برای افزایش توانمندیهای دفاعی ایران ایجاد شده بود و عامل بسیار مهمی برای بر سر جای خود نشاندن نیروهای بیگانه و مهاجم بود. بر این اساس جامعه ایران مدیون بسیاری از شهدا و اشخاصی مانند شهید سرلشکر موسوی و در راس آنها مدیون فرمانده کل قوای شهید (آیتالله خامنهای) است که سه کار بسیار مهم ایشان بعد از شهادتشان جواب داد.
وی در همین زمینه با اشاره به سه اقدام مهم رهبر شهید انقلاب افزود: یکی از این اقدامات، توانمندیهای موشکی بود. دیگری توانمندیهای فضایی کشور بود که به ایران بسیار کمک کرد و مسئله بعدی، «خودباوری» بود که ایشان به بدنه جامعه تزریق کردند و بعد از شهادت ایشان ثمره آن را دیدیم؛ به طوریکه این جامعه یک بار دیگر به صورت یکپارچه در مقابل نیروی متجاوز ایستاد.
این روزنامهنگار در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه با توجه به وقایع رخ داده بعد از پیشنهاد آتش بس از سوی آمریکا و عدم پایبندی آنها به شروط آتش بس، آیا آمریکاییها در مذاکره و رسیدن به یک راه حل سیاسی برای پایان دادن به این منازعه سیاسی با ایران صداقت دارند یا نه؟ گفت: اساساً صداقت در جنگها و روابط بینالملل کالای کمیابی است و مناسبات جهانی بر اساس معادله قدرت تعیین میشوند. ایران توانمندیهای خود را در این جنگ نشان داد در حالی که باور، توقع و انتظار ایالات متحده و اسرائیل این بود که طی ۴ روز قضیه ایران حل شود (به اصطلاح این قضیه کنده شود)؛ ایستادگی ایران از نظر آنها، اتفاق عجیبی بود. ولی از یک طرف دیگر نشان داد، مناسبات قدرت است که تعیینکننده مناسبات جهانی و ادامه یا عدم ادامه جنگ است.
شمسالواعظین یک عنصر بسیار مهم دیگر در کنار مناسبات قدرت را میزان تابآوری عنوان کرد و گفت: آمریکا خود را برای چهار روز جنگ آماده کرده بود. وقتی این زمان به ۴۰ روز افزایش پیدا میکند، تابآوری آن پایین میآید و تقاضای آتشبس را مطرح میکنند. نکته بسیار مهم این است که من فکر میکنم جنگ به مفهوم تابآوری به یک معنا تمام شده و بقیه آن به نوعی بازیهای به اصطلاح افزایش امتیازخواهیها در پشت میز مذاکره است.
وی در این زمینه ادامه داد: ترامپ دیروز اعلام کرد که خودمان (آمریکا) را طی این چند روز(آتش بس) برای ادامه جنگ آماده کردیم! یک معنای این حرف این است که آنها بعد از ۴۰ روز جنگ از نظر مهمات یا موارد دیگر کمآورده بودند. از طرف دیگر بحرانی که در ایالات متحده برای خود دونالد ترامپ از سوی ساخت سیاسی ایالات متحده آمریکا در حال شکلگیری است، موضوع مهمی است. این نکته، نکته مهمی است که بدنه روشنفکری و نخبگی آمریکا به او انتقاد میکنند که شما تحت فرمان بنیامین نتانیاهو وارد این جنگ شدید و ایران هیچ تهدیدی برای ایالات متحده نبود.
این پژوهشگر مطالعات راهبردی در حوزه امنیت ملی تصریح کرد: مجموعه این عوامل، یعنی فشار ساخت سیاسی و نافرمانی برخی از مقامات نظامی برای اجرای دستورالعملهای نظامی ناپخته دونالد ترامپ و برکناریها و کنارهگیریهایی که در وزارت جنگ ایالات متحده اتفاق افتاد، عامل مهمی برای افزایش تابآوری ایران در جنگ و کاهش تابآوری ایالات متحده برای ادامه جنگ شد. این نکته، نکته بسیار، بسیار مهمی است.
شمسالواعظین خاطرنشان کرد: بر این اساس، ایران هیچگاه تقاضای آتش بس نداد و آماده بود تا آخر بجنگد ولی ایالات متحده تقاضا داد و خبرهایی از خود اسرائیل بیرون آمد که آنها هم دچار مشکلات زیادی بهدلیل مخالفتها و افزایش زخمیها و تلفات در جنگ با مقاومت لبنان و ایران و حضور ساعت به ساعت ساکنان سرزمینهای اشغالی در پناهگاهها شدند؛ همه اینا تابآوری آنها را کاهش داد و در نتیجه ایران راند اول بازی را به یک معنا برد.
وی خاطرنشان کرد: آنها میخواهند آنچه را که در عرصه نظامی ناکام بودند را در عرصه به اصطلاح سیاسی و گفتگوهای نظامی بهدست بیاورند اما مقاومت ایران همچنان که در جنگ نظامی اتفاق افتاد در عرصه سیاسی هم اتفاق خواهد افتاد و مانع زیادهخواهیهای ایالات متحده آمریکا در مذاکرات خواهد شد.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه با توجه به وضعیت فعلی جنگ و تحلیلهای برخی کارشناسان از تناقضهایی که آمریکا در قبال ایران با آن روبروست، چه پیشبینی از آینده جنگ آمریکا و ایران دارد؟ گفت: به نظر بنده جنگ به یک معنا تمام شده است. ممکن است شکل آن عوض شود و حملاتی هم صورت بگیرد، ولی جنگ به مفهوم انجام یکسری از اقدامات توسط ایالات متحده آمریکا با همکاری اسرائیل در منطقه برای ایجاد خاورمیانه جدید به قول بنیامین نتانیاهو و برای ایجاد نظم نوین جغرافیای سیاسیِ ایران و منطقه خاورمیانه و خلیج فارس به این معنا تمام شده است.
شمسالواعظین افزود: آنچه از جنگ باقیمانده، مانند آزمونهای آخر است. مثل کنکور است که یک بخشی از کارها مانده که باید انجام شود. من معتقدم به یک معنا و از یک منظر جنگ خاتمه یافته است. به نظر من با تکیه بر معیار میزان تحقق هدفهای دشمنهای، جنگ خاتمه یافته است.
وی در عین حال با طرح سوالهایی گفت: آیا جنگ هدفهای ایالات متحده و اسرائیل را محقق کرد؟ خیر. آیا ایجاد خاورمیانه جدید کرد؟ خیر. البته به ایجاد خاورمیانه جدید منجر شد ولی با محوریت ایران. آیا ایالات متحده موفق شد به حوزههای نفتی و ژئوپولتیک ایران مسلط شود؟ خیر. البته عکس آن اتفاق افتاد و ژئوپولتیک ایران به سود کشور ایران تغییر کرد نه به زیان سرزمین ایران. منظورم این است آیا ایالات متحده آمریکا و اسرائیل موفق شدند ایران را تجزیه کنند؟ خیر؛ انسجام، وحدت و تمامیت ارضی بیشتر از گذشته نمایان شد و توانمندیهای ایران در این حوزه بیشتر شد.
این کارشناس مسائل راهبردی با اشاره به اینکه اتفاق مهم دیگری در این جنگ رخ داد و آن این بود آنهایی که ایالات متحده وعده داده بود که به کمکشان میآید موج به موج در حال پیوستن به گفتمان مقاومت برای مبارزه با متجاوزان هستند، ادامه داد: این حرکت، حرکت مهمی است. نتانیاهو از این جهت خشمگین است و ممکن است حتی از آنها هم بعدها انتقام بگیرد. به چه معنا؟ یعنی ممکن است حملاتی به پارهای از زیرساختهای غیرنظامی آنها برای انتقام گرفتن از این مردم بکند. مردمی که در اثر پارهای از توهمها مایل بودند اسرائیل و ایالات متحده به کمکشان بیاد ولی کمکی که آنها فرستادند را همه مشاهده کردیم و آن زدن مدارس و بیمارستانها بود. این تغییرات در شکل دهی به انسجام ملی بسیار موثر بود.
شمسالواعظین در بخش دیگری از سخنان خود در این گفتوگو با تکیه بر تجربه ۴۰ سال فعالیت روزنامهنگاری و مطالعات راهبردی خود در حوزه امنیت ملی و سیاستهای منطقهای گفت: بر اساس این تجربیات معتقدم ایران باید خود را برای اینکه در غرب آسیا قدرت اول شود، آماده کند. این نکته مهمی است. این وعده، حاصل ۴۰ سال کار روزنامهنگاری و مطالعات راهبردی در حوزه امنیت ملی و سیاستهای منطقهای است که به من میآموزد ایران قدرت اول غرب آسیا و چهارمین بازیگر جهان در عرصه ژئوپلتیک خواهد شد.
وی تاکید کرد: این نکته مهمی است بهویژه اگر ایران موفق شود موضوع تنگه هرمز را به یک پروتکل جاودانه و دائمی تبدیل کند. در این صورت، نقش بازیگران جهانی از آن سوی آبها برای تغییر در سرنوشت مناطق حساس و ژئوپلتیک این منطقه چه به لحاظ اقتصادی چه به لحاظ سیاسی پایان مییابد و عناصر منطقهای بازیگر اصلی منافع خود در منطقه خواهند بود که این موضوع قطعاً با محوریت ایران خواهد بود.
۲۹۲۱۸




نظر شما