خبرآنلاین - رسول سلیمی: بحث درباره سلامت روانی روسای جمهور آمریکا سابقهای طولانی دارد که از نگرانیهای تاریخی پیرامون فرانکلین روزولت و دوران جنگ جهانی دوم تا مناظرههای گسترده درباره جو بایدن در سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴ ادامه یافته است.
در مورد دونالد ترامپ، این موضوع از نخستین دوره ریاستجمهوری او با انتشار کتابهایی مانند «آتش و خشم» مایکل ولف و اظهارات برخی مشاوران سابق مطرح شد، اما در دوره دوم (پس از پیروزی ۲۰۲۴) و بهویژه با آغاز جنگ مستقیم ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، این بحث به سطح بیسابقهای رسیده است. وضعیت موجود نشاندهنده شکاف عمیق درون حزب جمهوریخواه است و در حالی که رهبری حزب و بسیاری از سناتورها و نمایندگان همچنان از ترامپ دفاع میکنند، تعدادی از متحدان سابق و چهرههای برجسته راستگرا علناً رفتار او را «غیرقابل کنترل»، «جنونآمیز» یا نیازمند بررسی پزشکی توصیف کردهاند.
اظهارات اخیر ترامپ درباره جنگ ایران (مانند تهدیدهای تند و استفاده از زبان مذهبی در پیامهای شبکههای اجتماعی) باعث شده حتی چهرههایی مانند مارجوری تیلور گرین (نماینده سابق جمهوریخواه جورجیا) که زمانی از حامیان سرسخت او بود، بگویند «این یک جنون است» و ظرفیت ذهنی رئیسجمهور نیاز به بررسی دارد. تی کاب (وکیل سابق کاخ سفید)، استفانی گریشام (سخنگوی سابق) و حتی الکس جونز و کندیس اوونز (مجریان تاثیرگذار بر بدنه رایدهندگان ترامپ و حامی پیشین او) نیز وضعیت ترامپ را غیر عادی توصیف کردند. جمهوریخواهان مانند سناتور ریک اسکات این نگرانیها را رد کردند، اما سکوت یا انکار بسیاری از اعضای کنگره، نشانهای از تنش داخلی است.
این در حالی است که اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. هرگونه تضعیف وحدت حزب جمهوریخواه میتواند بر تصمیمگیریهای کاخ سفید درباره ادامه جنگ، بودجه نظامی و تحریمها تأثیر بگذارد. تأخیر یا محدودیت در تأمین مالی عملیات، فشار اقتصادی بر ایران را کاهش میدهد و فضای تنفسی برای روابط تجاری تهران با شرکای آسیایی و اروپایی ایجاد میکند. برعکس، حفظ وحدت میتواند به تشدید فشارها منجر شود.
اما چگونه اظهارات سابق متحدان ترامپ درباره سلامت روانی او، بهعنوان متغیری در «ترامپ غیرقابل کنترل»، بر وحدت حزب جمهوریخواه تأثیر گذاشته و در آستانه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ چه پیامدهایی برای روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران خواهد داشت؟ این شکاف نه تنها آینده رهبری حزب را نامعلوم میکند، بلکه سیگنالهای ضعف به تهران ارسال کرده و میتواند بر پویایی تحریمها و تجارت انرژی اثرگذار باشد.
مسئله «ترامپ غیرقابل کنترل» و نگرانیهای مطرحشده درباره سلامت روانی او، روند پیچیدهای در تخصیص بودجه فدرال و بازارهای جهانی ایجاد کرده است. نخست، اظهارات علنی چهرههایی مانند تی کاب و مارجوری تیلور گرین درباره «جنون» یا نیاز به بررسی ظرفیت ذهنی، فشار بر جمهوریخواهان کنگره برای شفافیت بیشتر در هزینههای جنگ ایران را افزایش داده است. این امر میتواند به مقاومت در برابر درخواستهای بودجهای تکمیلی (مانند صدها میلیارد دلار برای عملیات نظامی) منجر شود، زیرا برخی قانونگذاران نگران هزینههای فرصت و تأثیر بر بدهی ملی (نزدیک به ۳۹ تریلیون دلار) هستند.
دوم، استمرار این روند از بیثباتی ادراکشده در رهبری آغاز شده، به تردید سرمایهگذاران و نوسانات قیمت انرژی (به دلیل جنگ) منجر گردیده و در نهایت بر درآمدهای ارزی ایران اثر گذاشته است. بنابراین اگر این شکاف به تأخیر در تصویب بودجه بیانجامد، شدت عملیات نظامی کاهش یافته و فشار تحریمهای ثانویه بر اقتصاد ایران کمتر میشود. سوم آنکه هزینه جنگ (تخمین هفتگی بیش از ۱۰ میلیارد دلار) در کنار نگرانیهای روانی مطرحشده، دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان را به سمت تأکید بر هزینههای غیرنظامی سوق داده است. تحلیل مؤسسه مسئولیت بودجه فدرال حاکی از آن است که ادامه این روند میتواند تورم جهانی را تشدید کند.
از منظر سیاسی نیز شکاف ناشی از اظهارات سابق متحدان درباره سلامت روانی ترامپ، پویایی عمیقی در وحدت حزب جمهوریخواه ایجاد کرده که فراتر از مسائل شخصی، به مشروعیت رهبری و پویاییهای انتخاباتی مربوط میشود. ابتدا، انتقادهای علنی از سوی چهرههایی مانند کندیس اوزنز و الکس جونز نشاندهنده تقسیمبندی درون جناح MAGA است. این امر جمهوریخواهان میانهرو را در موقعیت دشواری قرار داده، زیرا دفاع بیقیدوشرط از ترامپ میتواند پایگاه انتخاباتی را از دست بدهند.
همچنین اظهارات تاریخی متحدان (مانند کتابهای دوران نخست) آغاز شده، با تشدید در جنگ ایران به اوج رسیده و در نهایت به فرسایش انسجام حزبی در آستانه میاندورهای ۲۰۲۶ تبدیل شده است. نظرسنجی رویترز-ایپسوس نشان میدهد ۶۱ درصد آمریکاییها (از جمله ۳۰ درصد جمهوریخواهان) ترامپ را «نامتعادل» میدانند. این تقسیمبندی، تصویب لوایح کلیدی را دشوار کرده و دموکراتها را قادر ساخته تا با برجسته کردن این شکاف، هزینه سیاسی برای جمهوریخواهان ایجاد کنند.
چه آنکه این مسئله بر دیپلماسی امریکا نیز مشهود است. تحلیل شورای روابط خارجی حاکی از آن است که بیثباتی ادراکشده، سیگنالهای متناقضی به متحدان و رقبا ارسال میکند. اگر شکاف عمیقتر شود، ممکن است به محدودیت اختیارات اجرایی یا حتی بحثهای غیررسمی درباره متمم ۲۵ام منجر گردد که برای اقتصاد خارجی ایران فرصتساز خواهد بود. این در حالی است که نگرانیهای مطرحشده درباره سلامت روانی، قابلیت تصمیمگیری کاخ سفید را تحت تأثیر قرار داده است. گزارشهای اخیر از هزینههای بالای عملیات و تهدیدهای تند ترامپ حکایت دارد که حتی متحدان سابق را به واکنش واداشته است.
در مجموع، مسئله «ترامپ غیرقابل کنترل» و اظهارات سابق متحدان درباره سلامت روانی او، اثرات چندبعدی بر وحدت حزب جمهوریخواه و سیاست خارجی آمریکا داشته است. انتقادهای علنی از چهرههایی مانند گرین، اوزنز و جونز از نارضایتی داخلی آغاز شده، به شکاف حزبی و تردید بودجهای منجر گردیده و در نهایت ظرفیت استراتژیک واشنگتن را محدود کرده است. پیامدهای اصلی شامل تضعیف انسجام سیاست خارجی، نوسانات انرژی و فرصت احتمالی برای کاهش فشارهای تحریم بر تجارت خارجی ایران است.
۲۱۳/۴۲




نظر شما