به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
بر اساس قرآن کریم، یهودیان بر خدا دروغ میبستند؛ آیا همۀ یهود اینطور بوده و هستند یا گروه خاصی از آنان چنین بودند؟
پاسخ :
قرآن در آیات مختلفی از دروغبستن یهودیان به خداوند خبر میدهد. در این نوشتار این آیات را بررسی میکنیم و پس از مشخصکردن دروغها، به این پرسش پاسخ میدهیم که آیا همه یهودیان چنین بودهاند یا قرآن فقط گروه خاصی از آنان را قصد کرده است؟
افتراهای یهودیان به خداوند
قرآن بارها باورها و اعتقادات یهودیان را نقل و آنها را نقد و تخطئه کرده است؛ برای نمونه میتوان به باور یهودیان مبنی بر اینکه فقط آنان بهشتی خواهند شد (1) یا آنان اگر گناه کنند، اصلاً به جهنم نمیروند و اگر هم بروند، فقط چند روز محدود خواهد بود (2)، اشاره کرد. افزون بر این موارد، قرآن بارها از دروغبستن یهودیان به خداوند خبر میدهد و آنان را تکذیب میکند. بررسی این آیات نشان میدهد موضوعهای این دروغها بر این اساس بودهاند:
1. انتساب نوشتههای خود به خداوند
قرآن از گروهی از یهودیان خبر میدهد که مطالبی را با دست خود مینوشتند و بعد به دروغ ادعا میکردند که این نوشتهها از سوی خداست تا در برابر این کار بهای ناچیزی را دریافت کنند (3).
2. حلالبودن اموال غیریهودیان برای یهودیان
گروهی از یهودیان معتقد بودند که مطابق احکام الهی فقط اموال یهودیان حرمت و احترام دارد و اموال غیریهودیان محترم نیست؛ ازاینرو یهودیان میتوانند حتی بدون اذن صاحب غیریهودی آن اموال، در آنها تصرف کنند. همین اعتقاد سبب شده بود که وقتی یک غیریهودی چیزی را به امانت نزد آنان میگذاشت، آن را پس نمیدادند. قرآن این ادعا را آشکارا تکذیب میکند و میگوید: «آنان در حالی این دروغ را به خدا نسبت میدهند که خودشان میدانند که خداوند چنین چیزی را نگفته است» (4).
3. خواندن مطلبی که از تورات نبود به شکل و لحن خواندن تورات
گروهی از یهودیان مطالبی که از تورات نبود را دقیقاً به همان شکل و لحنی میخواندند که تورات را میخواندند تا مردم گمان کنند آنها نیز از تورات است؛ بدینترتیب مطالبی را به دروغ به خدا نسبت میدادند (5).
4. قائلشدن برتری الهی برای قوم یهود
یهودیان خود را پسر خدا و دوست او مینامیدند (6) و به دروغ مدعی بودند که خدا ما را بر دیگران برتری داده است و خود را ستایش میکردند. مطابق روایات، گروهی از یهودیان با کودکان خود نزد پیامبر آمدند و پرسیدند که آیا برای این کودکان گناهی است؟ پیامبر خدا فرمودند: خیر. یهودیان گفتند: ما هم مثل آنان بیگناه هستیم؛ چراکه ما پسران خدا و دوستان او هستیم؛ به همین دلیل اگر شب گناه کنیم، خداوند در روز ما را میبخشد و اگر در روز گناه کنیم، خداوند ما را در شب میبخشد و اینگونه از خود مدح و ستایش کردند. خداوند با نزول آیات 49 و 50 سورۀ «نساء»، این ادعاها را افتراهایی دانست که یهودیان بر خدا بستهاند و آنها را تکذیب کرد (7).
خاخامهای یهودی؛ افترازنندگان به خداوند
قرآن هنگام نقد یهودیان و تکذیب افتراهای آنان به خداوند، تعابیری را به کار میبرد که نشان میدهد همۀ یهودیان چنین نبودهاند؛ برای نمونه در آیهای که مربوط به حلالدانستن اموال غیریهودیان برای یهودیان است، آشکارا اهل کتاب که منظور از آن در این آیه، یهودیان هستند(8) را به دو دسته تقسیم میکند و میگوید برخی از آنان را اگر بر اموال فراوانی امین قرار دهی، آن را برمیگردانند و برخی دیگر از آنان چنین نیستند و حتی اگر یک دینار در نزد آنان به امانت بگذاری، اگر بتوانند برنمیگردانند (9). در آیۀ مربوط به خواندن غیرتورات به شکل تورات نیز قرآن آشکارا تعبیر «وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً ...» (10) را به کار میبرد که یعنی «و از یهود گروهی هستند که ...». مشخص است که خداوند این کار را به همه یهودیان منتسب نکرده است.
افزون بر چنین آیاتی که آشکارا در آنها بین یهودیان تفصیل قائل شده است، در سایر آیات هرچند شاهد تعابیر عامی هستیم و در بدو امر به نظر میرسد آیه همه یهودیان را قصد کرده است، در همین آیات نیز به قرینه موضوع متوجه میشویم که منظور همه یهودیان نیستند؛ چراکه اموری همچون نوشتن کتاب با دست خود و نسبتدادن دروغین آن به خداوند، یا قرائت غیرتورات به شکل و لحن تورات برای اینکه مردم گمان کنند آن نیز از تورات است، یا حلالدانستن اموال غیریهودیان برای یهودیان و انتساب این حکم به خداوند، همگی کارهایی هستند که به عالمان و ربّیهای یهودی اختصاص دارد و همۀ یهودیان را دربر نمیگیرد.
ادعای یهود مبنی بر نژاد برتربودن
تنها موردی که باقی میماند باور یهودیان به پسر یا دوست خدابودن خود یا طبق تعبیر امروزی آن «نژاد برتر»بودن قوم یهود در نزد خدا و ستایشکردن خود به این دلیل است. منظور یهودیان از «پسر خدا» بودن این است که رابطه خدا با آنان با بقیه مردم فرق دارد و خود را تافتۀ جدابافته میدانند (11). این باور هرچند اختصاصی به عالمان یهود ندارد و هر یهودی که چنین باوری داشته باشد، آیه شامل حال او نیز میشود، اما نباید فراموش کنیم که یهودیان عوام به اتکای آموزههای عالمان یهودی به چنین چیزی معتقدند و خودشان از دروغبودن آن آگاه نیستند؛ بنابراین متهم اصلی در این دروغ نیز عالمان یهود هستند (12) بهویژه که مطابق تورات و حتی کتبی همچون تلمود نیز برگزیدگی قوم یهود، مشروط به رعایت احکام تورات است. اما عالمان یهود این موضوع را به طور مطلق و غیرمشروط برای مردم خود بیان کردهاند: «اسرائیل قوم برگزیده الهی است ... . بین خدا و یهود رابطهای صمیمی و ناگسستنی وجود دارد ... . تعیین اسرائیل به عنوان قوم برگزیده و محبوب پروردگار یک انتخاب دلخواه و بدون جهت نبود ... . قبول تورات به همه ملتهای جهان پیشنهاد شد، لکن تنها قوم اسرائیل حاضر به پذیرفتن آن شدند ... . به نظر دانشمندان یهود، قوم اسرائیل دارای یک برتری ذاتی استثنایی بر سایر ملل جهان نیستند تا به خاطر آن شایسته لطف و مرحمت الهی باشند و به محض آنکه ایشان تورات را ترک کنند و از آن روگردان شوند، بلافاصله مقام و منزلت خود را از دست خواهند داد» (13).
نتیجه:
قرآن در آیات مختلفی هم از چگونگی دروغبستن یهودیان به خداوند و هم از محتوای دروغهای آنان خبر میدهد. دربارۀ چگونگی دروغبستن به این دو روش اشاره شده است:
1. نوشتن مطلبی با دست خود و انتساب آن به خداوند؛
2. خواندن غیرتورات با لحن و شکل مخصوص خواندن تورات تا مردم گمان کنند که آن غیرتورات نیز تورات است.
دربارۀ محتوای دروغ نیز این دو موضوع مطرح شده است:
1. برتریدادن قوم یهود بر سایر اقوام؛
2. حلالکردن اموال غیریهودیان برای یهودیان. مشخص است که ادعای دوم از ادعای اول ریشه گرفته است. قرآن هردو ادعا را تکذیب میکند و آنها را مصداق دروغبستن بر خدا میداند. روش دروغبستن یهودیان به خداوند نشان میدهد که این آیات ناظر به عالمان یهود است؛ بنابراین منظور قرآن از افترازنندگان به خداوند، ربّیها و خاخامهای یهودی است.
برای مطالعۀ بیشتر:
طاهرهسادات طباطبایی امین؛ «بررسی و نقد انگاره برتری ذاتی بنیاسرائیل بر اساس مطالعه تطبیقی تفاسیر قرآن و تفاسیر عهد عتیق»؛ مطالعات تفسیر تطبیقی، ش 5، بهار و تابستان 1397 ش.
پینوشتها:
1. بقره: 94.
2. بقره: 80.
3. بقره: 79. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ چ 3، قم: هجرت، 1398 ش، ج 1، ص 266.
4. آلعمران: 75. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج 3، ص 261.
5. آلعمران: 78. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 3، ص 266.
6. مائده: 18.
7. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 1، ص 378. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 4، ص 374. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 3، ص 415.
8. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ ج 1، ص 285.
9. آلعمران: 75.
10. آلعمران: 78.
11. عبدالرحیم سلیمانی اردستانی؛ پسر خدا در قرآن و عهدین؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1389 ش، ص 145.
12. آیه 31 سورۀ «توبه» و روایات ذیل آن نیز مؤیّد این برداشت هستند.
13. آبراهام کُهِن؛ گنجینهای از تلمود؛ ترجمه: امیرفریدون گرگانی؛ چ 2، تهران: اساطیر، 1390 ش، ص 79 ـ 82.




نظر شما