به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در حدیث پرمعنایی از رسول خدا (ص) در اهمیّت جهاد می خوانیم: «مَنْ تَرَکَ الْجِهادَ أَلْبَسَهُ اللهُ ذُلاّ فی نَفْسِهِ وَ فَقْراً فی مَعیشَتِهِ وَ مَحْقاً فی دینِهِ؛ کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلّت بر او می پوشاند و در زندگی مادّی نیز گرفتار فقر و تنگدستی می شود و دین او بر باد می رود.
جهاد به عنوان «قانون حیات و رمز عزت» معنا شده است. از نگاه روایات، ترک جهاد موجب ذلت دنیوی و اخروی و نابودی دین میشود. این حکم ریشه در ضرورت طبیعی پیکار برای بقا دارد؛ از مبارزه گیاهان و گلبولهای سفید تا عزت اسلام. بنابراین فلسفه جهاد، تضمین حیات مادی و معنوی جامعه اسلامی در برابر تهدیدهاست.
بنابر روایت حوزه، در مطلب پیش رو به فلسفه حکم جهاد پرداخت شده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
پرسش:
* فلسفه حکم جهاد چیست؟
* پاسخ اجمالی:
«جهاد» قانون حیات و زندگی است و هر موجود زنده ای، تا زمانی به زندگی خود ادامه می دهد که مشغول جهاد است و آن روز که جهاد را رها کند، مرگ او آغاز می شود. جهاد، رمز حیات و ضامن سعادت و سبب پیروزی و موفقیّت و عامل سربلندی و عزت است. در حدیث پرمعنایی از رسول خدا (ص) در اهمیّت جهاد می خوانیم: «مَنْ تَرَکَ الْجِهادَ أَلْبَسَهُ اللهُ ذُلاّ فی نَفْسِهِ وَ فَقْراً فی مَعیشَتِهِ وَ مَحْقاً فی دینِهِ؛ کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلّت بر او می پوشاند و در زندگی مادّی نیز گرفتار فقر و تنگدستی می شود و دین او بر باد می رود».
* پاسخ تفصیلی:
جهاد قانون حیات و زندگی است و هر موجود زنده ای، تا زمانی به زندگی خود ادامه می دهد که مشغول جهاد است و آن روز که جهاد را رها کند، مرگ او آغاز می شود.
گیاهان با آفات گوناگونی روبه رو هستند و برای زنده ماندن خود با آنها پیکار می کنند. ریشه های درختان برای به دست آوردن آب و آذوقه، دائماً در اعماق زمین در حرکتند. و هرگاه با موانع سختی مانند یک قطعه سنگ روبه رو شوند، سعی می کنند که آن را بشکنند و پیش بروند و اگر قدرت شکستن آن را نداشته باشند، آن را دور می زنند و به راه خود ادامه می دهند. انواع جانداران برای زنده ماندن با موانع حیات خود پیکار می کنند. پرندگانی را می شناسیم که برای مبارزه کردن با محیط، اقدام به مهاجرت های طولانی کرده و گاه فاصله قطب شمال تا جنوب را طی می کنند.
در درون بدن انسان، در مسیر گردش خون او یک صحنه بزرگی از جهاد دیده می شود. سربازان مدافع تن ـ که «گلبول های سفید» نامیده می شوند ـ در تمام طول عمر انسان مشغول پیکار با دشمنان خارجی یعنی میکروب ها و ویروس هایی هستند که از طریق آب و غذا و هوا و خراش های پوست بدن وارد این کشور می شوند. این سربازان مدافع و سخت کوش، از طریق الهام آفرینش، با انواع جنگ های فیزیکی و شیمیایی، آشنا هستند و دشمن را با وسائل مختلف درهم می کوبند و سلامت انسان را تأمین می کنند.
اگر به سببی از اسباب این نیروی دفاعی از کار بیفتد، در زمان بسیار کوتاهی انواع بیماری ها به سراغ انسان می آید. بیماری بسیار خطرناک «ایدز» چیزی جز از کار افتادن این نیروی دفاعی نیست. و به همین دلیل مبتلایان به این بیماری وحشتناک، در زمان کوتاهی، مورد تهاجم بیماری های سخت و سنگینی قرار می گیرند.
کوتاه سخن این که جهاد، رمز حیات و ضامن سعادت و سبب پیروزی و موفقیّت و عامل سربلندی و عزت است، امّا جهادی که در مسیر حق و عدالت قرا گیرد که غیر از آن تجاوز است و ظلم و جنایت.
به همین دلیل در آیات قرآن مجید و روایات و از جمله در خطبه۲۷ نهج البلاغه، اهمّیتی به جهاد داده شده است که به کم تر چیزی داده شده، به خصوص اگر جهاد را به معنای گسترده و در مورد جهاد با دشمن درون و بیرون تفسیر کنیم که تمام برنامه های الهی و دینی را فرا می گیرد. در حدیث پرمعنایی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در اهمیّت جهاد می خوانیم: «مَنْ تَرَکَ الْجِهادَ أَلْبَسَهُ اللهُ ذُلاّ فی نَفْسِهِ وَ فَقْراً فی مَعیشَتِهِ وَ مَحْقاً فی دینِهِ»؛ (کسی که جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلّت بر او می پوشاند و در زندگی مادّی نیز گرفتار فقر و تنگدستی می شود و دین او بر باد می رود).
از این حدیث به خوبی استفاده می شود که ترک جهاد، هم زندگی معنوی انسان را به خطر می افکند و هم زندگی مادّی او را.
در حدیث دیگری، از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که این جمله را از پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل فرمود: «إِغْزُوا تُورِثُوا أَبْنائَکُمْ مَجْداً»؛ (پیکار کنید تا برای فرزندان خود مجد و عظمت به ارث بگذارید).
در کلمات قصار نهج البلاغه، در آنجا که فلسفه احکام را بیان می فرماید، می خوانیم: «وَالْجِهادُ عِزّاً لِلاِْسْلامِ»(۳)؛ (خداوند، جهاد را سبب عزت و سربلندی اسلام و [مسلمانان] قرار داده است).
پی نوشت:
(۱). بحارالانوار، جلد ۹۸، صفحه ۹.
(۲). اصول کافی، جلد ۵، صفحه ۸.
(۳). کلمات قصار، کلمه ۲۵۲.
(۴). گرد آوری از کتاب: پیام امام امیر المومنین علیه السلام، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۵ ه. ش، ج۲، ص ۱۴۲.




نظر شما