مذاكرات اسلام آباد

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

هر شب میدان نبوت میزبان جوانانی است که بی‌شعار پای کار ایران ایستاده‌اند. هرکس به سهم خود جبهه وحدت را حفظ و پرچم ایران اسلامی را برافراشته تا بگوید تا آخرین نفس پای وطن می‌مانیم.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در ایامی که در فضای مجازی، شبکه‌های معاند از فروریختن اراده ملی و شکاف مردم و نظام می‌نوشتند، در میدان نبوت تهران اما مردم مشغول دوختن پرچم پاره، واکس زدن کفش و حباب کردن ارتش آمریکا بودند.

بنابر روایت فارس، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، این روزها دیگر فقط آهنی و آتشین نیست و بیشتر از آن، جنگی است روانی، رسانه‌ای، اقتصادی و امنیتی. اما آنچه در میدان نبوت دیده می‌شود، نشان‌دهنده تبدیلی عجیب از جنگ نظامی به جبهه‌ای مردمی است که سلاحشان چسب، قلمو و مشاوره حقوقی رایگان است.

با وجود تلاش دشمن برای پراکندگی و تفرقه، قرار هر شب مردم تهران شده حضور در میادین، حتی اگر شعاری هم ندهند. همین بودن را دوست دارند.پسر نوجوانی با گواش روی دست و صورت رهگذران پرچم ایران می‌کشید. آن طرف‌تر هم دختری که شاید ۸ سال هم ندارد، گواش‌های خود را آورده و به دختر بچه‌ها می‌گوید که بیایید روی دست و صورت‌تان پرچم ایران بکشم.

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

وسط میدان اما روایتی جدا دارد. غرفه وموکب‌های بسیاری راه افتاده است. کفاشی کفش‌ها را واکس می‌زند و موکب نقاشی شلوغ‌تر از هر شب است.

میزهای ساده‌ای که رویشان کاغذ، مدادرنگی و آبرنگ چیده شده بود، حالا دیگر برای بچه‌هایی که هر شب به میدان می‌آیند، ناآشنا نبود. چند خانواده آن‌قدر با هم انس گرفته بودند که اگر یکی‌شان یک شب نمی‌آمد، دیگری تلفن می‌زد و حال‌واحوال می‌پرسید: «چرا امشب نیامدی؟ اتفاقی افتاده؟»

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

یکی از مادرها می‌گفت: «اوایل فقط برای کنجکاوی می‌آمدیم حالا اما انگار یک قرار نانوشته شده. بچه‌ها دوست پیدا کردند، ما بزرگ‌ترها هم همین‌طور.»

بچه‌ها روی کاغذها هر چیزی که دوست داشتند می‌کشیدند. گاهی خانه، گاهی آدمک و پرچم ایران، گاهی هم فقط خطوطی رنگی و شاد. در گوشه‌ای از میدان نبوت، ماهان دانشجوی ارشد حقوق دانشگاه که باید پای پایان‌نامه باشد، هر شب برای شابلون زدن پشت شیشه ماشین‌ها به میدان می‌آید.

دست و لباسش یکرنگ رنگ و شابلون شده. روی شیشه ماشین‌ها تصاویر رهبر شهید می‌کشد و نوشته‌های انقلابی می‌نویسد. گفت: «حالا که این کار از دستم برمی‌آید، آمدم قدمی برای کشورم بردارم. فدای سر همه مردم و رهبرم.»

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

در ضلع جنوبی میدان که برای حضور مردم بسته شده، سِن بزرگی به شکل بال فرشته برپاست. متولیان می‌گویند نماد عروج شهداست.

نیروهای امنیتی و بسیج گوشه به گوشه میدان حضور دارند با لبخند، حوصله برای تأمین امنیت.در این میان، حضور مهران رجبی برای خیلی‌ها جذاب بود. چهره آشنایی که مردم سال‌ها او را از قاب تلویزیون می‌شناسند. او چند دقیقه‌ای کنار مردم ایستاد، با آن لحن خودمانی همیشگی‌اش چند جمله گفت، از همدلی و همراهی مردم در این شب‌ها و این‌که چقدر این حضور جمعی در میادین برای شهر و خانواده‌ها دلگرم‌کننده است.

مردم فکر می‌کردند که مهران رحبی به عنوان میهمان این شب در میدان نبوت حضور دارد اما بعد از آن، ضبط یک سکانس در میدان آغاز شد و او درباره ساخت سریالی صحبت کرد.

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

در میان این رفت‌وآمدها و هیاهوی صمیمی میدان، حضور یک گروه فیلم‌برداری هم حال‌وهوایی متفاوت به شب میدان نبوت داده بود. بخشی از میدان هفت‌حوض به لوکیشن یک سریال تبدیل شده بود. نورهای پروژکتورها، دوربین روی ریل، صدای کات کارگردان و بازیگرانی که بین مردم رفت‌وآمد می‌کردند. مردمی که تا چند لحظه قبل فقط تماشاگر بودند، حالا بخشی از تصویر شدند. بعضی‌ها در پس‌زمینه، برخی با شعارها و همراهی‌هایشان و صدای جمعی که با ریتمی واحد، فضای میدان را پر می‌کرد. برای خیلی‌ها، این که یک شب عادی‌شان ناگهان در قاب یک سریال ثبت می‌شد، تجربه‌ای متفاوت بود.

اما آنچه این میدان را با هر جای دیگر متفاوت می‌کرد، زن و شوهری حباب‌ساز بودند که وسط میدان ایستاده‌ بودند.

بچه‌ها با پرچم‌های ایران دورشان حلقه می‌زنند و هر حباب را که می‌ترکانند، یک عده با شوق فریاد می‌زنند: «زود باشید این حباب‌ها ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی‌ هستند.»

این صحنه یعنی یک جنگ تمام‌عیار روانی، با ترکاندن حباب از سوی کودکان پاسخ داده می‌شود.

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

در بخشی دیگر دکه‌ای به مردم گل می‌داد. تصاویری از رهبر شهید وسایر فرماندهان شهید هم روی آن نقش بسته بود. مطهره خانم که می‌گفت تقریبا هر شب در میدان گل پخش می‌کنند، می‌گفت: این روزها به خاطر دهه کرامت تعداد گل‌های بیشتری می‌آوریم. مردم هم خوشحال می‌شوند و انرژی می‌گیرند.

در نقطه‌ای دیگر از میدان، مادر و دختری کفش مردم را واکس می‌زنند، وکیلی رایگان مشاوره حقوقی می‌دهد، معلمی میز رفع اشکال درسی برپا کرده، خطاطی دستنوشته‌هایش را پخش می‌کند. هرکس هر چه دارد، وسط آورده و هرکس هر کاری بلد است، انجام می‌دهد.

این حضور هر شب، نه یک حرکت نمایشی، نه به دستور، نه با جایگاه و نه با بودجه است. این سنت خودجوش مردمی در برابر جنگ ترکیبی آمریکا و اسرائیل است. دشمن خیال می‌کرد با فشار اقتصادی، تهدید نظامی و عملیات روانی می‌تواند مردم را از صحنه خارج کند. اما غافل از اینکه همین مردم، حالا با چرخ خیاطی، گواش، واکس کفش، حباب و مشاوره حقوقی، در خط مقدم‌ترین سنگرهای جهاد تبیین ایستاده‌اند.

روایتی از حضور جوانان در میدان نبوت؛ پای کار ایران می‌مانیم

رهبر شهید انقلاب فرموده‌ بودند که «امروز دشمن در جنگ روانی و رسانه‌ای سرمایه‌گذاری کلان کرده است.»

پاسخ مردم تهران در میدان نبوت، روشن است. هر شب می‌آییم. با هر چه داریم. برای هر چه که از دستمان برآید. تا فرمان رهبری که همان «ایستادگی تا نابودی دشمن» است، به سرانجام برسد.

شب گذشته که از میدان نبوت بیرون می‌آمدم، صدای چرخ خیاطی فائزه خانم، فریاد «الله‌اکبر» بچه‌ها در حین ترکاندن حباب، و نوای «فدای سر رهبرم» از لبان ماهان، در گوشم بود. گفتم: اگر دشمن امشب یک فروند جنگنده به آسمان تهران بفرستد، با چه چیزی مواجه می‌شود؟

این همان «مقاومت مردمی» است که معادلات جهانی را به هم می‌زند و این، داستان هر شب میدان نبوت نیست. داستان تمام تهران و میادین شهرهای ایران اسلامی است.

کد مطلب 2210518

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 10 =