بازار ارز در ایران این روزها شاهد اتفاقاتی است که پیش از این تجربه نشده بود؛ در شرایطی که بهطور رسمی نرخ هر دلار آمریکا به بیش از ۱۵۰ هزار تومان رسیده، در بازار ارز برخی دلالان حاضرند هر دلار را ارزانتر و به نرخ ۱۲۰ هزار تومان بفروشند، به شرط اینکه متقاضی برای پرداخت پول، از ایران چک یک میلیون تومانی استفاده کند. هر چه به سمت مناطق مرزی شرقی کشور برویم، نرخ دلار در معاوضه با ایران چک یک میلیون تومانی ارزانتر میشود طوری که گفته میشود در مشهد به ازای چک پول یک میلیونی، ۱۰ دلار پرداخته میشود.
در این رابطه، حجت الله فرزانی، کارشناس حوزه پولی و بانکی نگاهی ویژه به مساله دارد. او در گفتگو با خبرآنلاین ضمن پذیرش اینکه عوامل مختلفی میتوانند به رشد چشمگیر تقاضای دلار منجر شوند، توضیح داد که تا حد زیادی این تقاضا تحت تاثیر دریافت عوارض ریالی کشتیهای متقاضی عبور از تنگه هرمز است.
وی تاکید کرد: از آنجایی که ایران در این سالها تحریم بوده، کشورها و شرکتها امکان باز کردن حساب ذخیره ریالی نزد بانک مرکزی و بانکهای ایرانی را نداشتند.
متن کامل این گفتگو را میتوانید در ادامه بخوانید.
بازار ارز ایران روزهای کمتر تجربه شدهای را میگذارند به نحوی که بابت ایرانچکهای یک میلیون تومانی و ۵۰۰ هزار تومانی، دلار را ارزانتر میفروشند. شما این مساله را به ماجرای اخذ عوارض از تنگه هرمز مرتبط میدانید و کارشناسانی هم هستند که از گسترش فعالیتهای قاچاق نگران هستند. موضوع چیست؟
یکی از دلایل اتفاقی که در بازار ارز میبینیم، ماجرای اخذ عوارض در تنگه هرمز است و دلایلی دیگر مانند فعالیتهای قاچاق هم هستند که میتوانند این وضعیت یعنی تقاضا برای پولهای درشت را افزایش دهند.
چرا اخذ عوارض از تنگه هرمز تقاضا برای پول درشت در ایران این چنین افزایش داد؟
پس از حمله تجاوزکارانه و ظالمانه ایالات متحده و اسراییل به کشورمان، در نهایت مدیریت تنگه هرمز را ایران بر عهده گرفت و تصمیم بر این شد که از کشتیهای عبوری عوارض اخذ شود. این موضوع در مجلس هم مورد تایید و تصویب قرار گرفت و تاکید شد که این عوارض به شکل ریالی دریافت شود. حتی اگر خبرها را در این روزها دنبال کرده باشید، حتما شنیدید که اولین عوارض به دست بانک مرکزی هم رسید. این سیاست به طور خود به خودی تقاضا برای پول درشت را به شدت بالا میبرد.
اینکه امروز ما در کشورمان با این مساله مواجه شدیم که تقاضا برای چکپول به شدت بالا رفته و متقاضیان هر قدر ایران چک درشتتر باشد، هزینه بیشتری حاضرند برای آن بپردازند یا به اصطلاح دلار را ارزانتر بفروشند، ناشی از همین نیاز کشتیهای عبوری است.
قاچاقچیان و بخش سیاه اقتصاد چرا متقاضی پولهای درشت میشوند؟
در همه جهان مشخص شده که پول نقد، خصوصا به شکل درشت، برای مقاصد غیرقانونی و زیرزمینی به شدت مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین در همه کشورها برای مدیریت استاندارد حجم اسکناس، کارهایی میکنند تا این تعادل به هم نخورد و به گسترش فعالیتهای مجرمانه منجر نشود. اینکه امروز در کشور ما هم تقاضا برای پول نقد درشت زیاد شده میتواند تا حدی به تقاضای این بخش هم مربوط باشد.
وقتی حجم زیادی پول درشت در دسترس قرار میگیرد، مسیر فعالیتهای غیرقانونی و زیرزمینی هموارتر میشود و بانک مرکزی هم با بررسی آمارها دائما مدیریت اسکناس را باید بررسی کند.
فکر میکنید سهم فعالیتهای قاچاق از تقاضای فعلی چقدر است و میتواند بانک مرکزی آن را رصد و کنترل کند؟
بانک مرکزی تا اندازهای میتواند فعالیتهای غیرقانونی را رصد کند. آمارهای مربوطه را در حال حاضر نداریم ولی نمیتوانیم احتمال گسترش فعالیتهای قاچاق را هم یکسره نادیده بگیریم و رد کنیم.
چرا شرکتها و کشورهایی که قصد عبور از تنگه هرمز و پرداخت عوارض آن را دارند سراغ مسیرهای رسمی مانند ایجاد حساب ریالی با بانک مرکزی یا دیگر بانکهای ایران نمیروند؟
زیرا کشور ما تحریم است و اگر شرکت یا کشوری چنین اقدامی انجام دهد و حسابی نزد بانک مرکزی یا دیگر بانکهای ما باز کند، یا سراغ پیمانهای پولی دوجانبه و چند جانبه با ایران برود، مورد تحریم قرار میگیرد.
در این صورت تنها چاره تامین منابع ریالی است و این شرکتها و متقاضیان هم از گذشته به تامین منابع و ذخایر ریالی دست نزدند و الان دچار چالش تامین ریال هستند.
این موضوع میتواند به سود تقویت ارزش پول ملی تمام شود؟
اگر ایران موفق شود از نظر حقوقی، منطقهای و بینالمللی، این وضعیت را یعنی مدیریت تنگه و اخذ عوارض ریالی از کشتیهای عبوری را تثبیت کند، یک اتفاق مثبت و تقویت کننده برای پول ملی ما رخ خواهد داد. زیرا برخی کشورها و شرکتها شروع میکنند، به ذخیره ریال یا باز کردن حساب ریالی و همین امر تقاضا برای پول ملی را بالاتر خواهد برد و پول ملی هم تقویت میشود.
این سناریو شبیه اتفاقی نیست که برای روسیه پس از جنگ اوکراین افتاد؟
روسیه تفاوتهای مهمی با کشور ما دارد از جمله اینکه ذخایر طلای این کشور بسیار زیاد است و همین امر میتواند زمینه ثبات بیشتری را برای سیاستهای پولی و ارزی آن کشور فراهم کند.

یکی از چالشهای خروج این حجم از نقدینگی از کشور، نگرانی در مورد کمبود نقدینگی است. حتی اگر بپذیریم این منابع نقدی به عنوان عوارض به کشور باز خواهند گشت، تا تکمیل این دوره، ممکن است کشور دچار کمبود شود. بانک مرکزی در این رابطه چه نقشی میتواند بازی کند؟
قاعدتا بانک مرکزی میتواند تمهیداتی بیاندیشد که این چالش را کنترل کند و لااقل تا زمان تکمیل این چرخه و بازگشت این منابع به اقتصاد کشور، بازارها را رصد کند و از جهشها و تلاطمها جلوگیری کند. ممکن است بخشی از این منابع نقد جمع شده ناگهان به یکی از بازارها، مثلا طلا، مسکن، خودرو و ... سرازیر شود که در این صورت یک تلاطم به وجود میآید.
اینجا است که تمهیدات بانک مرکزی اهمیتی دوچندان مییابد و بانک مرکزی با اتخاذ یکسری تدابیر میتواند از این چالش گذر کند و نگرانیهایی که نسبت به رشد پولشویی و قاچاق کالا و ارز وجود دارد را هم به حداقل برساند و از گسترش اقتصاد زیرزمینی جلوگیری کند.
یکی دیگر از نگرانیها ایجاد رانت برای دارندگان چکپولها، یعنی مدیران و کارمندان بانکها است. چنین نگرانی چقدر زمینه واقعی دارد؟
بانکها براساس یکسری ضوابط عمل میکنند، سقف برداشتها هم مشخص است و در همه شعبات هم این قوانین اعمال میشود. یک مکانیسم مدیریت نقدینگی همیشگی هم برای بانکها وجود دارد که عدول از آن جرم محسوب میشود. اینکه تصور کنیم یک مدیر شعبه یا کارمندی بتواند به این راحتی سواستفاده هنگفتی بکند، با توجه به ساز و کارهای موجود، چندان واقعی نیست. تراکنشها ثبت میشوند و اگر تراکنشها مشکوک شوند به سرعت مشمول بازرسی میشوند.
همچنین بانک مرکزی هم اخیرا اعلام کرده بازرسی حضوری در شعبات را افزایش داده است. این به معنای آن است که سیاستگذار پولی حواس خود را جمع کرده و بانکها چندان امکانی برای سواستفادهای از این جنس ندارند.
۲۲۳۲۲۹




نظر شما