مذاكرات اسلام آباد

عباس عبدی: همه باید برای خروج کشور از وضعیت جنگ تلاش کنیم

عباس عبدی که بیش از سه ماه در روزنامه اعتماد یادداشتی منتشر نکرده است با نوشتن مطلبی اعلام کرد تصمیم 22دی 1404 خود را کنار گذاشته است.

به گزارش خبرآنلاین عباس عبدی در این یادداشت خود در اعتماد نوشت: چرا ننوشتم و حتی توضیحی هم ندادم؟ واقعیت این است که روزنامه‌نگاری من با هدف ترویج رویکرد اصلاح‌طلبی و نقد و بهبود وضع موجود از این منظر بوده است. این رویکرد دارای اصول و مبانی مشخصی است .  آنچه به این یاداداشت‌ها انسجام یا روح واحدی می‌بخشید، (فارغ از درست یا نادرست بودن آنها) رویکرد اصلاحی بود که در تمام آن وجود داشت.

 منظور از رویکرد اصلاحی با جریان اصلاح‌طلبی یا اصلاح‌طلبانه متفاوت است و برای همین اصطلاح اصلاحی را به کار می‌برم. رویکردی در نفی خشونت، در دفاع از انواع مشارکت، در دفاع از حاکمیت قانون و در فهم ضرورت آزادی و فلسفه حقوق و نیز درکی درست از عینیت و واقعیت تحولات اجتماعی و لزوم احترام گذاشتن به آنها و ضرورت همراهی با آن از جانب حکومت و... .

امروز اما وضعیت متفاوتی داریم که فعلا با مفهوم «وضعیت استثنایی» از آن یاد می‌کنم، وضعیتی که آن رویکرد، پاسخگوی نیازها و مسائل مرتبط با آن نیست. این رویکرد در وضعیت استثنایی قابل پیگیری و اجرا شدن نیست، زیرا رویکرد اصلاحی با فرض وجود مستمر واقعیتی است که ایراد دارد و باید اصلاح شود در حالی که اکنون موجودیت مذکور و تداوم آن محل مناقشه است.

شاید برخی نیروهایی که به رویکرد و راهبرد اصلاح‌طلبان نقد داشتند از همین منظر بود که آنان پیش از امثال بنده ایران را در وضعیت استثنایی طبقه‌بندی می‌کردند و در نتیجه راهبرد اصلاح‌طلبانه و سیاست‌ورزی در چارچوب آن را ممکن و مفید نمی‌دانستند.

برای توضیح این نکته ابتدا باید تصویری از مفهوم وضعیت استثنایی داشته باشیم. وضعیت استثنایی در تعریف کلی خود به جامعه‌ای اطلاق می‌شود که در آن، اغلب قوانین در عمل و به صورت موقت تعلیق می‌شوند و جریان امور از طریق تصمیم مراکز قدرت یا افراد و به تشخیص خودشان و نه براساس قاعده از پیش تعیین شده اجرایی می‌شود. در چنین جامعه‌ای هدف اصلی و مبرم کنشگران سیاسی و اجتماعی بازگرداندن وضعیت عادی و «نظم اولیه» یا «نظم جدید» است، زیرا جامعه در چنین وضعی ناپایدار و زندگی ناخوشایند و آینده تیره است.

در این وضعیت مرز میان حقوق و واقعیت به گونه‌ای می‌شود که قاعده یا هنجار یا قانون، نمی‌تواند واقعیت را پوشش یا شکل دهد و «تصمیم» بر «قاعده» اولویت پیدا می‌کند. برخی نظریه‌پردازان، چنین وضعی را موقت دانسته و کوشش برای بازگشت به وضع اولیه را ضروری می‌دانند. برخی که خیلی بدبین‌تر هستند، وضعیت استثنایی را قاعده عمومی همه جوامع یا آن را قاعده پنهان حکومت مدرن می‌دانند. در این وضعیت جان و مال و بازداشت مردم، واجد تضمین حقوقی نیست و به‌طور عادی نجات ملت یا حفظ امنیت ملی و از این توجیهات مبنای شکل‌گیری این وضعیت است. بلایای طبیعی بزرگ مثل کرونا یا شورش‌های مسلحانه یا تروریسم گسترده یا جنگ و انقلاب یا حتی مهاجرت‌های بزرگ می‌توانند به وضعیت استثنایی منجر شوند.

همین رویکردهای متفاوت نشان می‌دهد که وضعیت استثنایی صفر و یک نیست، بلکه یک طیف است از شرایط کاملا عادی تا به غایت استثنایی را شامل می‌شود. به علاوه ممکن است که برای نیروهای گوناگون در جامعه، سطح استثنایی بودن متفاوت باشد. شاید شرایط برای بخشی از نیروها استثنایی تلقی شود و برای برخی دیگر خیر. به ویژه هنگامی که نسبت آنها را با ساختار قدرت در نظر بگیریم. به همین علت نیرویی که خود را در شرایط استثنایی می‌بیند، قادر به مشارکت در عمل سیاسی اصلاح‌طلبانه نیست و برعکس نیرویی که خود را در این وضعیت نمی‌بیند و کنشگری اصلاح‌طلبانه می‌کند، نمی‌تواند به رفتار نیروی پیشین معترض باشد. 

اگر از این زاویه نگاه کنیم، رژیم گذشته هم از آغاز شکل‌گیری آن کمابیش و به درجاتی استثنایی بود و حکومت اغلب با دستور و اراده شاه اداره می‌شد ولی هنگامی که در آستانه انقلاب و سال ۱۳۵۷ در شرایط کامل وضعیت استثنایی قرار گرفت، نتوانست بقا یابد و شکست خورد و حکومت برآمده از انقلاب سعی کرد که هنجارها و قواعد جدید خود را شکل بدهد و از وضع استثنایی خارج شود.

با رفراندوم و شکل دادن مجلس خبرگان قانون اساسی و تصویب قانون اساسی و سایر ارکان نهادی، این کوشش‌ها مشهود بود، ولی در عمل تنش‌ها و درگیری‌های داخلی و سپس رخداد جنگ ۸ ساله، ایران همچنان در وضعیت استثنایی باقی ماند. شاید پایان جنگ و پاسخی که رهبری انقلاب به نمایندگان مجلس سوم درباره قانون نوشتند، نشان‌دهنده این واقعیت بود که «تصمیم دارم در تمام زمینه‌ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. آنچه در این سال‌ها انجام گرفته در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می‌کرد تا گروه‌های کور قانونی سریعا به نفع مردم و اسلام بازگردد.» (سوم آذر ۱۳۶۷)

این پاسخ تاکیدی بود بر وضعیت استثنایی و تقدم تصمیم بر قانون و هنجار. از سال ۱۳۶۸ به مرور وضعیت استثنایی کمرنگ‌تر و در نهایت امکان کنشگری اصلاح‌طلبانه در سال ۱۳۷۶ فراهم شد و یکی از بهترین دوران‌های تاریخ جدید ایران تا سال ۱۳۸۴ رقم خورد، هر چند مقاومت در برابر آن و برای احیای وضعیت استثنایی شدید بود و قتل‌های زنجیره‌ای با چنین هدفی انجام شد. همچنین ترورها و بازداشت‌های دیگر نیز با همین هدف انجام شد ولی به نظر می‌رسید که ضربه نهایی را انتخابات سال ۱۳۸۴ زد و با آمدن احمدی‌نژاد، روند کلی جامعه به گذشته تغییر مسیر داد و جریان سال ۱۳۸۸ نقطه عطفی بر کشمکش میان دو وضعیت عادی و استثنایی بود.

انتخابات سال ۱۳۹۲ دوباره فرصتی ایجاد کرد که برخلاف انتظار و با عبور از روند استثنایی‌گری شاهد قرار گرفتن دوباره به روند وضعیت عادی‌سازی بودیم. وضعیتی که با اضافه شدن بحران روابط خارجی به شکاف‌های داخلی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل دوباره در مسیر وضعیت استثنایی قرار گرفته بود.
برجام ماجرا را موقتا حل کرد ولی از بدشانسی ایران، حاکم امریکا در مسیر استثنایی کردن وضع جهان بود و این سیاست را از ایران آغاز کرد و در نهایت برجام را به تاریخ سپرد. اقدام او با استقبال تندروهای داخلی، ماجرا را به مدار استثنایی برگرداند و بحران‌ها و اعتراضات داخلی ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و جنگ کوتاه‌مدت با امریکا، زمینه را برای کسانی که بخواهند کشور را به وضعیت استثنایی ببرند، آماده کرد.

انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ و به ویژه اعتراضات ۱۴۰۱ آخرین ضربه را به شرایط عادی زد و تعداد بسیار بیشتری از مردم را به این نتیجه رساند که شرایط استثنایی نسبت به آنان‌ از حد متعارف و تحمل گذشته است و کم‌کم امید خود را به هر سیاست‌ورزی از دست دادند و از آن فاصله گرفتند و چون بدیل دیگری نداشتند، از ذهنیت عجیب جنگ علیه میهن خود استقبال کردند.

در واقع اگر بخواهم دقیق توضیح دهم باید از انتخابات ۱۴۰۰ به بعد قلم را زمین می‌گذاشتم، زیرا آن انتخابات برای من نیز به معنای ورود به وضعیت استثنایی بود که بود. ولی یک امید در پس ذهنم داشتم، امیدی که چندین بار به آن اشاره کرده‌ام اینکه ساختار در این مسیر موفق نخواهد شد و راه بازگشت را پیش خواهد گرفت. به همین علت هم دو بار تاکید کردم که پایان سال ۱۴۰۳، پایان این مسیر است و باید پیش از رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت تغییری صورت بدهند. به همین علت هنگامی که انتخابات ۱۴۰۳ آغاز شد، بلافاصله آن را نشانه این تحول و تغییر مسیر دانستم. همان زمان هم گفتم اگر در چند موضوع اساسی تغییر ملموسی رخ ندهد، قلم را زمین می‌گذارم ولی در پایان سال به جمع‌بندی نهایی نرسیدم، چون هر چند تغییرات مطابق انتظاراتم نبود، ولی آن اندازه هم کم نبود که بتوان نادیده گرفت. به علاوه در بهار و تابستان ۱۴۰۴ دوبار با برخی دوستانم مشورت کردم که بالاتفاق ننوشتن را تایید نکردند. لذا در سال ۱۴۰۴ نیز نوشتن را ادامه دادم.

جنگ ۱۲ روزه نقطه عطف بود. رفتار مردم نشانگر وجود امیدی به تغییر از سوی حکومت بود، در ابتدا هم دیده شد، ولی به مرور به تنظیمات کارخانه بازگشتند. در پاییز به این نتیجه رسیدم که به پایان خط رسیده‌ایم. به همین علت گفتم که ساختار سیاسی نمی‌تواند به راحتی سال ۱۴۰۴ را پایان بدهد و وارد ۱۴۰۵ شود. منتظر فرصت بودم که قلم را زمین بگذارم، چون دیگر نمی‌توانستم در چارچوب رویکرد اصلاحی بنویسم، شرایط برای افراد بیشتری استثنایی تلقی می‌شد و نوشتن بی‌فایده و غیرقابل شنیدن بود. نوشتن باید هدف روشن و ملموس داشته باشد. از نظر من در روزنامه‌نگاری، نوشتن بی‌هدف و نوشتن برای نوشتن بی‌معنا بود.

هنگامی که حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه رخ داد لحظه‌ای در توقف نوشتن تردید نکردم، زیرا با این اتفاقات، نه من که خیلی‌های دیگر وارد عصر استثنایی شدند و اصلاح‌طلبی و نوشتن در چارچوب این رویکرد ممتنع شد. به همین علت در ۲۲ دی ماه همراه با آخرین نوشته‌ام درباره آموزش و پرورش اعلام کردم که این آخرین یادداشت مطبوعاتی من است. تحلیل خودم درباره آغاز اعتراضات را در یک گروه تلگرامی خصوصی نوشتم و منتشر خواهم کرد. جنگ که آغاز شد، وضعیت کشور استثنایی‌تر از گذشته و فرآیند کامل شد. هر چند انتظار می‌رفت که درباره جنگ بنویسم، چندین یادداشت نوشتم و به صورت محدود منتشر کردم و یک بیانیه در محکوم کردن جنگ هم به صورت عمومی منتشر کردم، ولی هنوز نتوانسته بودم که به جمع‌بندی روشنی از وضع موجود برسم.

اکنون و از این پس در چارچوب وضعیت استثنایی و نه رویکرد اصلاحی می‌نویسم. وضعیتی که بقای ایران و ساختار سیاسی وابستگی به عبور از آن دارد. مساله اصلی و محوری یادداشت‌های من از این مقطع به بعد اغلب در چارچوب جنگ و اهمیت و ضرورت پایان دادن به جنگ و مسائل مرتبط با آن است. جنگی که موجودیت کشور را تهدید می‌کند و باید صاحبان تصمیم به هر قیمتی از آن عبور کنند، عبوری که نیاز و خواست اصلی بخش بزرگی از مردم نیز است.

امروز ایران در وضعیتی جدید قرار گرفته و مسائلی جدید را پیش روی آن قرار داده است. در این میان مساله اصلی در این وضعیت جدید، بقا و نظم و برقراری امنیت و تامین عزتمندانه نیازهای اولیه همه مردم است. تداوم جنگ تامین این اهداف را از دسترس دورتر می‌کند. در این وضعیت در عمل قانون به معنای دقیق آن تعلیق می‌شود و امور کشور صرفا با اتکا به قوانین و نهادها اداره نمی‌شود. امروز بیش از هر چیز به اراده قدرت حاکمه و تصمیمش برای خروج از این وضعیت نیاز است. اراده‌ای که باید بیش از هر چیز معطوف به حفظ ایران و پرهیز از سیاست‌هایی باشد که موجب آشفتگی بیشتر سیاسی می‌شود.

17302

کد مطلب 2210912

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین