به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در شبهای آغازین جنگ تحمیلی سوم که دستههای عزاداری و پرچم گردانی از چهارراه نبرد روانه میادین و خیابانهای اطراف میشدند، شاید هر از چندگاهی دورتادور میدان دوم نیروی هوایی هم سروصدایی به راه میافتاد و رنگ و بوی جهاد میگرفت اما این شبها به همت جوانک دهه هفتادی، پایگاه ثابت حضور مردم جان فدای ایران شده و حال و هوایش عجیب دیدنی است.
اینجا شور کربلا به پاست
بنابر روایت فارس، یا علی گفت و بیرق سرزمین مادری را برافراشت. نماد سهرنگ هویت و ملیتی که این شبها نهتنها دستبهدست میچرخد، بلکه حاضران با هر ظاهر و عقیده و جناحی مصرانه برای تماشای اهتزازش میایستند، برای داشتنش هزینه می کنند و با همه عشق و افتخار رو به آسمان تکانش میدهند. اینجا خیرین بیچشم داشت و از صمیم جان هزینه میکنند، شور حسینی باغیرت ملی گرهخورده است و خبری از سازمان و ارگان خاصی نیست؛ فقط مردماند و مردم؛ با یکدنیا شور و عشق .پای صحبتهای «آقا مسعود»، از روایت جهادی میشنویم که در نقطهای آرام و خاموش از پایتخت آن هم در شبهای سرنوشتساز مقاومت و میدانداری به پاشد.شبهایی که حضور مردم در خیابانها خار چشم و استخوان گلوی دشمنان ایران و ایرانی شده است.
راهپیمایی شبانه از مسجد محل
در این محل مسجدی به نام انصار الحسین(ع) داریم که بعد از نماز مغرب و عشا، دستهای را با تبیین یکی از عزیزان به نام آقای «رضایی» از آنجا به راه میاندازیم و از انتهای خیابان پنجم تا سر پیروزی راهپیمایی میکنیم و برمیگردیم.بعد از این برنامه تصمیم گرفتم هر چند تنها و بهصورت انفرادی دستبهکار شوم. با اصرار از یکی از عزیزان هیئت دار محل یک باند گرفتم و با برپایی باند و بساط چای در پشت ماشین و در گوشهای از میدان، به لطف خدا آغاز این تجمعات شبانه در ضلع جنوبی میدان کلید زدهشده. خدا را شکر، شبها در کف خیابان هستیم و اینجا را نگهمیداریم. مردم هم که حسابی پای کارند و تا آخر میایستند.

خیابان با شما، میدان با ما
«از اوایل جنگ تا شب چهارشنبهسوری که حساسیت زیادی روی آن بود بیشتر در زمینه امنیتی شروع به کار کردیم.یکی دو روز بعد از چهارشنبهسوری وضعیت را بررسی کردیم و دیدیم خیابانها از این لحاظ اشباع است؛ یعنی خدا را شکر هم نیروی انتظامی، هم بسیج، هم سپاه و نیروهای امنیتی دیگر پایکار هستند. برای همین به سراغ محل خودمان آمدیم و شرایط این محل را بررسی کردیم؛ فلکه دوم نیرو هوایی در خیابان پنجم. یک منطقه استراتژیک، از این بابت که پارکی بزرگ دارد و بسیاری از جوانان منطقه، محلیهای عزیز و ماشینها تردد میکنند و بنابراین محل بسیار شلوغی است.با بررسی وضعیت این منطقه به این نتیجه رسیدیم که واقعاً جای کار دارد؛ یعنی میشود اینجا کار فرهنگی و تبلیغاتی انجام داد، مردم را به خیابان آورد و تجمع برگزار کرد. اینجا میدان بسیار بزرگی است. در قسمت شمالی آن هر روز تعدادی از برادران از قم با دو تا ماشین میآمدند و با تعدادی پرچم ایران، ترموس چای و یک باند، مردم را به حضور در کف خیابان دعوت میکردند. ما هم ابتدا به این عزیزان کمک میکردیم و پرچمهایی را بهصورت امانی به دست جمعیت حاضر میدادیم.بعد دیدیم که قسمت جنوبی میدان نیز جای کار دارد. پس پیگیری کردیم که یک باند فراهم کنیم. با یک ترموس شروع کردیم و دو سه نفر شدیم. واقعاً مردم نیاز به تبلیغات و روحیهدهی برای حضور در میدان دارند. بارها نیز اهمیت حفظ خیابانها توسط مسئولین و فرماندهان محترم توصیه شده است و سفارش شده که: «خیابان با شما؛ میدان با ما».

تبدیل تهدید به فرصت؛ زنده شدن پرچم در دست مردم
حاجقاسم عزیز فرمودند در دل تهدیدها فرصتهای زیادی هست و ما امروز در خیابانها میبینیم پرچمی که شاید سالها از دید مردم کشورمان بهدور و حضور آن محدود به مناسبتها بود و فقط در میادین و خیابانهای اصلی و یا محافل خاصی نصب میشد ، الان با این تهدید دوباره زنده شد و به دست مردم آمد. ما هم این فضای شور و حماسه دینی، ملی و انقلابی را دیدیم و وارد شدیم.
البته که بسیار جای کار وجود دارد.
خیرین محلی اینجا هم دست به کار عاشقی شدند
انجام کارهای جهادی همت و غیرت میخواهد و مناعت طبعی از جنس خیرین عاشق. پس برای برپایی گسترده و برقرار ماندن این شور و حال به سراغ عزیزان خیر محل رفتیم.در ابتدا به یکی از بزرگوارانی که برای ولادت امامزمان (عج) مراسم بسیار خوبی در این محله برگزار میکند، یک پیامک ساده دادم و گفتم پرچم نیاز داریم. شب بعد تعدادی پرچم آورد تا بهصورت امانی به دست مردم بدهیم!باور کنیم این فعالیتها بسیار ساده، قابلانجام و اجرا است. همانطور که تجمع شبانه در این محله با یک باند، تکوتنها بهصورت خودجوش شروع شد و با همراهی مردم عزیز هر شب پرشورتر شد بدون آنکه از هیچ ارگانی کمک بگیریم.

این شبها فرصت تبیین است
خدا را شکر عزیزانی که مسئول کارهای فرهنگی در نهادهای مربوطه هستند دغدغه دارند.ما در تهران میادین و خیابان اصلی کم نداریم. این عزیزان باید همراه مردم به کف خیابانها بیایند. اکنون موقع آن است که تا میتوانیم غرفههای تبیین و فرهنگی را برپا کنیم و از این جمعیت مردمی غافل نباشیم.
تأمین هزینهها از طریق فروش پرچم
ما هر شب سعی میکنیم کنار چای، شیرینی و بیسکویتی هم به مردم عزیزمان تقدیم کنیم. گاهی هم عزیزانی پرچمهای امانی را با خود میبرند و باید دوباره جایگزین شوند .بالاخره باید این هزینهها تأمین شود.فکری به ذهنمان رسید و غرفهای برای فروش پرچم راهاندازی کردیم. پرچمها کار یک گروه جهادی در حوالی میدان خراسان است که محصولاتی دیگر مثل دستبند و مچبند را هم با قیمت بسیار مناسب و نه جهت سودآوری، بلکه بیشتر برای توزیع رایگان تولید میکنند.ما هم اجازه گرفتیم و گفتیم میخواهیم از فروش این پرچمها هزینههای جاری مراسم و تجمعات شبانه را تأمین کنیم.
مردم دست به خیر و عاشقند
خدا را شکر مردممان دست به خیرند و عاشق. حتی برای ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر، یکی از عزیزان آمد و پیشنهاد داد کاری انجام دهیم. نظر ایشان این بود که تعدادی وسایل دخترانه خریداری و به دخترخانمها داده شود. چهار میلیون تومان هم هدیه کرد. ما هم دو میلیون تومان از موکب گذاشتیم و برای سنین مختلف دختران - از سن ۳، ۴ تا ۱۵ سال کلیپس سر، گیره روسری، جامدادی و کیف پولهایی که طرح حجاب و انقلابی داشتند، تهیه کردیم و به ماشینهایی که دختردار بودند هدیه کردیم.با برپایی این غرفه فروش پرچم _البته به قیمت بسیار مناسب_ هم، مردم مشارکت میکنند تا با مبلغی که برای خرید و یا هدیه به موکب میدهند، هزینههای پذیرایی رایگان را تأمین کنیم.ما هم سعی میکنیم با این درآمد، هر شب با چای و بیسکویت از مردم پذیرایی کنیم و این مختصر کاری است که میتوانیم انجام دهیم.

این پرچم یک دنیا می ارزد
بعضیها نذر پرچم میکنند. چند تا میخرند، یا در بین پرچمهای امانی میگذارند، یا تقدیم ماشینها و افرادی میکنند که در اجتماع حاضرند ولی دستخالی ایستادهاند و پرچمی در دست ندارند.گاه خانمهایی از غرفه پرچم میخرند و ساعتها میایستد و آن را تکان میدهند که ظاهر و حجابشان بسیار متفاوت از حد تصور برای حضور در این اجتماعات است! اما چیزی که خیلی ارزش دارد این است که همه ایرانیها این روزها دارند برای پرچم کشورشان هزینه میکنند. پرچمی که دشمنان ایران میخواستند به آن بیحرمتی کنند.
حواسمان به حفظ وحدت باشد
اگر دشمن همان روال تحریمها و جنگ روانی را ادامه میداد، ممکن بود ضربات بدتری به ما بزند. این جنگ باعث اتحاد دوباره مردم شد.محور باید پشتیبانی از مسئولین نظام و در رأس آنها رهبر عزیزمان باشد. ما اصلاً کاری به جریانهای سیاسی نداریم. تمام سعی و تلاش ما پشتیبانی از نظام جمهوری اسلامی است و میدانیم که رهبر شهیدمان هم چقدر بر حفظ وحدت تأکید داشتند. ما تا الان سعی کردهایم اهمیت این موضوع را در این اجتماع و شعارها و رجزهایش رعایت کنیم. یکی از شعارهای ما همین بود: «دیپلمات باغیرت، مذاکره باعزت». این شعار را میدهیم تا به آنها بگوییم: شما مذاکره کنید، اما باعزت. نگران نباشید. محکم بایستید، ما مردم پشت شما هستیم.




نظر شما