به گزارش خبرآنلاین از مازندران، آستانه میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت که میرسد، دوباره دلها به سوی طوس پر میکشد. مردم مازندران، دیار علویان، این روزها بیش از هر زمان دیگری دل در گرو عشق به امام مهربانیها دارند. هوای ساری، هوای مشهد نیست؛ اما دلها که پر میکشد دیگر مرز جغرافیا، معنایی ندارد. خیابانها و میدانهای مازندران این شبها پر از کسانی است که نام «یا رضا» بر لب دارند و چشم به راه پرچم سبز گنبد طلایی.
این روایت، روایت دلتنگیهایی است که نه در قاب خاطره، که در عمق جان این مردم جا خوش کرده است. روایت کسانی که سالهاست منتظر یک «سلام» دوباره به آقای مهربانیها هستند.
دلتنگیهایشان را حتی اگر به اندازه چند روز و چند ماه هم باشد، خوب به خاطر دارند. مگر میشود قطعهای از بهشت در سرزمینت باشد و تو اینگونه کبوتر آستانش نباشی؟
از شهروندان مازندرانی پرسیدیم: آخرین سفری که برای زیارت امام رضا (ع) تشریف بردید، به خاطر دارید که چه ماهی بوده؟
یکی پاسخ داد: «فکر میکنم سه سال پیش بوده، اردیبهشت ماه...» دیگری گفت: «تقریباً سه سال و نیم پیش... سه سال پیش...» و صدایی از میان جمعیت یادآور شد: «پنج، شش سال پیش... چهار سال پیش...».
وصف حرم که میرسد، چشمان زائران خودبهخود میجوشد و دستانشان به سوی ضریح بیقرار میکشند؛ آن هم در شب و روزی که مزین به میلادش است؛ میلاد آفتاب هشتم، علی بن موسی الرضا (ع).
یکی از زائران با چشمانی خیس از اشتیاق گفت: «هیچ جا شبیه حرم امام رضا نیست.»
وقتی از او پرسیدیم اگر قرار باشد حاجتی از امام رضا (ع) طلب کند، اولین چیزی که به ذهنش میآید چیست، پاسخ داد: «آرامش برای کل ایران، زودتر تمام شدن مشکلات، حل شدن گرفتاری جوانان، شفای بیماران اسلام و در نهایت، صلح، آرامش و شادکامی برای همه مردم.»
صدای نقارهها به وقت عقربههایی که به هشت میرسند، در صحن و سرایی که این ایام دشتی از نور و سرود است، برای زائران مازندرانی روایتگر شوقی است که هیچ فاصلهای نمیتواند آن را کمرنگ کند.
آنان در پایان با قلبی پر از عشق زمزمه کردند: «ذکر روز و شبم عشق تو دار و ندارم، بیحرم نمیتونم سر کنم، نمیدونم بغضمو کجا ببرم. بیش از گذشته کبوتر آستانت هستیم، سلام که بدهیم، حس میکنیم برای پابوسی آنجا در حرمت هستیم.»
پس تنها کافیست بگوییم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
گزارش از دیوارگر




نظر شما