گروه اندیشه: ریمون آرون در خاطراتش انتقادات جدی به پییر بوردیو می کند. انتقادات او یادآور برخی روشنفکران و سیاستمداران ایرانی است که به شدت به قدرت علاقه دارند و آن را دائم نقد رادیکال می کنند. به عبارتی، به نوعی نه تنها به شکل گیری قدرت بر اساس منافع ملی کمکی نمی کنند که ناخواسته یا خواسته با تزاحم های رادیکال به قدرت بر اساس منافع جناحی مدد می رسانند. متن بابک مینا در باره خاطرات ریمون آرون که در کانال فرهیختگان راهی به رهایی منتشر شده را می خوانید:
****
«پییر بوردیو پس از بازگشت از خدمت سربازیاش، پیشتر کار میدانی را آغاز کرده بود. در آن زمان، او همه نویدهایی را میداد که بعدها نیز به آنها وفا کرد: یکی از «بزرگان» نسل خود. اما آنچه از او انتظار نمیرفت، چیزی بود که بعدها شد: رهبری فرقهوار، مطمئن به خود و سلطهجو، خبره در دسیسههای دانشگاهی، و بیرحم نسبت به کسانی که میتوانستند بر [شهرت و قدرت او] سایهای بیندازند. از نظر انسانی، من انتظار دیگری از او داشتم.»
یکی از چیزهایی که در فرانسه به سرعت موجب سرخوردگیام شد این بود که متفکرانی را که دوست داشتم، چون قدرت را نقد میکردند، خود از همه بیشتر قدرتطلب بودند. بوردیو در دهه هفتاد به تدریج جبههای دانشگاهی ساخت و لشکری از سربازان. او درخشان بود بدون شک ولی انتخابش در کلژ دو فرانس تنها مدیون درخشانیاش نبود: بوردیو استاد زدوبندهای دانشگاهی بود، چنانکه آرون به درستی میگوید. «رادیکال» بودن «ضدسیستم» بودن برای این روشنفکران وسیلهای است که بیشتر و بیشتر در «سیستم» موقعیت مرکزی پیدا کنند.
بوردیو مدام رسانهها را نقد میکرد اما مدام در رسانهها بود! دانشگاه را نقد میکرد اما در عالیترین نهاد دانشگاهی فرانسه صاحب کرسی بود. جاهطلبی دانشگاهی به خودی خود بد نیست، ولی دیگر این ژست ضد سیستم بودن چیست؟ شما عطش دیده شدن و بزرگی و نام بلند دارید، حتی بسیار بیشتر از حد معمول، اما خود را ضدسیستم نشان میدهید.
اگر این نقاب ضدسیستم بودن را از چهره برداریم، فروتنانه بگوییم ما هم مثل هر انسان دیگر جاهطلبیهایی داریم ولی مثل هر انسان خوبی باید بکوشیم جاهطلبیهایمان را با فضلیتهای اخلاقی محدود و مهار کنیم، صادقتر خواهیم بود. این ژست انقلابی بودنِ کسانی که خود عطش سیریناپذیری برای قدرت و نام بلند دارند، تولید خشم و سرخوردگی میکند.

۲۱۶۲۱۶




نظر شما