گروه اندیشه: دکتر یدالله کریمی پور استاد بازنشسته نظریه ها و عملیات استراتژیک دانشگاه خوارزمی، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود، تلاش کرده به این سوال که «چرا پاسارگاد خطرناکتر از پادگان است؟» پاسخ بدهد. این یادداشت از نظرتان می گذرد:
****
تغییر تکیهگاه صرف یک ملت از «ایدئولوژی های گذرا» به «هویت ملی مستمر»، فراتر از یک تحول فرهنگی، یک دکترین دفاعی است. دشمنانِ ملت-دولتهای کهن، از بازگشت رقیب به اصالت تمدنی خود میهراسند؛ زیرا این جابهجایی، معادلات نبرد را از «جنگ میان دولتها» به «جنگ میان ملتها» تغییر میدهد. برتری ناسیونالیسم استراتژیک بر ایدئولوژی محض در چهار محور عملیاتی نهفته است:
۱- ملت-سنگر
ایدئولوژی بهدلیل ماهیت حذفی، بخشی از توان نخبگان و توده را به حاشیه میراند. ولی هویت ملی، چتری فراگیر است که تکثر مذهبی، زبانی و سیاسی را ذیل مفهوم «میهن» پیوند میزند. در این الگو، دفاع از انحصار یک طبقه خاص خارج شده و به اراده عمومی بدل میشود؛ وضعیتی که در آن مهاجم نه با یک هسته نظامی محدود، بلکه با سد رسوخناپذیر اراده ملی روبروست.
۲- بازدارندگی
سازمانهای نظامی متکی بر وفاداریهای حزبی، با حذف لایههای فرماندهی یا ضربات سنگین، در نهایت دچار فروپاشی ساختاری میشوند. ولی نظامیگری ریشهدار در غرور ملی، خاصیت «خودترمیمی» دارد. تاریخ نشان داده حتی در صلبترین سیستمهای ایدئولوژیک (مانند شوروی استالین در جنگ جهانی دوم)، این فراخوان «هویت میهنی» بود که پس از شکستهای اولیه، موتور محرک بازسازی نیروها و انتقام راهبردی شد. هویت ملی، فونداسیون سازهای است که حتی با تخریب طبقات فوقانی، پابرجا میماند.
۳- بن بست مشروعیت برای مهاجم
برای قدرتهای مداخلهگر، تخریب یک تفکر سیاسی در افکار عمومی جهان آسان است. ولی حمله به نیرویی که خود را پاسدار یک «میراث تمدنی» میداند، مهاجم را در موضع «ویرانگر تاریخ» قرار میدهد. این پیوند تمدنی، پروژههای انزوای بینالمللی را به بنبست میکشاند و مشروعیت دفاع را از سطح یک منازعه سیاسی به یک حق تاریخی جهانی ارتقا میدهد.
۴- عقلانیت معطوف به بقا
ناسیونالیسم استراتژیک، برخلاف ایدئولوژی که گاه بر پایه تخیلات آرمانی تصمیم میگیرد، فرماندهان را به «واقعگرایی سخت» وا میدارد. در این پارادایم، تخصص بر وفاداری حزبی پیشی میگیرد، زیرا هدف، حفظ «کل سرزمین» در تندبادهای تاریخی است. این نگاه، سیستم را در برابر نفوذ اطلاعاتی نفوذناپذیرتر و در محاسبات جنگی، منعطفتر و دقیقتر میکند؛ چرا که شکست در اینجا، به معنای نابودی یک تاریخ است، نه فقط شکست یک حزب.
نتیجهگیری
دشمنان ترجیح میدهند با رقیبی مواجه باشند که تنها به یک «ایده» مسلح است؛ چرا که ایده را میتوان با تبلیغات یا ایدهای دیگر به چالش کشید. ولی تقابل با ملتی که به جغرافیا و تاریخ خود تکیه کرده، فرو رفتن در باتلاقی است که هیچ قدرت نظامی قادر به برونرفت پیروزمندانه از آن نیست. کوتاه آن که پاسارگاد نه یک بنای باستانی، که «نقطه پرگار» اتحاد ملی در برابر بیگانه است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما