به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ثبات اقتصادی چه در شرایط عادی و چه در موقعیتهای بحرانی مانند جنگ یا تحریم، نقش ستون فقرات یک جامعه را ایفا میکند. وقتی جریان عرضه و تقاضا بهصورت طبیعی و عادلانه پیش میرود، اعتماد عمومی حفظ میشود؛ اما بهمحض اینکه این تعادل بههم بخورد، نگرانی و بیثباتی به سرعت در میان مردم گسترش پیدا میکند. یکی از مهمترین عواملی که این تعادل را برهم میزند، احتکار است.
بنابر روایت تسنیم، احتکار در ظاهر یک رفتار اقتصادی ساده به نظر میرسد؛ یعنی نگهداشتن کالا برای فروش در زمان گرانی. اما در واقع، این رفتار نوعی سوءاستفاده از نیاز عمومی است. وقتی عدهای کالای ضروری را از دسترس خارج میکنند تا در زمان مناسب با قیمت بالاتر عرضه کنند، در حقیقت فشار مستقیم بر زندگی مردم وارد میشود و بازار را از حالت طبیعی خارج میکنند.
نتیجهی این رفتار، فقط افزایش قیمت نیست، بلکه ایجاد یک موج روانی در جامعه است. مردم با دیدن کمبود، به خرید هیجانی روی میآورند، اعتمادشان به بازار کاهش پیدا میکند و حتی ممکن است روابط اجتماعی نیز تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین فضایی، فاصلهی طبقاتی بیشتر میشود و اقشار ضعیف بیشترین آسیب را میبینند.
از طرف دیگر، اگر این وضعیت کنترل نشود، به یک چرخهی معیوب تبدیل میشود؛ یعنی احتکار، گرانی میآورد و گرانی، انگیزهی احتکار را بیشتر میکند. در این میان، نقش مدیریت و نظارت بسیار تعیینکننده است. اگر حاکمیت نسبت به این رفتارها بیتفاوت باشد، عملاً راه را برای گسترش بیعدالتی اقتصادی باز کرده است.
در همین چارچوب، در کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نیز میبینیم که با نگاهی دقیق به واقعیت بازار، هم جنبهی مثبت آن دیده شده و هم آسیبهایش. ایشان در نامهی خویش به مالک اشتر با اشاره به اینکه بیشتر بازرگانان اهل آرامش و تعاملاند، هشدار میدهد که «در میان بازرگانان، کسانی هم هستند که تنگنظر و احتکارکنندهاند»؛ یعنی مشکل از یک اقلیت فرصتطلب آغاز میشود، نه کل بازار.
این اقلیت، با نگهداشتن کالا و عرضهی آن به قیمت دلخواه، عملاً قواعد انصاف را بههم میزند. همانطور که در آن توصیه آمده است: «کالا را به هر قیمتی که میخواهند میفروشند»، و این رفتار، بهصراحت «برای همه افراد جامعه زیانبار» توصیف شده است. این جمله بهخوبی نشان میدهد که احتکار، یک ضرر عمومی است، نه یک سود شخصی ساده.
در ادامه، تأکید میشود که جلوگیری از احتکار، یک وظیفهی جدی است و نباید نسبت به آن سهلانگاری کرد: «از احتکار کالا جلوگیری کن»، و حتی به سیرهی پیامبر محمد بن عبدالله اشاره میشود که با این پدیده مقابله میکرد. این یعنی مقابله با احتکار، هم یک ضرورت عقلی است و هم یک اصل پذیرفتهشده در سنت اسلامی.
پس برخورد با محتکران نیز باید هوشمندانه باشد؛ نه رها کردن و نه افراط در مجازات. همانگونه که آمده است: «محتکر را کیفر بده تا عبرت دیگران شود، امّا در کیفر او اسراف نکن». این نگاه، یک تعادل مهم را یادآوری میکند: حفظ عدالت در بازار با خوشبینی به تجار و در عین حال برخورد سخت با محتکران بدون آنکه به افراط در مجازاتشان منجر شود.
-----------------------------------
متن توصیه امام علی علیهالسلام به مالک اشتر:
ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ، وَأَوْصِ بِهِمْ خَیْراً، الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَالْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَأَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَجُلّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَالْمَطَارِحِ، فِی بَرِّکَ وَبَحْرِکَ وَسَهْلِکَ وَجَبَلِکَ، وَحَیْثُ لاَ یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَلاَ یَجْتَرِءُونَ عَلَیْهَا؛ فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لاَ تُخَافُ بَائِقَتُهُ، وَصُلْحٌ لاَ تُخْشَی غَائِلَتُهُ. وَتَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَفِی حَوَاشِی بِلاَدِکَ. وَاعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ، أَنَّ فِی کَثِیر مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَاحْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَتَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ، وَذَلِکَ بَابُ مَضَرَّة لِلْعَامَّةِ، وَعَیْبٌ عَلَی الْوُلاَةِ؛ فَامْنَعْ مِنَ الاِحْتِکَارِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مَنَعَ مِنْهُ. وَلْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْل وَأَسْعَار، لاَ تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَالْمُبْتَاعِ. فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْیِکَ إِیَّاهُ فَنَکِّلْ بِهِ، وَعَاقِبْهُ فِی غَیْرِ إِسْرَاف.
سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنایع بپذیر، و آنها را به نیکوکاری سفارش کن، بازرگانانی که در شهر ساکنند، یا آنان که همواره در سیر و کوچ کردن می باشند، و بازرگانانی که با نیروی جسمانی کار می کنند، چرا که آنان منابع اصلی منفعت، و پدید آورندگان وسایل زندگی و آسایش، و آوردندگان وسایل زندگی از نقاط دور دست و دشوار است، از بیابانها و دریاها، و دشت ها و کوهستانها، جاهای سختی که مردم در آن اجتماع نمیکنند، یا برای رفتن به آنجاها شجاعت ندارند. بازرگانان مردمی آرامند، و از ستیزه جویی آنان ترسی وجود نخواهد داشت، مردمی آشتی طلبند که فتنه انگیزی ندارند.
در کار آنها بیندیش چه در شهری باشند که تو به سر می بری، یا در شهرهای دیگر، با توجه به آنچه که تذکر دادم. این را هم بدان که در میان بازرگانان، کسانی هم هستند که تنگ نظر و بد معامله و بخیل و احتکار کننده اند، که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند. و کالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند، که این سود جویی و گران فروشی برای همه افراد جامعه زیانبار، و عیب بزرگی بر زمامدار است. پس، از احتکار کالا جلوگیری کن، که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از آن جلوگیری میکرد، باید خرید و فروش در جامعه اسلامی، به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد، با نرخ هایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند، کسی که پس از منع تو احتکار کند، او را کیفر بده تا عبرت دیگران شود، امّا در کیفر او اسراف نکن.




نظر شما