به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در هر جامعهای، گاهی افرادی در جایگاه مسئولیت قرار میگیرند که بهجای خدمت به مردم، بیشتر به فکر منافع شخصی و دنیای خودشان هستند. این مسئله فقط یک مشکل فردی نیست، بلکه میتواند فضای کلی جامعه را هم تحت تأثیر قرار دهد و اعتماد مردم را کم کند. در نگاه دینی، مسئولیت یک امانت است، نه فرصتی برای سودجویی. به همین دلیل، مهم است بدانیم در برابر چنین کارگزارانی چه رفتاری درست است؛ رفتاری که هم جلوی انحراف را بگیرد و هم مسیر عدالت و سلامت جامعه را حفظ کند.
بنابر روایت تسنیم، عقل حکم میکند که در برابر چنین مفاسدی نمیتوان بیتفاوت بود؛ چرا که بیتفاوتی، راه را برای گسترش فساد هموار میکند. وقتی کارگزاران بهجای انجام وظیفه، به دنبال منافع شخصی بروند، هم حق مردم ضایع میشود و هم پایههای اعتماد در جامعه سست میگردد. بنابراین، برخورد آگاهانه و بهموقع با اینگونه انحرافات، نه از سر تندی، بلکه برای حفظ سلامت جامعه و جلوگیری از ریشهدار شدن فساد، یک ضرورت جدی است.
یکی از بهترین الگوهای حکمرانی، بلکه از برترین آنها، سیرهی امیرالمؤمنین امام علی است؛ چرا که فضای جامعهی آن زمان، از جهاتی به شرایط امروز ما نزدیکتر است. در آن دوره نیز جامعه با چالشهایی مثل دنیاطلبی برخی کارگزاران، سوءاستفاده از موقعیت و فاصله گرفتن از عدالت روبهرو بود. به همین دلیل، رفتار و نوع برخورد آن حضرت با این انحرافات، میتواند برای امروز ما هم الهامبخش و راهگشا باشد.
بر اساس سیره علوی در مییابیم که برخورد امام علی با کارگزاران متخلف، قاطع و در عین حال عادلانه بود. ایشان نه از خطاها چشمپوشی میکرد و نه اجازه میداد برخوردها از مسیر انصاف خارج شود. هرجا نشانهای از دنیاطلبی، خیانت در امانت یا تضییع حقوق مردم دیده میشد، با صراحت تذکر میداد و در صورت لزوم، کارگزار را عزل میکرد. این نوع برخورد نشان میدهد که در نگاه علوی، حفظ عدالت و حقوق مردم بر هر ملاحظهای مقدم است و هیچکس نباید به بهانه جایگاه یا سابقه، از پاسخگویی معاف شود.
ایشان گاهی دستور میدادند که متناسب با فسادی که یک مسئول انجام داده، برخوردی صورت گیرد که پنهان نماند و دیگران نیز از آن آگاه شوند؛ بهگونهای که نتیجه کار و پیامد رفتار او برای جامعه روشن باشد. در سیرهی امام علی این نوع برخورد، نه برای تحقیر افراد، بلکه برای جلوگیری از گسترش فساد و عبرتآموزی دیگران بود؛ تا هم حق مردم حفظ شود و هم کسی جرأت نکند از موقعیت خود سوءاستفاده کند.
چوب عدالت علوی، غریبه و آشنا نمیشناخت؛ بلکه امام علی خود را همواره در پیشگاه عادل مطلق میدید و بر همین اساس حکم میکرد. برای ایشان نسبتها، سابقهها و حتی نزدیکی افراد، مانعی در اجرای حق نبود. هرجا پای عدالت و حقوق مردم در میان بود، ملاک فقط حق بود، نه ملاحظهی اشخاص و همین نگاه، عدالت را از شعار به یک واقعیت زنده در جامعه تبدیل میکرد.
در کنار اینها، گروهی بودند که اساساً زیر بار عدالت علوی نمیرفتند و با زیادهخواهی، در پی ایجاد شکاف در آموزههای اسلام بودند. امام علی در برابر چنین جریانی، ناگزیر به ایستادگی و مقابله شد؛ چرا که سکوت در برابر آنها به معنای تضعیف حق بود. از همین رو، این تقابلها به درگیریهای جدی انجامید و در نهایت، چهار نبرد بزرگ به ایشان تحمیل شد.
این تقابلها در نهایت به چند نبرد مهم انجامید؛ از جمله نبرد جمل (ناکثین) که با محوریت دنیاطلبی و اختلافافکنی برخی چهرههای شناختهشده زمان حیات حضرت رسول الله (ص) شکل گرفت و نبرد صفین (قاسطین) که رویارویی با جریان قدرتطلبی و حاکمیتخواهی همچون معاویه بود. این نبردها نشان میدهد که امام علی علیهالسلام برای حفظ عدالت و جلوگیری از انحراف، حتی هزینههای سنگین درگیری را نیز پذیرفت.
ایشان بقای امت را در گرو مقابله با اینگونه مفاسد داخلی میدانست و مهمترین خطر را نه صرفاً تهدید دشمنان بیرونی، بلکه گسترش فساد در درون ساختار حکومت اسلامی تلقی میکرد. در نگاه امام علی، اگر کارگزاران از مسیر عدالت و امانتداری خارج شوند، پایههای جامعه از درون سست میشود؛ حتی اگر در ظاهر، دشمن خارجی حضور نداشته باشد. از این رو، حفظ سلامت داخلی و جلوگیری از نفوذ فساد در مسئولان، در نظر ایشان برترین مصلحت و شرط اصلی بقای امت به شمار میآمد.
پس در هیچ شرایطی این نگاه را نداشتند که به بهانه مصلحتاندیشی و بقا، از مقابله با مفاسد اقتصادی کوتاه بیایند. در سیرهی امام علی، عدالت و حفظ حق مردم اصل غیرقابل چشمپوشی بود؛ حتی اگر برخورد با یک فساد، هزینههای سیاسی یا اجتماعی به همراه داشت. برای ایشان، مصلحت واقعی در اجرای عدالت بود، نه در نادیده گرفتن خطاها یا کنار آمدن با فساد.




نظر شما