به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در بحرانها و بنبستهای زندگی، انسان بیخدا سه راه پیش رو دارد: تسلیم دشمن، تسلیم حوادث یا خودکشی. اما انسان با خدا دری چهارم میگشاید: در توکل به پروردگاری که بنبست را نمیشناسد و راه را میگشاید.
پرونده ویژه «قرآن بخوانیم» به بیان تفاسیر قرآنی از رهبر شهید میپردازد که در این شماره به بررسی موضوع «سه راهی که انسان بیخدا در بنبست میبیند» خواهیم پرداخت که متن آن تقدیم شما فرهیختگان میشود.
دیدید بعضی ها در دشواری های زندگی، در بحران ها، در آنجایی که از همۀ وسایل ظاهری دستشان کوتاه است، چه می کنند؟ دیدید؟ شنیدید؟
یکی از چند کار را انجام می دهند:
یا تسلیم دشمن می شود، می گوید وقتی کاری از من برنمی آید چه کنم؟ تسلیم دشمن، این یک.
یا تسلیم مسیر عادی زندگی می شود، نمی رود در مقابل دشمن به خاک بیفتد، اما عملاً راهی و روالی را در پیش می گیرد، حرکتی و تلاشی را به جا می گذارد و فراموش می کند که تسلیم جریان عادی زندگی شده درحقیقت.
این چنین آدمی هم اگرچه ظاهراً تسلیم دشمن نشده، باطناً تسلیم دشمن شده؛این هم یک جور، یک حالتی که معمول مردم در یک چنین بحران هایی در پیش می گیرند.
راه دیگر این است که به زندگی خودشان خاتمه بدهند. آن جنابی که وقتی به حکومت می رسد مثلاً، از اطراف گربه رقصانی های قدرت های بین المللی او را به ستوه می آورند، هروقتی، هرروزی از یک گوشۀ مملکتش، یک سروصدایی علیهش درست می کنند، وقتی که ناچارِ ناچار می شود، وقتی ذلّه می شود، خسته می شود، بیچاره می شود، به زندگی خودش خاتمه می دهد، انتحار می کند.
اینها راه هایی است که یک انسان بی خدا در بن بست ها برایش مطرح می شود. وقتی به بن بست رسیدی، وقتی به جایی رسیدی که به نظرت می آید اینجا تَهِ کوچه است، راهی در بین نیست، بر روی مردم معمولی چند در باز می شود،
درِ تسلیم، تسلیمِ دشمن شدن،
درِ تسلیم،تسلیمِ حوادث شدن،
درِ تسلیمِ جریانِ طبیعی زندگی شدن،
درِ خودکشی و انتحار، خود را نابود کردن و راحت شدن و احیاناً پشیمانی ها،
اما برای انسانِ باخدا درِ دیگری در بن بست ها باز می شود که باز شدن آن در، درهای دیگر را، درهای شرافت کُش را به روی او می بندد.
آن در، چه دری است؟
درِ توکل به خدا.
می گوید اینجا بن بست است. می گوید خدایی که من می شناسم بن بست را هم می شکافد.
بن بست چیست؟
ازنظر خدا بن بست نداریم ما. همۀ بن بست ها با دست قدرت خدا بُن باز است! راه دارد.
منبع: کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن،فصل ایمان،جلسه ۲،صفحه۵۴




نظر شما