مذاكرات اسلام آباد

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر در میانه ویرانی/ جنگ ۱۲ روزه باعث تولد ژانر جدیدی در سینما شد

پیکره تمدنی خاورمیانه، که همواره به عنوان گهواره فرهنگ و هنر جهانی شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر با چالش‌هایی روبرو شده است که فراتر از تخریب زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی، هویت تاریخی و فرهنگی ملل منطقه را هدف قرار داده است.

ریحانه اسکندری: بررسی ابعاد تخریبی جنگ تحمیلی و ناخواسته‌ای که در پی حمله  آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفت، نشان می‌دهد که هنر، فراتر از یک سرگرمی، اولین سنگری بود که در زیر آوار حملات و فشارهای اقتصادی فرو ریخت.

این گزارش به بررسی جزئیاتی از هم گسیختگی زیرساخت‌های هنری و توقف جریان خلاقیت در ایران می‌پردازد.

نقطه‌ی آغاز: خاکستر در سینما شکوفه

روایت ویرانی هنر را باید از سینما شکوفه آغاز کرد.  تخریب مراکز فرهنگی در این جنگ تنها به بناهای باستانی محدود نشد. سینما شکوفه تهران، واقع در میدان شهدا، به عنوان یکی از کانون‌های تپنده هنر سینما در مناطق جنوبی پایتخت، در جریان جنگ رمضان ویران شد. این سینما که ریشه در دهه ۴۰ خورشیدی داشت و پیش‌تر با نام «سیلوانا» شناخته می‌شد، پس از بازسازی گسترده در سال ۱۳۸۸ به یکی از مجهزترین پردیس‌های سینمایی تبدیل شده بود.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از آسیب وارده به سینما شکوفه

علی سرتیپی، مدیر این سینما، در گزارش‌های میدانی اعلام کرد که این مجموعه دو بار مورد اصابت قرار گرفته است. سالن اصلی با ظرفیت ۵۵۰ نفر، تجهیزات مدرن آپاراتخانه، پرده نمایش و بخش‌های اداری با خاک یکسان شده‌اند. هزینه بازسازی اولیه این مرکز فرهنگی بیش از ۲۰ میلیارد تومان برآورد شده است، اما خسارت معنوی ناشی از تعطیلی این میعادگاه فرهنگی برای مردمی که در میانه جنگ به دنبال روزنه‌ای از امید بودند، غیرقابل محاسبه است.

تئاتر: خفگی در نطفه

تئاتر ایران که پس از مدت‌ها رکود ناشی از شرایط جامعه، تازه در حال «جان گرفتن» بود و  موفق به جذب مخاطب با نسل جدیدی از آثار شده بود، با شروع درگیری‌ها به کما رفت. آثاری خصوصی که با خون‌دل و سرمایه‌های شخصی راه‌اندازی شده بودند، یکی پس از دیگری تعطیل شدند. پروژه‌های عظیمی که ماه‌ها وقت صرف تمرین آن‌ها شده بود، در پشت درهای بسته‌ی سالن‌ها خاک خوردند. 

تالار محراب نیز طی همین جنگ،  اسفند سال گذشته در نخستین روزهای جنگ و همزمان با انفجار ساختمانی در نزدیکی‌اش دچار آسیب‌دیدگی شد. در این آسیب‌دیدگی، بخشی از دیوارهای جداکننده وسط ساختمان، ورودی سالن استاد جمیله شیخی و ... از بین رفت. البته جالب توجه است که طبق اعلام غلامحسین شاه‌علی، مدیر این مجموعه موارد مربوط به خسارت تالار را به وزارت ارشاد اطلاع داده‌ شده است ولی فعلا خبر خاصی در زمینه بازسازی نیست.

او در عین حال، در تاریخ 13 اردیبهشت خبر داده است  که اجراهای تازه این تالار به زودی آغاز می‌شود و اشاره کرده است: «نخستین نمایش ما در سال جدید نمایش «آگنیتاژ» به کارگردانی مریم مهریان است که در سالن استاد جمیله شیخی روی صحنه می‌رود.»

شاه علی درباره شروع اجراها پیش از تعمیر و بازسازی تالار نیز توضیح داده است که: «مشکل خاصی در این زمینه نداریم و می‌توانیم اجراهای خود را روی صحنه ببریم.»

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
آسیب‌ وارده به تالار محراب

گالری‌ها و هنرهای تجسمی: تخریب میراث

در بخش هنرهای تجسمی، فاجعه رنگ دردناک‌تری گرفت. گالری کاما که به عنوان یکی از پیشروترین فضاهای نمایش آثار مدرن شناخته می‌شد، در جریان یکی از حملات دچار آسیب جدی شد. تخریب دیوارها و از بین رفتن بخشی از مخزن آثار، خسارتی جبران‌ناپذیر به این گالری زد.

گالری‌های کوچک‌تر نیز که توان مقابله با بحران را نداشتند، زیر بار هزینه‌های مرمت و نبود خریدار اثر هنری، ورشکسته شدند. هنر تجسمی که همواره به آرامش گالری‌ها وابسته بود، حالا در میان ویرانه‌ها به دنبال راهی برای بقا می‌گشت.

رسانه و موسیقی: سکوت اجباری

حملات تنها به مراکز تفریحی محدود نماند. ساختمان‌های استراتژیک فرهنگی نیز هدف قرار گرفتند. آسیب به ساختمان صدا و سیما  نیز  در پخش برنامه‌ها اختلال ایجاد کرد. تحریریه‌ی روزنامه سازندگی نیز از ترکش‌های جنگ بی‌نصیب نماند و بخشی از دفتر این روزنامه دچار خسارت شد.

در دنیای موسیقی، واژه‌ی «تعطیلی» تنها توصیف ممکن است. تمام کنسرت‌های موسیقی اعم از سنتی، پاپ و کلاسیک لغو شدند. تالار وحدت که روزگاری میزبان ارکسترهای بزرگ بود، سکوتی سنگین را تجربه کرد. معیشت هزاران نوازنده که تنها راه درآمدشان اجراهای زنده بود، به خطر افتاد و موسیقی از فضای عمومی به پستوهای خانه‌ها عقب‌نشینی کرد.

در روزهای جنگ ویدئویی وایرال شد؛ حمیدرضا آفریده موزیسن بر تلی از آوار آموزشگاهش نشسته و کمانچه می‌نواخت. آموزشگاه هونیاک این نوازنده طی حملات پهبادی در شرق تهران ویران شد و این هنرمند آخرین اجرایش را در این آموزشگاه روی ویرانه‌ها اجرا کرد. 

نمایشگاه کتاب و صنعت نشر: کوچ به دنیای مجازی

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، که بزرگترین رویداد فرهنگی سالانه محسوب می‌شد، به دلیل ناامنی فضاهای تجمعی، به ناچار کاملا مجازی شد. این اتفاق فقط پیش‌تر در زمان همه‌گیری کرونا اتفاق افتاده بود و حالا دوباره جنگ باعث شد که بزرگ‌ترین آوردگاه فرهنگی مجازی برگزار شد. این تغییر اجباری، ضربه‌ی مهلکی به ناشرانی زد که نقدینگی سالانه‌ی خود را از این نمایشگاه تأمین می‌کردند. وضعیت نشرها اسفبار بود و حالا جنگ به این وضعیت نابسامان دامن زده است. بسیاری از نشرهای معتبر به دلیل افزایش سرسام‌آور قیمت کاغذ (ناشی از تحریم‌ها و جنگ) و همچنین آسیب فیزیکی به انبار کتاب‌هایشان در مناطق حساس، اعلام ورشکستگی کردند. کتاب که باید در زمان جنگ مرهم باشد، خود به کالایی گران‌تر از پیش تبدیل شد. بسیاری از ناشران مجبور شدند درهایشان را تا اطلاع ثانوی تخته کنند. بسیاری تن به تعدیل دادند تا با اندک کارمندانشان به بقا ادامه دهند. 

هنر در سنگر: رویدادهای «تئاتر شهر» و «ایران سرچشمه هنر»

اما در میان این تاریکی، هنر ایران به شکل متفاوتی جوانه زد. هنرمندانی که نمی‌خواستند تسلیم سکوت شوند، رویدادهای هنری خاصی را در محوطه‌ی باز تئاتر شهر برگزار کردند. این اجراها که بیشتر رنگ و بوی مقاومت و روایت رنج‌های مردم را داشت، نشان داد که روح هنر را نمی‌توان با بمب از بین برد. پروژه‌ی «ایران سرچشمه هنر» نیز در همین دوران و به منظور یادآوری ریشه‌های عمیق فرهنگی به راه افتاد. این جنبش تلاش کرد تا با استفاده از فضاهای باقی‌مانده و حتی دیوارهای تخریب‌شده‌ی شهر، هنر را به میان مردم ببرد و ثابت کند که اگرچه ساختمان‌ها فرو می‌ریزند، اما چشمه‌ی خلاقیت ایرانی همچنان می‌جوشد.

 شبیخون به حافظه تاریخی ایران

آغاز جنگ رمضان در ۹ اسفند ۱۴۰۴، که با حملات هوایی گسترده به نقاط حساس پایتخت و سایر شهرهای ایران کلید خورد، نقطه عطفی در تهدید میراث فرهنگی ایران بود. برخلاف درگیری‌های کلاسیک که در مرزها محدود می‌شد، این جنگ با استراتژی هدف قرار دادن مراکز هویتی و فرهنگی در عمق شهرها همراه گشت. مقامات ایرانی گزارش دادند که از آغاز این تهاجم، بیش از ۱۲۰ موزه و بنای تاریخی در سراسر کشور مورد اصابت قرار گرفته یا دچار آسیب‌های ساختاری ناشی از موج انفجار شده‌اند.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از آسیب وارد شده به کاخ گلستان

تهران؛ زخمه موشک بر پیشانی معماری قاجار و پهلوی

در قلب تاریخی تهران، میدان ارگ و مجموعه جهانی کاخ گلستان لرزه‌های سهمگینی را تجربه کردند. موج انفجار ناشی از اصابت موشک به مناطق مجاور، به تزیینات نفیس، آینه‌کاری‌های منحصربه‌فرد و پنجره‌های خورشیدی این میراث جهانی یونسکو آسیب رساند.

کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند که لرزش‌های پی‌درپی در بافت تاریخی تهران، پیوستگی سازه‌ای بناهایی را که قرن‌ها استوار بوده‌اند، به مخاطره انداخته است.

مجموعه کاخ‌های سعدآباد نیز در بامداد ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ هدف قرار گرفت. در این حمله، کاخ سبز که شاهکار معماری سنگی ایران محسوب می‌شود، در کنار موزه برادران امیدوار و عمارت والی، خسارات جدی دیدند. تصاویر منتشر شده از سقف اتاق خاتم، که دفتر کار پهلوی اول بوده است، نشان‌دهنده فروریختن آرایه‌های تزیینی است که مرمت آن‌ها دهه‌ها به طول می‌انجامد. علاوه بر این، ساختمان‌های فرهنگی و علمی نظیر انستیتو پاستور ایران نیز که به لحاظ قدمت بخشی از شناسنامه مدرن پایتخت بود، در فروردین ۱۴۰۵ آسیب دید.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از آسیب وارد شده به کاخ سعدآباد

اصفهان و خرم‌آباد؛ فروریختن ستون‌های تمدن کهن

اصفهان، به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، در طول این جنگ تاریک‌ترین روزهای خود را تجربه کرد. حملات به این شهر منجر به آسیب دیدن میدان نقش‌جهان، کاخ چهل‌ستون، عالی‌قاپو و مسجد جامع اصفهان شد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که چهل‌ستون بدترین خسارت فیزیکی را در میان تمام سایت‌های میراثی ایران متحمل شده است. دانشگاه هنر اصفهان نیز که در بطن این بافت تاریخی قرار دارد، شاهد تخریب درها و پنجره‌های چوبی و کاشی‌کاری‌های بدنه خود بود.

در استان لرستان، قلعه فلک‌الافلاک (شاپورخواست) که نماد پایداری تاریخ ایران است، مورد اصابت قرار گرفت. با وجود نصب نشان «سپر آبی» بر بام قلعه، حملات هوایی باعث تخریب موزه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی داخل مجموعه شد و پنج تن از کارکنان موزه را مجروح کرد.

این تخریب‌ها نه تنها یک خسارت مادی، بلکه تلاشی برای محو کردن شواهد تمدنی ملتی است که هویت خود را در لایه‌های این سنگ‌ها جستجو می‌کند.

نام بنا/مکان تاریخی موقعیت جغرافیایی نوع آسیب دیدگی
کاخ گلستان (یونسکو) تهران آسیب به آینه‌کاری و شیشه‌ها
کاخ سبز (سعدآباد) تهران تخریب سازه‌ای و اتاق خاتم
قلعه فلک‌الافلاک خرم‌آباد تخریب موزه و آسیب سازه‌ای
کاخ چهل‌ستون اصفهان خسارت شدید به ستون‌ها و نقاشی‌ها
مسجد جامع اصفهان اصفهان ترک خوردگی گنبد و تزیینات
انستیتو پاستور تهران آسیب به بنای تاریخی و آزمایشگاه‌ها

غزه: اوربیساید و محو سیستماتیک میراث فلسطین

اما جنگ‌ها همیشه ویرانگرند، نزدیک‌ترینش به روزگار ما جنگ اوکراین و غزه است؛ آنچه در نوار غزه رخ داده و همچنان ادامه دارد، فراتر از جنگ و در ردیف «اوربیساید» یا شهرکُشی قرار می‌گیرد. بر اساس آمارهای یونسکو و وزارت فرهنگ فلسطین، تا ابتدای سال ۲۰۲۶، بیش از ۲۰۷ سایت میراثی و تاریخی در غزه ویران شده‌اند. این تخریب‌ها شامل مساجد باستانی، کلیساهای قرون وسطایی، موزه‌ها و مراکز فرهنگی معاصر است که هر یک بخشی از پازل هویت ملی فلسطین را تشکیل می‌دادند.

از مسجد عمری تا آرشیو مرکزی؛ خاکستر شدن حافظه مکتوب

مسجد جامع عمری، بزرگترین و قدیمی‌ترین مسجد غزه با قدمتی که به قرن هفتم میلادی بازمی‌گشت، به همراه کتابخانه نفیس آن که حاوی ۲۰ هزار کتاب و ۶۲ نسخه خطی نادر بود، در بمباران‌ها ویران شد. همچنین، آرشیو مرکزی غزه که حاوی اسناد تاریخی و نقشه‌های شهری با قدمت بیش از ۱۵۰ سال بود، به طور کامل نابود گشت.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از تخریب مسجد جامع عمری

این تخریب‌ها با هدف از بین بردن هرگونه شواهد تاریخی از حضور دیرینه فلسطینیان در این سرزمین صورت گرفته است.

کلیسای قدیس پورفیریوس، قدیمی‌ترین کلیسای فعال غزه (قرن پنجم میلادی)، و حمام السمره که آخرین نمونه از حمام‌های دوره عثمانی در غزه بود، نیز در فهرست تخریب‌های کامل قرار دارند. در حوزه هنر معاصر، مرکز فرهنگی رشاد الشوا و سینماهای النصر و السامر که نمادهای تجدد هنری در غزه بودند، اکنون به تلی از خاک تبدیل شده‌اند.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از تخریب کلیسای پورفیریوس
نام اثر فرهنگی/تاریخی دوره تاریخی موقعیت در غزه وضعیت پس از جنگ
مسجد جامع عمری قرن ۷ میلادی شهر غزه تخریب کامل
کلیسای قدیس پورفیریوس قرن ۵ میلادی شهر غزه آسیب شدید و تخریب بخش‌هایی
آرشیو مرکزی غزه معاصر (۱۵۰ سال قدمت) شهرداری غزه نابودی ۱۰۰ درصد اسناد
قلعه قصر الباشا دوره مملوکی شهر غزه آسیب شدید و غارت آثار
بندر باستانی آنتودون ۸۰۰ پیش از میلاد اردوگاه الشاطی تخریب کامل سایت باستان‌شناسی
سینما النصر معاصر شهر غزه ویرانی سازه

تراژدی هنرمندان: وقتی بوم نقاشی هیزم اجاق می‌شود

در میانه این ویرانی‌های فیزیکی، روایت‌های انسانی از هنرمندانی که در چنگال جنگ گرفتار شده‌اند، ابعادی تکان‌دهنده دارد. هنر که در زمان صلح زبان زیبایی بود، در زمان جنگ به ابزاری برای بقا و یا مایه شهادت تبدیل گشت.

طه حسین ابوغالی؛ سوختن رویاها برای نان

یکی از نمادین‌ترین داستان‌های این دوره، مربوط به طه حسین ابوغالی، نقاش و پژوهشگر هنردرمانی فلسطینی است. او که پیش از جنگ آثارش را به عنوان «موسیقی قلب» توصیف می‌کرد، در ویدیویی که جهانی شد، بوم‌های نقاشی و قاب‌های چوبی آثار خود را می‌شکست تا با آتش آن‌ها برای فرزندان گرسنه‌اش نان بپزد. او با صدایی لرزان گفت: «ما مجبوریم با درد قلب، لوحه هایمان را نابود کنیم چون نه سوخت داریم و نه برق. هنر اکنون به نان تبدیل شده است».

این اقدام او، عریان‌ترین تصویر از سقوط ارزش‌های انسانی در برابر توحش جنگ بود؛ جایی که هنرمند مجبور می‌شود بخشی از روح خود را برای زنده ماندن جسم عزیزانش قربانی کند.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
طه حسین ابوغالی در حال شکستن تابلوهای خود  - همسر او در گوشه تصویر در حال پختن  نان است

هبه زقوت و فرانس السلمی؛ قلم‌موهایی که با خون رنگین شد

هبه زقوت، نقاش غزاوی که آثارش سرشار از رنگ‌های شاد و کبوترهای سفید صلح بود، در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ همراه با فرزندانش در حملات هوایی به شهادت رسید. تمام تابلوهای او در شعله‌های آتش سوختند، اما نام او به عنوان نماد ایستادگی هنرمندان زن در منطقه جاودانه شد. همچنین فرانس السلمی، هنرمند دیگری بود که در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵، در حالی که در یک کافه ساحلی مشغول کشیدن پرتره یک شهید بود، هدف قرار گرفت و تابلوی نیمه‌تمامش با خون خودش رنگین شد. این هنرمندان نشان دادند که در خاورمیانه، مرز میان آفرینش هنری و شهادت به باریکی یک تار مو است.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از  سهید هبه زقوت

سقوط دیپلماسی فرهنگی: تعطیلی جشنواره‌ها و انزوای منطقه

جنگ‌های اخیر، به ویژه دفاع مقدس سوم، تیر خلاصی بر پیکره دیپلماسی هنری منطقه بود. کشورهایی نظیر امارات، عربستان و قطر که در دهه‌های اخیر با سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی سعی در تبدیل شدن به قطب‌های فرهنگی جهان داشتند، با واقعیت تلخ ناامنی روبرو شدند.

دبی و ابوظبی؛ پایان افسانه امنیت

دبی، که خود را پناهگاه امن سرمایه و هنر معرفی می‌کرد، در مه ۲۰۲۶ شاهد لغو «جشنواره جوایز فیلم ۱۶»  در کوکاکولا آرنا بود. اصابت ترکش‌های موشکی به مناطقی از دبی و ابوظبی و بسته شدن مکرر حریم هوایی، باعث شد تا برگزارکنندگان این رویداد بین‌المللی، آن را تا اطلاع ثانوی به تعویق بیندازند.

همچنین نمایشگاه‌های بزرگی نظیر "ام اند آ اکسپو" در ابوظبی و مسابقات فرمول یک در بحرین و عربستان به دلیل شرایط جنگی لغو شدند. این رخدادها نشان داد که حتی ثروتمندترین شیخ‌نشین‌ها نیز در برابر امواج ناشی از درگیری با ایران مصون نیستند.

عربستان و قطر؛ سینما در سایه پدافند

دوازدهمین دوره جشنواره فیلم عربستان در ظهران، که قرار بود نمادی از اصلاحات فرهنگی این کشور باشد، به دلیل تأثیرات مستقیم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تعویق افتاد.

اگرچه مقامات سعودی تلاش کردند تا دلایل را به مسائل فنی تقلیل دهند، اما واقعیت این بود که ستاره‌های بین‌المللی و کمپانی‌های بزرگ سینمایی حاضر به ریسک حضور در منطقه‌ای که هر لحظه امکان انفجار در آن وجود داشت، نبودند. در قطر نیز، مقامات تمامی تجمع‌های هنری و عمومی را برای ابراز همبستگی یا به دلایل امنیتی به حالت تعلیق درآوردند.

سینمای ایران: از خاکریز تا اتاق کنترل

در ایران، جنگ ۱۲ روزه و دفاع مقدس سوم باعث تولد ژانر جدیدی در سینما گشت. فیلم «نیم‌شب» ساخته محمدحسین مهدویان، نمونه‌ای از این تحول است. در این فیلم، قهرمان دیگر رزمنده‌ای در جبهه‌های دوردست نیست، بلکه متخصصی است که در اتاق کنترل پدافند هوایی با تهدیدات سایبری و موشکی دست و پنجه نرم می‌کند. این تغییر رویکرد، نشان‌دهنده «امروزی شدن» مفهوم دفاع مقدس و انطباق آن با واقعیت‌های جنگ‌های نسل چهارم و پنجم است.

حضور بیش از ۲۵ گروه فیلمبرداری در میانه نبردها برای ثبت مستندات جنگ، برای ستخت مجموعه «سرو، سپید، سرخ» شاخصه‌ای است که رسانه‌های خارجی آن را نشانه «شکست‌ناپذیری فرهنگی ایرانیان» توصیف کرده‌اند. هنرمندانی چون محمود کریمی، بابک خواجه‌پاشا و سیدعلی میرفتاح در میانه صدای انفجارها به خلق اثر پرداختند تا ثابت کنند که هنر، برنده نهایی میدان نبرد با توحش است.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از قسمت «شکار اجدادی» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ»

فلسطین و یمن: هنر به مثابه سلاح دیجیتال

در غزه و یمن، هنرمندان با استفاده از ابزارهای دیجیتال، ویرانه‌ها را به گالری تبدیل کردند. مراد سبیع در یمن با نقاشی روی دیوارهای تخریب شده صنعا و انتشار تصاویر آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی، صدای مظلومیت مردمش را به گوش جهان رساند.

در غزه نیز، "آرت‌یویسم" دیجیتال به ابزاری برای مقابله با روایت‌های جعلی تبدیل شده است. هنرمندان جوان با ترکیب عکس‌های واقعی از ویرانه‌ها و المان‌های گرافیکی، مفاهیمی چون «حق بازگشت» و «ایستادگی» را بازتعریف کردند.

هنر، قربانی بزرگ آتش جنگ‌های خاورمیانه / روایت تاب‌آوری هنر خاورمیانه در میانه ویرانی
تصویری از مراد سبیع در حال کشیدن نقاشی روی دیوار

میراث ویران شده در عراق و سوریه: مروری بر یک دهه تراژدی

تجربه ایران و غزه را نمی‌توان بدون نیم‌نگاهی به فجایع فرهنگی در عراق و سوریه درک کرد. تخریب میراث فرهنگی توسط گروه‌های تروریستی نظیر داعش، الگویی را پدید آورد که امروزه در جنگ‌های دولتی نیز تکرار می‌شود.

در عراق، موزه نینوا در موصل شاهد نابودی تندیس‌های آشوری با قدمت ۳۰۰۰ سال بود. تخریب شهر باستانی نمرود و هترا، نه تنها خسارت به عراق، بلکه زخمی بر پیکره تمدن جهانی بود. در سوریه، شهر باستانی پالمیرا و معبد بعل‌شمین هدف کینه‌توزی ایدئولوژیک قرار گرفتند. قتل باستان‌شناس شهیر، خالد الاسعد، که حاضر نشد مکان گنجینه‌های پالمیرا را فاش کند، یکی از حماسی‌ترین و در عین حال دردناک‌ترین لحظات تاریخ هنر منطقه است.

سایت تاریخی/فرهنگی کشور عامل تخریب نوع خسارت
شهر باستانی نمرود عراق داعش تخریب کامل با مواد منفجره
معبد بعل‌شمین (پالمیرا) سوریه داعش انفجار و نابودی کامل
بازار تاریخی حلب سوریه جنگ داخلی/تروریسم آتش‌سوزی و تخریب سازه‌ای
قلعه قاهره (تعز) یمن ائتلاف/جنگ داخلی بمباران و تبدیل به پادگان
مرکز میراث موسیقی یمن (صنعا) گروه‌های مسلح غارت آرشیوهای قدیمی

 هنر، حافظه و مسئولیت جهانی

نبردهای خاورمیانه در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، از غزه تا تهران، نشان داد که میراث فرهنگی و هنری نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه قلب تپنده منازعات هویتی است. تخریب ۱۲۰ اثر تاریخی در ایران، نابودی ۲۰۰ سایت در غزه و لغو جشنواره‌های بزرگ منطقه، همگی قطعات یک پازل بزرگتر هستند که هدف آن «بی‌ریشه کردن» ملل منطقه است.

با این حال، هنر خاورمیانه ثابت کرده است که از قابلیت «خودسازی» و «تاب‌آوری» شگفت‌انگیزی برخوردار است. اگر هنرمندی نقاشی‌اش را می‌سوزاند تا نان بپزد، او در واقع در حال خلق یک «مانترا» برای بقا است که از هر تابلویی قدرتمندتر است. اگر سینماگری در اتاق کنترل پدافند فیلم می‌سازد، او در حال تعریف مرزهای جدیدی برای «هنر ملی» است.

منطقه خاورمیانه اکنون نیازمند یک «سپر فرهنگی» است که فراتر از بیانیه‌های نمایشی یونسکو، دارای ضمانت اجرای بین‌المللی باشد. تخریب میراث فرهنگی باید به عنوان یک «جنایت جنگی مطلق» در دادگاه‌های بین‌المللی دنبال شود، چرا که فروریختن هر ستون در کاخ گلستان یا هر آجر در مسجد عمری غزه، گامی است به سوی تاریکی تمدنی که نه تنها خاورمیانه، بلکه کل جهان را تهدید می‌کند.

هنر منطقه، علی‌رغم تمام زخم‌ها، همچنان زنده‌ترین بخش از کالبد این سرزمین است؛ ققنوسی که حتی اگر بال‌هایش در آتش "دفاع مقدس سوم" بسوزد، باز هم از میان خاکسترهای سینما شکوفه و ویرانه‌های غزه برخواهد خاست.

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2215225

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین