مذاكرات اسلام آباد

بررسی نقش دستگاه‌های تبلیغی در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه؛ جنگ روانی، تبلیغات یا پروپاگاندا؟/ وقتی اطلاعات دروغ داده و فاش شود، اثر معکوس دارد

سه تن از اعضای ستاد تبلیغات جنگ ۸ ساله ایران و عراق، در گفتگو با خبرآنلاین، به بررسی عملکرد دستگاه‌های تبلیغاتی در طول جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه پرداختند. مصطفی ایزدی قائم مقام رئیس ستاد تبلیغات جنگ، محمود گل محمدی معاون هنری ستاد تبلیغات جنگ و محمد تقی روغنی‌ها نماینده سپاه در ستاد تبلیغات جنگ در این گفتگو خاطراتی از ستاد تبلیغات بیان کردند و عملکرد این روزها را با آن زمان مقایسه کردند.

محمدحسن نجمی: وقتی جنگی در می‌گیرد، چندین بُعد دارد؛ آنچه پدیدار است، در درجه اول همان زدن طرفین توسط یکدیگر است؛ ابعادی دیگری هم مانند اقتصادی، در جیب و سفره مردم قابل لمس می‌شود؛ اما بُعد تبلیغاتی و روانی جنگ، آنچنان به چشم نمی‌آید؛ بُعدی که احتمالا بعد از بُعد زد و خوردها، مهمترین باشد و چه بسا روی همین بُعد نیز اثرگذار باشد. در جنگ‌ها معمولا هر طرف برای اثرگذاری بر روی جبهه داخلی خود و از سوی دیگر وارد کردن ضربه روحی و روانی به جبهه مقابل، دست به ابتکاراتی در جهت پیشبرد جنگ از بعد روانی می‌زند. از همین جهت بخش روانی و تبلیغی جنگ اگر از بخش تسلیحاتی بیشتر اهمیت نداشته نباشد، کمتر هم نیست. 

در سال ۱۴۰۴ ایران دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را به خود دید؛ دو جنگی که در اولی یک جبهه مقابل ایران بود و در دومی دو جبهه. در جریان جنگ اول، در جبهه داخلی، برای پیشبرد جنگ روانی، روایت‌هایی ساخته و پرداخته و منتشر شدند که بعدها مشخص شد چنین نبوده و همگی تکذیب شدند؛ از جمله کشف متعدد کارگاه‌های پهپادسازی عوامل اسرائیل در ایران در طول جنگ ۱۲ روزه. وقتی چند ماه بعد از جنگ این روایت‌ها تکذیب شدند، برای بسیاری این سوال پیش آمد که در عصر اینترنت و گردش آژاد اطلاعات، ساخت و انتشار چنین روایت‌هایی چه کمکی به پیشبرد اهداف در جبهه جنگ روانی می‌کند؟ شاید پرداختن به چنین موضوعاتی خوشایند برخی افراد و نهادها نباشد، اما برای تکرار نشدن برخی اشتباهات باید بدون اغماض آنها را بیان کرد و درس گرفت. اما به لحاظ حرفه‌ای باید گفت در جنگ ۴۰ روزه برخی اشکالات جنگ ۱۲ روزه مرتفع شدند؛ هرچند در جبهه جنگ روانی و تبلیغات، اشکالات زیادی همچنان پابرجا هستند. 

در همین زمینه خبرآنلاین، با سه فعال رسانه‌ای و مقام مسئول در ستاد تبلیغات جنگ ایران و عراق به گفتگو نشست و تا نقاط ضعف و قوت جبهه جنگ روانی و تبلیغاتی در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه بررسی شوند. مصطفی ایزدی قائم مقام رئیس ستاد تبلیغات جنگ، محمود گل محمدی معاون هنری ستاد تبلیغات جنگ و محمد تقی روغنی‌ها  نماینده سپاه در ستاد تبلیغات جنگ در میزگرد خبرآنلاین، به بیان نقطه نظرات خود پیرامون عملکرد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی دستگاه‌های مسئول در حاکمیت و نیروهای مسلح پرداختند.

در ادامه مشروح این میزگرد می‌آید: 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*باتوجه به این که دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته ایم، یک سری چالش‌ها در سیستم اطلاع رسانی این جنگ‌ها مشاهده شد. بعضا خبرهایی بود که بعدا تکذیب می‌شد و یا اصلا به آن پرداخته نمی‌شد. به عنوان افرادی که تجربه ستاد تبلیغات جنگ را دارید، آیا فکر می‌کنید در این دو جنگ جای چنین ستادی خالی بود یا روابط عمومی‌های ارتش و سپاه توانستند این خلا را پر کنند؟

ایزدی: این دو جنگی که اخیرا بر ایران تحمیل شد و اخبار آن را می‌شنویم، نشان می‌دهد که مجموعا در زمینه تبلیغات، مرکزیتی وجود ندارد تا تنظیم شود. در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله در بالاترین رده تصمیم گیری که شورای عالی دفاع بود، تصمیم گیری می‌شد. آنجا بخشی به نام ستاد تبلیغات جنگ وجود داشت که آقای دکتر کمال خرازی هم مسئولیتش را به عهده داشت. ضمن این که خبرگزاری جمهوری اسلامی هم بود که مدتی به آن خبرگزاری پارس می‌گفتند. باتوجه به این که دو سال آخر جنگ را به عنوان قائم مقام دکتر خرازی در مناطق عملیاتی بودم، هماهنگی‌هایی بر عهده ام بود. ولی در جلسات تهران هم هفته ای یک بار شرکت می‌کردم. تقریبا همه ارکان مملکت به گونه ای در آن دخیل بود. اولا در تهران، ستاد تبلیغات جنگ مرکزیت داشت و در استان‌ها کمیته تبلیغات جنگ وجود داشت و مسئولیتش با استاندار بود. همین اعضایی که در تهران از ارگان‌های ذیربط مربوط به جنگ هفته ای یک بار جمع می‌شدند، در استان‌ها تشکیل جلسه می‌دادند. استان‌هایی که درگیر جنگ بودند یا از جنگ پشتیبانی می‌کردند، بر حسب مسئولیت هایشان تصمیم گیری می‌کردند. فرضا یکی از کارهایشان تبلیغ برای اعزام نیرو بود که همه استان‌ها درگیرش می‌شدند.

در تهران افرادی که بودند، همفکری می‌کردند که درباره تبلیغات باید چه کاری کرد؟ اینطور نبود که جاهای دیگر نا هماهنگی وجود داشته باشد. سپاه پاسداران و صدا و سیما هم مرکز تبلیغات داشتند. خبرگزاری هم داشتند و حتی رسانه‌های مطبوعاتی هم بر حسب توانشان مرکز تبلیغات داشتند. ولی تصمیم گیری و برنامه ریزی این موضوع در مرکزی به نام ستاد تبلیغات جنگ بود که معمولا جلسه اش را خود آقای دکتر خرازی اداره می‌کردند. در این صورت مشخص بود که چه زمانی باید در رادیو تلویزیون چه گفت، چه زمانی باید مارش پخش شود، خبرها را چطور پخش کرد یا این که خبرنگارهای خارجی را چطور دعوت کنند و چه زمانی به جبهه ببرند؛ همه در این ستاد انجام می‌شد.

{وضعیت نشان می‌دهد که} این اتفاق در دو جنگ تحمیلی اخیر اصلا رخ نداده است. به خصوص این که تنها مرجعی که در افکار عمومی کار تبلیغاتی می‌کرد صدا و سیما بود که خیلی در این زمینه بی نظم و نامرتب بود. حتی شبکه‌هایش هر کدام سازی می‌زنند و افرادی که دعوت می‌کنند تا نظر دهند و تحلیل کنند، برای خود حرفی می‌زنند و احساس می‌شود که برخی هایشان اصلا نباید {چنین} حرفی بزنند و اطلاعاتی بدهند. ولی رها است و توجهی به این چیزها ندارند. باید مرکزی تحت عنوان ستاد تبلیغات جنگ و ارگانی که هماهنگ کننده باشد شکل بگیرد. ضرورتی نیست که تشکیلاتی مانند آن زمان داشته باشد. چون آن زمان جبهه موضوعیتی داشت و الان چنین موضوعیتی ندارد. سپاه و ارتش خودشان می‌دانند داخل جبهه را چطور هماهنگ کنند. ولی جامعه و افکار عمومی و خصوصا فضای مجازی که در آن فورا خبری در سطح دنیا منعکس می‌شود، این کار خیلی لازم است.

اظهارات، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های دشمن، همانطور که آن‌ها منتشر می‌کنند عینا منتشر می‌شود

گل‌محمدی: البته من هیچ زمانی در همان زمان هم با اسم ستاد تبلیغات جنگ موافق نبودم. چون تبلیغات معنی پروپاگاندا می‌دهد و به نحوی توجیه کردن یک سری اتفاقات است. ما برای جنگ تبلیغات و پروپاگاندا نمی‌کنیم. موضع ما آن زمان دفاعی بود و هنوز هم در این جنگ‌ها موضع ما دفاعی است. نام‌های جدید مانند ارتباطات راهبردی یا مدیریت استراتژیک و مرکز اطلاع رسانی دفاعی و چنین اسامی بهتر جا می‌افتد. آن زمان هم خیلی سعی کردیم ولی این اسم جا افتاده بود و داشت کار می‌کرد. ولی در شرایط فعلی می‌توان انسجام دیگری به این اسم داد و همانطور که استاد ایزدی فرمودند، جایگاهش را به گونه دیگری تعریف کرد. احتمالا جایگاهش ذیل شورای عالی امنیت ملی بیاید و این مجموعه می‌تواند معاونت‌های مختلف داشته باشد تا راهبردش را باتوجه به شرایط فعلی و رسانه‌های امروزی تعریف کند. بر اساس مطالعاتی که در این چند وقت داشته ام ، فکر می‌کنم اگر این ستاد بخواهد تشکیل شود باید چند لایه داشته باشد. لایه استراتژیک آن متشکل از تصمیم گیران نظامی و امنیتی است که روی بحث حمایت ملی و کاهش فشار بین المللی کار کنند. باید یک لایه تاکتیکی داشته باشد و متخصصان ارتباطات و روانشناسان اجتماعی و کارشناسان رسانه در آن باشند. همینطور یک لایه عملیاتی که خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و خبرگزاری‌های دیجیتال باشند. بعد از این که فضای مجازی ایجاد شد، جایگاه یک مجموعه مغفول مانده است و آن هم اینفلوئنسرها و کسانی اند که تاثیرگذار هستند. آن زمان یک نفر مشخص می‌شد تا در دفاع از جمهوری اسلامی مقاله ای در روزنامه بنویسد که پروسه خاص خود را داشت. ولی الان در فضای مجازی اگر مطلبی بنویسید، ممکن است میلیون‌ها بار دیده شود و در سطح جهان وایرال شود. اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها می‌توانند در مجموع موثر باشند که در جنگ ۱۲ روزه و حتی جنگ ۴۰ روزه مغفول مانده‌اند و از آن‌ها استفاده نشده است. همه آن‌ها می‌توانند دراین زمینه کارگشا و تاثیرگذار باشند.

در شرایط فعلی، همانطور که استاد ایزدی فرمودند حداقل انسجام زبانی نمی‌بینم. در خبرگزاری‌های دشمن، بیشتر جنگ روایتی است. ما این روایت را در کشور خود نداریم. باید روایت سازی کنیم و بر این اساس باید نیروهای هنری، نظامی و ارتباطی خود را روی این مجموعه روایتی بچینیم تا کار کنند و در مقابل دشمن که روایتی مطرح می‌کنند، بتوانیم روایت پیش دستانه داشته باشیم. جای چنین مجموعه ای خالی است.

روغنی‌ها: در ادامه فرمایشات آقای ایزدی، در ذیل ستاد تبلیغات جنگ یک شورای اخبار جنگ بود که در طول هشت سال جنگ، این شورا هر روز تشکیل جلسه می‌داد. از ساعت ۵ عصر تا ۹ شب، نمایندگان سپاه پاسداران و ارتش و صدا و سیما و خبرگزاری در این شورا بودند و بر اساس سیاست‌های ابلاغی که ستاد تبلیغات جنگ مشخص کرده بود، هر روز و بدون وقفه، همه خبرها، گزارش‌ها، عکس‌ها و فیلم‌ها توسط این مجموعه بازبینی می‌شد و آن چه که جنبه محرمانه داشت و مطلب سری یا مطالبی بود که اطلاعات نظامی به دشمن می‌داد یا اطلاعات نادرستی منتشر می‌کرد یا جنگ روانی دشمن بود، پالایش و اخبار منتشر می‌شد. در آن زمان صدا و سیما دو شبکه داشت و ۵ روزنامه بودند. جز خبرگزاری جمهوری اسلامی، نه خبرگزاری دیگری داشتیم و نه روزنامه‌ها در این حد گسترده بودند و نه این همه شبکه تلویزیونی و ماهواره و نه فضای مجازی وجود داشت. ولی با این حال این کنترل‌ها صورت می‌گرفت. الان یک چنین حجم انبوهی از خبرگزاری‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی فارسی زبان و روزنامه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی و صدها سایت مختلف هستند و فعالیت می‌کنند و هیچ کنترل و نظارتی روی آن‌ها نیست. در جنگ، طبیعتا بایستی یک سری مقررات و محدودیت‌هایی اعمال شود تا دشمن نتواند جنگ روانی علیه نیروهای خودی انجام دهد و نتواند از اطلاعات نظامی مورد نظر خود استفاده کند و اطلاعاتی بدست بیاورد تا روی روحیه مردم اثر گذار باشد. متاسفانه این وضعیت را در کشور می‌بینیم. هرکسی هر خبری در دست دارد، منتشر می‌کند. اظهارات، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های دشمن، همانطور که آن‌ها منتشر می‌کنند عینا منتشر می‌شود. رسانه‌ها هم با این رقابتی که باهم دارند تلاش می‌کنند زودتر این کار را انجام دهند و خبرها خام منتشر می‌شود. من معتقد نیستم خبرها منتشر نشود، ولی خبرها خام وعینا همانطور که آن‌ها می‌خواهند و بدون هیچ پیشینه خبر منتشر می‌شود. حتی ضد و نقیض، اطلاعات نادرست و اطلاعاتی که باعث تشویش اذهان است، نیز منتشر می‌شود؛ این وضعیت بسیار آزار دهنده است.

*شما معتقدید که اطلاعیه دشمن را نباید کامل منتشر کرد؟

روغنی‌ها: معتقد به این نیستم که کامل منتشر نشود؛ سانسور کردن امکان پذیر نیست. ولی می‌تواند توضیح و تکمله داشته باشد. در این زمینه چند نهاد باید اثرگذار باشند. یکی خود نیروهای مسلح – سپاه و ارتش – هستند که اگر ادعایی صورت می‌گیرد، بلافاصله و در کمترین زمان ممکنه حتی در فاصله دقیقه‌ای، اطلاعات لازم در پاسخ آن‌ها منتشر شود و در اختیار رسانه‌ها قرار بگیرد. این‌ها به عنوان تکمله و تکمیل کننده خبرها باید منتشر شود. دوما بسیاری از اوقات، خود رسانه‌ها، دبیران، سردبیرها و مسئولینشان باید این ذهنیت فعال را داشته باشند که وقتی خبر و گزارشی دارای تناقض است و مشکل و مسئله دارد، خودشان روی آن تحلیل و حداقل یک سابقه دو خطی بگذارند و زهر آن خبر را بگیرند. این هنر دبیر و سردبیر است که این کار را انجام دهند. این کاری است که در آن زمان با وجودی که این گستردگی وجود نداشت، انجام می‌شد. متاسفانه این وضعیت وجود ندارد و می‌بینیم که دشمن اثرگذار است و روی روحیه مردم تاثیر دارد. غیر از این که شبکه‌های ماهواره ای متخاصم و شبکه‌های مجازی وجود دارند و در توییتر و اینستاگرام و ... فعالیت دارند، خود ما هم انسجامی نداریم. خود ما هم در حوزه سیاسی، خیلی از اوقات پاسخگو نیستیم. مطالبی درمورد مذاکره مطرح می‌شود و هیچ پاسخی نداریم و ۲۴ ساعت بعد حرفی را مطرح می‌کنیم. در حالی که آن طرف می‌گوید مذاکره از فردا شروع می‌شود، مردم ما سرگردان هستند که آیا انجام خواهد شد یا نه. ۱۲ تا ۲۰ ساعت طول می‌کشد تا ما تکذیبیه یا تاییدیه بدهیم. این‌ها باعث می‌شود مردم ما اعتمادشان را به رسانه‌های خودی از دست بدهند و رسانه مرجع، رسانه ای باشد که در خارج از کشور تصمیم می‌گیرد.

شبکه‌های صدا و سیما باهم هماهنگ نیستند و گاهی حرف‌هایی می‌زنند که با حرف‌های کل سیستم و نظام در تعارض است

*دستورالعمل که همیشه وجود دارد! چندین بار شده که خبرگزاری داخلی، خبری منتشر کرده است و بعدا تکذیبیه ای در موردش نیامده است، ولی مشخص شده است که آن خبر صحت نداشته است. فکر می‌کنید این‌ها اثرگذار هستند؟

روغنی‌ها: ما یک مشکل کلی در کشور داریم که رسانه‌های ما – متاسفانه – نتوانسته‌اند اعتماد عمومی را در سطح جامعه بدست بیاورند. این ضعفی است که به دلایل مختلف وجود دارد. این خودش یک زمینه منفی است که داریم. در این اتفاقات روزمره و شرایط جنگی، این وضعیت تشدید می‌شود. خیلی از اوقات، اطلاعات ما ساعت‌ها بعد از دشمن منتشر می‌شود. به جز دستورالعمل‌هایی که برای شما می‌آید، بعید است که در این دوره جلسات مستمر و منظمی بین رسانه‌ها و مسئولین نظامی و سیاسی و امنیتی جنگ برقرار شده باشد که آن‌ها را توجیه کنند. این قطعا لازم است. در زمان جنگ هشت ساله در ستاد تبلیغات جنگ، جلساتی تشکیل می‌شد و از چندین نهاد مختلف حضور داشتند. الان چنین نیست. نمی‌گویم همه سایت‌هایشان بیاورند. ولی حداقل خبرگزاری‌های اثرگذار و صدا و سیما را بیاورند.

البته شبکه‌های صدا و سیما باهم هماهنگ نیستند و گاهی حرف‌هایی می‌زنند که با حرف‌های کل سیستم و نظام در تعارض است. کارشناسانی می‌آیند که نگاهشان با نگاه کلی سیستم متفاوت است. در جنگ نباید چنین چیزی وجود داشته باشد. برخی اوقات تسویه حساب‌های جناحی و گروهی دارند و باید جلوی این‌ها را گرفت. ما نمی‌توانیم خبر را سانسور کنیم. ما نمی‌توانیم بگوییم که رسانه‌ها خبر منتشر نکنند. ولی می‌توانیم هدایتشان کنیم تا توجیه شوند. دانش لازم برای این که چه خبری و چگونه منتشر کنند را به آن‌ها بدهیم. چه نهادهای سیاسی مانند وزارت امور خارجه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چه سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی باید این جای خالی را پر کنند.

*به نظر شما در جنگ سانسور لازم است؟ یا شفافیت و اطلاع رسانی به نحوی که اشاره شد و با توضیح باشد؟ مخصوصا در این زمان که اطلاعات چه بخواهیم چه نخواهیم، چه خبری را منتشر کنیم و بعد حذف کنیم و یا این کار را نکنیم، این خبر می‌رود و جریان را خودش پیدا می‌کند.

ایزدی: الان نیروهای مسلح و آن‌هایی که از کشور دفاع می‌کنند، در اختیار حاکمیت هستند. این حاکمیت، برای روشن کردن افکار عمومی، امکاناتی می‌خواهد‍. مثلا کشورهای همسایه را تهدید کردیم و برخورد هم کردیم. زوایای این باید روشن شود. الان حاکمیت در این رابطه، برعکس چیزی که در دوره هشت ساله بود، کنترل مرکزیتی که در اختیار خودش باشد را ندارد. البته واقعیت این است که باید باشد. بخش زیادی از فضای مجازی در اختیار عام جامعه است و مشاهدات خود را می‌بینند. جایی بمب افتاده است و عکس می‌گیرند و در گروه‌های خود می‌گذارند. این‌ها را نمی‌شود کاری کرد. ولی چیزی که مربوط به حاکمیت است درست شود. در تلویزیون فردی می‌نشیند و می‌گوید من که کاره ای نیستم ولی این تعداد موشک داریم. اگر کاره ای نیستی، عدد برای چه می‌دهی؟ از کجا می‌دانی؟ این اطلاعات کاملا در اختیار دشمن قرار می‌گیرد. نمی‌گویم این را سانسور کنیم. می‌گویم باید این‌ها طوری باشد که حرف‌هایی که به درد افکار عمومی می‌خورد و دشمن نتواند سوء استفاده کند بیان شود. الان میدان و خیابان را به عنوان وسیله دفاعی داریم . دیپلماسی هم موضوعش جدا است. خیابان ما در اختیار چه کسی است؟ متولی، شهرداری است. شهرداری هم یک سری مداح و روحانی جور می‌کند و در خیابان هرچه دلشان می‌خواهد می‌گویند. هرچه مقامات اصلی کشور به دشمن و جامعه اصرار می‌کنند که ما وحدت و همبستگی داریم و اختلاف نداریم و یک حرف هستیم و ایرانی و انقلابی هستیم، بعد می‌بینیم که در خیابان حرف‌های دیگری زده می‌شود و شعارهای دیگری گفته می‌شود و تلویزیون هم منعکس می‌شود. ما نمی‌توانیم به دشمن بگوییم که این تلویزیونی که مال حاکمیت است برای خودش حرف می‌زند. حرف بزند، اما راجع به دفاع و فعالیت‌های نیروهای مسلح و حتی مدیریت آن چه که در خیابان می‌گذرد، باید در صدا و سیما تعریف شود که آیا همه چیز باید پخش شود؟ آیا هر مداحی که چیزی گفت باید پخش شود؟ یعنی همه مقامات ما می‌گویند همه باهم هستیم و تلویزیون چیز دیگری نشان می‌دهد. رادیو و تلویزیون و صدا و سیمای جمهوری اسلامی متعلق به حاکمیت است. دو روزنامه هم متعلق به حاکمیت است و همچنین خبرگزاری‌هایی که باید تحت اشراف وزارت ارشاد باشند. نیروهای مسلح هم {رسانه هایی} دارند که طبق اصولی در وزارت ارشاد منتشر می‌شود. آیا به بهانه این که همه چیز را باید بگوییم، هیچ مدیریت نباید داشته باشیم؟ اگر این مدیریت را سانسور بنامیم، نام بیخودی است ولی چاره ای نداریم. چون دشمن درون ما است و می‌تواند منعکس کند و هم خودشان انواع و اقسام وسیله‌ها را دارند تا کارشناسی کنند و نظر دهند و به نظر می‌رسد روی خبرهایی که منعکس می‌کنیم و شعارهایی که می‌دهیم ، امکان این را که به نفع خودشان برداشت کنند را دارند. البته صدای رسانه‌های حاکمیتی ما به دنیا نمی‌رسد؛ مگر در مصاحبه‌هایی که با خبرگزاری‌های بین المللی انجام می‌دهند. چون امکانات نیست. برعکس دشمن که تقریبا رسانه هایشان در سراسر دنیا پخش هستند و می‌توانند روی افکار عمومی دنیا اثر بگذارند. اما از فضای مجازی که مرز ندارد و می‌شود چیزهای بسیاری را منعکس کرد، می‌توان استفاده کرد و خبررسانی کرد. به شرطی که نگویند اینترنت مزاحم است. اینترنت هم مانند بقیه چیزها است. هم دشمن می‌تواند استفاده کند و هم خودمان می‌توانیم بهترین استفاده را بکنیم. ارتباط ما با دنیا از طریق اینترنت قطع است. اگر من بخواهم به حرفی را به چند نفر در خارج از کشور بزنم که می‌دانم علاقمند هستند و دلشان می‌خواهد خبرهای خوب را منتشر کنند، نمی‌شود. ما مدام خودمان را محصور کرده ایم. اینترنت را هم قطع کنیم، دشمن می‌داند از چه وسیله ای استفاده کند و اهداف خود را پیش ببرد. من نمی‌گویم سانسور شود، ولی مدیریت شود.

گل‌محمدی: ما خیلی از مواقع داریم گل به خودی می‌زنیم. با مجموعه فضایی که درست شده است، کسانی که طرفدار نظام هستند و می‌خواهند فعالیتی کنند، دست و پایشان بسته است.

در طول جنگ ۱۲ روز و این چهل روز، مدیریت منسجمی را  به صورت مستمر و متمرکز بر روی رسانه‌ها نداشتیم

*به نظر شما قطع اینترنت در چنین شرایطی که استارلینک وجود دارد، می‌تواند جواب دهد؟

گل‌محمدی: هیچ زمانی نمی‌توانید جلوی انتشار خبر را در عصر دیجیتال بگیرید. کلمات هم بار معنایی خاص خود را دارند. وقتی نام سانسور می‌آوریم، یک بار معنایی دارد و وقتی مدیریت هوشمند اطلاعات را می‌گوییم، بار معنایی دیگری دارد. در صورتی که ممکن است نتیجه اش یکی باشد. ولی ما داریم مدیریت هوشمند اطلاعات می‌کنیم، همانطور که کشورهای دیگر انجام می‌دهند. ولی هیچ وقت رسانه هایشان را محدود نمی‌کنند. روایتی را مطرح می‌کنند و رسانه‌ها را توجیه می‌کنند که روایت ما این است و بر اساس روایتی که همه می‌پذیرند، هرکسی با لحن خودش پیامش را در رسانه خودش مطرح می‌کند. ما این کار را نمی‌کنیم و بیشتر می‌خواهیم دستوری کار کنیم. دستورالعمل می‌دهیم و بر آن اساس باید رسانه‌ها چارچوب را رعایت کنند. در صورتی که روایت‌ها را توجیه نمی‌کنیم. همانطور که گفته شد، ما به کشورهای مختلف حمله کردیم. باید این موضوع برای اذهان عمومی توجیه شود که چرا این کار را کردیم. حتی سکوت رسانه ای به ما لطمه زده است. در خیابان هم شعار دادند که حداقل دلیل سکوتتان را بگویید. باید واژگان استانداردی را استفاده کنیم و انسجام زبانی داشته باشیم، مخاطب خود را بشناسیم و این که مخاطب داخلی و خارجی ما چه کسانی هستند و بر آن اساس خبرها را تنظیم کنیم و در این تصمیم گیری‌ها، هوشمندی داشته باشیم.

روغنی‌ها: وقتی از سانسور حرف می‌زنیم، چون یک بار معنایی منفی دارد، شاید ذهن‌ها به سمت و سوی نادرستی برود. ولی در جنگ‌ها نمی‌توانید تمام اطلاعات خود را منتشر کنید. چه کسی اطلاعات محرمانه و فوق محرمانه و سری خود را در جنگ به دشمنش عرضه می‌کند؟ آیا این نامش سانسور و کنترل اطلاعات و مدیریت هوشمند اطلاعات است؟ هر اسمی روی آن بگذاریم باید بگذاریم. دیگر این که در موقعیت جنگی، آیا هر کسی حق دارد در خیابان و کوچه و رادیو و تلویزیون، هر حرفی که مورد نظرش است را بزند و اذهان را به سمتی ببرد که اطلاعات غلط و نادرست به آن‌ها داده شود؟ طبیعتا نباید انجام شود. این می‌شود کنترل و مدیریت و هرچه اسمش را بگذارید. وقتی رئیس جمهور آمریکا حرفی را می‌زند نمی‌توانیم سانسورش کنیم. ولی در کنار انتشارش، باید حرف خود را بزنیم و حرف او را خنثی کنیم. ولی یک سری اطلاعات و مسائل است که در داخل خود ما است. این‌ها را نباید منتشر کنیم. در دوران جنگ و درگیری باید اطلاعاتی که منتشر می‌شود به گونه‌ای باشد که دشمن سوء استفاده نکند، باعث نگرانی جامعه و تشویش اذهان نشود و جنگ روانی دشمن را دامن نزند. این اطلاعات باید کنترل شود. هر اطلاعاتی به هر شکلی نباید منتشر شود.

متاسفانه در طول جنگ ۱۲ روز و این چهل روز، مدیریت منسجمی را  به صورت مستمر و متمرکز بر روی رسانه‌ها نداشتیم. حتی در خود رادیو و تلویزیون این موضوع وجود نداشته است. چه برسد به این که فضای مجازی و خبرگزاری‌ها را کنترل کنیم، به این معنا که به آن‌ها بگوییم چه چیزی درست است و چه چیزی درست نیست و یا چه چیزی منتشر شود یا نشود. به این معنا کنترل کنیم که آن چه که لازم نیست منتشر شود را منتشر نکنیم و آن چه که باید منتشر شود و توسعه پیدا کند را توسعه دهیم و بازتاب گسترده بدهیم. این کار باید صورت بگیرد. اسمش را مدیریت یا هماهنگی یا هرچیزی شبیه آن بگذاریم {تفاوتی نمی‌کند}.

*در همین جنگ درمورد ترور آقای لاریجانی، دو رسانه منتسب به نیروهای مسلح داشتیم که یکی گفت ایشان در پردیس بوده است و یکی دیگر به نقل از شورای عالی امنیت ملی تکذیب کرد. چنین روایت‌هایی می‌دهند که انگار هرکسی هر چیزی در تاکسی شنیده است را بازگو می‌کند.

روغنی‌ها: آسیب اصلی همین تناقض در اطلاعاتی است که منتشر می‌شود. این موضوع اعتماد مردم را سلب می‌کند و این سلب اعتماد باعث می‌شود که مرجعیت رسانه‌ای از رسانه‌های خودی و داخلی به سمت بیرون از مرزها کشیده شود. این خطر بزرگ است.

*در این جنگ، موضوعی بود که سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا بود که گزارشی می‌داد. نحوه کارکرد ایشان را چطور ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنم همان حالت مرکزیت اطلاع رسانی جنگ، با همین سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا بود که روزی دو بار صحبت می‌کرد و متنی را می‌خواند. عملکرد این سیستم سخنگویی قرارگاه خاتم را چطور ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید بودنش بهتر از نبودنش بود یا نحوه عملکردش می‌توانست بهتر باشد؟

ایزدی: ایشان فقط پیامی را منتقل می‌کردند و می‌رفتند. یعنی خبر می‌دادند و بیانیه ای را می‌خواندند و بعد از یک تا یک و نیم دقیقه تمام می‌شد تا بعد که عملیات جدیدی انجام شود. بیشتر هم گزارشی کوتاه از یک عملیات بود. این کار خوبی بود. بالاخره از مرکزیتی مانند قرارگاه خاتم الانبیا صادر می‌شد و ایشان هم با یک لحن حماسی خاص خود می‌خواند. اما توضیح دادن و توجیه کردن مردم، خصوصا علاقمندان به دفاع از کشور و ایران، همینطور در این که چه اتفاقی افتاده است سرگردان می‌شوند. آقای عراقچی به پاکستان رفته بود. همه می‌گفتند برای چه به پاکستان رفته است؟ مردم می‌خواهند از این شرایط استخوان لای زخم در بیایند. کسی نمی‌داند بالاخره صلح می‌کنیم، مذاکره می‌کنیم، صلح نمی‌کنیم، همینطور منتظر هستیم که صدایی بیاید و بگوییم جنگ شروع شد. این از نظر روحی و روانی خیلی بد است و برای همه اقشار جامعه بد است. رسانه‌های خارجی خبرهایشان را درمورد پاکستان و عراقچی منتشر می‌کنند و خبرنگارهایشان از همان نقطه در پاکستان گزارش می‌دهند و بعد ما می‌گوییم که ایشان نرفته مذاکره کند. این که دیگر خبررسانی قطره چکانی ندارد. می‌توان کارهای دیگری کرد. چون خبرهای ضد و نقیض هم در سیستم‌های تبلیغاتی و رسانه ای حاکمیتی می‌دهیم، باید عام جامعه بداند که بالاخره ما از تنگه هرمز، کشتی رد کرده ایم یا نکرده ایم. آیا رد کرده ایم؟ آمریکایی‌ها کشتی‌ها را گرفته اند؟ خانواده در چنین کشتی‌های باربری چه کار می‌کرده است؟ یک سری ابهامات وجود دارد و کسی هم اطلاعاتی نمی‌دهد که از مرکزیتی گرفته باشد. بالاخره آقای روغنی‌ها، یکی از افرادی بود که در تصمیم گیری برای خبرهای سپاه پاسداران در زمان انتقال و مخابره، حضور داشتند. در آن جا بحث می‌کردند و افرادی که آن جا بودند جنگجو و رزمنده تفنگ به دست نبودند؛ بلکه افراد فرهنگی تبلیغاتی و سیاسی بودند که فکرهایشان را روی هم می‌گذاشتند. الان خارج از فضای مجازی و در حوزه رسانه ای حاکمیتی، چنین موضوعی وجود ندارد. این می‌شود که می‌گویند فلان شبکه در اختیار فلان ارگان است و حرف‌هایی می‌زند که با سیاست‌های نظام متفاوت است. جایی باید باشد که حداقل رسانه‌های حاکمیت یک حرف بزنند.

گل‌محمدی: شما وقتی رسانه‌های مختلف را نگاه می‌کنید، تک صدایی نیستند ولی یک صدا هستند. ما می‌گوییم در رسانه‌های داخل هم باید همین طور باشد و این تنوع لحن را در رسانه‌های مختلف داشته باشیم، ولی یک روایت را مطرح کنیم. یک صدایی ما این است که دشمن به ما حمله کرده است و ما دفاع می‌کنیم. این یک صدایی را باید به جای تک صدایی جا بیاندازیم. متاسفانه خیلی جاها، دوستان به دنبال تک صدایی هستند.

چرا باید منبع من بلومبرگ یا منابع دیگر خارجی باشد؟

روغنی‌ها: در دوران دفاع هشت ساله، مرکز عملیات مشترک سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی بود. قبل از آن، قرارگاه کربلا بود که مرکز عملیات مشترک سپاه و ارتش بود. قرارگاه نجف اشرف در غرب، قرارگاه نوح در استان بوشهر که دریایی بود و قرارگاه کربلا هم در جنوب بود و {همه این ها} تبدیل به قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا شد. از آن جایی که در خبرهایی که برای رسانه‌ها منتشر می‌شد نقش داشتم، یک اطلاعیه از طرف قرارگاه منتشر می‌شد که هم حرف سپاه و هم حرف ارتش و هم حرف‌های مشترکی که انجام شده بود را در بر می‌گرفت. 

*اواخر جنگ، قرارگاه خاتم که توضیح می‌داد، عملیات ارتش را هم می‌گفت.

روغنی‌ها: اگر قرارگاه خاتم اطلاعیه می‌دهد، دیگر همان نهاد اطلاعیه دهد. مشخص شود سپاه و ارتش و هر کدام از بخش‌های مختلف موشکی و هوانیروز و نیروی زمینی هر کدام چه کاری کرده اند. این تعددش مقداری ذهن را مشوش می‌کند که کدام درست است. آیا این‌ها باهم هستند و یا چیز دیگری است؟ نکته دوم این که من خودم خبری هستم و هر دو سه دقیقه یک بار خبرها را چک می‌کنم. من اگر بخواهم ببینم چند کشتی از تنگه هرمز عبور کرده است باید منابع خارجی را ببینم. یک بار نشده است که خودمان بگوییم امروز هشت کشتی را از محاصره دریایی آمریکا رد کرده ایم. ولی این را بلومبرگ می‌گوید. چرا باید منبع من بلومبرگ یا منابع دیگر خارجی باشد؟ نباید این مرجعیت خبری از ما گرفته شود. چه اشکالی دارد که هر روز بگوییم این ۵ کشتی را گرفتیم یا رد کردیم یا محاصره به چه حالتی در آمده؟ چون این موارد برای مردم مهم است. ما در این موارد سکوت می‌کنیم و این سکوت ما به چیزی دامن می‌زند که مورد نظر دشمن ما است. نبود این برخورد فعالانه با اخبار و گزارشات که ما را به سمتی می‌برد که دیگران خبرهای ما را بدهند، آسیب زننده است. نکته بعدی این است که اطلاعیه‌ها باید نظم و نسق مشخصی داشته باشند و اگر قرار بر این است که اطلاعیه‌های جداگانه داده شود، مشخص شود که چه بخش‌هایی در کدام اطلاعیه باشد. اگر بخشی از یک عملیات سپاه در اطلاعیه قرارگاه خاتم باشد و بخش دیگری نباشد، این ضعفی است که باید جبران شود. غیر از بحث کنترل و نظارت بر رسانه ها، باید این‌ها را در داخل خود حاکمیت و نهادهای حاکمیتی اعم از نظامی و امنیتی و سیاسی {حل کرد}. درمورد سفر آقای عراقچی، از همان زمانی که قرار بود ایشان برود، صحبت این بود که قرار است با مقامات پاکستان دیدار کند. آمریکایی‌ها گفتند فرستاده آمریکا هم قرار است بیاید. خود من که رسانه ای هستم گیج بودم که بالاخره چه شده است. آخر هم مشخص نشد قرار است بروند یا نروند. ۱۵ ساعت گذشت تا مشخص شود می‌خواهند مذاکره کننده یا نکنند. این سردرگمی به این تشویش مردم دامن می‌زند. مردم می‌خواهند کاسبی و زندگی کنند. این استخوان لای زخم آزاردهنده است. این‌ها که در کنترل خودمان است و وزارت امور خارجه می‌تواند بلافاصله پاسخ دهد که اینطور هست یا نیست تا مردم نسبت به این مسائل، آن اعتماد لازم را به نهادها و دستگاه‌های داخلی خودمان داشته باشند و اطلاعات را از آن جا بگیرند.

*در جنگ ۱۲ روزه مواردی مانند ماجرای اف ۳۵ و دستگیری خلبان زن بود که بعدا توسط خود مقامات نظامی تکذیب شد. همینطور درمورد کارخانه‌های پهپادسازی که در زمان جنگ ۱۲ روزه چندین مرتبه در خبرها می‌آمد که یک کارگاه پهپادسازی گرفته‌اند که عوامل اسراییل بودند که بعدا سردار نجات گفت چنین چیزی نبوده است. فکر می‌کنید مطرح کردن چنین مسائلی در جنگ فایده ای دارد؟

ایزدی: ما به موازات جنگ تسلیحاتی، باید جنگ روانی داشته باشیم. به نظرم آن‌هایی که با ما می‌جنگند، سیستم راه اندازی جنگ روانی فعال دارند. من هم در فعالیت سیاسی و کار رسانه بوده ام و نمی‌دانم آیا مرکزیتی وجود دارد که یک جنگ روانی علیه دشمن راه بیاندازیم یا نه. جنگ روانی بسیار مهم است. در جنگ روانی، بسیاری از فعالیت‌های تبلیغی و رسانه ای دشمن را می‌شود خنثی کرد و جلویش را گرفت. خارج از این موضوع که مردم خودمان باید چطور رفتار کنند و چه کار کنند و در انبوه خبرهای راست و دروغ باید آرامش داشته باشند، گرچه همه در صحنه هستند و به گوشی و اخبار دسترسی دارند، ولی گیجی خبر برای یک جامعه، باعث ایجاد یاس می‌شود. در این صورت، هر چه بگویند این جنگ را باید به نقطه ای برسانیم، مردم برای این که از این گیجی و ناراحتی رها شوند می‌گویند زودتر تمامش کنیم. در این صورت می‌گویند هر چه می‌خواهد رخ دهد، ما نیاز به آرامش روحی روانی داریم. در جنگ روانی می‌شود همه چیز گفت تا به نحوی دشمن را گیج کرد. کاری که آن‌ها با رسانه‌های فراوان رادیو تلویزیونی و مجازی دارند با جامعه ما می‌کنند. نمی‌دانم برای جنگ ۴۰ روزه چنین چیزی وجود داشت یا نه. چون در جنگ هشت ساله این جنگ روانی علیه ارتش عراق وجود داشت. اما آن زمان جبهه وجود داشت. یعنی نیروهای دشمن را که در مرز هستند از نظر روحی و روانی اذیت می‌کردند. اما الان چون جبهه ای به مفهوم حضور نیروی انسانی نداریم و رزمندگان در جبهه مشخص و شناسایی شده‌ای نیستند و پراکنده هستند، موضوع متفاوت است. ولی بالاخره از طریق رسانه‌ها با وجود مرکزیت، این امر امکان پذیر است تا چیزی را از طریق فضای مجازی و خریدن خبرنگاران خارج از کشور که کارشان انتقال خبر است و ایدئولوژی ندارند، {منتقل کرد}.

*در این جنگ باراک راوید خبرنگار آکسیوس کلا روایت را در دست گرفته بود.

گل‌محمدی: در جنگ روانی – همانطور که از اسمش پیدا است – باید نقاط ضعف دشمن را بشناسیم. این هم کار روانشناسان اجتماعی و ارتباطات است. بر اساس ارزیابی ای که از روحیات دشمن می‌کنیم، آن نقطه ضعف‌ها را باید پیدا کنیم و روی آن‌ها دست بگذاریم. یکی از جنگ روانی‌هایی که خود آمریکایی‌ها انجام می‌دهند، بیماری ترامپ و تشتت تصمیم گیری و تناقض‌هایی است که مطرح می‌کند. از این فضا حتی برای داخل به خوبی استفاده نمی‌کنیم.

تناقض گویی‌های ترامپ را به رخ کشیدن و آن‌ها را آزار دادن از این جهت، می‌تواند از مصداق جنگ روانی باشد

*فکر می‌کنید بُرد رسانه ایرانی در جامعه آمریکا چقدر است؟

گل‌محمدی: بحث برد نیست. اساتید دانشگاه و متخصصانی حتی در خارج از کشور داریم که می‌توانیم آن‌ها را ترغیب کنیم تا مقاله بنویسند. چرا این کار را نمی‌کنیم؟ از این ظرفیت‌ها باید استفاده کنیم. این کاری است که رسانه‌های خارجی انجام می‌دهند. ایرانیانی در دانشگاه‌های خارج از کشور هستند که تحلیل می‌کنند و بر اساس روایتی که خودشان نیاز دارند، آن را جا می‌اندازند. ما این کار را نمی‌کنیم. از این پتانسیلی که در خارج از کشور داریم و بسیاری هم طرفدار مجموعه {نظام} هستند، استفاده نکرده ایم و مغفول مانده اند.

روغنی‌ها: فکر می‌کنم همان لحن حماسی سخنگوی قرارگاه خاتم یا متن و محتوای اطلاعیه ای که سپاه پاسداران یا ارتش می‌دهد، بخشی از آن حماسه ای است که مردم منتظرند بشنوند و این برای مردم آرامش بخش است. همانطور که دشمن می‌تواند اثر منفی بگذارد. در این که آیا اثرگذار هستیم یا نه، معتقدم تا حدی اثرگذار بوده ایم. یکی از کارهای خوبی که این دوره انجام شد، انیمیشن و لگوهایی است که ساخته می‌شود. بعضا چک کردم که بیشتر از ۲۵ میلیون بازدید داشته اند و چندین مورد بوده است که در شبکه‌های تلویزیونی روی آن‌ها بحث می‌شود و اثرگذار بوده است. محتوا و آهنگی که روی آن است اثر گذار بوده است. خیلی هم بی تاثیر نیستیم.

*منظور این است که مثلا رسانه ایرانی در مورد بیماری ترامپ بنویسد، چقدر تاثیرگذار است؟

روغنی‌ها: این برای داخل خودمان می‌تواند اثرگذار باشد. برای خود ما شاید یک بحث آرامش بخش روانی باشد. نمی‌خواهم بگویم می‌تواند اثر صد درصدی داشته باشد. ولی برخی موارد می‌تواند آرامش بخش باشد و از آن تشویش اذهان کم کند و وقتی ترامپ اظهارات متناقض می‌کند، این تناقض گویی‌ها مردم را نگران نمی‌کند. آن‌ها می‌گویند او ده‌ها بار حرف بی ربط زده است. این تاثیرش در این حد خواهد بود و موثر است. در خارج هم دیدم خبرنگار خارجی از سخنگوی کاخ سفید پرسید که این ادعای آتش بسی که مطرح کرده اید که ایران خواسته است، اصلا چنین چیزی نبوده است. سخنگوی کاخ سفید جوابی نداشت بدهد و گفت شما به حرف‌های ما اعتماد کنید. پس بی تاثیر نیست. اگر خوب عمل کنیم و خوب رفتار کنیم، درست است  که آن تاثیرگذاری و دامنه اثرگذاری رسانه‌های غربی و آن گستره را ندارید. ولی بی تاثیر نیست و از همان امکانات موجود می‌شود استفاده لازم را برد. اما در مورد جنگ روانی که بسیار موثر است، باید مرزی را برایش در نظر گرفت که اطلاعات دروغ گفته نشود. در غیر این صورت، اثر معکوس خواهد داشت. مثلا تناقض گویی‌های ترامپ را به رخ کشیدن  و آن‌ها را آزار دادن از این جهت، می‌تواند از مصداق جنگ روانی باشد. ولی این که اطلاعات غلط دهید و حرف دروغ بزنید، بحث پهپاد می‌شود. این جنگ روانی برای خودمان بود که یعنی انقدر ناتوان هستیم که در داخل کشور خودمان حتی وام خود را از بانک ملی گرفته اند این حرف غلط در ذهن مردم جا افتاد. زدودن این حرف‌های غلط بسیار زمان بر است و چه بسا از ذهن خارج نشود. بنابراین دادن اطلاعات نادرست و غلط با جنگ روانی فرق دارد.

*پس پروپاگاندا و جنگ روانی، دو مساله متفاوت هستند.

روغنی‌ها: باید مرز را در نظر گرفت. اگر اطلاعات دروغ داده شود، فاش می‌شود. این باعث می‌شود تاثیر کار شما از بین برود و اثر معکوس داشته باشد.

ایزدی: نکته ای که در جریان جنگ ۱۲ روزه شروع شد و در این جنگ هم استفاده شد، عرق ایرانی بودن مردم بود که بسیار مهم است. در ایجاد وحدت و هماهنگی موثر بود. ما الان در خارج از کشور، ایرانی ایران دوست زیادی داریم که با مشی حکومت ما سازگار نیستند. ولی به خاطر ایران، خیلی کارها می‌کنند و آمادگی دارند. بسیاری از آن‌ها اندیشمند و اهل قلم هستند. روزنامه نگار هستند و حرف دارند و شناخته شده هستند و در رسانه‌ها و ارگان‌های مختلف کشورها هستند. اگر برنامه ریزی شود که به آن‌ها مواد تبلیغی و فرهنگی برسانند، اثرگذار خواهد بود. چون جمعیت بسیار انبوهی وجود دارد. سال‌های گذشته یک ایرانی و آمریکایی یک تز دکترای مشترک درمورد مدیریت فرهنگی ایرانیان در آمریکا تهیه کرده بودند که خیلی حیرت انگیز بود. آن‌ها علاقمند به ایران هستند و حاضرند بنویسند و خودشان را مربوط {به جریان فعلی} نمی‌دانند و دفاعی که شکل گرفته است را خیلی به حاکمیت ربط نمی‌دهند. بالاخره می‌بینند ایران در تعرض قرار گرفته اسست و اسراییل می‌خواهد تجزیه کند و ترامپ می‌خواهد تمدنش را بگیرد. این‌ها انگیزه‌هایی ایجاد می‌کند که پای کار ایران بایستند و از زادگاه و سرزمین خودشان حمایت کنند. باید جایی باشد که برای این موارد  برنامه ریزی کند. همچنان می‌گویم باید اینترنت آزاد باشد، وگرنه تمام این کارها عقیم اند. رسانه ملی ما را در افغانستان می‌بینند، اما بعید می‌دانم کشورهای عربی آن را مشاهده کنند. از طریق اینترنت و فضای مجازی می‌شود این کارها را کرد.

گل‌محمدی: ما تا اینجا به جای این که راهکار بدهیم و چارچوب مشخص کنیم و به این چارچوب‌ها توصیه کنیم، بیشتر منع کردیم. به نظرم یکی از راهکارها باز کردن فضای مجازی است. به جز این نمی‌شود.

*فکر می‌کنید قطعی اینترنت تاثیری روی باور پذیر بودن روایت طرف ایران دارد؟ حتی برای مردم داخل که اینترنت قطع است، شبهه وجود دارد که قرار است تک صدایی شود؟

گل‌محمدی: اثر گذاشته است. به هر حال در این مدت دو ماهه، تاثیر داشته است. افرادی که آن طرف {در خارج از کشور} هستند باید شناسایی شوند و به این ترغیب شوند که اگر این علاقمندی را دارند، در راستای تصمیماتی که می‌گیرند حرکت و محتوا تولید کنند.

ایزدی: خود ارتباطات اقتصادی که از طریق اینترنت بین تجار ایرانی وجود دارد، در طول تاریخ هم وجود داشته است. اصولا جنبه‌های ایران شناسی که در چین و هندوستان بوده است، از طریق تجارت و رفت و آمد {تبدیل به ایجاد ارتباطات می‌شده است}.  یکی از وسایل تجارت به خودی خود که متاسفانه در حال حاضر قطع است، اینترنت است که اگر باز شود می‌تواند موثر باشد. از طریق ایرانیان خارج از کشور می‌توانیم به نفع ایران کارهای زیادی بکنیم. ولی الان دسترسی نیست.

هنوز چیزهایی می‌بینیم که به نفع دشمن است و حرف‌های اختلاف انگیز زده می‌شود

روغنی‌ها: شبکه‌های داخلی، در داخل ایران دیده می‌شود. شبکه‌های جام جم هم آنقدر برد ندارند و جمع شده‌اند. تنها راهی که داریم استفاده از فضای مجازی است. فضای مجازی هم عمدتا به خاطر وضعیت فعلی، در دست مخالفین ما و دشمنان ایران است که در خارج از کشور هستند. در داخل کشور ایزدی:  طبق آماری که داریم – میزان دسترسی مردم به اینترنت بین المللی، یک درصد است. ۹۹ درصد فضای مجازی، دیگرانی هستند که خیلی هایشان می‌توانند با ما نباشند و فعال باشند. در این شرایط، صدای ما خیلی کمتر به گوش خواهد رسید. من مصلحت‌های دیگر را نمی‌دانم. ولی آن چیزی که به عنوان یک فرد رسانه ای می‌توانم بگویم این است که تنها مسیر ارتباطی ما با دنیا همین فضای مجازی است که بتوانیم در توییتر و اینستاگرام حرفمان را بزنیم. همین کارهای انیمیشن لگویی که با هوش مصنوعی درست می‌شود و برد عظیمی دارد، می‌تواند دامنه گسترده تری پیدا کند. این فقط یک نمونه از کارها است. رساندن محتوای اطلاعیه‌های سپاه و ارتش و قرارگاه خاتم و حرف‌های مسئولین سیاسی، نظامی و فرهنگی کشور به دیگران، همین مسیر و کانال را دارد تا از این طریق بتوانیم مجرا را باز کنیم و حرف‌های خود را به دنیا بزنیم. وقتی این مسیر بسته شده است، دست و بال خودمان را نیز بسته ایم و امیدوارم به گونه ای شود تا در عین این که کنترل‌هایی صورت می‌گیرد تا دشمن از وضعیت سوء استفاده نکند، بتواند آن اثرگذاری لازم را داشته باشد. چون مسیر دیگری در اختیار نداریم. شبکه‌های ماهواره ای هم عمدتا در اختیار معاندین هستند و خیلی به شبکه‌های تلویزیون دسترسی نداریم. مگر این که برخی تحلیلگران در شبکه‌های عربی و انگلیسی بیایند و حرف‌های ما را بزنند. ولی از آن گستره لازم نمی‌توانیم استفاده کنیم.

*به عنوان افراد باسابقه در این زمینه، ارزیابی شما از عملکرد رسانه‌ای، تبلیغاتی و جنگ روانی در جنگ چهل روزه چیست؟ اگر بخواهید نمره دهید، چند می‌دهید؟

ایزدی: آن چه که از رسانه ملی و صدا و سیما و مخصوصا شبکه‌های تلویزیونی مشاهده می‌کنیم، قابل ارزیابی و نمره دادن نیستند. هنوز چیزهایی می‌بینیم که به نفع دشمن است. حرف‌های اختلاف انگیز زده می‌شود. این که شور و هیجان موجود در جامعه را منعکس می‌کنند و این نگهداشتن روحیه حماسی و شعار که البته به نفع دفاع است خوب است. ولی در متن و حاشیه این موارد، چیزهایی می‌بینیم که از بلند نگری و آزاد اندیشی خبری نیست.

گل‌محمدی: به عنوان کسی که سال‌ها در تبلیغات کار کرده ام، هیچ وقت موافق تبلیغات مستقیم نبوده ام. تبلیغات باید غیر مستقیم باشد. هر شبکه ای که انتخاب کنید، یک مداح دارد مداحی می‌کند. یا صدایش هست و یا خودش هست. تکرار این صداها در گوش مردم به مرور اثر منفی می‌گذارد. در این چند وقت اخیر، فکر جایگزین نکرده ایم و مدام این {الگو} را تکرار می‌کنیم. به مرور، بار منفی جایگزین اثرات مثبتش خواهد شد. کارشناسان ارتباطات و رسانه باید برای آن فکری کنند که بعد از این که مردم را در خیابان جمع کرده اید، به جای این که هر روز شعاری را تکرار کردید و {این شعارها} در گوش مردم مدام زنگ بزند، برنامه‌های متنوع تری داشته باشید و بازخوررد متنوع تری از آن داشته باشید. البته این رسانه سعی کرده است که یک صدایی را روایت کند و این نقطه قوت آن است. ولی لحن آن مشخص است و تنوع لحن را در این مدت نداشته ایم. این که تک روایت مشخص داشته ایم به نظر نقطه قوت آن است.

روغنی‌ها: برخی از خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری را در این بحث و در حوزه سرعت و کثرت در اطلاعات خیلی موفق دیده ام. به عنوان تجربه کار خبری، می‌دیدم که برخی از این خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های اطلاع رسانی، خوب کار می‌کنند. حتی در ساعات اول صبح و نیمه شب، مرتب در حال اطلاع رسانی هستند و سرعت خوبی دارند. البته آن ضعف‌هایی که برشمردم داشته اند. خیلی از خبرها بک گراند لازم را ندارند و برخی از آن‌ها خام هستند و پخته نشده اند. ولی این سرعت و توانمندی در پوشش خبرها خوب بوده است. ولی آن لازمه رعایت مسائل در دوران بحران که خود خبرنگاری بحران یک کار بسیار سخت و سنگین است و متاسفانه تجربه کار خبرنگاری بحران کم بوده است. از آن جایی که مقداری در این حوزه کار کرده ام، آشنایی لازم با خبرنگاری و کار رسانه در دوران بحران، آن هم برای کشوری مانند ما که در بحران‌های مختلفی بوده است، در حد رضایت نبوده است. درمورد رادیو و تلویزیون هم نباید از حق گذشت. کارهای حماسی و ترغیب و تشویق مردم را داشته است. اما آن تکرار یک مدل کار در ۳۰، ۴۰ روز ، بعد از مدتی تاثیرش را از دست می‌دهد و یا وقتی گوش فرد از آن پر می‌شود رها می‌کند و سراغ چیزهای دیگر می‌رود و یا خاموش می‌کند. در تبلیغات و اطلاع رسانی باید دقت کرد که تنوع و شکل‌هایی متفاوت از کار لازم است. این که هر شب کادری را داشته باشیم و مدام شهر را نشان دهیم، بعد از ۴۰، ۵۰ روز وقتی چشم و گوش از آن پر شد، کلا بی اثر خواهد شد. دوستانی که آن جا هستند و زحمت می‌کشند، باید دقت کنند که روی روش‌های مختلف و راه‌های گوناگون و سبک‌های مختلف کار کنند و به آن فکر کنند. اگر این روش دو هفته موثر بوده است، مانند غذای خوردنی است که هر روز آن را مصرف کنیم. این باعث دل زدگی می‌شود. این دقت را نداشته اند و باید برای این قضیه فکر شود. تداوم یک روش و سبکی که در مقطع خاصی موثر بوده است، این الزام را نخواهد داشت که در صورت ادامه دادن آن، اثر گذار خواهد بود. این نقطه ای است که به جای قوت، به ضعف تبدیل می‌شود. باید فکری برای آن شود.

۲۹۲۹

کد مطلب 2215273

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین